تحقیق درمورد توسعه شهری، توسعه شهر، مدیریت شهری، اقشار کم درآمد

همهگیر ساختن الگوی مصرف خاص سرمایهداری غربی، شهر مرکزی در دستور کار قرا ر گرفته، رابطهی سنتی سه نظام معیشتی (عشایری، روستایی، شهری) گسیخته و ایل و روستا به ساختارهای مجزا ودر حال فروپاشی بدل شدند، ناتوانی زیرساختی کشور برای جذب غیر متمرکز الگوی مصرف، سبب تمرکز فوق العادهی شبکهی شهری در پایتخت و با شدتی به مراتب کمتر، در چند شهر دیگر شده است، تمرکز شدید شبکه ماکروسفال شهری، سبب تشدید مشکلات شهری و از جمله سرپناه و معضل مسکن می گردد و از آنجا که نعم مادی و خدادادی براساس قشربندی و سلسله مراتب اجتماعی توزیع میشود و گروهی با نداشتن سرپناه روبرو میشوند (پیران، 1366: 46). این امر منجر به شکلگیری سکونتگاههای نابسامان و حاشیهنشینی در شهرها میگردد.
سطح خرد
این سطح با نظریههای فرهنگگرا که مشخصهی آن توجه به ویژگیهای فرهنگی و روانی ساکنان غیررسمی (حاشیه نشینان) است و با استفاده از مفاهیمی چون انسان حاشیهای و فرهنگ فقر، شروع میشود. مفهوم انسان حاشیهای، اشاره به انسانی دارد که به دلایلی جذب جامعه نشده و نسبت به آن غریبه مانده است. این مفهوم را نویسندگانی مانند پارک و توماس و زنانیکی برای توصیف مهاجران بیگانهی ساکن در شهر باداشتن ویژگیهایی چون روحیهی ستیزهجو ، بیسازمانی خانواده و نابسامانیهای عاطفی به کار بردهاند (ایمانی جاجرمی، 1381: 45).
به طور کلی عللی که در سطح خرد زمینهساز پیدایش و شکلگیری حاشیهنشینی و اسکان غیررسمی می شود عبارتند از:
1ـ ضعف برنامههای بخشی1 مشخص و مؤثر برای پاسخگویی به نیاز سر پناه کمدرآمدها در توزیع جغرافیایی مناسب .
2ـ عدم پیشبینی فضای مسکونی کافی و مناسب اقشار کمدرآمد در طرح های کالبدی2 شهری و اعمال استانداردهای خارج از استطاعت ایشان.
3ـ دسترسی ناچیز به نظامهای رسمی اعتباری و وام مسکن برای کم درآمدها، به ویژه شاغلین در بخش غیر رسمی3
4ـ وجود باندهای قدرت نامشروع و سوداگران زمین باز به موازات اهمال و ناتوانی در نظارت و کنترل ساخت و سازها، به ویژه در فضای بینابینی شهرها.
5ـ فقدان نهادسازی برای تجهیز و تجمیع منابع اقشار کم درآمد و عدم حمایت و هدایت دولت در مورد خانه سازی خودیار4 (صرافی، 1381: 7)

نمودار ‏21 : الگوی نظری جهت تبیین حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی

علل بروز حاشیهنشینی
علل زیادی را می توان از منظرهای گوناگون برای حاشیهنشینی نام برد که در اینجا تنها به چند عامل اصلی اکتفا مینماییم.
افزایش مهاجرت از روستا به شهر به علت عدم اشتغال و پایین بودن سطح درآمد را می توان به عنوان عامل اصلی حاشیهنشینی نام برد.
مشکلات موجود در روستاها وعدم وجود امکانات تفریحی –آموزشی – بهداشتی کافی.
پایین بودن سطح درآمد خانوادهها – بالا بودن هزینه اجاره و خرید مسکن خانوادههای شهری که منجر به حرکت آنها به سمت حاشیه کلان شهر می شود.
بحرانهای حاصل از حاشیهنشینی در کلان شهرها
1ـ اشتغال حاشیه نشینان به کارهای غیررسمی که درنهایت به اقتصاد شهری صدمه میزند.
2ـ عدم وجود امکانات آموزشی حاشیهنشینان موجب شکاف عمیقی بین آنان و دیگر ساکنان کلان شهر میشود.
3ـ پایین بودن سطح بهداشت عمومی در این مناطق خود موجب شکاف عمیقی بین آنان و دیگر ساکنان کلان شهر می شود.
4ـ وجود مشکلاتی مانند فقر- بیکاری و نبود برنامههای مناسب فرهنگی جهت پرکردن اوقات فراغت خود می تواند موجب بروز اعتیاد در بین این قشر باشد که تحقیقات نشان می دهد اعتیاد و خرید و فروش مواد اعتیادآور در میان جوانان حاشیهنشین بسیار شایع است که همین امر تهدیدکننده سلامت اجتماعی کل ساکنین کلان شهر می باشد.
5ـ بررسی تاریخ حاشیهنشینی نشان میدهد همواره این مناطق مرکز اصلی انحرافات – بروز ناهنجاریهای اجتماعی و بزهکاری می باشد وهمین امر امنیت کلان شهر را تهدید می کند.
اسکان غیررسمی در ایران
رشد شتابان جمعیت و تحولات ساختاری در نظام اقتصادی روستایی ایران در بعد از سالهای 1345 پدید آمد، سبب شد تا شهرها بویژه شهرهای بزرگ به عنوان مقصد مهاجرتهای مناطق روستایی کشور، جاذب مهاجرتهای وسیع و گستردهای گردند. در این میان، بیشتر مهاجران که توانایی مالی و اقتصادی استقرار و سکونت در محدوده رسمی شهر و پرداخت هزینه مسکن و اقامت در محدوده قانونی شهرها را نداشتند، برای تامین سر پناه خود بویژه در شهرهای بزرگ به حاشیه شهرها روی آوردند. هر چند که شدت و حجم این مسأله در استانهای کشور و شهرهای آنها بسته به شرایط اقتصادی و تمرکز صنایع متفاوت است. آنچه مسلم است پدیده سکونت غیررسمی یکی از مهمترین مشکلات شهرهای بزرگ از جمله تهران، مشهد، تبریز، اصفهان، کرمانشاه، اهواز، بندرعباس، زاهدان، رشت است، برآورد می شود یک هفتم جمعیت این شهرها در سکونتگاههای غیررسمی و نابسامانی ساکن باشند (پورآقایی، 1383 :46).
انواع سکونتگاههای غیررسمی در ایران
زاغهها یا محلات فقیرنشین: سکونتگاههای هستند قانونی، ولی بسیار پرجمعیت از لحاظ خدمات در سطح بسیار پائینی میباشند.
سکونتگاههای غصبی؛ سکونتگاههایی هستند غیرقانونی و غالباً فاقد طراحی از پیش تعیین اندیشیده شده
سکونتگاههای با تفکیک غیرقانونی بر خلاف دو نوع سکونتگاه فوقالذکر، دارای طرحی از پیش اندیشیده شده م
ی
باشد ولی به صورت غیرقانونی شکل گرفتهاند) (محمودی پاتی، محمد پورعمران، 1387 :82).
مهمترین و عمده ترین علل پیدایش و گسترش اسکان غیر رسمی در ایران
-ضعف ساختاری شهرنشینی در مواجهه با نظام برونزا و مدرنیزاسیون و در نتیجه بروز عدم تعادل در نظام شهری و روستایی در سیر تکوینی شهرنشینی؛
-دومین علت در سطح کلان را نیز باید ساختاری دانست، که سازوکار تبعیضآمیز و فقرزا بر پایه توزیع عادلانه منابع قدرت، ثروت و درآمد در جریان است.
-عدم پیشبینی فضای مسکونی کافی و مناسب اقشار کمدرآمد در طرحهای کالبدی شهری و اعمال استانداردهای خارج از استطاعت ایشان؛
-دسترسی ناچیز به نظامهای رسمی اعتباری و وام مسکن برای کمدرآمدها. به ویژه شاغلین در بخش غیر رسمی
-وجود باندهای قدرت نامشروع و سوداگران زمین باز به موازات اهمال و ناتوانی در نظارت و کنترل ساخت وسازها، به ویژه بینابینی شهرها؛
-فقدان نهادسازی برای تجهیز و تجمیع منابع اقشار کم درآمد وعدم حمایت و هدایت دولت در مورد خانه سازی خودیار
-ضعف مدیریت شهری (بویژه در هدایت ، نظارت و کنترل) (محمودی پاتی، محمد پورعمران، 1387: 81).
الف)علل ساختاری:
کمبود عرضه نسبت به تقاضا بر اثر رشد جمعیت و مهاجرت
فقدان توان تملک مسکن در بخش وسیعی از مصرفکنندگان
وزن بالای هزینههای مسکن در کل هزینههای خانوار بخصوص دهکهای پایین درآمدی
سیاستهای اتخاذ شده در خصوص مدیریت زمین و مسکن
عدم تعادلهای اقتصادی و گسترش فقر شهری و پدیده مهاجرت
جنگ تحمیلی
تحولات ناخوشایند طبیعی و اقلیمی (خشکسالی و زلزله)
ب ) علل غیر ساختاری:
عدم توجه به سرمایهگذاری مسکن ارزان قیمت در محلههای فقیرنشین متناسب با توان و استطاعت مالی این افراد
عدم فرهنگسازی درجامعه شهری جهت فراهم کردن موجبات جذب وادغام این گروهها و اقشار به تدریج در بافتهای متعارف شهری
نبود رویکرد، برنامهها و سیاستهای جامع نگر در مدیریت و نظام برنامهریزی شهری
عدم برنامهریزی اجتماعی همراه با برنامهریزیهای فیزیکی (کالبدی) و اقتصادی و فقدان توجه به ابعاد اجتماعی شهرسازی و توسعه شهری
عدم توسعه مناسب نظام آموزش فنیوحرفهای در مناطق شهری و روستایی و فقدان مکانهای مناسب ولازم برای آموزشهای کار و حرفه در مناطق غیررسمی و فقیرنشین شهرها
فقدان برنامههای توسعه اجتماعی، فرهنگی و آمادهسازی و توانمندسازی فردی و اجتماعی در مناطق غیررسمی برای خوداتکایی اقتصادی و اجتماعی در زندگی جدید شهری
نبود سیاست و بستر مناسب برای تجهیز و تشکلهای خودجوش مردمی در مناطق محروم شهری و عدم حمایت سازمانها و مدیریت شهری از شکلگیری انجمنها، تشکلها و نهادهای اجتماعی و عمرانی غیردولتی به جهت عرضه حداقل نیازهای زندگی دراین جوامع غیررسمی
با توجه به ذکر دلایل شکلگیری و گسترش سکونتگاههای غیررسمی به این نتیجه میرسیم که پدیده سکونتگاههای غیررسمی در ایران صرفاً مسالهای فیزیکی و کالبدی نبوده، بلکه بیشتر متاثر از مسائل ساختاری است که دراثر نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین عدم تعادلهای منطقهای و ملی میباشد که ساختار فضایی نامتعادلی را سبب ساز گردیده و امروزه به عنوان یک واقعیت روند شهرنشینی در ایران مطرح می باشد .
به طور مشخص در فضای رسمی شهر که تحت هدایت و کنترل برنامهریزی و مدیریت شهری است ضوابطی هم چون موارد ذیل، اقشار کمدرآمد را از پوشش بازارهای رسمی زمین و مسکن خارج میسازد:
ضوابط تفکیک بنا بر استانداردهای طراحی متعارف موجب عرضه قطعات بزرگ زمین
میشود. متأسفانه  هنوز هم طرحهای جامع و طرحهای تفضیلی ضوابط تفکیک را در متراژ بالا پیشنهاد میدهند (130 متر و 150 متر) در صورتی اقشار کم درآمد توان در اختیار داشتن و تملک زمین را با چنین ضوابطی ندارند و نمیتوانند همچین ضوابطی را رعایت کنند. در حال حاضر متوسط متراژدر سکونتگاههای غیررسمی بین 75 تا 80 متر است. یعنی کمتر از 100 متر است .لذا در طرحهای توسعه شهری توجهای به میزان استطاعت گروههای فقیر در این رابطه نمیشود.
ضوابط ساخت و ساز، آن چنان است که پیش از شروع کار هزینه زیادی برای امضاء گرفتن از مهندسان و عوارض شهرداری باید پرداخت و نیز برای صدور برگ پایان کار، خواهان ساختمان یکباره تکمیل شده است. این موضوع بیشتر در ارتباط با شهرداریها مطرح میشود شهرداریها در واقع صدور مجوز ساخت و پایان کار را به مسکن تمام شده میدهند درصورتی که اقشار کمدرآمد ابتدا یک قطعه زمین متناسب با توان خود را را اختیار میکنند اول یک اتاق میسازند؛ سال دیگر یک اتاق دیگر و بتدریج مسکنشان طی چند سال تکمیل می شود و این شیوه ساخت با ضوابط و قوانین شهرداری متناسب نیست.
ضوابط حوزهبندی (zoning) در طرحهای توسعه شهری برای نیاز مسکن کمدرآمدها؛ ضوابط حوزهبندی در طرحهای توسعه شهری به نحوی است که هیچ فضای برنامهریزی شده در فضای رسمی شهری برای سکونت این گروهها پیشبینی نمی کنند.
ضوابط وام و اعتبار مسکن که بر پایه احراز از مالکیت و داشتن سند رسمی که بر پایه احراز مالکیت و داشتن سند رسمی است. هر چند تصرف عدوانی در ایران بخصوص پس از انقلاب اسلامی به ندرت دیده میشود، اما وجود قولنامه ، پته و سایر قراردادهای غیررسمی و معمول برای برخورداری از تسهیلات نظام بانکی کافی نیست همچنین خانوار کمدرآمد باید به توان خود در پرداخت ماهانه اقساط اطمینان داشته باشد که این نیز با اقتصاد لرزان و مشاغل نامطمئن
این خانوارها قابل پیشبینی نیست. از اینرو منابع غیررسمی و محلی (بدون این ضوابط و البته با بهره بسیار بالا) برای تامین مالی ساکنان اسکان غیررسمی مورد استفاده قرار می گیرند.
ویژگیهای سکونتگاههای غیررسمی
 مسکنسازی شتابزده خارج از برنامهریزی رسمی شهرسازی؛ پیوستگی عملکردی با شهر اصلی و گسست کالبدی از شهر به نحوی که اینها اغلب در شهر اشتغال دارند رفت و آمد میکنند ولی از لحاظ مکان جعرافیای مکانهای بد سیمایی را به خود اختصاص دادهاند و در انزوای اجتماعی بسر میبرند. کمبود شدید خدمات شهری؛ تراکم زیاد جمعیت- که تقدم این هم بیشتر در شهرهای بزرگ و کلان شهرها است- همچنین تجمع افراد کم درآمد در محیط های با کیفیت پایین زندگی که کارکرد اصلی این ساکنین سکونتگاهها هم نوعی الگوی ساخت و تأمین مسکن متناسب با توان مالی اقشار کم درآمداست. مخاطرات و آسیبهای اجتماعی زیست محیطی طبیعی از ویژگیهای کلی این سکونتگاههاست. مشکل کنونی این سکونتگاهها سیمای شهری نازیبا؛ ساکنین در واقع نادار با مشاغل نامطمئن و مستعد نابهنجاریهای اجتماعی و نا آرامی است. تجارب جهانی حاکی است که این پدیده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *