تعریف مسئولیت کیفری

در تعریف مسئولیت کیفری اتفاق نظر وجود ندارد، با این حال می توان تعریف های گوناگونی را که حقوقدانان برای آن ارائه داده اند به یکی از سه تعریف زیر ارجاع داد:
1- مسئولیت کیفری عبارتست از «قابلّیت» یا «اهلّیت»، شخص برای تحمل تبعات جزایی رفتار مجرمانه خود.(صانعی،1384،ص70)
2-مسئولیت کیفری عبارتست از اینکه تبعات جزایی رفتار مجرمانه شخص بر او «الزام» یا «تحمیل» گردد.(انصاریان،1384،ص46)
3- «التزام» یا «مجبور بودن» شخص نسبت به تبعات جزایی رفتار مجرمانه خود مسئولیت کیفری نامیده می شود.(سبزوراری،1995،ص217)
در مرحله نخست شخص برخوردار از نوعی وضعیت وصفتی خاص است که موجب آن قابلیت می یابد تابارتبعات جزایی رفتار مجرمانه خود را تحمل کند.
در مرحله دوم پس از تحقق این اهلیت و قابلیت در مرتکب جرم تبعات جزایی رفتار مجرمانه به اوتحمیل می شود و سرانجام در مرحله سوم مرتکب جرم به اجبار و به ناگزیر تبعات جزایی رفتار خود را تحمل می کند. اهمیت تحمل تبعات جزایی به تحمل تبعات جزایی دو چهره گوناگون از مسؤولیت کیفری را نشان می دهد زیرا اولی معرف جنبه مجرد و انتزاعی و دومی نشانگر جنبه واقعی و عینی مسؤولیت است که به موجب آن اهمیت وقابلیت این را پیدا می کند تاهر زمان رفتار مجرمانه ای از اوصادر شود تبعات جزایی آن را متحمل گردد.بنابراین شخص به خاطر داشتن وضعیت و صفتی خاص اگر فعل مجرمانه ای انجام دهد لاجرم تبعات جزایی آن را هم متحمل خواهد شد اما زمانی که شخص در برابر رفتار مجرمانه ای که انجام داده است یک جانبه و مجبور به تحمل تبعات جزایی آن می شود مسؤولیت کیفری وجود واقعی و عینی پیدا کرده است.بنابر این شخص مجرم دارای مسؤولیت کیفری بالفعل است .
یعنی شخص به خاطر جرمی که مرتکب شده است تبعات جزایی آن را هم به قهر و اجبار تحمل می کند. بنابراین با قبول جنبه بالقوه مسؤولیت کیفری در کنار جنبه بالفعل آن دوجهت متفاوت از مسؤولیت کیفری را به تحمل تبعات کیفری رفتار خودعادلانه ومنطقی نیست،مگر اینکه مجرم و محکوم اهلیت تحمل تبعات را داشته باشد زیرا نمی توان پذیرفت شخص که فاقد اهلیت تحمل تبعات جزایی است در صورت ارتکاب رفتار مجرمانه به تحمل این نوع تبعات اجبار والزام شود در قوانین جزایی کنونی واکنش ها وتبعات جزایی رفتارمجرمانه در یکی از دوقالب مجازات یا اقدام تأمینی ظاهر می شود.
بنابراین واژه تبعات جزایی را که در هرسه تعریف آمده می توان از محدوده مجازات فراتر برده به اقدام تأمینی تعلیم داد . اگر کسی اهلیت ارتکاب جرم را داشته باشد،واجد اهلیت کلی اقدام تأمینی در برابر رفتار مجرمانه نیز هست . (دسومی:1389، 43)
اما در مسؤولیت کیفری به معنای قابلیت تحمل مجازات،مسئله به نحو دیگری است زیرا اهلیت ارتکاب جرم کافی نیست،ممکن است از کسی جرم صادر شود اما اهلیت تحمل کیفر را نداشته باشد.مثلاً بخاطر محرومیت از قوه تمیز و ادراک نتوان اورا در برابر ارتکاب جرم مورد مجازات قرار داد.پس این نوع اهلیت علاوه براهلیت ارتکاب جرم محتاج به شرط دیگر است و همین شرط است که بررسی و تعیین آنها یکی از دشوارترین مباحث مسؤولیت کیفری را تشکیل می دهد.
درست است که تحمیل مجازات تنها برشخص واجد اهلیت تحمل کیفر معنا پیدا می کند و شخص فاقد اهلیت منطقاً تحت مجازات قرار نمی گیرد،اما در مفهوم واقعی مسؤولیت به همان اندازه که اهلیت مرتکب مهم است به همان اندازه هم جرم و اجتماع ارکان آن در رفتار مرتکب و رابطه سببیت و تقصیر جزایی اهمیت دارد.زیرا تنها در سایر اجتماع یکایک ارکان جرم وتحقق کلیه اوصاف لازم در مرتکب و وجود تقصیر ارکان اجرا و تحمیل مجازات وجود دارد.در حالی که از نقطه نظر تحلیلی همانطور که جرم و ارکان آن جدا از مجازات است مجرم و اوصاف و شرایط او نیز غیر از جرم و غیر از مجازات است.پس وقتی از ارکان مسؤولیت سخن می رود تنها به حوزه مجرم و شخصیت و اوصاف اوباید پرداخت و از اینکه قابلیت واهلیت او در پرتو چه عناصر و ارکانی شکل می گیرد و راجع به اینکه وجود چه اوصاف و احوالی شخص مسئول را از غیرمسئول باز می نماید گفتگو کرد و این غرض وقتی تأمین می شود که از مسؤولیت در مفهوم واقعی چشم پوشیده و بحث خود را برمفهوم بالقوه مسؤولیت کیفری متمرکز و متوجه سازیم . بطورکلی مسئولیت کیفری یعنی تعهد به پاسخگویی به نتایج حاصل از عمل خود از نظر حقوق جزا. مسئولیت یعنی تعهد به پاسخگویی به نتایج ارتکاب اعمال مجرمانه یعنی تحمل مجازات تعیین شده برای آنها از دیدگاه کیفری، ارتکاب جرم یا هر نوع تخطی؟ از قوانین و مقررات جزایی تنها و بخودی خود موجب مسؤولیت کیفری نیست ، بلکه برای اینکه مرتکب جرم را از نظر اخلاقی و اجتماعی مسئول و قابل سرزنش و مجازات بدانیم لازم است که :
اولاً: وقوع رفتار مجرمانه یا پدیده جزایی از میل و اراده آگاهانه مرتکب آن نشأت گرفته باشد و نیز نحوه پندار وکردار و جریان تصمیم گیری او را مشخص کند.
ثانیاً: عمل مجرمانه که با اندیشه و قصد و میل مرتکب در خارج تحقق یافته است باید حاکی از سوء نیت مرتکب یا ناشی خبط و خطای او باشد.
رعایت نکات فوق الذکر در امر رسیدگی به مسائل کیفری ، متداول و لازم الاجراست و احراز وقوع جرم از ناحیه مرتکب شرط اساسی و پایه اولیه مسئولیت کیفری محسوب می شود.
ثالثاً: به نظر عدالت کیفری ،برای اینکه جرم را مسئول بشناسیم ، علاوه بر اراده ارتکاب و سوء نیت یا تقصیر جزایی، باید بین جرم انجام یافته و فاعل آن ، قابلیت انتساب موجود باشد، تا بتوان او را مستحق مجازات دانست. لذا قابلیت انتساب نیز از اجزای لازم مسئولبت کیفری است که به آن اشاره می کنیم.
به طور کلی، هر کس که با علم و اطلاع ، دست به ارتکاب جرم می زند لزوماً مسئول شناخته
نمی شود بلکه علاوه بر تحقق اراده ارتکاب سوء نیت با تقصیر جزایی باید دارای اهلیت و خصوصیات فردی متعارفی باشد تا بتوان وقوع جرم را به او نسبت داد. در نتیجه، وقتی انسان از نظر کیفری مسئول شناخته می شود که سبب حادثه ای باشد یعنی بتوان آن حادثه را به او نسبت داد. پس مسئولیت کیفری، محصول نسبت دادن و قابلیت انتساب است و مقصود از قابلیت انتساب آن است که بر مقامات قضایی معلوم گردد که فاعل جرم، که از نظر رشد جسمی و عقلی و نیروی اراده و اختیار، دارای آنچنان اهلیتی بوده که میتوان رابطه علیت بین جرم انجام یافته و فاعل آن برقرار کرد. در حقیقت مسئولیت کیفری از نتایج مستقیم انتساب جرم به فاعل آن احراز می شود.
با توجه به توضیحات ، می توان عامل موثر در تحقق مسئولیت کیفری را به صورت این رابطه خلاصه کرد: قابلیت انتساب + سوء نیت یا تقصیر جزایی + اراده ارتکاب= مسئولیت کیفری.
2-11-دیدگاه حقوقدانان جزا ایران در مورد مسؤولیت کیفری
دکتر محمد صالح ولیدی
مسؤولیت جزایی عبارت است از التزام شخص مکلف به پاسخگویی آثار و نتایج زیانبار فردی و اجتماعی جرمی که انجام داده است.
تعریف مسؤولیت از نظر دکتر عبدالحسین علی آبادی