بررسی روابط اجتماعی در آثار سعدی و تطبیق آن با نهج البلاغه- قسمت ۱۳

به درستی این اثر سعدی برای خودش دنیایی است یا تصویری درست و زنده از یک دنیاست. «سعدی در این کتاب انسان را، با دنیای او با همه معایب و محاسن و با تمام تضادها و تناقض هایی که در وجود او هست تصویر می کند.« سعدی گلستان را در سال ۶۵۶ به مدت چهل روز به نام شاهزاده سعد بن ابوبکر بن سعد زنگی پرداخت و هدفش از تألیف گلستان دو نیّت بود: نخست ارائه انشای دقیق در لباسی که متکلّمان را به کار آید و مترسّلان را بلاغت افزاید و از این جهت نوشته او همانند است با کتب مقالات فارسی و عربی همچون مقامات حمیدی، بدیعی، حریری و دیگر بیان مطالب اخلاقی و مسائل اجتماعی که در همه ابواب فلسفه عملی از تهذیب اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن. آنچه را برای حال عامّه مردم و تعلیم و تربیت افراد جامعه از پادشاه گرفته تا درویش مجرّد، مفید و مناسب با اوضاع و احوال عصر و زمان تشخیص می داد، بیان داشته است. به طوری که از ابواب هشتگانه بر می آید بیشتر نظر سعدی متوجّه مسائل اجتماعی است که در ضمن حکایت های مناسب و دلپذیر، حالات روحی طبقات مختلف مردم را از پادشاهان ،وزیران، امیران، علما، زاهدان، پیشه وران و حتّی مشت زنان، عیّاران و صعالیک در احوال گوناگون از قبیل جوانی، پیری و … مجسّم ساخته است و از نمایاندن هر حالت به هر صورت، نتیجه ادبی یا اجتماعی می گیرد. (رستگار،۱۳۵۰: ص ۲۳۲)
سعدی در گلستان، دنیا را آنگونه که هست با همه زشتی ها و زیبای هایش نشان می دهد. «گلستان یک نمونه کامل و ایرانی مکتب رئالیسم، قبل از به وجود آمدن آن مکتب ادبی است. به خاطر همین واقع گرایی اوست که بعضی نویسندگان غربی از اوّلین آشنایی با آثار شیخ نسبت به او شوق و ستایش قابل ملاحظه ای را اظهار کرده اند از جمله وقتی ارنست رنان نویسنده و منتقد معروف فرانسوی قرن اخیر می گوید: «سعدی یک تن از خود ماست» به همین واقع گرایی در شیوه انشای گلستان نظر دارد.» (زرّین کوب،۱۳۷۹: ص ۲۸)
هرپژوهنده ای با دقت در لابلای ابواب گلستان متوجّه می شود که سعدی در آن از نحوه ارتباط فرد با اجتماع، فرد در مقابل افراد دیگر، فرد در مقابل خداوند، فرد با دین، مطالب بسیار ارزشمند و قابل توجّهی را بیان کرده است. «یکی از ویژگیهای بیان حکایات و مطالب گوناگون در گلستان، توجّه به شرایط سیاسی، ا جتماعی و آداب و سننی است که در آن عهد متداول بوده است. »(آذر،۱۳۷۵: ص ۲۰)
۴-۵- بوستان
بوستان، بیش از چهار هزار بیت است که آن را می توان شاهکار سعدی نامید زیرا اگر چه معانی و مفاهیم درآن، خیلی ابتکاری نباشد و گویندگان دیگری هم گفته باشند اما از حیث لفظ، پختگی بیان،ترکیبات منسجم، عذوبت و روانی، بسیار ممتاز می باشد.
«رسم سعدی در ابواب بوستان این است که در اوّل هر بابی تعریف موضوع آن باب را با رعایت احساسات شاعرانه بیان می کند و سپس داستانها و حکایات و گاه اندرز و نصیحت که نتیجه داستانها است می آورد. چون نظر سعدی در بوستان اندرز به شاهان معاصر در مرحله اولی است از این رو صریحاً آنان را مورد خطاب قرار می دهد.» (محلّاتی، ۱۳۴۶: ص ۵۱)
«شعر سعدی در بوستان از انواع شعر تعلیمی است به آن گونه که قصدسراینده، تعلیم و
آموزش می باشد خواه آموزش اخلاق، سیاست، مذهب یا فنون و علوم و آیین ها.»
(آذر،۱۳۷۵: ص ۱۴۴)
۴-۶- قصاید سعدی
زمانی که بازار شعر کساد شده بود و مدیحه سرایان به انواع نعمت و حرمت دست می یافتند؛ قصیده سرایی از رایج ترین صورت های شعر فارسی بود. پادشاهان در دربار خود همان طور که به زورمندان، خدم و حشم و … نیاز داشتند باز نیازمند شاعرانی بودند که آوازه عدل و سخاوت آنها را به سایر نقاط جهان بفرستند. در میان این قصیده سرایان، سعدی هم بخش ویژه ای را به خود اختصاص داده است. بخشی از قصاید او که هنرنمایی شاعرانه او می باشد اما بخش دیگر که جای تأمّل و دقت است؛ مدح امرا و سلاطین روزگار اوست که دیدگاه بعضی از سعدی پژوهان را در این زمینه در اینجا ذکر می کنیم. «با سابقه ای که از اخلاق و روح بزرگ سعدی، در دست است؛ به طور قطع می توان گفت او هیچ گاه برای جلب نفع و رسیدن به مکنت، أمرا را مدح نکرده است. باعث وی امور سیاسی، اجتماعی و یا اخلاقی بوده است، علاوه بر این سابقه زندگی سعدی و وضع اجتماعی او طوری است که باید واسطه میان مردم و حکومت بوده و حتّی الامکان دفع شر کند پس ناچار باید با ولی امر ارتباط داشته باشد، راه ارتباط؛ سرودن قصیده و مدح گفتن است.» (دشتی، ۱۳۵۴: ص ۳۱۳)
«جلوه گاه شخصیت او را در قصایدش جست و جو کرده اند. بخشی از قصاید او بیانگر اندیشه ها و تأمّلات او در مسائل اجتماعی، اخلاقی و حکومتی است که در قالب پند و اندرز گفته شده است. موضوعات دیگر در قصاید او وصف طبیعت، ستایش خداوند ،رثا ، مدح پادشاهان و بزرگان عصر است. لحن او در خطاب به ممدوحان؛ لحن بشارت گر نیست بلکه لحن مردم بیم دهنده است.» (شعار و انوری،۱۳۷۲: ص ۲۹)
۴-۷- سبک ادبی آثار سعدی ونحوه بیان مفاهیم
آنچه که به سخن سعدی، صفت سهل ممتنع داده است؛ استواری لفظ و روانی معنی است. او معانی لطیف و تازه را در کلمات و ترکیبات آسان بیان می کند و از تعقید و تکلّف به دور
می ماند. اگر چه سخنش به طور کامل از زیبایی های لفظی خالی نیست اما این صنعتگریها به گونه ای نیست که در کلام او خودنمایی کند. اگر معانی در کلام او عادّی هم باشد امّا او با قلم هنرنمای خود ،آنها را به گونه ای بیان می کند که مبتذل به نظر نمی رسد.
«شگردهای بدیعی و بلاغی چنان در متن نوشته او جا می افتند که در

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

نگاه اوّل به چشم نمی آیند و از همه اینها مهم تر اینکه تکیه گاه شعرش، زبان فارسی است. سعدی از زبان الهام می گیرد تا زبان را بپرورد، غنی کند و گسترش دهد؛ تقلیدناپذیر بودن کلام سعدی در همین هنر دشوار است. سعدی از زبان ،بیش از تصویرهای ذهنی و انتزاعی بهره می گیرد. افزون بر این هنر سعدی، لحن های متفاوتی است که به کار می برد. هیچ شاعری در زبان فارسی تنوّع لحن سعدی را ندارد.» (موحّد، ۱۳۷۸: ص ۳۰)
امروزه علم روان شناسی به این نتیجه رسیده است که فرد نصیحت کننده با اعمال تفریح و مزاح گاه به توفیقی دست می یابد که از طریق چوب و شلّاق و تنبیه دست یابی به آن برایش غیر ممکن است.
« سعدی هم به عنوان یک معلّم اخلاق که دنیای عصر خود را بیمار و محتاج هدایت یافته برای تعلیم دیدگاه های خود جد و هزل را به هم آمیخته است بدون اینکه به جلال و وقار
تعلیم اخلاقی او لطمه ای وارد کند. الزام طبیعت شاعری است که در وجود شیخ با او هم
خانه است. لاجرم در تعلیم حکمت و الزام به اخلاق درشتی و نرمی به هم دربه است.»
(زرّین کوب، ۱۳۷۹: ص ۱۱۵)
سبک ادبی گلستان از دیدگاه یکی از سعدی پژوهان برای نمونه ذکر خواهد شدگلستان از لحاظ نویسندگی اثری ممتاز است و تا قرن ها بعد توانسته گروه کثیری از اهل قلم را تحت تأثیر شیوه خود قرار دهد؛ چون در آن دوران نثر فنّی بر همه آثار منثور سایه انداخته بود. «هنر سعدی این بود که با نوشتن گلستان، نثر فارسی را از چنگ تکلّف و تصنّع و آرایشگریهای بیهوده نجات داد. صنعت بارز شیوه گلستان، سادگی و روشنی است، مجاز و مبالغه در کلام او به افراط نیست و صنعت و پیرایه جز به ندرت دیده نمی شود، تکرار و اطناب را دوست نمی دارد و از اینجاست که سخنش ملال انگیز نیست.» (زرّین کوب،۱۳۷۹: ص ۱۲۹)
۴-۸- دلیل شهرت ومعروفیت سعدی
تاکنون شاید هیچ شاعر و نویسنده ایرانی از شهرت و مقبولیتی که سعدی در تمام این مرز و بوم و
در سراسر قلمرو زبان فارسی پیدا کرده است بهره مند شده باشد. «این به خاطر آگاهی و دانش های زیادی است که سعدی در تمامی فنون و انواع شعر و نثر فارسی به دست آورده بود. سعدی نه تنها با عمر طولانی و پربار خود سراسر قرن هفتم را با نفوذ و حضور خود فرا گرفته بلکه فروغ معروفیت و درخشندگی او در قرن بعد هم سراسر فرهنگ و ادب فارسی را تحت الشّعاع خود قرار داده است. اما ریشه موفّقیت از نظر او یک چیز بوده و آن هم پس گردنی خوردن از بزرگان، شاید مقصودش بزرگترها بوده است. ببینید خودش چقدر رُک و راست و با صراحت کامل می گوید:

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ندانی که سعدی مراد از چه یافت
به خردی بخورد از بزرگان قفا
نه هامون گذشت و نه دریا شکافت
خدا دادش اندر بزرگی صفا

 

(بوستان، ابیات ۳۱۶۶-۳۱۶۷)، (ذکر جمیل سعدی،۱۳۶۹ :ص ۳۴۹)
۴-۹- مقایسه دوکتاب بوستان وگلستان ازدیدگاه یکی از سعدی پژوهان
مقایسه این دو کتاب با یکدیگر تقریباً کاری مشکل است چون تقریباً محاسن هر دو برابر است.«البته نظیر بوستان رادر مطبوعات فارسی می توان پیدا کرد ولی مانند گلستان را أحدی نتوانسته است بنویسد و معلوم نیست بعدها کسی چنین توفیقی حاصل کند. مقبولیت گلستان در اثر فصاحت، بلاغت، حسن بیان و لطف ادبی آن است. (حسن لی،۱۳۸۰: ص ۵۰۵)
۴-۱۰- ایران در عصر مغول:همگان می دانند کشور ایران در قرن هفتم هجری مورد حمله مغولان قرار گرفته است در اینجا تغییر و تحولات ناشی از حمله مغولان را مورد بررسی قرار می دهیم.«با ایلغار مغول بار دیگر حدود و قیود و نظامات اجتماعی و اقتصادی در ایران و دیگر ممالک آسیایی مورد حمله و تعرض شدید قرار گرفت و در اثر تجاوز و زورگویی قوم مغول و عمّال و ایادی آنها بیش از پیش نظام نیمه جان اقتصادی و اجتماعی در این کشورها دستخوش تزلزل و انحطاط گردید و همین نسبت اخلاقیات که رابطه ای ناگسستنی با شرایط و خصوصیات اجتماعی و اقتصادی هر قوم دارد،به سرعت در سراشیبی فساد افتاد.
مردم بلادیده و ستم کشیده ایران برای ادامه حیات و نجات از گرسنگی و ستمگری دستگاه حاکم ه امور و مسائل اخلاقی بی اعتنا شدند.دروغگویی ،تملق و خیانت و دیگ رذائل اخلاقی رواج یافت و بازار مردی و مردانگی رو به کسادی نهاد.در دوران قبل از حمله مغول در برابر ستمگری های طبقات حاکم و عوام فریبی و ریاکاری بعضی از فقها و متشرعین و قضات و غیره نیروهای مقاوم و مبارزی خواه به صورت مثبت و خواه به صورت منفی در کار و فعالیت بودند و گاه با شمشیر و زمانی با قلم، مبارزه با عناصر ارتجاعی زمان مارزه ادامه داشت ولی با حمله خانمان سوز مغول بیش از پیش روح مقاومت و مبارزه با ستمگری در طبقات مختلف ضعیف شد و اندیشه تسلییم و رضا جانشین آن گردید.مردان مقاوم و پرخاشجویی چون حسن صبّاح و ناصر خسرو علوی جای خود را به عناصر سازشکار و اندرزگو سپردند».(راوندی،۱۳۷۱:ص۱۱۸)
۴-۱۱- اوضاع اجتماعی عهد سعدی:سعدی در زمره شعرا و نویسندگانی است که ا استادی و قدرت تمام سیاری از خصوصیات اخلاقی مردم عصر خود را تصویر کرده است.«در این دوران که به آن دوران فئودالیته گفته می شود طبقه وسیع کشاورزان،پیشه وران و صنعتگران بحکم نظامات اجتماعی،احتیاجات عمومی خود را ا وسایل ابتدایی آنروز تأمین می کردند و به علت کار سنگین و کمرشکنی که داشتند مجالی برای پرداختن به امور دیگر پیدا نمی کردند،ولی غیر از این طبقات که اکثریت مردم را تشکیل می دادند،در داخل شهرها و مناطق فئودال نشین بسیاری از افراد طبقات متوسط و مرفّه اجتماعی بدون اینکه منشا خدمت موثری در جامعه باشند با استثمار دیگران از زندگی آسوده ای برخوردار بودند غالبا عمر گرانمایه را در شکار و قمار و شرابخواری و و عشقبازی و غیبت و عیب جویی دیگران سپری می کردند،در مجالس و محافل انس کمتر مسائل علمی و فلسفی مطرح می شد،کار مردم مفتخوار و بیکاره غالبا موشکافی و مداخله در کار دیگران بود.
در آن دوران حکام و امرا در جنگها به خانواده های مغلوب شبیخون می زدند و کودکان نرینه و مادینه آنان را می ربودند و برای آنکه از نتیجه کار خود سودی برده اشند از پسران همان توقعی را داشتند که از دختر زیبا داشتند این انحراف در آنها پیدا می شد و از طبقه ای به طبقه دیگر رسوخ می کرد».(راوندی،۱۳۷۱:ص۱۲۷- ۱۲۵ )

4-12- اوضاع شیراز در روزگار سعدی
به طور کلّی ایران در روزگار سعدی یا در سده هفتم هجری به عنوان جزئی از قلمرو اسلام یکی از سیاه ترین دوران ها را به سر برده است. اگر چه به ظاهر صومعه ها و مسجدها رونق زیادی داشتند و مورد توجّه همه بودند و به قول حافظ، واعظان جلوه ها بر محراب و منبر می کردند حتّی گاهی سعدی هم در این مساجد موعظه هایی به نظم یا به نثر بیان می داشت؛ خلاصه اینکه ظاهر شهر بوی دین و مذهب را داشت اما در باطن آن، دزدی، ولگردی، فقر، مستی، عشق بازی با پسران بر شهر حکومت می کرد به همین دلیل است که آثار شیخ بیشتر رنگ تعلیم و تربیت دارد. چون سعدی همیشه نگران آدمیان و سرنوشت آنها بوده است. در ادامه سخن یکی از سعدی پژوهان در مورد اوضاع شیراز در روزگار سعدی ذکر می گردد.
«در این دوران، سایه تار و خفقان آثار متشرّعان ریاکار بر همه شئون زندگی گسترده شد و آخرین جنبش ایستادگی در برابر ستم و بهره کشی زبردستان و فرمانروایان که به شکل تصوّف پدید آمده بود و در سده چهارم و پنجم بیشتر شهرها و آبادی ها را فرا گرفته بود، در هم شکسته و از درون تباه ساخته بود. در چنین شرایطی که هر گونه آزاد اندیشی را خفه کرده و هر زبان راستگویی را در کام کشیده بودند برای دانش و فرهنگ جایی نمی ماند.»
(یوسفی،۱۳۷۲: ص ۲۸)

 

عکس مرتبط با اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *