تعاریف و مفاهیم استراتژی و تعاریف و مفاهیم

در نظریه ژئوپلیتیک، ساختار جغرافیایی که در آن اعمال قدرت می‏شود، نقش راهبردی دارد و نقاط بحرانی با مناطق سوق‏الجیشی تطبیق می‏نماید.
منطقه‏ای که مورد توجه قدرت‏های بزرگ بوده و در برقراری ارتباط یا برهم‏زدن آن مؤثر می‏باشد، اهمیت سیاسی ـ جغرافیایی دارد.
اهمیت سیاسی ـ جغرافیایی ذاتا نه عاملی مثبت است، نه منفی، بستگی به نحوه استفاده از آن دارد. کارایی موقعیت سیاسی ـ جغرافیایی در گرو داشتن انسان‏های فعّال و کارشناس بوده و تنها در این صورت عامل موفقیت است، وگرنه عامل بحران به شمار می‏رود.
در تحلیل ژئوپلیتیک، هدف تبیین رابطه بین مراکز قدرت بین‏المللی و مناطق جغرافیایی است.
در دنیای معاصر، «ژئوپلیتیک» تنها به معنای رقابت سیاست‏های راهبردی در سطح جهانی نیست، بلکه آمیزه‏ای است از مجموعه عوامل و عناصر متخاصم و متعددی که بر سرزمین‏های با ابعاد کوچک به رقابت و کشمکش می‏پردازند و هدف آن‏ها یا اثبات تفوق سیاسی خود می‏باشد یا بیرون راندن رقبای سیاسی از صحنه.
تعاریف و مفاهیم
استراتژی
اگرمجموعهایازآگاهیهاواطلاعاتمنظمدربارهیکیاچندموضوعرا (علم) بنامیمومهارتبهکارگیریعلمدرصحنهعملنیز (هنر)باشد،استراتژی؛آگاهیهایمنظمیاستکهنحوهبهخدمتگرفتنقدرتسیاسی،اقتصادی،نظامیوفرهنگیرابرایرسیدنبههدفهایموردنظرنشانمیدهد. بنابراین،استراتژیعلماست؛اماهمهکسانیکهازعلماستراتژیآگاهیدارند،قادرنیستندآنرابهکارگیرند،فقطکسانیکهمهارتکافیدراینزمینهدارند،میتوانندازاستراتژیاستفادهکنند،پسبهیکمعنا،استراتژینوعیهنراست. خلاصهآنکه،استراتژیهمعلموهمهنراست.
2-4-2 مفهوم لغوی استراتژی:
واژهاستراتژیازکلمهیونانی (استراتگوس ) گرفتهشدهاست. استراتگوسیا (استراتژ) بهمعنایلشکراست. استراتگوسبهمعنیفرماندهیارتشهمبهکارمیرفت. بطورمثال،ارتشیونانباستانکهازگروههایکوچکسربازانِمتعلقبهخاندانهاییونانیتشکیلشدهبود،توسطافرادیبهنام «استراتگوس»فرماندهیمیشد. علاوهبراین،معانیزیرنیزبرایاستراتژیمطرحشدهاست : فنادارهجنگ،فنفرماندهی،فنجنگوطرحنقشهبرایجنگ.
2-4-3 مفهوم اصطلاحی استراتژی:
استراتژیدرمعنایاصطلاحیجدیدبهاینصورتتعریفمیشود:
فنوعلمتوسعهوبهکارگیریقدرتسیاسی،اقتصادی،فرهنگیونظامیملت،هنگامجنگوصلح،بهمنظورتأمینحداکثرپشتیبانیازسیاستهایملیوافزایشاحتمالدستیابیبهنتایجمطلوببرایکسبحداکثرپیروزیوحداقلشکست. هرگاهقدرتسیاسی،نظامی،فرهنگیواقتصادی،درجهتدستیابیبهاهدافنظامییکملتبهکاررود،استراتژینظامینامیدهمیشودبههمینترتیببرایهریکازابعادسیاسی،فرهنگیواقتصادینیزمیتوانیکتعریفازاستراتژیارائهداد. استراتژیدرمعنایقدیمیخودبهمفهومبهکارگیریهمهامکاناتکشوربرایدستیافتنبههدفهاینظامیبود،امابهتدریجاستراتژیازبعدنظامیمحض،فاصلهگرفتودرحالحاضراهدافنظامی،بخشیازاهدافملییککشورراتشکیلمیدهد. (صلحجو، 1386:ص22).
2-4-4 مفهوم استراتژی:
میتوانگفتاستراتژی،هنروعلماستفادهوتوسعهنیروهایسیاسی،اقتصادی،روانیونظامیدرهنگامجنگوصلحاستتابهمنظورافزایشاحتمالپیروزیوکاهشاحتمالشکست،ازسیاستهایاتخاذشدهحداکثرحمایتصورتپذیرد. (www.globalsecurity.org،Sept. 2003)
استراتژیخواه «فنمدیریتوهدایتکلیهمنابعجامعهدرجهتتحققونیلبههدفمشخص»،وخواه « برنامهایکهنظامبااستفادهازهمهامکاناتخودمیخواهدبهاهدافحیاتیبرسد»ویاهرتعریفدیگریداشتهباشد،حاکیازبرنامهوطرحیمشخصبرایرسیدنبههدفیمشخصاست. بهعبارتدیگراستراتژیازسهعنصراهداف،راهها،وابزارهاتشکیلمیشود.اهمیتوجوداستراتژیازاینحقیقتناشیمیشودکهابزارهایمختلفسیاسی،اقتصادی،ونظامیملتباوجودکاربردهایمختلفبایدبهطورکلیدرراستاییکهدفمشخصومشترکسیاسیمورداستفادهقرارگیرند. وظیفهاستراتژی،پیداکردنبهترینراهیاستکهاینهمهرادریکنقطهبههمبرساند. بهطورطبیعییکملتمنابعخودرامتناسببااستراتژیهایچندگانهطراحیمیکند. اماشایداولینچالشبسیاربزرگدرمسیرتدویناستراتژی،موفقیتدرچگونگیتعریفسطحاستراتژیباشد. اگرتعریفمادرسطحبالاییتنظیمشود،منابعماقادربهپاسخگویینخواهندبود،واگرتعریفدرسطحپایینیتنظیمشود،شهروندانممکناستاعتمادخودرابهتواناییحکومتدرحمایتازملتازدستدهند.(www.nae.edu،Sept. 2003)
2-4-5 انواع استراتژی:
درتقسیمیکهبرایاستراتژیدرنظرمیگیرند،واژه (سیاستملّی) دررأسآنقراردارد. سیاستملّیبا (استراتژیبزرگ)، (استراتژیهمهجانبه) ونظایرآنمترادفمیباشدوبهمعنایبسیجوهدایتهمهامکاناتکشوربراینیلبهخواستههایملّیاست. برایدستیابیبهاهدافومنافعملیازاستراتژیهایمختلفیاستفادهمیشود. بهعنوانمثال،هرگاهامکاناتنظامیکشوربرایتحققسیاستملّی،بسیجوهدایتگردد،چنیناقدامیدرچارچوباستراتژینظامیقرارمیگیرد. بطورعمده،استراتژیبهاستراتژیهاینظامیوسیاسیتقسیممیگردد. تمایزاستراتژینظامیازسیاسیبهاهداف،ابزارهاومنابعمورداستفادههریکازآنهابرمیگردد. بهعنوانمثال،استفادهازنیروینظامی،مشخصهبهکارگیریاستراتژینظامیاست. بنابراین،استراتژینظامیرا (استراتژیمستقیم) واستراتژیسیاسیرا (استراتژیغیرمستقیم) مینامند.
دراستراتژیهاینظامییامستقیم،بهکارگیرینیروینظامی،امکاناتنظامیوتاکیدفزایندهبراهمیتتعیینکنندهبهرهبرداریازنیرویانسانیدردستیابیبههدفجنگ،نقشاساسیدارد. استراتژیمستقیمازآزادیعملکمتریبرخورداراست،زیرافقطمیتوانازنیرووقدرتنظامیبرایپیروزیبردشمنبهرهگرفت. دراستراتژیهایسیاسییاغیرمستقیمازتواننظامیبهمنظورفشاربردشمنوبرایپذیرشخواستههااستفادهمیشودودرکنارآنبرایدستیابیبهاهدافموردنظر،ازمذاکراتوراهحلهایسیاسیهمبهرهمیگیرند. اگرچهاستراتژیغیرمستقیمدرگذشتهنیز،موردتوجهواستفادهبود،امادرحالحاضرباکاهشاعتباراستراتژیمستقیمکهناشیازتنفربشرازجنگوعدمکاراییمؤثرجنگبرایتأمیناهدافاست،براهمیتبهکارگیریاستراتژیغیرمستقیمافزودهشدهاست.
واضعواژهاستراتژیغیرمستقیم، «لیدلهارت»انگلیسیدرسال 1291 ه. ش. / 1912 میلادیاست. بهعقیدهویاستراتژیغیرمستقیمبهمعنایفشارغیرمستقیمنیروینظامیبردشمن،توجهمحدودبهکاربردقدرتنظامی،بهکارگیریعواملروانی،پرهیزاززوروخشونتتاسرحدامکانوبهرهگیریازتشویق،ترغیب،تنبیهومصالحهسیاسی،اقتصادیوفرهنگیبراینیلبهتأمینوحفظامنیتومنافعواهدافملّیاست. برایتحققهدفهایموردنظر،هرکشوریباتوجّهبهامکاناتوتواناییهایبالفعلوبالقوه،موقعیتجغرافیایی،نیازهایداخلی،تهدیدهایموجود،تواناقتصادی،ساختارنظامبینالمللیونظایرآناستراتژیسیاسیمناسبرابرمیگزیند(صلحجو، 1386:ص22).
پسازتعریفوبیانانواعاستراتژی،بایدبرآیندهایفوریراارزیابینمود. اینمرحلهمستلزمتعریفاولویتهاباتوجهبهتخصیصمنابعونیزتعریفمسوولیتهاباتوجهبهارزیابیعملکردهااست. استراتژیبایدبابرآیندهایقابلسنجشهمراهباشدویکبرنامهبودجهایجامعومنابعیدارایمسوولیتازآنحمایتنماید. اینمراحل،پایههاییکاستراتژیخوبهستنددررأسهمهاستراتژیها،استراتژیامنیتملیقراردارد. درتدویناستراتژیامنیتملی،اهدافاصلیدرتدویناستراتژیبایدمعرفیشوندوبرایدستیابیبهایناهدافبایداولویتهاوسیاستهامعینشوند. پسازتعریفایناهداف،منابعموجودبرایدستیابیبهایناهدافدرچهارطبقهگنجاندهمیشوند: دیپلماتیک،اطلاعاتی،اقتصادی،ونظامی. ابزارهاییکهبرایدستیابیبهایناهدافوجوددارندمیتوانندروشهایاخلاقیوسیاسی،قدرتنظامی،نیرویاقتصادی،روابطائتلافی،دیپلماسیعمومی،همیاریامنیتی،همیاریتوسعه،همکاریعلمیوتکنولوژیک،سازمانهایبینالمللی،ونمایندگیهایدیپلماتیکباشند.
مفهوم امنیت ملی و کاربرد آن در استراتژی امنیت ملی
ازآنجاکهجوهرهاستراتژیامنیتملی،امنیتاست،اینمفهومبایدموردبررسیدقیققرارگیرد. امنیتیکمفهومچندوجهیاستوبههمینجهتدربارهمعنایآناختلافنظرزیادیوجوددارد. ازهمینرو «بریبوزان»معتقداست «امنیتملیازلحاظمفهومی،ضعیفوازنظرتعریف،مبهموازنظرسیاسی،مفهومیقدرتمندباقیماندهاست؛چراکهمفهومنامشخصامنیتملیراهرابرایطرحراهبردهایبسطقدرتتوسطنخبگانسیاسیونظامیبازمیگذارد.» ( ماندل، 1379:ص 48-49).
امادرمجموعمیتوانازتعاریفارائهشدهدرموردامنیت،نقاطمشترکذیلرابرداشتنمود: