تعلیم و تربیت اسلامی و کودکان و نوجوانان

آموزشهای غیررسمی را می توان به دو نوع کلی تقسیم بندی نمود. نوع اول که در خارج از حیطه آموزشهای رسمی مربوط به نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی قرار دارد. به همین خاطر نظام آموزش رسمی جامعه نقش کمتری در کنترل و نظارت آنها دارند. این آموزش های غیر رسمی به دلیل همان فاصله موجود با نظام آموزش رسمی، اغلب به صورت غیر مستقیم می توانند در خدمت برنامه های درسی مدون و رسمی قرار گیرند. نوع دوم آموزشهای غیر رسمی که به طور مستقیم در برنامه درسی وارد می شوند وتحت کنترل آموزش وپرورش رسمی کشور قرار دارند. (شمشیری. 1387)
در این راستا تشکلهای زیادی از دیر باز عهدهدار آموزشهای غیر رسمی بودهاند، میتوان به فعالیتهای نظام پیشآهنگی در جهان و ایران اشاره کرد که پس از فراز و نشیبهایی که در روند نظام پیشآهنگی ایران از سال 1304 تا سال 1364 بوجود آمد. سرانجام توسط مجلس شورای اسلامی درسال1364 منحل شد. پس از یک دوره فعالیتهای معاونت پرورشی وایجاد کانونهای فرهنگی تربیتی ، سازمان بسیج دانش آموزی ،تشکلهای پیشتازان وفرزانگان سرانجام اساسنامه سازمان دانش آموزی جمهوری اسلامی ایران پس از تهیه پیش نویس آن توسط اداره کل فعالیتهای دانشآموزی و تعیین اهداف، اصول، سیاستها و برنامههای آن به سازمان امور اداری و استخدامی ارسال گردید و پس از اظهار نظر این سازمان در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور قرار گرفته و نهایتا در جلسه ۴۴۱ مورخه 21/2/78 به تصویب این شورا رسید. و سازمان دانشآموزی رسما عهدهداربخش بزرگی از آموزشهای غیررسمی شد.(تشکیلات دانشآموزی،1383: 9)
فلسفه تشکیل سازمان دانش آموزی، سامان دادن به امور فرهنگی، تربیتی ونیازهای دانش آموزان بود که از طریق سیستم رسمی آموزش وپرورش کلاسیک، در کلاس درس وچارچوب کتاب و فضای مدرسه تامین نمیشد.
بیان مسأله
موضوع تربیت انسان این موجود هزار لای و بهترین محصول دستگاه آفرینش که رسیدن او به تعالی و کمال هدف عالی آفرینش است به ساز و کارهای ویژه و پیچیده ای نیازمند است. از مهمترین اهداف تربیت، رشد طبیعی و تدریجی و هماهنگ همه نیروها و استعدادهای انسان است و این هدف از طریق مشاهده، تجربه و تفکر و تعلیم بوجود می آید. وظیفه تعلیم و تربیت در اکثر کشورها پس از خانواده به عهده آموزش و پرورش می باشد که یک نظام دولتی است و آموزشهای خودرا تحت عنوان رسمی یا آموزش کلاسی ارائه میدهد. اما نوعی دیگر از آموزش که از آن با عنوان «آموزش غیررسمی» یاد میگردد، از لحاظ قلمرو، گسترده تر از آموزش رسمی بوده و فراتر از حیطهی الزامات و محدودیتهای زمانی و مکانی وغیره موجود در آموزش رسمی قرار دارد. به دلیل کارکرد آموزش غیررسمی به عنوان مکمل آموزش رسمی و حتی در برخی موارد تنها گزینه برای آموزش افراد در طول زندگی، این نوع آموزش از اهمیت ویژهای برخودار است. آموزش غیررسمی اغلب، متولّی رسمی و تعریف شدهی دولتی نداشته و مسؤولیت این نوع آموزش به طور متعارف به عهدهی نهادها ، مجامع فرهنگی، رسانههای همگانی، تشکلهای غیر دولتی و مردمنهاد درجامعه میباشد. اما نوعی از آموزشهای غیررسمی نیز وجود دارد که به طور مستقیم بر آموزشهای رسمی اثرگذار میباشدو مکمل آموزش رسمی میباشند که میتوان به فعالیتهای فوقبرنامه و مکمل برنامهدرسی در مدارس اشاره کرد (آتشدامن. 1389).
شیوه استفاده ازبرنامههای آموزشی غیررسمی، به خصوص آموزشهای غیررسمی مکمل برنامه رسمی، در کشورها به دلیل وضعیت فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی متفاوت است اما با یک نگاه کلی به این نتیجه میرسیم که در اکثر اهداف، نوعی اشتراک دارند. برای روشن شدن موضوع به بررسی فعالیتهای تربیتی مکمل یا فوق برنامه در چند کشور که پیشرفتهای مناسبی داشتهاند میپردازیم.
سوئد: تنظیم فعالیت های تربیتی مدرسه در کشور سوئد تا حد زیادی در اختیار مدرسه، معلمان و والدین دانش آموزان است. یکی از نکات ارزشمند نقش موثری است که به دانش آموزان در برنامه ریزی فعالیتها داده می شود، امکانات و فعالیت های مراکز گذران اوقات فراغت به طور طبیعی با فعالیتهای روزانه مدرسه تلفیق شده است. این فعالیتها عین برنامه است و جزیی از فعالیتهای تربیتی دانش آموزان به شمار می رود و تحت عنوان «فعالیتهای آزاد» تلقی می شود. محتوای فعالیت های آنها شامل سرگرمی ها و گردهمایی ها، فعالیتهای عقیدتی، هنرهای زیبا، آواز، موسیقی، نمایشنامه، کارهای تصویری، قصه گویی، طراحی و نقاشی، فعالیت های حفظ محیط زیست، بازی های گروهی، مشارکت و اداره بخش هایی از امور مدرسه (کتابخانه، پذیرایی، امور بهداشتی مراقبت و محافظت از دانش آموزان کوچکتر، اردوها و مسافرتهای دانش آموزی است (همان).
مالزی: آموزش هنر و موسیقی و مهارتهای زندگی، جزو درس هستند که در برنامه جدید در کشور مالزی به آن توجه شده است و تقریباً یک پنجم از ساعات برنامه مدرسه ای به فعالیتهایی مانند ورزش، هنر، فعالیت های باشگاهی تعلق دارد که در چهار سطح مدرسه ای، منطقهای، ایالتی و ملی برگزار می شود(همان).
روسیه: در کشور روسیه بر فعالیتهای فوق برنامه و آموزش های تکمیلی و فعالیتهای خارج از مدرسه بسیار تاکید شده است و این برنامه ها به طور مستقیم زیرنظر مدرسه کنترل نمی شوند اما به صورت غیرمستقیم، از سوی مدرسه، بچه ها به سوی مراکز دیگر فرستاده می شوند. این فعالیتها با فراهم کردن موقعیتهای اضافی و تکمیلی برای رشد اخلاقی، ذهنی، بدنی کودکان و نوجوانان طراحی شده است و محتوای فعالیتهای فوق برنامه در چهار محور کلی (علوم اجتماعی، تکنولوژی و علوم طبیعی، فرهنگ و هنر، ورزش و سیاست) ارائه می شود (همان).
در جامعه ما نیز فعالیتهای قابل تقدیری در سالهای گذشته انجام گرفته اما مطالعات تطبیقی وضعیت آموزش غیررسمی کشورمان با کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته، نشان ازکمبود زیر ساختهای مناسب دارد. بررسی برنامههای درسی و عدم استقبال از پژوهش در زمینه کارکرد تشکلها به ویژه سازماندانشآموزی دلیلی براین ادعاست.
حال آینده سازان جامعه ما هم که کودکان و نوجوانان میباشند، برای شناخت حیات اجتماعی، در کنار آموزشهای رسمی و تئوریک باید با زندگی عملی منطبق بر آرمانهای عقیدتی و ملی آشنا شوند. در جامعه جوان اسلامی ما، بیش از هر جامعه دیگر چنین ضرورتی وجود دارد تا نوجوانان و جوانان برای زندگی اجتماعی سالم در کنار دیگران آماده شوند (راهنمای تشکیلات دانشآموزی، 1383).
بهترین روش برای رسیدن به این مقصود، شرکت دادن دانش آموزان در فعالیتهای گروهی و مناسبترین محل برای اجرای دقیق و تحقق آن طراحی تشکیلاتی پویا و هماهنگ است. تقریبا اولین جرقههای چنین تشکیلاتی ازسال 1304 با تاسیس سازمان پیشآهنگی زده شد. اما در روند کار این سازمان به دلیل اوضاع اجتماعی وقفههایی ایجاد شد و نهایتا در سال 1364 توسط مجلس شورای اسلامی منحل گردید. انحلال پیشآهنگی خلاء اساسی در نظام تعلیموتربیت ایجاد کرد. گرچه معاونتپرورشی با راهاندازی کانونها وتشکلهای مختلف پیشرفتهایی داشت اما همچنان جای یک تشکل مقتدر دانشآموزی خالی بود . سرانجام سازمان دانش آموزی با چنین چشماندازی ایجاد گردید.
در تعریف سازمان دانشآموزی که سهم اساسی در تربیت و هدایت نسل انسانی ( دانش آموزان وافراد زیر 18 سال ) دارد آمده است، به عنوان یک سازمان عمومی غیر دولتی، باهدف زمینه سازی تعلیم و تربیت اسلامی دانش آموزان در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی برای کسب فضایل اخلاقی و کمالات انسانی بر اساس تعالیم عالیه اسلام و برای بسط مشارکت فعال دانش آموزان در عرصه های مختلف انقلاب و کشور، همچنین برنامه ریزی برای استفاده مفید از اوقات فراغت دانش آموزان و آماده سازی آنان برای پذیرش مسؤولیتهای فردی و اجتماعی تحت نظارت وزارت آموزش وپرورش تاسیس شده است (اساسنامه سازماندانشآموزی. 1378).
گرچه مسؤولان ردههای تعلیموتربیت در گفتارشان اهمیت و ضرورت سازماندانشآموزی را گوشزد میکنند، لیکن آنچه در عمل مشاهده میگردد نشان از این دارد که به باور قلبی نرسیدهاند. وضعیت کنونی فعالیتهای سازماندانشآموزی در مدارس به خصوص مدارس شهرستانها و مناطق، خود دلیلی بر این باور است. حال با گذشت بیش از12 سال از عمر سازمان دانشآموزی وعدم پژوهش در این زمینه، مساله اصلی این است، روند عملکرد سازماندانشآموزی در اهداف، ساختار و برنامهها چگونه بوده و چگونه باید باشد تا بتواند جایگاه اصلی خود را در نظام تعلیموتربیت تثبیت نماید.
ضرورت و اهمیت تحقیق :
ضرورت حیات اجتماعی و عمق بخشیدن به روابط اجتماعی نوجوانان و جوانان مستلزم آموزش مناسب است. بنابراین در هر جامعه سالم و زنده لازم است که در نظام تعلیم و تربیت، جایگاه مناسبی برای این امر مهم پیشبینی شود. دراین راستا حرکت و فعالیت دراموراجتماعی این فرصت را فراهم می کند که ویژگیهای درون یک جوان یا نوجوان رشد کند و فرصت بروز شکوفایی استعدادهای نهفته درقبال این حرکت جمعی و روحیه همکاری بدست آید. یکی از راههای بروز استعدادها، فعالیت در تشکلهای مختلف از جمله تشکلهای دانشآموزی میباشد.
تشکلها از سالهای قبل به صورتهای مختلف تحت عنوان سازمانهای مردم نهاد (NGO) شروع به فعالیت کردهاند. اگرچه فعالیت اینگونه تشکلها وسازمانها درسراسر تاریخ وجود داشته اما سازمانهای غیردولتی آنگونه که امروزه در سطح بینالملل دیده میشود در دو قرن اخیر توسعه یافتهاند که میتوان به سازمان صلیب سرخ جهانی 1963 و سازمان پیش آهنگی 1907 اشاره کرد. درایران نیز سازمان پیشآهنگی ازسال 1304 شروع به فعالیت کرد و با توجه به مشکلات موجود جامعه گاهی فعالیتهای آن متوقف میشد، تا اینکه نهایتا در سال 1364 توسط مجلس شورای اسلامی منحل گردید. انحلال پیشآهنگی نوعی خلاء درسیستم آموزش غیررسمی کشور به خصوص برای نوجوانان وجوانان ایجاد کرد تا جاییکه مقام معظم رهبری نیز بارها در فرمایشات خود بررسیدگی به امور جوانان تاکید داشتهاند در سال 1366 ایشان در پیامی خطاب به مجمع رسیدگی به امور جوانان فرمودند: نقش عظیم جوانان ونوجوانان پسر ودختر تنها در جامعه بشری با محاسبه آینده ومسؤولیتهای بالقوه در کنار مسؤولیتهای بالفعل این قشر عظیم نمودار میگردد واز این رو است که نادیده گرفتن مسئولیت اجتماعی سیاسی و فرهنگی نسل نوپا وکودک انگاشتن آنها حتی در سنین بالای بلوغ به صورت آفت اجتماعی پدیدار میشود واین مجمع باید در دگرگونسازی آن و ایجاد ذهنیت واقعگرایانه نسبت به این نسل برومند طرحی نو و اساسی دراندازد.
در جای دیگر از این پیام خطاب به بزرگسالان میفرمایند: که پدران ومادران ومربیان ومعلمان واستادان باید بدانند که تعلیم وتربیت این نسل نه در تعلیم وتربیت رسمی منحصر و نه از تعلیم وتربیت عمومی جداست، زیرا که این دو باهم پیوسته و وابستهاند و نسل نوپا شریک طبیعی کلیه فعالیتهای سیاسی، اجتماعی واقتصادی و فرهنگی نسل پیشین است. از این رو باید در مرحله بعد نخست برای برنامهریزی نظارت در امور جوانان تشکیلات مناسبی به وجود آید ودر مرحله بعد از این تشکیلات شرایط را برای تصمیمگیری دختران وپسران جوان فراهم کند برای آنان شغل مفید و مولد ایجاد کند، رشتههای تحصیلی و گذراندن اوقات فراغت بهگونهای که بازمینههای تحصیلی و شغلی آینده آنها متناسب باشد وبه بیگاری وبیکاری نکشاند، چارهاندیشی کند، برای حل مشکلات ویژه جوانان از خود آنها کمک بگیرد. آنها رابه سوی کارهای گروهی تکامل یافته رهنمود سازد شرافت وارزش کار را به آنها بیاموزد، نیروی خلاقه وذوق هنری، کنکاشگری وحقیقتجویی ونوطلبی آنان را به سوی کمال هدایت کند وبا تشکیل جلسات سخنرانی، بحث درمورد حقوق انسانی وآزادی فردی، ایجاد نمایشگاههای هنری و تربیت گشتهای مسافرتی، علمی، تحقیقی وایجاد گارگاههای گروهی وانجمنها وباشگاههای ورزشی، فرهنگی ودینی، اجتماعی، حرفهای ومحلی و وارد کردن نماز جماعت، دعاونیایش دست جمعی در زندگی جوانان به عنوان برندهترین سلاح برضد پوچی وهرزهگری وفساد واعتیاد به رشدوپرورش آنان کمک میکند(بهرینی، 1383 : 15).
ازاینجا بود که معاونت پرورشی وزارت آموزش وپرورش به دنبال جایگزین برای پیشآهنگی بود. ولی به دلیل تنگناهای زمان جنگ، عملی نشد تا اینکه درسالهای بعد کانونهای پرورشی شروع به فعالیت کردند و با استقبال گستردهای روبرو شدند، اما هنوز جای یک تشکل دانشآموزی که اهداف بلند مدت پرورشی را پیگیری کند خالی بود. لذا در سال 72 تشکیلات پویندگان در 8 استان وسال بعد به تمام استانها تعمیم داده شد و تحت عنوان پیشتازان و فرزانگان فعالیت خود را آغاز کردند. سرانجام با تصویب سازمان دانش آموزی در سال 78 ادامه ماموریت پیشتازان وفرزانگان به سازمان دانش آموزی منتقل شد. اهمیت این سازمان زمانی بیشتر بر ما آشکار می شود که بدانیم، چه بسا اجتماعات زیادی در سازمانهای مختلف به منظور انجام کارها یا اجرای برنامههایی تشکیل شده است و غالبا به علت عدم آشنایی افراد با اصول همکاری اجتماعی و مسئولیتپذیری با شکست و ناکامی مواجه شده اند. در صورتی که اگر افراد این اجتماعات، از دوران کودکی و نوجوانی با همکاریهای دسته جمعی آشنا شوند و اصل تقسیم کار و قبول مسؤولیت را بیاموزند، مسلما در کارشان موفق خواهند بود. تشکلهای دانشآموزی از جمله سازماندانشآموزی باچنین رویکردی در مدارس شروع به کار کردند. با وجود اینکه سازمان دانش آموزی به دلیل کارکرد آموزش غیررسمی به عنوان مکمل آموزش رسمی توانایی کمک رسانی زیادی خصوصا در امر مشارکتهای اجتماعی و کارهای گروهی به دانش آموزان و مربیان را دارد ویکی از اهداف آن نیز همین بوده در صورتی که نتواند با اهداف آموزشی درست پیش رود و یا اینکه هماهنگ با نظام آموزشی کشور نباشد نه تنها به اهداف بلند مدت نظام آموزشی کشور کمک نمی کند چه بسا زیانهای مادی و معنوی زیادی نیز به بار خواهد آورد. بنابراین مسؤولیت سنگین و حساس سازماندانشآموزی وعملکرد چند ساله، این ضرورت را ایجاب میکند که در اهداف، ساختار و برنامهها مورد بررسی و نقد قرار گیرد تا ضمن شناسایی فرصتها و تهدیدهای فراروی سازماندانشآموزی با توجه به ضروریات زمانی و مکانی نسبت به اصلاح و پیشنهاد الگوی بهینه اقدام گردد.
اهداف تحقیق
هدف کلی
نقد اهداف، ساختار و برنامه های سازمان دانش آموزی ایران
اهداف جزئی
بررسی معایب و محاسن اهداف سازمان دانشآموزی از نظر متخصصین،کارشناسان واسنادومدارک.
بررسی معایب و محاسن ساختار تشکیلاتی سازمان دانشآموزی از نظر متخصصین،کارشناسان واسنادومدارک.