توبه بعد از اثبات جرم و قانون مجازات اسلامی

؛«دست زن و مرد سارق را به کیفر عملشان ببرید. این عقوبتی است که خداوند برای آنها مقرر داشته و خدا بر هر کار مقتدر و به مصالح خلق داناست. پس هر کس بعد از ظلمی که کرده توبه نموده و کار خود را اصلاح کند از آن پس خداوند او را خواهد بخشید که خداوند بخشنده و مهربان است.»
آیه مذکور که در رابطه با با حد سرقت می باشد که برای اجرای آن شرایط بسیاری ذکر گردیده است.
پ)- و نیز در آیه 34 و 33 سوره مائده در خصوص توبه محارب می فرمایند :
« إِنَّما جَزاءً الَذّینَ یُحارِبونَ الله وَ رُسولِه .. إِلَّا الَذّینَ تابُوا مِن قَبلِ اَن تَقدِروا عَلَیهِِم فَاعلَموا إِنَّ اللهَ غَفُور ٌرَحیم»؛
« همانا کیفر آنان که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند…. مگر آنان که پیش از دست یافتن بر آنها توبه کنند پس بدانید که خداوند بخشنده و مهربان است.»
در آیه فوق توبه مقید به قبل از دستگیری شده است و دلالت بر این مطلب دارد که توبه بعد از دستگیری و اثبات جرم، مجازات محارب را ساقط نمی کند، اگر چه مسقط عذاب اخروی است (السیوری، 1404، ص353 ).
3-3-2-2- قبول شهادت تائب
همان گونه که در مباحث قبلی بیان شد، به صراحت در متون اسلامی (آیات و روایات) از توبه به عنوان زایل کننده گناهان و تبدیل کننده سیئات به حسنات نام برده شده است. یکی از آثار بارز و نمود خارجی توبه این است که عدالت از دست رفته با توبه بر می گردد، چون توبه آثار گناه را نابود می کند. نفس انسانی را از آلودگی پاکیزه می سازد و دلها را به حالت پیش از گناه بر می گرداند، در نتیجه عدالت از دست رفته بازگشت می کند. علامه حائری (ره) در این باره می گوید: اگر شخص توبه کند به معنی این که پشیمان شود و بنابر عدم برگشت به مخالفت گذارد، وصف عدالت بر می گردد (حائری، 1404ه ق، ص516). توبه گناهان گذشته را پاک میسازد. البته در خصوص گناهان کبیره از بین رفتن عدالت اتفاقی است بین فقهاء ولی به نظر عدهای از فقهاء، عدالت با ارتکاب گناه کوچک از میان نمیرود تا با توبه باز گردد. آیتالّله بروجردی از فقهایی هستند که چنین نظری دارند. ایشان به روایت عبدالله بن ابی یعفور از امام صادق علیه السلام در این زمینه استناد کردهاند.«راوی میگوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: عدالت مردی که میان مسلمانان است با چه چیزی شناخته می شود تا گواهی مسلمانان در سود و زیان او پذیرفته شود؟ امام فرمودند: به این است که او را با ستر، عفاف و نگهداری شکم، عورت، دست و زبان بشناسی و با پرهیزکردن ازگناهان کبیره ای که خداوند وعده آتش برآنها داده است ( بروجردی، 1376ق، ج3، ص228).
از دیگر آثار توبه پذیرش شهادت مجرم می باشد و هرگاه مرتکب یکی از جرایم توبه نماید و توبه وی صحیح دانسته شود، هرگاه در موضوعی بعنوان شاهد بخواهد شهادت دهد، شهادت وی پذیرفته می شود. شایان ذکر است که شرط پذیرش شهادت در حقوق اسلامی عدالت است که مستند آن آیات قرآن و رویات صادره از معصومین (س) اجماع فقها و عقل می باشد (موسوی خمینی، بی تا، ص399)
ملاک اعتبار شهادت، اجتماع شرایط هنگام ادای شهادت است و چنانچه شخصی در سابق مرتکب گناهی گردیده و آنگاه توبه نموده باشد، شهادت او پذیرفته خواهد شد (خوئی، بی تا، ج 1، ص99).
فقهای عامه نیز معتقدند در صورتی که قاذف توبه نماید شهادت وی پذیرفته خواهد شد. فقط حنفیه معتقدند که شهادت قاذف به هیچ عنوان پذیرفته نمی شود (جزیری، بی تا، ص340). روایتی از امام صادق در این زمینه وارد است. امام فرمودند: «ان رجلا قطع فی قطع الطریق، فشهد عنه علی (ع) شهاده، فسأل عنه قومه، فقالوا خیرا، فاجار علی (ع) شهادته حین تاب و علمت منه التوبه»؛ مردی در راه سرقت کرده بود، بعدها در حضور علی (ع) شهادت داد. امام علی (ع) در مورد او از قومش سؤال کرد، آنها در مورد وی پاسخ دادند که خوب است. پس علی (ع) فرمودند: در صورتی که توبه کند و توبه وی پذیرفته گردد، پذیرفتن شهادت او را اجازه فرمودند ( نوری، 1382، ص 437-436).
3-3-2-3- سبب عفو توسط امام
یکی دیگر از آثار توبه مربوط به اثر توبه بعد از اثبات جرم می باشد که در این صورت توبه خود عامل سقوط مجازات نیست. بلکه عامل عفو توسط قاضی که در صورت صلاحدید قاضی، مرتکب را از مجازات معاف می نماید. قوانین موضوعه جمهوری اسلامی به تبعیت از نظر مشهور فقهای امامیه، عفو در مورد توبه بعد از اثبات جرم به سبب اقرار را جایز و آن را از وظایف ولی فقیه دانسته است مواد 72 و 103 و 126 و 133قانون مجازات اسلامی به این موضوع اشاره کرده و ساقط شدن مجازات در مورد توبه بعد از اقرار را منوط به عفو توسط ولی امر دانسته است.
بنابراین معافیت مجرم از مجازات، در صورت صلاحدید امام و ولی امر مسلمین محقق می گردد (الحلی، بی تا، ج9، ص146).
وجود چنین اثری برای توبه، مأخوذ از روایات باب حدود می باشد (العاملی، 1381، ج 18، ص327).
فصل چهارم
فروعات توبه
4-1- مراتب توبه
علماى اخلاق براى توبه و توبه‏کاران درجات و مراتب مختلفى ذکر کرده‏اند.
از یک نظر توبه‏کاران را مى‏توان به چهار گروه تقسیم کرد:
گروه اول:
کسانى هستند که از گناهان خویش توبه مى‏کنند ولى بعد از مدتى توبه را مى‏شکنند و به گناه باز مى‏گردند بى آن که تأسف و ندامتى از کار خویش داشته باشند، اینها در واقع در مرحله نفس اماره قرار دارند و عاقبت و سرانجام آنها کاملاً مبهم و پر مخاطره است، چرا که ممکن است ‏یکى از مراحل توبه و بازگشت ‏به سوى خدا مقارن با پایان عمر آنها باشد و به اصطلاح عاقبت آنها به خیر شود، ولى اى بسا پایان عمر آنها با یکى از زمانهاى توبه شکنى همراه گردد، و پایانى اسف انگیز و عاقبتى دردناک داشته باشند، و به اصطلاح «عاقبت ‏به شر» از دنیا بروند.
گروه دوم:
کسانی هستند که از گناهان خود توبه مى‏کنند، و راه طاعت و بندگى حق را ادامه مى‏دهند، ولى گاه شهوات در مورد بعضى از گناهان بر آنها غالب مى‏شود و توبه را مى‏شکنند چون هنوز توان کافى در برابر شهوات پیدا نکرده‏اند. ولى با این حال، از توبه شکنى نادم و پشیمانند و پیوسته به خود مى‏گویند اى کاش چنین گناهى را نکرده بودیم، و انشاءالله بزودى توبه خواهیم کرد.
این گونه افراد هم در واقع در مرحله نفس اماره‏اند ولى امید نجاتشان زیادتر است.