دانلود پایان نامه

بررسی معایب ومحاسن برنامهها و روشهای آموزشی سازمان دانشآموزی از نظر متخصصین،کارشناسان واسنادومدارک.
شناسایی فرصتها و تهدیدهای فرا روی سازمان دانشآموزی.
پرسش های تحقیق
از نظرکارشناسان، متخصصین و بررسی اسنادومدارک اهداف سازماندانشآموزی دارای چه محاسن و معایبی است؟
2- از نظر کارشناسان، متخصصین و بررسی اسنادومدارک ساختارتشکیلاتی سازمان دانشآموزی دارای چه محاسن و معایبی است؟
3- از نظر کارشناسان، متخصصین و بررسی اسنادومدارک برنامهها سازمان دانشآموزی دارای چه محاسن و معایبی است؟
4 – با توجه به نتیجه بررسی اسناد و مدارک و مصاحبه با کارشناسان و متخصصین فرصتها و تهدیدهای پیش روی سازمان دانشآموزی کدامند؟
تعریف واژهها و اصطلاحات کلیدی
سازمان غیر دولتی: به کلیه موسساتی اطلاق میشودکه توسط گروهی از اشخاص حقیقی یا حقوقی به صورت داوطلبانه تاسیس شده باشد واهداف غیر دولتی وغیر سیاسی را مطابق با اساسنامه خود پیگیری کند (تشکلهای غیردولتی جوانان. 1381: 9) .
سازمان دانش آموزی: سازمانی عمومی وغیردولتی با مقررات خاص که برای اعتلای شخصیت دینی، اخلاقی، عقلانی، عاطفی ،علمی واجتماعی دانش آموزان وایجاد زمینه مشارکت همه جانبه آنان درزمینه های اعتقادی ،فرهنگی ،سیاسی وغیره تحت نظارت آموزش وپرورش در سال 78 تاسیس شده است (تشکلهای دانشآموزی، 1389).
پیش آهنگی: تربیتی است جامع که اطفال وجوانان را بوسیله دستورات و قوانین عملی، علمی، دینی واخلاقی متدین و متخلق به اخلاق حسنه و وطنپرست نموده وبا ورزش ومطالعه در طبیعت و اشتغال به صنایع ساده برای زندگی، مستعد و آماده میسازد (شکرائی، 1314).
تشکل دانشآموزی: منظور از تشکل دانش آموزی مجموعهای از دانش آموزان هستند که فعالیت های تعریف شده ای را به صورت داوطلبانه، مستمر، فراگیر و مصوب در عرصه های مختلف اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی، هنری، سازندگی، ورزشی، علمی، دفاعی، امدادی و غیره به صورت سازمان یافته در داخل و یا به صورت مکمل درخارج از مدرسه انجام می دهند، می باشد ( اداره کل امور تربیتی، 1389).
آموزشهای غیررسمی: تمام آموزشهایی که برای حفظ انگیزه و ایجاد چالش در یادگیرنده به منظور تجربه در فضای آزاد، خارج از برنامه رسمی توسط رسانه ها ، تشکلها و یا مدارس تحت عنوان فوق برنامه ارائه می شود واستفاده از آنها جنبه اختیاری دارد.
فصل دوم

ادبیات تحقیق
مروری بر دیدگاهها:
کارشناسان علوم مختلف راجع به تعلیم و تربیت و آثار مترتب بر آن از دیرباز سخن گفته، هریک به گونهای دیدگاه های خود را بیان داشته اند زیرا در چند دهه اخیر پیشرفت و موفقیتهای علمی قابل توجهی در پرتو سرمایهگذاری در زمینه تعلیم و تربیت و توجه وافر به فرآیند اهمیت و جایگاه آن صورت گرفته است.از این طریق بسیاری از کشورها از مرحله توسعه نیافتگی عبور کرده، استانداردهای زندگی را به طور مداوم افزایش دادهاند. زیرا تربیت فرزندان سالم، جامعه سالم می خواهد. لذا در میان عناصر گوناگون تربیت و چگونگی درهم آمیزی این عناصر یعنی مدرسه، خانه، جامعه، آموزشهای رسمی و غیررسمی برای دستیابی به مقاصد از پیش تعیین شده، نیاز به بررسی دقیق ارتباط بین آنان ملاحظه می شود.
