تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی از نظر میزان توجه به سواد …

۲-۱۴-۲) تغذیه در مدارس

شناخت ویژگی‌ها و خصیصه‌های زیستی- روانی دانش‌آموزان اولین و اساسی‌ترین گام در فرایند تعلیم و تربیت محسوب می‌شود. هنگامی که دانش‌آموز از بعضی نیازهای اساسی خود محروم شود، تعادل حیاتی او مختل شده، سلامت جسم و بهداشت وی به مخاطره می‌افتد. در حقیقت پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان متأثر از چگونگی تأمین نیازهای روانی و اجتماعی و برخورداری آن‌ ها از بهداشت روانی و تعادل حیاتی است (پارسی نیا و حکمت، ۱۳۷۱). مدرسه مکانی مناسب برای آموزش بهداشت است و کودکان به دانش و مهارت‌های کافی، طرز تلقی‌ها و ارزش‌هایی که سلامت آن‌ ها را اعتلا بخشد، احتیاج دارند. به این منظور، ارائه اطلاعات به کودکان به تنهایی کافی نیست بلکه لازم است، تا در عمل، مهارت‌های لازم را فراگیرند. با توجه به تعداد زیاد دانش‌آموزان و تنوع فرهنگ و زبان در کشور ما، یافتن روش علمی و مقرون به صرفه و در عین حال اثربخش برای دانش‌آموزان در مدارس اهمیت دارد. انواع مواد‌غذایی که در بوفه مدارس عرضه می‌شود نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت دانش‌آموزان و ایجاد عادات غذایی مناسب در آنها دارد. مراقبین بهداشت در مدارس، معلمین و مسئولین مدرسه در زمینه عرضه مواد‌غذایی در بوفه مدرسه باید فعالانه برخورد نموده و از عرضه موادی که ارزش غذایی ندارد مثل انواع پفک‌ها، یخمک‌ها، نوشابه، آدامس، شکلات و هر نوع محصولات غذایی بدون بسته بندی، فاقد پروانه ساخت، کد بهداشتی و نداشتن تاریخ مصرف جلوگیری کنند ضمن آموزش به مسئول بوفه، عرضه موادی مثل ساندویچ نان و پنیر، نان و تخم مرغ (که به طریق بهداشتی تهیه شده و بسته بندی شده است)، شیر، بیسکویت، کلوچه و کیک‌هایی که کد بهداشتی و پروانه ساخت دارند، انواع تنقلات سنتی (نخودچی، کشمش، خرما، انواع خشکبار)، انواع میوه‌ها که کاملاً شسته شده است. انواع آب میوه‌های بسته بندی شده و بهداشتی و دوغ را تشویق نمایند. حتی آنها می‌توانند زمینه عرضه غذای گرم مثل عدسی، خوراک لوبیا و انواع آش‌ها را در مدرسه فراهم کنند، این تجربه در برخی از مدارس اجرا شده و با استقبال دانش‌آموزان و والدین آنها همراه بوده است (صادقی و همکاران، ۱۳۸۹).
امروزه مصرف تنقلات به عنوان میان‌وعده در بین کودکان به خصوص دانش‌آموزان مقطع ابتدایی رو به افزایش است. تغییر الگوهای مصرف غذایی در طول دهه اخیر موجب جایگزینی تنقلات و مواد‌غذایی بی‌ارزش به جای میان‌وعده‌های مغذی شده است. روند رو به افزایش زندگی شهری، تبلیغات گسترده‌ی تلویزیونی، جذابیت بسته‌بندی و عدم آگاهی‌های تغذیه‌ای والدین از علل عمده‌ی ترویج مصرف تنقلات به شمار می‌روند. مصرف بی‌رویه‌ی این مواد غذایی بی‌ارزش از یک سو از طریق کاهش اشتهای دانش‌آموزان، فرصت تغذیه با غذاهای حاوی مواد مغذی سفره‌ی خانوار را از کودک می‌گیرد (نیکلاس و همکاران، ۱۹۹۳) و از سوی دیگر، به علت این که تنقلات، حاوی قند، نمک و چربی زیادی هستند، زمینه ساز ابتلا به بیماری‌های مزمن از جمله چاقی، دیابت، سرطان و … در سال‌های بعدی زندگی خواهند بود. مصرف زیاد نمک در دوران کودکی با افزایش فشار خون در بزرگسالی همراه است، از آن گذشته موادغذایی که حاوی کالری زیادی هستند زمینه را برای چاقی کودکان فراهم می‌کنند. چاقی دوران کودکی نیز خود زمینه‌ساز ابتلا به بیماری‌های قلبی- عروقی، دیابت و افزایش فشارخون می‌باشد(رزنیکو و همکاران، ۱۹۹۸). با شروع سنین مدرسه عواملی چون معلمین، مسئولین مدرسه و حضور هم سن و سالان کودک، در انتخاب موادغذایی و در نتیجه شکل‌گیری عادات غذایی نفش به سزایی ایفا می‌نمایند. از بین این عوامل در محیط مدرسه، هم سن و سالان کودک نقش بسیار مهم‌تری در شکل‌گیری الگوهای غذایی کودک دارند(نیکلاس و همکاران، ۱۹۹۵). امروزه به دلیل این که پدر و مادر معمولاً شاغل می‌باشند، نظارت والدین بر تغذیه‌ی کودکان کمتر شده است، به همین دلیل افزایش آگاهی و اجرای برنامه‌های آموزشی لازم در مدارس برای دانش‌آموزان امری مهم و ضروری به نظر می‌رسد. وعده‌های غذایی مصرفی درساعات مدرسه یکی از موارد مهم آموزش تغذیه در مدارس است که هدف اصلی در این آموزش، افزایش آگاهی و عملکرد کودکان در ارتباط با نوع غذای مصرفی در محیط مدرسه می‌باشد(انجمن رژیم غذایی آمریکا،۲۰۰۰). کودکان برای رشد و نموی بهتر و کسب مهارت‌هایی برای انتخاب صحیح مواد‌غذایی، به آموزش تغذیه نیاز دارند(دیان و دیان، ۲۰۰۰). ضرورت برنامه‌های آموزش تغذیه در مدارس به خصوص برای کودکان خانواده‌های کم درآمد بیشتر است، زیرا این قبیل خانواده‌ها، درگیر مشکلات فراوان می باشند که در این میان مشکلات زندگی بر مسائل تغذیه‌ای و بهداشتی کودکان پیشی می‌گیرد. بی‌سوادی پدر و مادر و فقر اقتصادی، این قبیل کودکان را بیشتر در معرض کمبودهای تغذیه‌ای قرار می‌دهد. آموزش معلمین و هم‌چنین افزایش آگاهی والدین در مورد الگوهای صحیح تغذیه‌ای یکی از فاکتورهای مؤثر در بازدهی مثبت برنامه‌های آموزش تغذیه در مدارس می‌باشد(انجمن رژیم غذایی آمریکا، ۲۰۰۰)

۲-۱۵) نیازهای تغذیه‌ای در سنین مدرسه

۲-۱۵-۱) انرژی

در دوران مدرسه رشد کودکان به صورت نسبتاً یکنواختی ادامه دارد و سال‌های آخر دبستان مقارن با شروع جهش رشد به ویژه در دختران است. بنابراین، تأمین انرژی موردنیاز بسیار ضروری است. میزان انرژی مورد نیاز کودکان مدرسه ای، به دلیل تفاوت در اندازه بدن، میزان تحرک و سرعت رشد آنها متفاوت است و هر چه میزان تحرک و فعالیت بدنی دانش‌آموز بیشتر باشد طبعاً به انرژی بیشتری نیاز دارد. کربوهیدرات‌ها که عمدتاً در نان و غلات وجود دارد و هم چنین، چربی‌ها منابع تأمین‌کننده انرژی هستند. در صورتی که انرژی مورد نیاز از این منابع تأمین نشود، پروتئین مصرفی که باید صرف رشد و ترمیم بافت‌های بدن شود به مصرف تولید انرژی می رسد. زمانی که به علت کمبود دریافت انرژی، منابع پروتئینی صرف تولید انرژی می‌شوند، از وظیفه اصلی خود که رشد سلول و ترمیم بافت‌هاست باز می مانند و نهایتاً رشد کودک مختل می‌شود. برای تأمین انرژی مورد نیاز کودکان سنین مدرسه باید از گروه نان و غلات مانند نان، برنج و ماکارونی و … در برنامه غذایی روزانه آنها گنجانیده شود. مصرف بیسکویت، کیک، کلوچه و شیرینی‌ها که معمولاً به عنوان میان‌وعده مصرف می‌شوند بخشی از انرژی مورد نیاز کودک را تأمین می‌کنند. تنقلاتی مانند برنجک و گندم برشته نیز در تأمین انرژی روزانه این کودکان نقش دارند. چربی‌ها مانند روغن، کره، خامه، سرشیر برای کودکان مدرسه ای منبع تأمین انرژی هستند و باید در برنامه غذایی روزانه در حد متعادل گنجانیده شوند(صادقی و همکاران، ۱۳۸۹). نتایج مطالعات مختلف نشان داده است بسیاری از بیماری‌های دوران بزرگسالی مانند بیماری‌های قلبی و عروقی، افزایش فشار، بعضی از سرطان‌ها افزایش چربی خون و دیابت به نحوه تغذیه مرتبط است و چون عادات غذایی از کودکی شکل می گیرد بنابراین اصلاح عادات غذایی این دوران می‌تواند از بروز این بیماری‌ها در بزرگسالی پیشگیری کند.

۲-۱۵-۲) پروتئین

برای نگهداری، ترمیم بافت‌ها و ساخت سلول‌ها و بافت‌های جدید مورد نیاز است. ترکیبی از پروتئین حیوانی و گیاهی به شرط آنکه انرژی دریافتی کودک کافی باشد می‌تواند نیاز بدن را برای رشد تأمین نماید. توصیه می‌شود پروتئین حیوانی (شیر، گوشت، تخم مرغ و …) که پروتئین با کیفیت خوب محسوب می‌شوند و اسیدهای آمینه ضروری را برای رشد سلول‌ها تأمین می‌کنند، در برنامه غذایی روزانه کودکان سنین مدرسه گنجانیده شود. در صورتی که میان وعده مصرف شود بخشی از پروتئین مورد نیاز کودکان این سنین تأمین می‌شود(صادقی و همکاران، ۱۳۸۹). ویتامین‌ها و املاح: در واکنش‌های متابولیک نقش حیاتی دارند و از طریق برنامه غذایی روزانه باید به بدن برسند، نیاز به ویتامین‌ها و املاح اغلب متناسب با انرژی دریافتی یا سایر مواد مغذی است. برخی از ویتامین‌ها و املاح در دوران رشد نقش اساسی دارند و کمبود آنها موجب اختلال رشد کودکان می‌شود. شایع ترین کمبودهای ویتامینی در این دوران کمبود ویتامین A و D و شایع ترین کمبودهای املاح، ید، آهن و کلسیم می باشد.

۲-۱۵-۳) ویتامین D

در تنظیم جذب و متابولیسم کلسیم نقش حیاتی دارد. باتوجه به اینکه دانش‌آموزان در سنین رشد هستند کمبود این ویتامین به علت اختلال در جذب کلسیم می‌تواند رشد استخوانی آنها را مختل کند. مهم ترین منبع تأمین ویتامین D نور مستقیم آفتاب است. بنابراین کودکانی که کمتر از نور مستقیم آفتاب استفاده می‌کنند با کمبود ویتامین D مواجه شده و بدنبال آن کمبود کلسیم در آنها بروز می‌کند. تشویق دانش‌آموزان به ورزش و بازی در فضای باز و استفاده از نور خورشید موجب می شد که ویتامین D مورد نیاز بدن آنها تأمین شود(صادقی و همکاران، ۱۳۸۹: ۱۴).

۲-۱۵-۴) آهن

آهن مورد نیاز در سنین مدرسه بستگی به سرعت رشد، ذخائر آهن بدن و قابلیت جذب آن از منابع غذایی دارد. نیاز به آهن در دوران رشد، افزایش می یابد. آهن مورد نیاز روزانه در یک کودک ۱۰ ساله برای تأمین ذخایر بدن به اندازه نیاز یک مرد بالغ است. بهترین نوع آهن قابل جذب در گوشت‌ها (قرمز، سفید، جگر و …) وجود دارد. در صورتی که منبع عمده آهن دریافتی روزانه از (حبوبات، غلات، سبزی‌ها، تخم مرغ و …) باشد باید به دریافت کافی ویتامین C که جذب آهن را افزایش می دهد توجه شود. انواع میوه‌های تازه بخصوص مرکبات حاوی ویتامین C هستند و مصرف سالاد شامل گوجه فرنگی، فلفل سبز دلمه‌ای، کلم و گل کلم همراه با غذا و مصرف میوه یا آب میوه پس از غذا جذب آهن غذای کودکان را افزایش می دهد.

۲-۱۵-۵) کلسیم

کلسیم نه‌تنها برای استحکام دندان‌ها و استخوان‌ها بلکه برای رشد استخوان‌های جدید ضروری است دریافت کافی کلسیم از برنامه غذایی روزانه در سنین مدرسه و بلوغ برای حفظ تراکم طبیعی استخوان‌ها و جلوگیری از پوکی استخوان در بزرگسالی حائز اهمیت است. شیر و لبنیات مهم ترین منبع تأمین کلسیم هستند و بنابراین، کودکان و دانش‌آموزانی که از این گروه به مقدار کافی استفاده نمی‌کنند در معرض خطر کمبود کلسیم قرار دارند. به ویژه اگر همراه با وعده غذایی خود نوشابه‌های گازدار مصرف کنند. نوشابه‌های گازدار حاوی مقادیر زیادی فسفر می باشند که می‌توانند در جذب کلسیم اختلال ایجاد کنند. بستنی که با شیر پاستوریزه تهیه شده است منبع خوبی از کلسیم است و مصرف آن در میان‌وعده بخشی از کلسیم مورد نیاز کودکان این سنین را تأمین می‌کند. میان‌وعده مناسب دیگر برای تأمین کلسیم، نان و پنیر است که به همراه سبزی، گوجه فرنگی، خیار یا گردو یک میان‌وعده سالم و مغذی برای دانش‌آموزان به شمار می رود (صادقی و همکاران، ۱۳۸۹: ۱۵).

۲-۱۶) تغذیه و یادگیری دانش آموزان

کودکان سنین مدرسه علاوه بر سه وعده غذای اصلی به میان‌وعده نیاز دارند تا بتوانند عملکرد یادگیری بهینه ای از خود بروز دهند. بنابراین، دانش‌آموزان در این سنین به خوردن غذا در وعده‌های بیشتر نیاز دارند و باید در فاصله دو وعده اصلی غذایی میان‌وعده مصرف کنند. در این راستا دانش‌آموزان باید بدانند تنقلات کم ارزش مانند چیپس، پفک و سایر تنقلات ارزش غذایی ندارند و به جای آن از مواد‌غذایی با ارزش مانند انجیر خشک، توت خشک، بادام، پسته، گردو، برگه زردآلو و انواع میوه‌ها نظیر سیب، پرتقال، نارنگی، هلو، زردآلو، انگور، لیموشیرین و سبزی‌هایی نظیر هویج، کاهو، خیار و ساندویچ‌هایی مثل نان و پنیر و گردو، نان و تخم مرغ، نان و پنیر و گوجه‌فرنگی، نان و پنیر و سبزی، انواع کوکو و کتلت، نان و حلواشکری، نان و پنیر و خرما استفاده شود. مطالعات دهه اخیر نشان داده است که تغذیه صحیح در قدرت یادگیری کودکان مؤثر است در نتیجه افزایش نسبی قند خون موجب بهبود عملکرد مغز و یادگیری کودکان مدرسه ای می‌شود. نخوردن صبحانه می‌تواند اثرات منفی بر یادگیری آنها داشته باشد. اگر مدت زمان ناشتایی طولانی شود، نگهداری قند در سطحی که مغز قادر به فعالیت طبیعی خود باشد، دشوارتر شده و یادگیری و تمرکز حواس مختل می‌شود(فریدمن و همکاران، ۲۰۱۲). برای اینکه کودکان سنین مدرسه اشتهای کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند باید شام را در ساعات ابتدای شب صرف کنند و شب‌ها در ساعت معینی بخوابند تا صبح‌ها بتوانند زودتر بیدار شده و وقت کافی برای خوردن صبحانه داشته باشند. والدین باید سحرخیزی، ورزش و نرمش صبحگاهی و خوردن صبحانه در محیط گرم خانواده را تشویق نمایند. غذاهایی مثل فرنی، شیربرنج، حلیم و عدسی اغلب مورد علاقه کودکان این سنین هستند و از ارزش غذایی بالایی نیز برخوردارند. این غذاها را می‌توان در وعده صبحانه به کودکان داد. غذاهایی از قبیل نان و پنیر و گردو، نان و تخم‌مرغ، نان و کره و مربا، نان و کره و خرما، همراه با یک لیوان شیر یک صبحانه سالم و مغذی برای کودکان سنین مدرسه به شمار می رود (صادقی و همکاران، ۱۳۸۹).

۲-۱۷) رفتارهای تغذیه‌ای نامطلوب در کودکان سنین مدرسه و توصیه‌های کاربردی برای اصلاح آن

  • خودداری از خوردن گوشت: برخی از کودکان سنین مدرسه از خوردن گوشت امتناع می‌ورزند در حالی که مصرف گوشت به عنوان منبع عمده پروتئین (با کیفیت خوب)، آهن و روی حائز اهمیت است. توصیه می‌شود گوشت چرخ شده در غذاهایی که موردعلاقه کودک است به او داده شود. (ماکارونی، کتلت، همبرگر، کباب، املت گوشت، پیتزا با گوشت چرخ شده) که ترجیحاً در منزل تهیه شود.
  • خودداری از مصرف گروه شیر و لبنیات: در این سنین به دلیل رشد و استحکام دندان و استخوان‌ها مصرف شیر و لبنیات ضروری است. اگر دانش‌آموز علاقه ای به خوردن شیر ندارد می‌توان مقدار کمی پودر کاکائو (در حد یک قاشق مرباخوری) به یک لیوان شیر اضافه کرد. اضافه کردن کمی عسل به شیر نیز ممکن است دانش‌آموز را به خوردن شیر علاقمند کند. می‌توان شیر را به صورت غذاهایی مثل فرنی و شیر برنج به کودکان داد. معمولاً مصرف یک لیوان شیر در روز برای کودکان آن سنین کافی است و با گنجانیدن سایر مواد‌غذایی این گروه مثل ماست، پنیر و کشک در وعده ناهار و شام و یا بستنی در میان‌وعده نیاز کلسیم تأمین می‌شود. افراط در خوردن شیر نیز به این دلیل که جایگزین سایرغذاهای اصلی می‌شود، کودک را در معرض خطر کمبودهای تغذیه‌ای بخصوص کمبود آهن قرار می دهد.
  • خودداری از مصرف سبزی‌ها: معمولاً کودکان در این سنین تمایلی به مصرف سبزی‌های تازه همراه با غذا ندارند. به مادران توصیه کنید که از سبزیجات خام مثل هویج، گوجه فرنگی، کاهو، گل کلم و سبزی‌های پخته مثل چغندر پخته (لبو)، نخودفرنگی، لوبیا سبز، کدو حلوایی به عنوان میان‌وعده یا در هنگام تماشای تلویزیون به کودکان بدهند.
  • افراط در مصرف شکلات و شیرینی: مصرف بی‌رویه شکلات و شیرینی به این دلیل که موجب بی اشتهایی و سیری کاذب در کودکان می‌شود و آنها را از مصرف غذاهای اصلی باز می دارد موجب اختلال رشد آنها خواهد شد. به والدین توصیه کنید حداقل، در منزل از نگهداشتن شکلات و شیرینی خودداری کنند و به این ترتیب، دسترسی دائمی آنها را به این نوع مواد کاهش دهند. از دادن شکلات و شیرینی به عنوان جایزه خودداری کنند و با تنظیم یک برنامه منظم، تعداد شکلات و شیرینی که دانش‌آموز در طول روز مصرف می‌کند را کنترل نمایند. برای جلوگیری از خراب شدن دندان‌ها باید به دانش‌آموزان آموزش داد که پس از خوردن مواد قندی و شیرینی به ویژه شکلات‌ها و آب نبات‌هایی که به سطح دندان می چسبند، دهان و دندان‌های خود را با آب و مسواک شستشو دهند.
  • در این دوران، اشتهای کودک راهنمای خوبی برای انرژی و مواد مغذی مورد نیاز است. استرس ناشی از رفتار اولیا و مربیان یا استرس‌های مربوط به امتحان میتواند روی اشتهای کودکان اثر بگذارند اگر این تأثیر موقت باشد مشکلی ایجاد نمی‌کند ولی ادامه بی اشتهایی کودک می‌تواند مشکل آفرین باشد. در اینصورت باید با شناسایی و رفع مشکل به کودک کمک شود. گاهی اوقات استرس موجب زیادخواری کودک می‌شود در مورد کودکان چاق این مسئله مهم و قابل توجه است. آموزش مناسب و مشاوره با کودکان می‌تواند تا حدودی مشکل آنان را کم کند.
  • به والدین باید آموزش داده شود که با تأمین غذاهایی با ارزش غذایی بالا و فراهم کردن محیط مناسب، زمینه را برای رشد و توانمندی ذهنی و جسمی کودکان آماده کنند و رفتارهای غذایی درست را در آنها ایجاد کنند. کودکان رفتارهای غذایی والدین را الگوی خود قرار می دهند. بنابراین امتناع والدین از خوردن برخی از غذاها موجب می‌شود که کودکان نیز آن غذاها را هر چند که دارای ارزش غذایی بالایی هستند، نخورند(صادقی و همکاران، ۱۳۸۹).

۲-۱۸) اختلالات تغذیه

یکی از حوزه‌های نوظهور جامعه شناسی، جامعه شناسی بدن می باشد که مسئله اساسی آن عبارتست از اینکه: «چگونه جوامع، بدن‌ها را سازمان می دهند و برای آن‌ ها معناهای اجتماعی تعریف می‌کنند؟» این حوزه به سوال‌هایی از قبیل اینکه چرا افراد و گروه‌های خاص، اقدام به دست کاری در بدن خود می‌کنند و چگونه این تغییر را تفسیر و معنا می‌کنند پاسخ می دهد. یکی از جلوه ‌های دستکاری و مدیریت بدن که امروزه در مورد زنان در اکثر جوامع مورد توافق قرار گرفته، باریک اندامی است. در چند دهه اخیر لاغری در ایران نیز به عنوان معیار زیبایی اندام مورد توجه دختران و زنان جوان قرار گرفته و اقدام برای رعایت رژیم غذایی لاغری جهت دستیابی به تناسب اندام به دغدغه‌ی برخی از دختران و زنان ایرانی شده است. از جمله بیماری‌های مرتبط با تلاش برای دستیابی به بدن ایده‌ال و باریک اندامی، بیماری اختلال تغذیه[۴] می باشد(نوغانی و همکاران، ۱۳۹۱). تا سال‌های پیش بیماری اختلال تغذیه مختص جوامع صنعتی و پیشرفته تعریف می شد. به عنوان مثال مطالعات انجام شده درانگلستان نشان داده است که از هر یکصد هزار دختر که در سن نوجوانی و جوانی قرار دارد، ۵۱ نفر مبتلا به اختلال تغذیه هستند(دارمون، ۲۰۰۹).
اما این بیماری فقط در کشورهای پیشرفته در حال افزایش نیست، بلکه حتی در جهان سوم نیز همه گیر شده است. برای مثال نرخ این بیماری در برخی از کشورهای جهان سوم، چنین گزارش شده است: عربستان سعودی ۶/۲۴؛ عمان ۴/۲۹؛ امارات متحده عربی ۴/۲۳؛ آفریقای جنوبی ۸/۱۸ درصد نتایج یک مطالعه ی تجربی در تهران نیز نشان داده است که ۱۶/۲۴ درصد از دانش‌آموزان دختر مورد بررسی در معرض خطر ابتلا به اختلالات تغذیه بودند (پورقاسمی و همکاران، ۱۳۸۷). بر اساس چهارمین مجموعه بازنگری شده تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی آمریکا (۲۰۰۰)[۵] اختلالات تغذیه به سه دسته‌ی مجزای پرخوری عصبی، بی اشتهایی عصبی و اختلال‌های تصریح نشده تقسیم می‌شوند.(باکروید، ۱۳۷۶).

۲-۱۹) پیشینه پژوهشی

۲-۱۹-۱) پیشینه داخلی

پورعبدالهی و ابراهیمی ممقانی (۱۳۷۹) در پژوهشی با عنوان آگاهی تغذیه‌ای دختران دانش‌آموز دبیرستان‌های تبریز که در محدوده ی سنی ۱۶ تا ۲۰ سال بودند دریافتند که ۲/۹۱ درصد آنها کم خونی را یک بیماری می‌دانستند و ۸/۶ درصد فکر می کردند ویتامین یک مواد‌غذایی است. حدود ۹/۴۹ درصد آنها از وجود پروتئین در غذاهای گیاهی نامطمئن و ۹/۴۰ درصد کاملاً مخالف بودند. برآورد میزان آگاهی دختران نشان داد ۲/۵ درصد آگاهی ضعیف، ۵۱ درصد آگاهی متوسط و ۸/۴۳ درصد آگاهی خوب داشتند. بین میانگین نمره آگاهی دختران با مناطق مختلف آموزش و پرورش، گروه‌های سنی، رشته‌های مختلف تحصیلی و سطح سواد مادر تفاوت معنی داری مشاهده نشد. میتوان نتیجه گرفت برای رسیدن به سطح مطلوب آگاهی تغذیه‌ای دختران برنامه‌های توسعه یافته آموزشی و استراتژی‌های مناسب تری مورد نیاز است.
نورمحمدی و گوهرآباری (۱۳۸۰) در پژوهشی با عنوان آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای پزشکان و دانشجویان پزشکی دریافتند میزان آگاهی دانشجویان و پزشکان در مورد اصول تغذیه در حد متوسط بود. می‌توان نتیجه گرفت که ارتقاء آگاهی تغذیه‌ای در برنامه ی درسی دانشگاه‌های پزشکی و هنگام فعالیت‌های بالینی ضروری به نظر می رسد.
جهانگیری و رجبی(۱۳۸۰) در پژوهشی به بررسی رابطه فرهنگ و سواد تغذیه‌ای زنان در شهر شیراز پرداخته و دریافتند که با وجود آگاهی تعدادی از زنان از بهترین شیوه‌های مصرف مواد‌غذایی، باز هم استفاده از شیوه‌های مطلوب، چندان متداول نیست. بطور کلی، در انتخاب مواد‌غذایی، بیشتر از این که نیاز اعضای خانوار در نظر گرفته شود، در دسترس بودن مواد و ذائقه اعضای خانواده ملاک قرار میگیرد.
تسلیمی طالقانی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی با عنوان تأثیر وضعیت فردی- اجتماعی و اقتصادی بر اثربخشی آموزش تغذیه در ارتقاء سطح آگاهی و نگرش تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر سال اول راهنمایی شهر تهران در سال ۱۳۸۲ دریافتند تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با افزایش نمرات آگاهی ارتباط مثبت داشته است(۰۰۷/۰p=). دو متغیر سطح تحصیلات مادر و معدل نمرات درسی به دلیل ارتباط با سطح نگرش تغذیه‌ای از میزان تأثیر آموزش بر تغییر سطح نمرات نگرش کاسته اند (۱۳۹/۰p= و ۲۹/۰p=) و تأثیر آموزش بر ایجاد افزایش در نمرات آگاهی مستقل از متغیر پول توجیبی ماهانه نبوده است (۰۳۵/۰p=). بجز موارد مذکور، سایر متغیرها نه بطور مستقل و نه از طریق تأثیر متقابل با نوع آموزش، هیچگونه رابطه معنی داری با تغییر نمرات آگاهی و نگرش نداشتند. می توان نتیجه گرفت به استثنای متغیر پول توجیبی، تأثیر نوع آموزش بر سطح آگاهی و نگرش مستقل از متغیرهای مورد مطالعه بوده است و از بین کلیه متغیرهای مستقل تنها تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با نمرات آگاهی ارتباط داشته است.
پورعبدالهی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی با عنوان تأثیر آموزش تغذیه بر آگاهی و عملکرد دانش‌آموزان ابتدایی در مورد مصرف تنقلات دریافتند نتایج حاصل از مطالعه تفاوت معنی داری را بین میانگین امتیاز آگاهی و عملکرد دانش‌آموزان گروه کنترل و آزمایش قبل از مداخله نشان نداد. اما بعد از آموزش، تفاوت معنی داری (۰۰۵/۰p=) بین میانگین امتیاز آگاهی و عملکرد در دو گروه مشاهده شد، به طوری که میانگین امتیاز عملکرد در گروه آزمایش از ۹۵/۳۱   ۸/۸۷ قبل از مداخله به ۳۴/۲۸   ۶/۱۰۴ پس از مداخله و میانگین امتیاز آگاهی از ۴۹/۱۶   ۴۰/۲۲ قبل از مداخله به ۶۸/۲۵   ۶/۴۲ پس از مداخله تغییر یافت. علاوه بر این در هر دو گروه آگاهی و عملکرد به طور معنی داری افزایش یافت (۰۰۵/۰p=). نتایج در دانش‌آموزان دختر رضایت بخش تر از دانش‌آموزان پسر بود (۰۰۵/۰p=). میتوان نتیجه گرفت که آموزش تغذیه به ویژه در محیط مدرسه نقش بسیار عمده ای در افزایش آگاهی و عملکرد دانش‌آموزان ایفا می‌کند. جایگزینی مواد‌غذایی طبیعی و مغذی به جای تنقلات، بسیاری از مشکلات ناشی از مصرف این قیبل مواد‌غذایی بی ارزش را کاهش می دهد. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش آموزش والدین نیز در ارتباط با کاهش مصرف تنقلات امری مهم و ضروری می باشد.
ایزدی و همکاران (۱۳۸۹) تجزیه و تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی بر اساس مؤلفه های آموزش سلامت دریافتند که به مؤلفه ورزش و تحرک بدنی بیش ازسایر مؤلفه ها توجه شده وکمترین میزان توجه به مسئله بیماریها مربوط بوده است و بر افزایش تغذیه مناسب کودکان تاکید کرد و ضمن اینکه هریک ازشاخص های مؤلفه های مذکور به صورت متوازن مورد توجه قرار نگرفته و کتاب های درسی به یک نسبت مؤلفه های آموزش سلامت را پوشش نداده اند.
رسولی و همکاران(۱۳۸۹) در پژوهش با عنوان بررسی تأثیر برنامه آموزش بهداشت تلفیقی بر آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر مدارس راهنمایی شهر بجنورد دریافتند میانگین میزان آگاهی دانش‌آموزان گروه مداخله پس از آموزش از ۱/۱   ۲/۶ به ۱/۱   ۹/۸، نگرش از ۳/۱   ۶/۵ به ۳/۱   ۳/۸ و عملکرد صحیح آن‌ ها از ۳/۱   ۰/۵ به ۳/۱   ۸/۶ افزایش یافته است(۰۰۱/۰P<).بنابراین می‌توان نتیجه گرفت این مطالعه نقش مثبت برنامه‌های آموزش بهداشت را در ارتقاء آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان نشان داد. لذا لزوم توجه به برنامه‌های آموزشی جهت ارتقای رفتارهای تغذیه‌ای ضروری به نظر می رسد.
کاظمی بازاردهی (۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان کتاب درسی و آموزش تغذیه در مقطع ابتدایی به بررسی وضعیت اطلاع رسانی کتاب های درسی «بخوانیم»، «علوم تجربی» و «هدیه های آسمان» درباره علم تغدیه پرداخته و دریافتند که وضعیت اطلاع رسانی این کتب نسبت به مواد مغذی آب و کربوهیدرات ها نسبت به دیگر مواد مغذی از فراوانی بالاتری برخوردار بوده و به مواد مغذی چربی ها، پروتئین ها، ویتامین و مواد معدنی توجه ناچیزی شده است. در ارتباط با وضعیت اطلاع رسانی این کتاب های درسی نسبت به معرفی و شناسایی گروه های غذایی اصلی از هرم راهنمای غذایی، گروه نان و غلات و سایر مواد غذایی و میوه ها، به ترتیب از بالاترین درصد فراوانی برخوردار بوده و به گروه های سبزی ها، شیر و فراورده های آن و گوشت و جایگزین های آن به طور موثر و کافی پرداخته نشده است. هم چنین یافته ها نشان می دهد که اطلاع رسانی کتب مورد بررسی نسبت به معرفی مولفه های راهنمای تغذیه روزانه (اندازه واحد، تعداد واحد در روز) از وضعیت مناسبی برخوردار نمی باشد. از تحلیل یافته های بدست آمده، چنین بر می آید که کمیت و کیفیت مناسب پیام ها، در کتاب علوم تجربی پایه سوم ابتدایی نسبت به بقیه کتاب های درسی در اولویت می باشد.
دلوریان زاده و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر مدارس راهنمایی در دو منطقه از ایران دریافتند در مجموع در دو شهر اکثریت افراد دارای آگاهی متوسط (۵/۵۹%)، نگرش خوب (۲/۵۵%) و عملکرد متوسط (۵/۵۵%) بودند، پس می توان نتیجه گیری کرد که نوجوانان دختر از آگاهی و عملکرد متوسط برخوردار هستند و با توجه به اینکه عملکرد تغذیه‌ای مطابق نگرش آن‌ ها نیست، ضرورت مداخلات تغذیه‌ای مداوم را در نوجوانان آشکار می سازد.
پیرزاده و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان تأثیر برنامه آموزشی بر آگاهی و عملکرد تغذیه‌ای دانش‌آموزان دختر پایه دوم راهنمایی ناحیه ۴ شهر اصفهان در سال ۱۳۸۸ دریافتند میانگین نمره آگاهی تغذیه‌ای دانش‌آموزان در گروه تجربی و شاهد ۱ ماه بعد از آموزش به ۵۰/۱۷   ۵۹/۷۸ و ۸۱/۱۷   ۷۰/۵۰ رسیده که نسبت به قبل از آموزش افزایش معنادار داشته است. همچنین عملکرد تغذیه‌ای نیز در گروه تجربی بهبود یافته به طوری که قبل از مداخله ۳/۸۳درصد از دانش‌آموزان عملکرد تغذیه‌ای نامناسب داشته اند که ۱ ماه بعد از آموزش به ۱/۳۶ درصد کاهش یافته اما در گروه شاهد این میزان (۹/۸۸ درصد) هیچگونه تغییری نداشته است. میتوان به این نتیجه رسید که با توجه به پایین بودن سطح آگاهی و عملکرد تغذیه‌ای دختران، استفاده از برنامه‌های آموزشی تغذیه برای بهبود آگاهی و اصلاح رفتارهای تغذیه‌ای آنان در دوران بلوغ ضروری می باشد.
نعمتی و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان دانش و الگوی تغذیه‌ای در زنان استان اردبیل دریافتند که اکثر افراد مورد مطالعه صبحانه را در بین وعده‌های غذایی با اهمیت می‌دانستند و آگاهی شهری‌ها بیشتر از روستایی‌ها بود (۰۰۰۱/۰p=). بیش از ۹۰% در شهر و روستا استفاده از نمک ید دار را در پخت غذا ترجیح می دادند. زنان شهری بیشتر از زنان روستایی از سبزی و سالاد همراه غذا استفاده می کردند (۰۰۲/۰p=). پاسخ‌دهندگان به سوال مفید بودن مصرف ماهی دودی در زنان روستایی بیشتر از زنان شهری (۰۰۰۰۸/۰p=). اکثر زنان استان اردبیل اعلام کردند بهترین زمان افزودن نمک ید دار به غذا ابتدای پخت می باشد. بنابراین نتیجه میگیریم که آگاهی و عملکرد زنان استان اردبیل در اکثر موارد در زمینه تغذیه خوب است و در برخی موارد مثل مفید دانستن مصرف ماهی دودی، چگونگی استفاده از نمک ید‌دار در هنگام تهیه غذا و استفاده از روغن مایع نیاز به آموزش و مداخله دارد.
خزلی و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان تأثیر آموزش بر دانش تغذیه‌ای و مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات در سالمندان: مبتنی بر الگوی مراحل تغییر دریافتند میانگین سن افراد در گروه آزمون ۱۲/۴   ۲/۶۵ و در گروه شاهد ۹۱/۳   ۴/۶۵ بود که اختلاف معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد. قبل از مداخله آموزشی، بین متغیرهای جمعیت شناختی، نمره دانش و مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات در دو گروه مداخله و شاهد اختلاف معنی داری وجود نداشت. میانگین نمره دانش در گروه آزمون پس از مداخله آموزشی (از ۴/۲   ۸۳/۷ به ۳۴/۲   ۴/۱۰) افزایش نشان داد (۰۰۱/۰p<). مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات نیز افزایش و در مقایسه با قبل از مداخله، به سوی مراحل انگیزشی (آمادگی) و فعال تر(عمل) سوق داده شد. بنابراین بر اساس نتایج پژوهش حاضر اجرای برنامه آموزشی بر اساس الگوی مراحل تغییر، تأثیر مثبتی در ارتقاء آگاهی تغذیه‌ای و مراحل تغییر مصرف میوه و سبزیجات داشته است. از آن جا که سلامت سالمندان از اولویت‌های بهداشتی جامعه است، طراحی و اجرای چنین برنامه آموزشی جهت ارتقاء رفتارهای تغدیه ای این قشر ضروری می باشد.
لطفی ماین بلاغ و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان تأثیر آموزش همسالان مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی بر رفتارهای تغذیه‌ای دانش‌آموزان پسر مقطع ابتدایی دریافتند عادات و الگوهای غذایی در دوران کودکی شکل گرفته و تا پایان زندگی باقی می ماند. برای اینکه کودکان بتوانند مهارت‌های لازم برای انتخاب صحیح مواد‌غذایی را به دست بیاورند به آموزش تغذیه نیاز دارند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش همسالان مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی بر رفتارهای تغذیه‌ای دانش‌آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر زاهدان در سال ۱۳۹۰ انجام شد. در این مطالعه نیمه تجربی تعداد ۲۱۷ دانش‌آموز پایه ی چهارم ابتدایی از طریق نمونه گیری تصادفی ساده چند مرحله ای انتخاب و به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود. بر اساس نتایج حاصل از پیش آزمون نیاز سنجی به عمل آمده و مداخله آموزشی طی یک جلسه به روش پرسش و پاسخ توسط همسالان آموزش دیده بر روی گروه مداخله انجام شد. ۲ ماه پس از مداخله همان پرسشنامه برای پس آزمون تکمیل شد. نتایج نشان داد که قبل از مداخله، میانگین نمرات آگاهی، منافع، موانع، حساسیت و شدت درک شده و خود کار آمدی بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشتند. پس از آموزش میانگین نمرات تمام متغیرهای فوق در گروه مداخله به طور معنی داری افزایش پیدا کرد. مدل رگرسیونی شامل رفتار به عنوان متغیر وابسته و آگاهی، حساسیت و شدت درک شده، منافع و موانع درک شده و خود کارآمدی به عنوان پیش بینی کننده‌ها، معنی دار شد. بر این اساس طراحی برنامه‌های آموزشی مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی و با تأکید بر منافع درک شده می‌تواند بر رفتارهای تغذیه‌ای دانش‌آموزان مؤثر واقع شود.
نوغانی و همکاران (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان شناسایی عوامل اجتماعی مؤثر بر اختلالات تغذیه در دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد دریافتند که میانگین اختلالات خوردن ۲۲/۲ از ۵ و در حد کمتر از متوسط می باشد. همچنین ۲۸ درصد از افراد نمونه، مبتلا به اختلالات تغذیه هستند. تصور از بدن، فشار هنجاری از سوی مردان، فشار هنجاری از سوی رسانه‌های بین المللی (ماهواره، اینترنت)، پذیرش اجتماعی بدن و مدیریت ظاهر رابطه و همبستگی مثبت و معنا داری با اختلالات تغذیه داشته است. در نهایت متغیرهای پذیرش اجتماعی بدن و تصور از بدن به عنوان عوامل مؤثر بر اختلالات تغذیه، در کنار هم در مدل رگرسیون ۵۳ درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند. در مجموع یافته‌های این تحقیق مؤید آن است که متغیرهای اجتماعی تبیین کننده نیرومندی برای اختلالات خوردن می باشند.
مظفری خسروی و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان بررسی دانش تغذیه دانشجویان پزشکی دوره بالینی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال ۱۳۹۰ دریافتند میانگین نمره پاسخنامه دانشجویان در سه زمینه اصول تغذیه، تغذیه در دوره‌های زندگی و رژیم درمانی از ۲۰ به ترتیب عبارت بودند از: ۲/۲   ۶/۴، ۲/۳   ۲/۶ و ۸/۳   ۲/۶٫ همچنین رابطه معنی دار مستقیم و متوسط بین نمره درس تغذیه دانشجویان و نمرات دانش تغذیه آنان در هر سه زمینه مورد پرسش، وجود داشت. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت با توجه به اینکه میانگین امتیازات بسیار پایین است، نیاز به اضافه نمودن دروس تغذیه با تأکید بر جنبه‌های تغذیه بالینی در دوره بالینی و نیز حضور متخصصین تغذیه در تیم درمان احساس می‌شود.
رمضانپور و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان رابطه ی بین فعالیت بدنی و دانش تغذیه‌ای دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مشهد دریافتند بین سطح فعالیت بدنی کل آزمودنی‌ها و همچنان دانشجویان زن و هم مرد با دانش تغذیه‌ای آن رابطه معنی داری وجود ندارد (۰۵/۰P>).بین سطح فعالیت بدنی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد (۰۵/۰P<). بین میزان دانش غذایی دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود ندارد (۰۵/۰p>).بین میزان دانش غذایی دانشجویان در رشته‌های مختلف تحصیلی تفاوت معنی داری وجود دارد (۰۵/۰P<). بنابراین با توجه به فرصت خوبی که جوانان ضمن تحصیل در دانشگاه برای آموزش دانش تغذیه‌ای و سلامت دارند. لذا توصیه می‌شود به دروس مرتبط با تربیت بدنی و تغذیه برای ارتقای سلامت و دانش تغذیه‌ای جامعه توجه بیشتری اعمال گردد.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.