دانلود پایان نامه
(همان منبع، 634).
اقبال راه حل رهایی از مرگ و عذاب جاودان و رسیدن به سعادت جاودان را، در گرو رضای الهی می داند و مرحلۀ اوّل و آخر آن را شناخت خودی می داند، زیرا در نظر او، اگر فرد خود را بشناسد، در واقع خداوند را شناخته است. این بیان در سیر اندیشه و فلسفۀ اسلامی به اشکال متفاوتی از جمله نظم، نثر و حدیث آمده است. خواجه عبدالله انصاری نیز با نثر زیبایی این مطلب را بیان کرده است:”الهی روزگاری تو را می جستم خود را می یافتم، اکنون خود را می جویم تو را می یابم”(شجاری، 13:1388).
مبانی هستی شناختی
تقسیم وجود به واجب و ممکن
اقبال مانند دیگر اندیشمندان مسلمان، آدمی را موجودی غرق در ممکنات می داند که می تواند با اَعمال خود به هر یک از جهات خیر یا شر پیش رود. به اعتقاد وی، آدمی می تواند با شناختِ از توان و استعدادهای بالقوّه ای که خداوند در وجودش نهاده، به بالاترین درجۀ قرب الهی که همان نیابت الهی و رسیدن به مقام اولیاء الهی است برسد. وی راه رسیدن به این امر را تلاش جهادی در این راه و شناخت فطرت انسانی می داند.
تو شمشیری ز کامِ خود برون آ
نقاب از ممکناتِ خویش برگیر
برون آ از نیامِ خود برون آ
مه و خورشید و انجم را به بر گیر
(اقبال لاهوری،1382: 393).
نزد اقبال، امکان برای موجود ممکنی مانند انسان، می تواند دو راه کاملاً متفاوت را بر سر راه او قرار دهد، که یکی به بهشت برین(و در بهترین حالت اش، به نیابت الهی) و دیگری به دوزخ منتهی می گردد. اگر انسان با شناخت خود، توان هدایت ممکنات را به سوی خیر و رضای الهی فراهم کند می تواند به سعادت جاودانه برسد. خود کم بینیِ آدمی از عدم شناخت نسبت به خود، به عنوان اشرف مخلوقات است که سبب تلقّی نادرست از هدف خلقت می شود.
خودی تا ممکناتش وا نماید
از آن نوری که او بیند نداری
گره از اندرون خود گشاید
تو آن را فانی و آنی شماری
(همان منبع، 387).
ممکن الوجود، همان گونه که از نامش پیداست، وجود و عدم برای او در شرایط معمول، یکسان است و علّتی می خواهد که به سوی وجود و موجودیت ترجیح پیدا کند. و این از موهبت خداوند متعال است که آدمی به اعتبار او موجود است. آدمی باید به این نکته پی ببرد که خداوند متعال، جامع کمالات از جمله کمال وجودی است، و آدمی فقر محض؛ و این خیر و وجود محض است که به فقر محض، وجود می بخشد. پس انسان نیز باید به آن چه که خیر مطلق به آن امر کرده و توسط فرستادگان اش ابلاغ شده، جامۀ عمل بپوشاند و تنها او را که شایستۀ حمد وثناست، بپرستد.
زمان مندی عالم مادّه
علّامه در مورد اهمّیت توجّه به گذرا بودن زمان و ناپایداری زندگی دنیوی به نکته ای ظریف در مورد زمان اشاره می کند. این که زمان بسته به نوع استفادۀ آدمی از آن، هم می تواند برای آدمی مفید و شیرین، و هم مضّر و هلاک کننده باشد. در هر صورت جهان مادّی، زمان مند است و به تبع آن هر وجود زمان مندی، زوال پذیر خواهد بود. بنابراین بهتر است از این وسائلی که قرار داده شده برای بهره بردن و رسیدن به سرمنزل مقصود بهره گیری کنیم.

مطلب مشابه :  اقلام تعهدی اختیاری و غیراختیاری

وقت؟ شیرینی به زهر آمیخته
خالی از قهرش ببینی شهر و دشت