دانلود پایان نامه

انسان آفریده طبیعت است و در طبیعت وجود دارد و تابع قوانین طبیعت است، خویشتن را حتی در عالم اندیشه لحظه ای نمی تواند از این قوانین جدا سازد یا گامی از آنها فراتر نهد (ویل دورانت، 1999).
درقرآن نیز در مورد شیوه تعلیم و تربیت از راه تفکر انسان در طبیعت وتعامل انسان با طبیعت سفارشات زیادی شده است
به طوریکه مفسران معتقدند انسان بر پهنه زمین، خود بخشی از طبیعت و عضوی از اعضای روییده بر پیکره خاک است تا آنجا که در تجزیه جسمانی و مادی، تمامی عناصر موجود در کالبد آدمی، همه و همه همان عناصر موجود در طبیعت شناخته شده است (هاشمی.1377).
قرآن همچنین در اهمیت گشت و گذر در طبیعت وتاثیر آن بر تربیت انسان میفرماید:
قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق ثم الله ینشئ النشأه الآخره إنّ الله علی کل شیئ قدیر (عنکبوت/ 20)
بگو! در زمین سیر کنید پس بنگرید و تأمل کنید که خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده و سپس مرحله آخرت را ایجاد می کند.
تقریبا تا پیش ازانقلاب صنعتی انسان به دلیل نوع زندگی اجتماعی که داشت با طبیعت در تعامل بود. اما بروز انقلاب صنعتی در غرب پیامدهای فرهنگی چندی به دنبال داشت. گسترش شهرنشینی، افزایش رفاه نسبی، سکونت مداوم درشهر ، سستی، رخوت، وضعف بدنی را برای شهر نشینان به ارمغان آورد ودوری ازطبیعت شجاعت، اراده وبسیاری افضائل اخلاقی را از آنها صلب نمود ( آشنا. 1371).
مردم روزگاران قدیم گرچه بیسواد وبه عقیده بشر امروز غیرمتمدن بودند، ولی به واسطه ارتباط نزدیک وتنگاتنگ با شبکهی پییچیده حیات وزیست، خرد طبیعی وذاتی خود را حفظ کردهبودند،در این زمینه کوهن معتقد است شهرنشینان متمدن امروز در شهرهایی زندگی میکنند که بیش از 95 درصد از طبیعت دور مانده ومنزوی شدهاند وقسمت اعظم خرد طبیعی خود را از دست دادهاند (کریمی،1385: 152).
مایکل کوهن معتقد است که بیگانگی از طبیعت باعث میشود که انسان بیش از 45 حس از 53 حس طبیعی را از دست بدهد و تنها در صورت ارتباط مجدد با طبیعت وپیوستگی با این شبکه متحد وهماهنگ که میتوانیم احساس از دست رفته را بازیابیم (همان: 158).
وقتی به آداب وسنن واعتقادات مختلف دینی، فرهنگی واجتماعی بشر در طول تاریخ بنگریم مشاهده میکنیم مظاهر طبیعت ازجمله آب، زمین، کوهها، رودها، گیاهان مختلف، خورشید، ماه وستارگان، وبسیاری از جانوران از دیرباز برای انسان مورد احترام ومقدس بودهاند، با زندگی او عجین شدهاند ونقش بسیار مهمی در حیات او داشتهاند (همان: 155).
انسان به سبب انس والفتی که با طبیعت وعناصر محسوس آن دارد میتواند از الگوها ونمودهای آن در معنا بخشی به زندگی خویش بهرهگیری کند. همانگونه که اغلب اختراعات بشری یا الهام از«طبیعت» بوده است به همان میزان نمادهای طبیعی در قلمرو مشاهدات روزمره او میتواند الهامبخش او در فهم سریعترو عمیقتر مفاهیم تربیتی باشد (همان: 183).
برای مقابله با ضعفهای جسمانی، روانی واخلاقی ناشی از این پدیدهها از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نهضتهای تربیتی با شعار بازگشت به طبیعت بوجود آمد که میتوان به پیشاهنگی برای پسران اشاره کرد (همان. 1371).
به موازات رشد و توسعه و گسترش جوامع شهری و روستایی و همچنین دامنه فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ساختار و وظایف دستگاهها و نهادهای حکومتی در جهان دستخوش تحولات و دگرگونیهای فراوانی گردید. اشکال حکومتی از ساختارهای شدیداً متمرکز به سمت واگذاری مسوولیت، کاهش دخالت مستقیم جهت گیری نمود. این رویکرد از نیمه دوم قرن گذشته شتاب بیشتری به خود گرفت و سیر تکاملی را طی نمود، به طوریکه امروزه تشکلها و سازمانهای غیردولتی یکی از مهمترین مولفههای خارجی و عینی در جهت تحقق اهداف مردمی و بستری مناسب و مفید در راستای انعکاس مطالبات فرو خفته جامعه و به طور کامل حلقه واسط فیمابین دولت و ملت در هر اجتماعی محسوب می شوند. دولت های کارآمد و مردمسالار به دنبال عینیت بخشیدن به انتظارات عموم و کسب نظرات و سلیقههای مختلف افکار عمومی در تدوین و تنظیم قوانین مورد نیاز و اداره امور کشور، تشکلهای مردمی و غیردولتی را اهرمی مناسب قلمداد کرده و در جهت توسعه کمی و کیفی آن و ایجاد زمینه های متعدد مشارکت جویی آنان از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نمیورزند (تشکلهای غیر دولتی جوانان،1381).
اینجاست که اهمیت کارکرد آموزشهای غیررسمی و فوق برنامه درکنار آموزش رسمی و ارتقاءکمی وکیفی این آموزشها با کمک تشکلهای غیر دولتی و مردمنهاد مشخص میشود.
اگر چه آموزش غیر رسمی در بر گیرنده هر نوع آکادمیک نیست، اما تاثیر بسیار مهمی بر فارغالتحصیلان مدارس دارد. آموزش غیر رسمی می تواند به عنوان یک برنامه خارج از برنامه رسمی مدارس، ارزش ها، نگرش ها، باورها ومهارتهای شخصی واجتماعی دانشآموزان را که قسمتی از فرایند مدارس وکلاس درس می باشد تحت تاثیر خود قرار دهد (ایزنر، 1994).
اغلب دروس رسمی از واقعیت های زندگی فاصله زیادی دارد، بنابر این شاگردان را برای روبرو شدن با مسائل زندگی آماده نمی کند. معمولاً شاگردان بر مبنای سن، طبقه بندی شده و در کلاسها سازماندهی می شوند در نتیجه فرصت همکاری با شاگردان کوچک تر یا بزرگ تر از آنها سلب می شود.(آتشدامن، 1389).
باید اذعان کرد در شرایط جامعه پیچیده امروز، علیرغم وجود مدرسه به عنوان یک کارگزار خاص آموزش و پرورش، بسیاری از کارکردهای آموزش و پرورش در موقعیتهای اجتماعی گوناگون ضمن تجربههای زندگی روزمره، جامه عمل میپوشاند.(علاقه بند، 1389 :8و9).
آموزش وپرورش چه رسمی وچه غیررسمی، پدیدهای به قدمت پیدایی خود انسان است اما چون بعضی از صاحبنظران آموزش وپرورش را درچشمانداز محدود ملاحظه می کنند، فقط به آنچه در مدرسه اتفاق می افتد توجه کرده و بسیاری از اقدامات آموزشی وپرورشی مربوط به جامعه ساده را نادیده میگیرند (همان :1 و4).
ازطریق آموزش غیررسمی میتوان به افزایش آگاهی مردم در زمینههای اعتقادی، ارزشی، فرهنگی، سیاسی، بهداشتی و اجتماعی اقدام کرد. همچنین به مدد رسانههای همگانی که محمل مناسبی برای انتقال این نوع آموزشها به شمار میروند فرهنگ اقوام را به افراد جامعه معرفی کرد و به تفاهم و همدلی میان اقوام مختلف در سطح ملی و بین المللی کمک کرد. به این ترتیب شهروندان را با مسایل سیاسی، اجتماعی و ارزشهای انسانی آشنا ساخت وآنها را در شکل گیری ارزشهای فردی و اجتماعی تشویق کرد. (دارابی، 1387).
پاتیل معتقد است که آموزشهای غیررسمی نه تنها مکمل کار معلم و مربی است، بلکه به نتایجی دست پیدا می کند که هیچ تدریس شفاهی و گفتاری از عهده آن بر نمیآید (پاتیل،1951 نقل از رشیدی، 1389).
فعالیتها ویا برنامههایی که تحت عنوان فعالیتهای تربیتی در برنامهریزی مدارس با نام فوقبرنامه ویا امور پرورشی اجرا میگردد از آموزش وبرنامههای آموزشی جدا نیستند بلکه هربرنامه تربیتی یا فوقبرنامه بهدلیل نقص آموزشی برای تکمیل برنامههای آموزشی وتحقق تعلیم صورت میپذیرد.
آموزش تعاون، همکاری، خودکفایی، توجه به طبیعت، توجه در خلقت خداوند، صبح خیزی وآموزشهای علمی از رفتار مربیان شایسته در زندگی شخص، تنها درفضای آموزشی اردو امکانپذیر است نظام آموزشی موجود به علت نقص وضعفی که دارد میخواهد همهی این مفاهیم علمی، عینی، عمیق وسازنده را تنها در کتابهای درسی وفضای سیستم کلاس وبافشار مشق وحفظ به روح وجان نونهالان منتقل نماید.(زاهدی،1377: 72).
تاریخ وآموزش وپرورش همواره به یاد دارد که تعطیلات تابستانی برای آن دسته از کودکان ونوجوانان که برنامهی سازندهای در زندگی شخصی خود ندارند همچون بلایی است برای نابود کردن همهی ارزشها وآموزشهایی که در تمام طول سال تحصیلی به متربی منتقل شدهاست این همه مراکز علمی وتفریحی بسیج میشوند تا ضعف درسی دانشآموزان ضعییف را برطرف کرده وقوت دانشآموزان قوی را دوچندان کند وفرصتهای تفریحی و ورزشی را برای جبران کمبودهای جسمی ، بدنی، روحی وروانی کودکان ونوجوانان وجوانان ایجاد نماید لیکن بهصورت چشمگیر موفق نیستند.(همان: 73)
دربرابر فلسفه سنتگرا، عملگرایی جاندیویی بر این تاکید میکند که فرآیند تربیت شامل تعامل بین فرد و محیط زندگی است (گوتک،1389: 17 ).
روسو معتقد به تجربه مستقیم فرد از محیط طبیعی است و اصل محوری فلسفه سیاسی و تربیتی او این بود که شخصیت انسان بر وفق طبیعت تشکل یابد (همان: 97).