برای وابستگی به مواد و راهبردهای مقابله ای

تهوع و استفراغ
بهت زدگی
آسیب کارکرد حرکتی
از دست دادن حافظه
2- 2-7 نظریه استعداد اعتیاد
نظریه استعداد اعتیاد بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970). مصرف مواد یک پدیده رشدی است که به صورت خطی از اوایل نوجوانی تا اوایل جوانی افزایش می یابد (یانگ و همکاران، 2002). ممکن است اوج تجلی استعداد به اعتیاد در طی زندگی اوایل نوجوانی تا اوایل جوانی باشد (وحدت ، زینالی ، 1388). اعتیاد قبل از آنکه فرد مصرف مواد را شروع کند ، در طی دوران رشد به موازات شکل گیری افکار ، عقاید،رفتار، شیوه زندگی، روابط اجتماعی ،خصوصیات شخصیتی و …بستر ظهورش فراهم می شود (زینالی، وحدت ، عیسوی،1387 ). به عبارت دیگر قبل از آنکه فرد به مصرف مواد روی آورد ، زمینه و آمادگی آن ایجاد می شود که تحت عنوان استعداد اعتیاد مطرح است (زینالی و همکاران،1387، فرانک و همکاران،2003 ، فلاگل ،وازوگز ، رابینسون،2003 ،آگاتسوما ، هیرویی، 2004).
بسیاری از مردم در طول زندگی خود ممکن است به مصرف الکل یا داروهای غیرقانونی بپردازند که در این میان نه تنها تمامی آنها با مشکلات مرتبط با مواد مواجه نمی شوند ، بلکه دامنه مشکلاتی که احتمالاً تجربه خواهند کرد، از فردی به فرد دیگر متفاوت است ؛ به همین نسبت هر طبقه از داروها، اثرات کوتاه مدت و بلند مدت دارند که به میزان مصرف و قدرت دارو بستگی دارد که این اثرات نیز از شخصی به شخص دیگر متفاوت است(کردمیرزا و همکاران ، 1382). آنچه مهم جلوه می نماید سنجش سوء مصرف مواد و وابستگی به مواد، از طریق تعیین عوامل خطرساز و به همین نسبت جلوگیری از بغرنج شدن رفتار اعتیادی است . بر این اساس و با استناد به مدارک جامع ، برخی از محققان ارزیابی استعداد اعتیاد را مسلّم دانسته و تلاش های وافری در این رابطه به عمل آورده اند؛ از جمله اقدامات صورت گرفته، استفاده از آزمون های قلم – کاغذی مثل 2- MMPI برای سنجش اعتیاد و استعداد گرایش به آن بوده است . برخی امید به ساخت ابزارهایی برای تشخیص استعداد اعتیاد دارند و بعضی دیگر وجود شخصیت معتاد گونه را انکار کرده اند(اخوت ، 1355).
به طور کلی می توان عوامل و زمینه های اجتماعی و فرهنگی گرایش به مواد را به عنوان یک معضل اجتماعی به طور مستقیم با سایر مسائل و پدیده های اجتماعی ارتباط داد. افزایش آسیب ها و مفاسد اجتماعی که از پیامدهای اعتیاد است، نیز خود زمینه ساز استعداد برای گرایش به این معضل را فراهم می کند. از عوامل و زمینه های اجتماعی و فرهنگی گرایش به مواد می توان به حیطه فرهنگی- اجتماعی ،شامل در دسترس بودن مواد و شایعات پزشکی و فقر آگاهی(بهرامی ،1383)، حیطه خانوادگی شامل روابط زناشویی والدین، وجود یک معتاد در خانواده(بهرامی ،1383)، روابط والدین و نوجوانان(کلاید،1381)، متغیرهای کنترلی والدین (کلاید،1381)، حیطه همسالان و دوستان، حیطه شخصیتی کودک و نوجوان شامل متعارف بودن کنترل هیجانی، عملکرد هیجانی، وابستگی اجتماعی(کلاید، 1381)، اشاره نمود. ازآن جا که بین زمان شروع مصرف مواد و سوء مصرف و وابستگی به آن، رابطه وجود دارد، مداخلات زود هنگام، جهت پیش دستی برآغاز مصرف مواد مخدر، الکل، دخانیات و دیگر موارد مشابه ضروری بوده و لازم است بسیاری از این برنامه ها نوجوانان دوره راهنمایی و ابتدای دبیرستان را به علت این که اکثر افراد برای اولین بار در این سنین مصرف مواد را تجربه می کنند، مورد هدف و توجه قرار دهند (جنیفر،2003). از نظر اکثر افرادی که با نوجوانان کار می کنند، مهم ترین خطری که این گروه را تهدید می کند این است که آن ها به عنوان واکنشی در قبال قرار گرفتن مکرر در موقعیت های نامناسب از جمله احساس ناامنی، فشار، آشفتگی روانی، احساس حقارت، طرد شدگی و بیگانگی، تعارض با والدین با مشکلات روزمره به مواد مخدر پناه می برند . شمار بسیاری از نوجوانان آسیب پذیر گمان می کنند که می توانند صرفاً به طور تفریحی و یا برای کسب تجربه، مواد مخدر را مصرف کنند، اما به زودی در می یابند که مصرف این مواد به صورت تکیه گاه روانی آنها در می آید و نمی توانند آن را کنار بگذارند (رحیمی موقر،1384). دوران نوجوانی از ادوار پر اهمیت در فرآیند رشد آدمی است . قدم گذاردن به این دوره معمولاً با بلوغ آغاز می شود و شکوفایی غریزه جنسی، تثبیت و تحکیم علایق و منافع شخصی و اجتماعی و میل به آزادگی و استقلال از ویژگی های مهم این دوره است . تغییر و تحول جسمی، روانی و شخصیتی در این دوران، خواسته های جدیدی را مطرح می سازد. از یک سو فشار غرایز و نیازها و میل ها به تبعیت از ارزش های نوجوانی، همچنین پذیرفته شدن و جذب در گروه های همسال، فشارهای گروهی، میل به ابراز وجود، پی ریزی زندگی مستقل وغیره، و از طرف دیگر فقدان امکانات، روابط نامناسب عاطفی، عدم توجه به خواسته ها،ارزش ها و نظرات نوجوان و نیز بی تجربه گی و عدم شناخت کافی، او را در یک بحران کافی و آشفتگی روانی قرار می دهد و عوارضی چون بی ثمری، پوچی و بی کفایتی به بارمی آورد. در نتیجه گرایش به انحرافات اجتماعی از جمله اعتیاد در آن فراهم می شود (طارمیان،1378). افرادی که وابسته به مواد رشد می کنند ، ممکن است ریسک فاکتورهای روانپزشکی متفاوت تری داشته باشند (فرانک و همکاران،2003). همچنین در اعتیاد ، ریسک فاکتورهای محیطی، در دسترس قرار گرفتن مواد را تسهیل می کند و ریسک فاکتورهای روانپزشکی، احتمال رشد وابستگی به مواد را بالا می برند(فرانک و همکاران،2003) . از سوی دیگر فلاگل و همکاران (2003)، دریافتند که افزایش توجه و رسیدگی والدین به دنبال حوادث استرس آمیز در طی رشد اولیه ، اثرات حفاظتی در مقابل رفتارهای داروجویانه در آینده دارد . این مطالعه نشان داد که چگونه حوادث اولیه زندگی لایه های نورو بیولوژی را تغییر می دهد و کمک می کند استعداد و آمادگی متفاوتی به سوء مصرف داروها در نوجوانان و بزرگسالان ایجاد شود. حساس ترین موضوعی که در مطالعات این حوزه به چشم می خورد اشاره به وجود استعداد و آمادگی در برخی اشخاص برای اعتیاد است. تاکید پژوهش های انجام یافته در این حوزه بر اساس و با اهمیت بودن روابط خانوادگی، اجتماعی و عوامل روانشناختی در شکل گیری بیماری اعتیاد تا حدی است که صحبت از تاثیر این عوامل در ایجاد تغییرات نورو بیولوژی مؤثر در استعداد برای برای وابستگی به مواد شده است . مطالعات در این حوزه در مورد وجود استعداد و آمادگی برای اعتیاد اتفاق نظر دارند اما علل آن به عوامل متعدد : مانند صفات شخصیتی زمینه ساز اعتیاد (آگاتسوما ، هیرویی، 2005)، کیفیت مراقبت های والدین (فلاگل و همکاران ، 2003)، رشد بیمار گون در زمینه ی روانی- اجتماعی(زینالی و همکاران ، 1387) و وجود ریسک فاکتورهای روانپزشکی، نسبت داده می شود (فرانک و همکاران 2003).
هنگامی که فرد برای مصرف مواد از سوی همسالان تحت فشار قرار می گیرد، مدیریت مؤثر هیجا نها خطر سوء مصرف را کاهش می دهد. توانایی مدیریت هیجانها باعث می شود که فرد در موقعیت هایی که خطر مصرف مواد بالاست، از راهبردهای مقابله ای مناسب استفاده کند.
2- 2-8 عوامل خطرساز اعتیاد
– عوامل خطرساز از نظر روانپزشکی
مشکلات روانپزشکی ممکن است نقشهای چندگانه ای را در رشد اعتیاد بازی کند. چنین مشکلاتی اغلب دلیلی برای شروع و نیز حفظ مصرف مواد هستند؛ برای مثال، این احتمال وجود دارد که مردم الکل را به منظور کاهش علائم درد و اضطراب مصرف کنند . اگرچه شاهدی برای یک شخصیت معتاد که منجر به اعتیاد شود وجود ندارد، اما یک دسته صفات شخصیتی نظیر سطح پایین تحمل استرس، تصویر منفی از خود، فقدان شایستگی، انزوا و افسردگی وجود دارد که از اعتیاد ناشی می شوند.
– عوامل خطرساز از نظر رفتاری
اجتماع ستیزی اولیه و رفتار بزهکارانه ( مانند اختلال کرداری) با سوء مصرف اولیه مواد و اعتیاد مرتبط است. عملکرد تحصیلی ضعیف و فقدان تعهد آموزشی نیز با احتمال افزایش سوء مصرف مواد مرتبط هستند . سوء مصرف ، اغلب به دنبال یک دوره نگرشهای منفی نسبت به خود و سایرین، گرفتاری(تعامل) اجتماعی با سایر همسالان ناراحت و رفتار غیر قابل قبول اجتماعی برای دستیابی به خود ارزشی و رضای خاطر ایجاد می شود.
– عوامل خطرساز جمعیت شناختی
برخی عوامل جمعیتی با سوء مصرف و اعتیاد مرتبط هستند. برای نمونه در مجموع مردان میزان بالاتری از سوء مصرف و اعتیاد را نسبت به زنان نشان داده اند. برخی گروه های نژادی و فرهنگی از قبیل آمریکاییهای آفریقایی تبار و اسپانیاییها ، سطح بالاتری از اعتیاد را نسبت به سایر گروه ها (در جامعه آمریکا) داشته اند. زندگی در داخل شهر با موانع شغلی، آموزشی و اقتصادی توام است که احتمال سوء مصرف و اعتیاد را افزایش می دهند.
– عوامل خطرساز خانوادگی
والدین و سایر اعضاء خانواده می توانند احتمال مصرف و سوء مصرف مواد کودکان را از طریق الگوسازی و سرمشق گیری افزایش دهند. انظباط متناقض والدین، فقدان صمیمیت خانوادگی و وجود والدینی که فاقد مهارتهای لازم هستند با درگیری اولیه با الکل و سایر مواد، مرتبط هستند. یک مطالعه جدید اشاره کرده است که الکلیسم والدین از طریق استرس و اثر منفی آن، کاهش نظارت والدین و افزایش تهیج پذیری مزاجی آنان، می تواند بر مصرف مواد نوجوانان تاٌثیرگذارد.
– عوامل خطرساز اجتماعی
کودکان از طریق مصرف الکل توسط همسالان و نگرشهای آنان نسبت به مصرف مواد ، تحت تأثیر قرار می گیرند. نوجوانانی که دوستانشان به الکل و سایر مواد دسترسی دارند بطور فزاینده در معرض خطر بوده و احتمال زیادی برای تبدیل آنها به مصرف کننده مواد وجود دارد. بزرگسالان اغلب از طریق همسالانشان به این صورت تأثیر می پذیرند که ماده خاصی را انتخاب کنند.
– عوامل خطرساز وراثتی
از قدیم یک عامل وراثتی که بر افزایش احتمال اعتیاد به الکل تأثیر می گذارد فرض شده است. به عنوان مثال، پسران و دختران افراد الکلیسم سه یا چهار برابر بیشتر احتمال دارد که نسبت به افرادی که تاریخچه خانوادگی الکلیسم ندارند، به عنوان یک الکلیک رشد کنند. به همین دلیل، اعتیاد به سایر مواد نیز با یک تاریخچه خانوادگی الکلیسم مرتبط است. برخی از افراد، پس از نخستین حمله ناشی از مصرف الکل سطح پایین تری از یک انتقال دهنده عصبی به نام سروتونین را نشان داده اند. بنابراین، ممکن است تعدادی از افراد الکلی یک کاهش از پیش تعیین شده در این انتقال دهنده عصبی داشته باشند. در واقع، مصرف الکل تلاشی برای رهائی از این عدم تعادل انتقال دهنده عصبی است . به عبارت دیگر ممکن است نوعی از الکلیسم با کمبود سروتونین مرتبط باشد و نوعی دیگر، از سایرکمبودهای زیست شناختی ناشی شود.
– عوامل خطرساز دارو شناختی
داروشناسی عبارتست از مطالعه داروها و اثرات آنها بر بدن. چندین عامل داروشناختی ، خطر ادامه مصرف، سوء مصرف و اعتیاد را افزایش می دهند (لاندری،1993).