تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی از نظر میزان توجه …

قلمرو موضوعی تحقیق حاضر در حوزه برنامه ریزی درسی آموزش و پرورش است و به تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی از نظر میزان توجه به سواد تغذیه می پردازد.

۱-۶-۲) قلمرو مکانی تحقیق

قلمرو مکانی پژوهش حاضر شامل کتاب های علوم تجربی دوره ابتدائی است.

۱-۶-۳) قلمرو زمانی تحقیق

شروع و خاتمه پژوهش حاضر در قلمرو زمانی سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ بوده است.

۱-۷) سوال های تحقیق

۱-۷-۱) سوال اصلی تحقیق

  1. تا چه اندازه در محتوای کتاب های علوم تجربی دوره ابتدایی به سواد تغذیه توجه شده است؟

۱-۷-۲) سوال های فرعی تحقیق

  1. تا چه اندازه در محتوای کتاب درسی علوم تجربی اول ابتدایی به سواد تغذیه توجه شده است؟
  2. تا چه اندازه در محتوای کتاب درسی علوم تجربی دوم ابتدایی به سواد تغذیه توجه شده است؟
  3. تا چه اندازه در محتوای کتاب درسی علوم تجربی سوم ابتدایی به سواد تغذیه توجه شده است؟
  4. تا چه اندازه در محتوای کتاب درسی علوم تجربی چهارم ابتدایی به سواد تغذیه توجه شده است؟
  5. تا چه اندازه در محتوای کتاب درسی علوم تجربی پنجم ابتدایی به سواد تغذیه توجه شده است؟
  6. تا چه اندازه در محتوای کتاب درسی علوم تجربی ششم ابتدایی به سواد تغذیه توجه شده است؟

۱-۸) تعریف واژه ها، مفاهیم و متغیرهای پژوهش

۱-۸-۱) محتوا

الف) تعریف نظری
محتوا چیزی است که قرار است آموزش داده شود و یا آنچه که می خواهیم یاد گرفته شود. محتوا را می توان شامل کلیه مطالب، مفاهیم، اطلاعات مربوط به یک درس مورد نظر دانست. در واقع محتوا یکی از عناصر عمده ای است که هدف های برنامه یعنی یادگیری مورد نظر از طریق آن تحقق می یابد (میرزابیگی، ۱۳۸۰).
ب) تعریف عملیاتی
در این تحقیق منظور از محتوا متن، تصاویر، پرسش ها و فعالیت هایی می باشند که در کتاب های علوم تجربی دوره ابتدایی وجود دارند.

۱-۸-۲) تحلیل محتوا

الف) تعریف نظری
کرلینجر تحلیل محتوا را روش مطالعه و تجزیه و تحلیل ارتباطات، به شیوه نظامند، عینی و کمی برای اندازه گیری متغیرها تعریف کرده است (جعفری هرندی و همکاران، ۱۳۸۷).
ب) تعریف عملیاتی
در این تحقیق منظور از تحلیل محتوا، بدست آوردن فراوانی، درصد فراوانی، میزان بار اطلاعاتی و ضریب اهمیت شاخص های سواد تغذیه ای در کتاب های علوم تجربی دوره ابتدایی، اعم از اول ابتدایی تا ششم ابتدایی می باشد. بدین منظور پس از تعیین مولفه و شاخص های مربوط به سواد تغذیه کل کتاب های علوم تجربی دوره ابتدایی کد گذاری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

۱-۸-۳) کتاب درسی

الف) تعریف نظری
کتاب درسی یکی از عناصر آموزشی است که به عنوان یک منبع و مرجع یادگیری از طریق اثربخشی محتوای آموزشی موجب انسجام و هدایت عوامل آموزشی و تسهیل جریان یاددهی-یادگیری می گردد (مرادی، ۱۳۸۸).
ب) تعریف عملیاتی
در این تحقیق منظور از کتاب درسی، کتاب های علوم تجربی سال اول تا ششم دوره ابتدایی در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ می باشد.

۱-۸-۴) سواد تغذیه

الف) تعریف نظری
عبارت است از ارتباط مواد ‌غذایی با نحوه استفاده بدن انسان از آن مواد برای این که بتواند حد اعلای سلامتی را برای خود تأمین کند (صادقی و همکاران، ۱۳۸۹).
ب) تعریف عملیاتی
در این تحقیق سواد تغذیه توسط مولفه گروه های غذایی که شامل (نان و غلات و آب آشامیدنی، سبزی ها، میوه ها، شیر و لبنیات، گوشت، حبوبات و مغزها، مواد قندی، چربی ها، شورها و ترشی ها) است، سنجیده می شود.

فصل دوم: مروری بر ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق

۲-۱) مقدمه

مطالب این فصل در دو بخش جداگانه که شامل مبانی نظری تحقیق و پیشینه تحقیق می باشد تهیه و تدوین شده است. مبانی نظری تحقیق بر اساس مباحث مرتبط با سواد تغذیه و مولفه آن یعنی گروه های غذایی و شاخص های آن (نان و غلات و آب آشامیدنی، سبزی ها، میوه ها، شیر و لبنیات، گوشت، حبوبات و مغزها، مواد قندی، چربی ها، شورها و ترشی ها) جمع آوری شده است و در پایان تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور مورد بررسی قرار گرفته است.

۲-۲) پیشینه علم تغذیه

برررسی پیشینه تاریخی در خصوص علم تغذیه حاکی از آن است که دهه‌ های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، عصر بحران پروتئین و بیماریهای ناشی از آن بوده و روش های عمده برخورد با این مشکل، درمان بیماران در مراکز پزشکی همراه با توان بخشی در مراکز توان بخشی تغذیه‌ای در جوار بیمارستانها بود. در دهه ۱۹۷۰، مسأله سوء تغذیه کمتر مطرح شد و سیاست پیشگیری رونق یافت. بدین ترتیب، مراکز بهداشتی و تغذیه‌ای خانواده، جایگزین بیمارستان ها شدند. در همین دهه نقش عفونت و کمبودهای غذایی به عنوان دو ریشه اصلی بروز سوء تغذیه مورد تأیید قرار گرفت. درابتدای دهه ۱۹۸۰، جمع بندی از دستاوردهای برنامه‌های تغذیه‌ای که امروزه تحت عنوان مداخله تغذیه‌ای در سطح محله شناخته شده اند، نشان داد که این برنامه‌ها، طی مدت ۲۰سال، در جهت کنترل سوء تغذیه در جمعیت آسیب پذیر، اثرات قابل توجهی نداشته اند (جهانگیری و رجبی،۱۳۸۰). یکی از دلایل عمده عدم موفقیت این برنامه‌ها ، فقدان بینشی سیستمی نسبت به مسأله سوءتغذیه بود. امروزه، کارشناسان و متخصصان این رشته پذیرفته اند که تنها عامل درآمد و فقر مالی نیست که باعث عدم دسترسی کافی به مواد‌غذایی لازم می‌شود، بلکه چهار عامل عمده درآمد و فقرمالی، آگاهی و جهل، غذا و فقر غذایی و عفونت و بیماری بر این مسأله اثر می گذارند. بنابراین هر برنامه ای در این زمینه باید برخوردی همزمان با عوامل فوق داشته باشد. این تنگنایی بود که طی این دوران توجه کافی بدان مبذول نگردید در ابتدای دهه ۱۹۸۰، شاهد دو رویداد فکری و تجربی عمده در جهان بودیم که هر یک از این دو رویداد در زمینه برخورد با مسأله سوءتغذیه، نویدهای تازه ای می دادند. رویداد نخست که از جانب پیشروان جامعه بهداشت و درمان حمایت می شد، تأکید بر مراقبتهای اولیه داشت. رویداد دوم که از جانب عده ای از پیشگامان علم اقتصاد و تغذیه پشتیبانی می شد، تغذیه را بعنوان عامل تعیین کننده در توسعه ملی مطرح می کرد و خواستار جهت دادن به سیاست های توسعه در رابطه با هدفهای ملی تغذیه‌ای در چهارچوب برنامه ریزی غذا و تغذیه بود. گروه اخیر، در نهایت، دیدگاه‌های نوینی از امنیت غذایی را طراحی و ارائه کرد. در واقع، معتقدین به این دیدگاه، حل مشکل سوءتغذیه را علاوه بر کنترل بیماری، در گرو دسترسی اقتصادی و فیزیکی به غذای کافی می دانند (جهانگیری و رجبی،۱۳۸۰). امنیت غذایی خانوار که همان تأمین بالقوه توان مصرف مواد‌غذایی کافی در سطح خانوار است، تابع دو عامل درآمد کافی و دسترسی فیزیکی به غذای مناسب و مطلوب است. حال، اگر فرهنگ و سواد تغذیه‌ای که لازمه انتخاب صحیح غذا و یا استفاده بهینه از توان بالقوه است را به عنوان عامل سوم وارد معادله گردد، مشاهده می شود که برای برخورد مؤثر با کمبود درشت مغذی ها، علاوه بر کنترل بیماریهای عفونی، باید به به مشکلات درآمد، غذا و سواد تغذیه‌ای در خانوار نیز پرداخته شود (قاسمی و همکاران، ۱۳۷۷). در جهان امروز با وجود منابع غذایی نامحدود، سوءتغذیه مسئله ای غیرمعقول و غیرانسانی است. به طوری که بر اساس اعلام اجلاس جهانی غذا نزدیک به ۸۲۰ میلیون نفر در کشورهای در حال توسعه در معرض کمبود دریافت انرژی هستند. اگر چه حق برخورداری از زندگی مناسب و تغذیه کافی بارها در اعلامیه‌های جهانی مورد تأکید قرار گرفته است و دولت‌های جهان در نشست‌های بین المللی به برنامه‌هایی که حذف سوءتغذیه و رهایی ملت‌هایشان از رنج گرسنگی را در برداشته است متعهد شده اند ولیکن هنوز این معضل وجود دارد. نقش تغذیه در سلامت، کارآیی، یادگیری انسان‌ها و ارتباط آن با توسعه اقتصادی طی تحقیقات وسیع جهانی به اثبات رسیده است و نشان داده شده که سرمایه‌گذاری ملی در تأمین امنیت غذایی و سلامت تغذیه‌ای مردم نه‌تنها با صرفه و اقتصادی است بلکه از ضروریات غیرقابل اجتناب ملی به شمار می رود. سوءتغذیه‌یکی از ریشه‌های فقر و عقب ماندگی اقتصادی و وابستگی سیاسی است و تأمین سلامت تغذیه‌ای در جامعه، موجب صرفه جویی در هزینه‌های خدمات درمانی، بهره‌وری در سرمایه گذاری بخش آموزشی، ارتقای بازدهی نیروی کار و بالاخره پرورش نسل آینده بهتر و تضمین کننده استقلال سیاسی و اقتصادی است(کاربن و زولینر، ۲۰۱۲). بنابراین حل مشکل سوءتغذیه در یک کشور علاوه بر این که نیاز به حمایت بالاترین مقامات سیاسی کشور دارد همکاری تنگاتنگ و هماهنگی اقدامات اجرایی را در سایر بخش‌های مرتبط با غذا و تغذیه می طلبد. هر گونه اقدامی که در جهت افزایش درآمد، تولید محصولات کشاورزی، توسعه دامپروری و پرورش طیور و افزایش منابع پروتئینی، تأمین آب آشامیدنی سالم، جاده سازی، تأمین برق، دفع بهداشتی فضولات، بهسازی محیط، افزایش سطح سواد خصوصاً سواد زنان و مادران صورت گیرد، می‌تواند در کاهش سوءتغذیه مؤثر باشد.

۲-۳) علم تغذیه

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.