دانلود پایان نامه

تهدید پیش روی سازمان ناامیدی میباشد که در بدنه سازمان به آینده بهوجود آمده است وخود باعث شده است که تحرک به طور کامل از سازمان گرفته شود .نگاهی به آینده (هدف) وجود ندارد ونظرات شخصی در مدیریت دخالت دارند نه تخصصی. من اعتقاد دارم که در مدارس باید تشکلهای زیادی وجود داشته باشد ولی هماکنون همین تعداد تشکل نیز به دلیل عدم مدیریت وکمبود امکانات با مشکلات اساسی مواجه شدهاند، البته شورای هماهنگی تشکلها هم تشکیل شده است اما به نظر من این هم تشکلی است در کنار سایر تشکلها وهمان سیر را طی میکند.
من با وضعیت موجود فرصتی در پیش روی سازمان دانشآموزی نمیبینم، مگر اینکه به دنبال راه حل برای برون رفت از وضعیت موجود باشیم، اما تهدید وجود دارد، که میتوان به حذف سازمان دانشآموزی ویا گرفتار شدن آن در روشهای سنتی و محتواگرایی شدید، بی رغبتی دانشآموزان و مربیان به همکاری در سازماندانشآموزی و تشکلهای مشابه، از بین رفتن فرصت بوجود آمده و صرف وقت و هزینه زیاد برای ایجاد جایگزین اشاره کرد. در پایان باید بگویم این گفتهها نظراتی بود که بر اساس تجربهام در سازمان به آن رسیدهام و امیدوارم مثمر ثمر واقع گردد.
متن مصاحبه آقای ص.قاسمی فوق لیسانس حدیث وقرآن ، کارشناس سازمان دانش آموزی جهرم سابقه خدمت 28سال سابقه کاردرسازمان دانش آموزی 10 سال
من اهداف سازمان را مطالعه کردهام، اهداف بسیار مناسبی برای سازمان در نظر گرفته شده است و تحقق این اهداف نیز نسبی بوده است در طول مدت زمانیکه از عمر این سازمان میگذرد افت و خیزهایی وجود داشته است که خیز آن بیشتر به پنج الی شش سال اول بوده و افت آن تقریبا از هفت سال پیش آغاز شده ه دو دلیل عمده داشته است:
ا- عدم تامین اعتبار برای فعالیتهای سازمان هر برنامهای برای اجرا به اعتبار نیاز دارد که میبایست این اعتبارات از منابعی که در اساسنامه سازمان در نظر گرفته شده است تامین شود. یکی از این منابع کمکهای دولتی می باشد که می توان گفت از دو سال پیش به طور کامل قطع شده است و فعالیتهایی هم که انجام میگیرد از محل کمکهای دانشآموزی تامین می شود .
2- در مورد نیروی انسانی اعتقاد دارم، برای رسیدن به اهداف باید برنامه ریزی شود در پشت برنامه ریزی ها باید نیرو های متخصص و مجرب وجود داشته باشد امروز جایگاه فعالیت چنین نیرو هایی در سطح استان ها و شهرستان ها کم رنگ شده است . پست سازمانی به این سازمان اختصاص داده نشده ا ست و بار سازمان روی دوش نیرو های افتخاری می باشد بدون هیچ گونه حق الزحمه ای یا اینکه مسؤولیت چند تشکل بر عهده یک نفر میباشد واین خود باعث سر در گمی مربیان میگردد واینگونه عملکرد نه تنها باعث پیشرفت کار نمیگردد بلکه تمام کارها به صورت نیمه تمام رها میگردند.البته قبلا براساس سهمیه تعدادی از نیروهای متعهد برای آموزش به استان و سازمان مرکزی معرفی میشدند و آموزشهای لازم را فرا میگرفتند و آنها نیز آموزش مربیان در شهرستانها و مناطق را برعهده میگرفتند که فعلا دو سالی است انجام نگرفته است.
وجود بعضی از سازمانهای موازی هم در کم رنگ کردن فعالیتهای سازمان دانشآموزی موثر بوده البته این سازمانها به خصوص تشکلهای دانشآموزی در بدو تاسیس سازماندانشآموزی انتظار میرفت تحت مدیریت این سازمان قرار گیرد، ولی هماکنون به صورت جزیرهای عمل میکنند، هرکدام راه خود را میروند و ارتباطی با هم ندارند . این باعث سر درگمی مربیان و دانشآموزان شده است. چون دانشآموزان علاقه دارند ضمن فعالیت در چنین تشکلهایی به دروس رسمی خود نیز برسند.
اگر در سطح کلان مصالح کلی دانشآموزان برای نیل به اهداف در نظر گرفته شود، میبایست تمام تشکلها تحت نظارت سازمانی قوی قرار گیرند تا بتوانیم از نیروی انسانی و امکانات حداکثر استفاده را داشته باشند. مدارس ما امروز ظرفیت فعالیت چندین تشکل را ندارند که به صورت هم زمان فعالیت کنند واین شیوه عملکرد خود باعث میشود تمام تشکلها برنامههای خود را به صورت ناقص انجام دهند و در راستای اهداف حرکت نکنند. مسائل وجریانهای سیاسی نیز بر عملکرد سازمان تاثیر داشته، در برههای از زمان فعالیتها اوج گرفت و موفقیتهای قابل توجهی هم داشت ولی از حدود هفت سال پیش به مرور زمان تضعیف شد . شدت ضعف در شهرستانها و مناطق نسبت به مراکز استانها و مرکز کشور بیشتر است، واین نشان از عدم کارشناسی جامع در مسائل تربیتی میباشد چون واقعیتهای تربیتی نباید تحت تاثیر جریانهای سیاسی قرار گیرد.
نتیجهای که از این بحث میگیریم این است که اهداف مناسبند وتمام تشکلها را در بر میگیرد. بر اساس سند تحول بنیادین که هدف را تربیت عبد صالح میداندو در ماده2 بند الف اساسنامه سازمان نیز روی تعلیم و تربیت اسلامی دانش آموزان در ابعاد فردی و اجتماعی تاکید کرده است این اهداف جامع میباشد، البته باید راهکارهای رسیدن به اهداف در برنامهریزیها باید مد نظر قرار گیرد وباتوجه به نیاز روز تغییرات در آن انجام گیرد.
باید تشکلها ساماندهی شوند، تجمیع فعالیتهای تشکلها کاملا ضروری میباشد. پراکندگی عملکرد تشکلهامهمترین مشکل است که باید برطرف گردد. باز هم تاکید میکنم میبایست سازمانی قوی این هماهنگی را بوجود آورد و تقویت سازمان دانشآموزی دراین راستا گزینهی مناسبی است ومن نیازی به تشکیل نهاد دیگری برای هماهنگی نمیبینم.
ساختار سازمان دانشآموزی در اساسنامه تغییرآنچنانی نکرده ، نحوه عملکرد مسؤولین تغییر کرده وسلیقهای شد ه است. متاسفانه به دلیل تضعیف ساختار وعدم گزینش نیروهای به کار گرفته درسازمان بسیاری از کارهایی که باید انجام گیرد روی زمین مانده است. یکی از مشکلات این است که درحال حاضر تکلیف مشخص نیست که آیا این سازمان دولتی است یا غیر دولتی، فعلا بیشتر دولتی به نظر میرسد تا غیر دولتی چون در بودجه، نیروی انسانی،ونظارت کاملا زیر مجموعه آموزش و پروش میباشد بر عکس فلسفه راهاندازی در اساسنامه،
به طوریکه میتوان گفت سازمان در معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش حل شده است .( البته ما بر نظارت معاونت پرورشی در چهار چوب اساسنامه اعتراضی نداریم) همانطور که قبلا گفتم تجربه من مربوط به شهرستانها ومناطق میباشد و مراکز بزرگ خودشان باید اظهار نظر کنند.
در مورد استقبال دانشآموزان باید بگویم: دانشآموزان تحت تاثیر وتابع مجریان تربیتی میباشند، در صورتیکه مدیران و مربیان به کار خود اعتقاد داشته باشند و اعتبارات نیز تامین شود استقبال دانشآموزان بسیار گسترده است. باید بگویم همانطور که در ماده 4 بند 9 اساسنامه نیز تاکید شده است، شرط داشتن مربی معتقد، گزینش و آموزش چنین نیروهایی میباشد که فعلا چنین روندی طی نمیشود ولی با عین حال استقبال دانشآموزان خوب است و به نظر من تفکر برنامهریزان ستادی ونقش نیروهای صفی در جذب دانشآموزان تعیین کننده است.
من بهترین فرصتها را همین دانشآموزان و نونهالان با انرژیهای سرشار میدانم که میبایست با دلسوزی مسوولان زیر ساختها برای به فعلیت رسیدن این استعدادها آماده شود.
فرصت دیگر اعتماد اولیا به سازمان برای شرکت فرزندانشان دز برنامههای سازمان میباشد که باتوجه به وضع موجود بیم کمرنگ شدن آن میرود.
عملکرد تشکلهای مختلف بدون هماهنگی گاهی باعث تنش میشود که نتیجه آن خراب شدن دانشآموزان میباشد.
درپایان از اینکه تصمیم گرفتهاید دغدغه چندین ساله مارا در تحقیق خود مورد بررسی قرار دهید کمال تشکر دارم امیدوارم نتایج آن درتحول سازمان دانشآموزی تاثیر داشته باشد باز هم تاکید میکنم زمانی میتوانیم فرصتها را درک کنیم که مسؤولین ستادی و عیز ستادی برای داشتن سازمان دانشآموزی قوی جدی باشند، فعلا چنین چیزی دیده نمیشود و این خود تهدید بزرگی است . واسلام
متن مصاحبه سرکار خانم ا.نامور لیسانس پرورشی سابقه خدمت 20 سال سابقه خدمت در سازماندانشآموزی 12 سال.
وقتی به اهداف کلی سازمان نگاه میکنم اهدافی مناسب وجامع میباشد ولی با گذشت حدود 13 سال از تاسیس سازمان به نظر میرسد توفیق چندانی حاصل نشده است و شاید یکی ازدلایل آن راهکارهای در نظر گرفته شده است که با اساسنامه همراهی نمیکند دلیل آن هم بلند پروازی در اهداف نیست بلکه انتخاب روشهای سلیقهای مغایر با اساسنامه سازمان توسط مسوولین ستادی می باشد به دلیل این میگویم ستادی چون احساس میکنم گردانندگان سیاسی در راس، سازمان دانشآموزی را از مسیر اصلی خود منحرف کرده اند و این همان راهی است که سازمان پیش آهنگی ومعاونت پرورشی در برههای از زمان گرفتار آن شدند و به نظام تعلیم و تربیت ما به خصوص تعلیم و تربیت غیر رسمی زیان وارد نمود، این برای تعلیم و تربیت ما ویا هر کشور دیگرد شایسته نیست.
در اساسنامه منابع مالی، انسانی در قالب برنامه های مناسب برای رسیدن به اهداف در نظر گرفته شده است و سازمان را غیر دولتی اعلام کرده اند اما وضعیت کنونی نشان می دهد که این سازمان نه برای بخش های غیر دولتی شناخته شده است ونه ازطرف دولت یاری می گیرد، نیمه جانی هم که دارد با کمک اعضای سازمان حفظ شده است.
عدم صلاحیت تعداد زیادی از مسوولین ستادی و صفی نیز یکی دیگر از دلایل انحراف از مسیر رسیدن به اهداف سازمان میباشد البته منظور من از عدم صلاحیت نداشتن تخصص و عدم شناختشان به سازمان می باشد نه چیز دیگری. برای مثال یکی از کارهای سازمان احترام به پرچم میباشد وقتی مربی به این کار اعتقاد ندارد چه انتظاری میتوان از او داشت.(خودم مشاهده کردهام) پس مشکل ما با اهداف نیست مشکل ما با راههای کارشناسی نشده برای رسیدن به اهداف میباشد مسایل تربیتی نباید فدای بازی جریانهای سیاسی شود. البته جای تقدیر است درچند سال اخیر این موضوع به طور جد پیگیری شده است ، ثمره آن نیز اجرای سند تحول بنیادین و سیاستهای کلی آموزش و پرورش می باشد. که گفتمان را تغییر داده و راه را برای مطالبات در آینده باز میکند.
یکی دیگر از مشکلاتی که راه رسیدن به اهداف را کند میکند موازی کاری بین تشکلهای دانش آموزی در مدارس میباشد موازی کاری در هر سازمانیموجب هدر رفتن سرمایههای مالی و انسانی و زیانهای مادی ومعنوی برای آن سازمان میگردد البته برای این کار نیز …….. که به نظر میرسد با وجود سازمان دانش آموزی این عمل نیز موازی کاری دیگری بود.
سازمان دانشآموزی با اساسنامه معتبر زیر نظر بالاترین مرجع فرهنگی کشور( شورای عالی انقلاب فرهنگی) به عنوان سازمانی غیر دولتی تاسیس شد ولی امروز این سازمان به نوعی در معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش ادغام شده است و میتوان گفت دولتی شده است اما در گرفتن بودجه دولتی نمی باشیم. امسال به دلیل کمبود بودجه برنامههای سازمان میبایست در ساعت رسمی انجام گیرد ما هم به این کار اعتقاد داریم ، فعالیتهای تربیتی غیر رسمی جبران کننده ضغفهای آموزش رسمی است وباید در کنار هم قرار گیرند ولی سوال اصلی این است در کدام ساعت آزاد؟ البته این کار برخلاف بند3 ماده4 اساسنامه سازمان میباشد که تاکید بر برنامه ریزی در خارج از مدارس دارد.
ساختار شتشکیلاتی وجذب نیروی انسانی نیز برابر با اساسنامه نمی باشد. ومیتوان گفت تغییرات سلیقهای بوده برای مثال سازمان دانش آموزی باتوجه به اساسنامه یک سازمان غیر دولتی بوده اما در عمل ساختار آن را به مرور زمان به یک ساختار دولت تبدیل کردهاند.
اگر برنامه ریزی مناسب باشد، اعتبارات داشته باشیم، مربیان و مسوولین مقید به کار را گزینش وتربیت نماییم استقبال دانش آموزان بسیار خوب است . مجددا تاکید میکنم موازیکاری یکی از مشکلاتی است که گریبانگیر نظام تعلیم و تربیت ما شده است و تشکلهای دانشآموزی نیز وضعیتی مشابه دارند. وقتی دانشآموز در مدرسه در کنار حجم زیاد دروس رسمی با اشکال مختلف تشکلهای دانشآموزی برخورد میکند که هرکدام نیز مستقل عمل میکنند انتخاب را برای دانشآموز سخت میکند. پس نیاز است تمام تشکلها زیر چتر سازمانی قوی و هماهنگ قرار گیرد که سازمان دانشآموزی اگر تقویت گردد گزینه بسیار مناسبی است.