دانلود پایان نامه
خِرَد را با دِلِ خود همسفر کن
به تقلید فرنگ از خود رمیدند
جهانِ چند و چون زیر نگین کن
ولیکن حکمت دیگر بیاموز
مقام تو برون از روزگار است
نگاهش مُلک و دین را هم دو تا دید
که او با حاکمی کاری ندارد
یکی بر ملّت ترکان نظر کن
میان ملک و دین ربطی ندیدند
به گردون ماه و پروین را مکین کن
رهان خود را ازین مکرِ شب و روز
طلب کن آن یمین کاو بی یسار است
(اقبال لاهوری، 1382: 382).
معنای واژه «تربیت»
“واژۀ تربیت، برخلاف واژۀ اخلاق که هم شامل رفتار شایسته و هم رفتار ناشایست می شد، بار ارزشی و مثبتی دارد و برخلاف واژۀ اخلاق که فقط برای انسان به کار می رفت، برای همۀ موجودات قابل پرورش مورد استفاده قرار می گیرد. نظر به اینکه در گذشته متصدّیان مبحث تعلیم و تربیت، فلاسفه بودند و آنان تربیت را نوعی تغییر و تحوّل می دانستند، تعریفی که از تربیت ارائه کردند منطبق بر تعریف حرکت بود. به نظر آنها تربیت پرورش استعدادها و به فعلیت رساندن بالقوّه گی های انسان بود، که این تعریف مورد قبول متفکّرین مسلمان نیز قرار داشت”(نصر اصفهانی، 1379: 26).
تربیت پذیری انسان
“آدمی با همۀ صفات، قوا و خلقیات، موجودی دگرگون شونده است و می تواند تحت تأثیر تعلیم و تربیت، به کمال عقل نظری و عقل عملی نائل آید. تربیت پذیری در انسان ها مراتبی دارد، برخی به تربیت و ارزش های انسانی نزدیک و برخی دیگر دورند”(به نقل از هدایتی،1390).
تعلیم و تربیت در طول تاریخ
تاریخ تربیت در میان انسان ها به آغاز حیات آنها بر می گردد. انسان از همان زمان که به قابلیت تربیت پذیری خود پی برد، امکانات لازم را برای آن فراهم ساخت. در طول تاریخ، اندیشمندان بسیاری در مورد تعلیم و تربیت به اظهارنظر مبادرت ورزیده اند که از متقدّمان مشهور آنها می توان افلاطون (427-347 ق.م) را نام برد. وی در کتب خود، علی الخصوص کتاب جمهوری خود به طور مفصّل در مورد موضوع تعلیم و تربیت، مراحل تربیت، خصوصیات مربّی و متربّی و چگونگی پرورش افراد شایسته برای رده های گوناگون مناصب حکومتی، اعم از کارگری، نظامی گری و فرمان روایی توضیح داده است. کتاب جمهور افلاطون “موضوع واحد ندارد، بلکه دربارۀ موضوع های متعدّدی بحث می کند که اهمّیت آنها و مقامی که در این کتاب دارند، تقریباً یکسان است. از جهتی می توان گفت که بحث اصلی کتاب بر سر موضوع عدل است، امّا اهمیتی که افلاطون برای مفهوم عدل قائل است از لحاظ تحقّق آن در جامعۀ بشری است، و وی در عالم خیال، شهری را پی ریزی می کند که صفت عدل، هم در تشکیلات و هم در اخلاق افراد آن محقّق باشد. پس، از این حیث می توان گفت که هدف اصلی کتاب بحث در تأسیس مدینۀ فاضله یا تحقّق کمال مطلوب در تنظیم امور جامعه است. از طرفی اگر کتاب را از نظر فلسفی مطالعه کنیم، چنین می پنداریم که محور همۀ مطالب آن فلسفه است. امّا اگر به جنبه های ماوراءالطبیعۀ کتاب توجّه کنیم و مخصوصاً جملۀ آخر کتاب را بخوانیم، ممکن است چنین نتیجه گیری کنیم، که موضوع اصلی کتاب، لزوم تربیت و تهذیب نفس است، تا برای نیل به مراتب ترقّی و تعالی در عوالم بعد از مرگ مستعد و آماده گردد(افلاطون، 1388: 4). کتاب جمهور از ده فصل تشکیل شده است که شامل:
1.کتاب اوّل شامل بحث هایی در مورد بعضی تعریفات جاری وقت دربارۀ عدل می باشد.
2.کتاب دوم در مورد موضوع ماهیت عدل در هیئت اجتماع و در اخلاق افراد است.
3.کتاب سوم که بخش هایی از آن به موضوع اثر تربیتی شعر و موسیقی، تربیت بدنی، تربیت روحی و جسمی و انتخاب زمام داران و تقسیم آنها به دو طبقۀ نگاهبان و معاون اختصاص دارد.