با توجه به اینکه موضوع این پژوهش« نقد اهداف، ساختار و برنامه های سازمان دانش آموزی ایران » است و هدف از تشکیل سازمان دانشآموزی نیز سامان دادن به آموزشهای غیررسمی و فوقبرنامه وتوانمند نمودن اعضاء برای بهتر زندگی کردن در طبیعت وبا همزیستن به منظور تقویت قابلیتهای فردی وگروهی برای حضور موثر در اجتماع میباشد لازم است ابتدا مروری گذرا بر روند تعلیم وتربیت از زمانهای گذشته داشته باشیم. سعی شده است روند تعلیم تربیت در دیدگاههای متعدد قبل از انقلاب صنعتی وبعد از آن مورد بررسی قرار گیرد.
مردمشناسان و جامعهشناسان در مطالعات خود به این نتیجه رسیدهاند که انسانها از همان ابتدای حیات به شکل گروهی و جمعی زیستهاند و عصری نمی توان یافت که در آن انسانها به طور انفرادی زندگی کرده باشند. باید گفت گرایش به زندگی اجتماعی یکی از گرایش های ذاتی و فطری انسانی انسان است. یعنی همانطور که انسان نیاز به خوردن، آشامیدن و غیره دارد نیازمند زندگی با دیگران نیز هست. این گرایش اجتماعی به علاوه احساس نیازی که نوعاً در افراد بوده است، علل تشکیل جوامع بشری می باشند ( ملکی ، 1381 ).
تجربیات مختلف زندگی انسانها و یافتههای علمی در مورد روابط انسانها حاکی از این است که افراد برای نیل به یک زندگی سعادتمند، به رشد و تربیت نیاز دارند. آنان زمانی می توانند یک جامعه سالم را تشکیل دهند که در برخورد با دیگران قدری به نیازها و به مصالح جمع بیندیشند. هر قدر در یک گروه و یا جامعه اعضای آن در این خصوص روحیه و صلاحیت بیشتری به دست آورده باشند به همان میزان آن جامعه مشکلات کمتری خواهد داشت و افراد نیز با آرامش بیشتری خواهند زیست ( همان،1381 ).
گرچه آموزش وتربیت در انسانهای اولیه به صورت امروزی سازمان یافته نبوده اما شواهد ومدارک نشان میدهدکه پیش بینی درملل اولیه، آغاز دوراندیشی، شکار و ماهیگیری، گلهداری، اهلی کردن حیوانات، کشاورزی، خوراک و آشپزی همه مواردی بودند که انسانهای اولیه درتعامل با طبیعت به آنها دست یافتند (ویل دورانت.1999).
آموزش و پرورش انسان طی قرنها از طریق مشارکت در زندگی گروهی و اجتماعی انجام میگرفت. در این مدت زمان نسبتا طولانی بدون اینکه وسیله یا سازمان رسمی خاصی برای آموزش و پرورش در کار باشد، افراد بالغ و بزرگسال توجه و کوشش روزافزونی صرف آموزش و پرورش نوباوهگان و نونهالان جامعه میکردند. باید اذعان کرد که هدایت آگاهانه امر یادگیری بسیار جلوتر از پیدایی مراکز رسمی اموزش آغاز شده است. قانون تکامل اجتماعی بر آن است که ارزش هر کاری قبل از اینکه به صورت یک کارکرد رسمی و مورد قبول جامعه تثبیت شود، ابتدا باید به صورت غیررسمی به ثبوت برسد(علاقهبند. 1390: 2و3).
بررسی شیوه تعلیم وتربیت در ایران باستان خود دلیل مناسبی براهمیت آموزش بر اساس محیط طبیعی میباشد. به سبب اینکه ایران سرزمیتی است تقریبا خشک و بیابانها وکوههای آن عمدتا برهنه از رستنیها هستند، لذا ضرورت حیات در چنین سرزمینی با توجه به کم بودن منابع آب وغذا، سخت کوشی و مداراست. بنابراین مردمان ایران باستان مردمانی نیرومند، زحمت کش، قانع وسازگار بار آمدند. به واقع، طبیعت اینان را به چنین خصایصی وادار می کرد (صدیق،1354).
انسان در نگاه معرفت تجربی و حسی و همچنین در نگرش مکتبهای ماتریالیستی، موجودی است کاملاً طبیعی و از نظر ارزشی و کارکرد مساوی با طبیعت، چنانکه تصریح کرده اند: