دانلود پایان نامه
با تالیف این کتب دراین دوره این نکته چشمگیر به نظر می نماید که، نوعی نظارت بر نگارش توسط نایبان خاص امامان روی تالیف کتب نگاشته شده صورت می گرفته،و گاهی اوقات نیز یک تایید ضمنی بر صحت موارد نگاشته شده صورت می پذیرفته.مثلا شیخ طوسی از قول یک راوی نقل
می کند که وقتی درباره کتاب التکلیف نوشته شلمغانی صحبت می کردیم، گمان می کردیم که اسناد آن عالی است……..، شنیدم که محمد بن احمد بن زکوزی می گفت:ابن ابی عزاقر در تالیف کتابش آنرا نزد ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی می برده و وی موارد آن را حک و یا اصلاح می نموده وحسین بن روح دستور می داده تا آنرا بنویسند. (طوسی،محمدبن حسن،1380ش: 239).
گاهی اوقات نیز اجماع فقیهان و عالمان ملاک تعیین صحت یک کتاب بوده.مثلا کتابی بنام التا دیب بوده که حسین بن روح نوبختی آنرا نزد علمای قم فرستاده واز آنها درخواست می کند که کتاب را برای تصحیح بررسی کنند،که فقیهان بعد از مطالعه کتاب نوشتند تمام مسائل آن صحیح است.(طوسی،محمدبن حسن،1380ش :240).در مجموع مطالب ذکر شده این نکته حایز اهمیت است که عصر غیبت کمک ارزنده ای کرد تا عالمانی مانند شیخ صدوق و پدرش با تالیف کتب گرانبهای خود،خودی نشان دهند و به پیشرفت تشیع کمک کنند.
1-5 موقعیت اجتماعی شیعه
شیعه در دوره اموی، در حاشیه قدرت زیست. در این دوره، هیچ شخصیت آشنای شیعی را نمی بینیم که به دورن دستگاه حاکمیت، ره بیابد. زیرا حکومت اموی، میدانی برای حضور شیعه در صحنه مدیریت، باقی نگذاشت. در دوره عباسیان، گاه و بیگاه زمینه هایی برای حضور شیعه در بخشهایی از دستگاه حکومت پدید آمد. در مواردی، شیعیان با مخفی نگه داشتن باورهای مذهبی خویش، توانستند به مناصب نسبتاً عمده و مهمی دست یابند. شخصیتهایی چون: ابن یقطین و نجاشی، و… از این نمونه هایند. (عماد زاده،حسین 1377ش : 466).
با آغاز دوره ضغف خلافت عباسی پس از متوکّل، شیعیان توانستند موقعیتهای مناسبتر سیاسی و اجتماعی را، کسب کنند. حتی پاره ای از وزرای خلفای عباسی، چون: خاندان آل فرات به گرایشهای شیعی، شهرت دارند. خاندان نوبختی در بغداد در دربار عباسی، نفوذ داشتند. ابو عبد اللّه حسین بن علی نوبختی، مدتی پست مهم وزارت خلافت عباسی را در اختیار دارد. (در سال 325هـ) ابن مقله، شخصیت هنرمند و سیاسی دوره عباسی، در شرایط ادبار روزگار، به حسین بن روح نوبختی، نائب سوم حضرت حجت، پناه برد تا موقعیت خود را در دربار عباسی، مجدداً تثبیت کند. خانه حسین بن روح نوبختی، محل رفت و آمد داعیان بغداد بود و امکانات مالی و قدرت اجتماعی وی، موجب آن بود که در دستگاه خلافت، حرمت و اعتباری ویژه، داشته باشد. (همان :229).
نمونه های فوق، نشان می داد که حتی قبل از حضور آل بویه در بغداد، شیعیان از قدرت سیاسی و اجتماعی درخور و شایسته ای بهره مند بودند. هر چند این نکته را نمی توان انکار کرد که با اقتدار آل بویه، این روند سرعت یافت و در تمامی مناطق تحت سلطه آل بویه، شیعه این امکان را یافت که به برخی از مناصب و پستهای اجتماعی، دست یابد. تاریخ قم، از متون کهن و ارجمند این دوره است و نویسنده آن، تصریح می کند که برادر او مدّتی والی قم بوده است و در پرتوی نفوذ و امکانات او، توانسته است اطلاعات ذی قیمت تاریخ قم را، گرد آوری کند.(قمی ،حسن بن محمد،1313ش: 11).
در دوره آل بویه، برخی از شیعیان عنوان: امیرالحاج را از سوی حکومت عباسی، دریافت کردند. نقابت علویان، در اختیار شیعه قرار گرفت. پدر سید رضی و مرتضی، نقابت علویان را در اختیار داشت. در سال 374، حکم نقابت علویان، قاضی القضات امارت حج و دیوان مظالم را از سوی امرای آل بویه، دریافت کرد. خلیفه عباسی تمامی موارد را جز قاضی القضاتی وی، تنفیذ کرد.ابن اثیر،علی بن محمد،1344 ش،ج 3 :182 پس از درگذشت وی، سید رضی به مقام نقابت علویان، دست یافت و بر او لباس رسمی سیاه، پوشانده شد. ابن اثیر می نویسد:(او نخستین علوی بود که لباس رسمی سیاه را پوشید) (همان: 242).
پس از فوت سید رضی، سید مرتضی مناصب نقابت علویان، امارت حج و دیوان مظالم را در اختیار گرفت.(همان :263). شیعیان، از چندان اعتبار و حرمتی در دستگاه آل بویه برخوردار بودند که بارها نقش سفارت و میانجیگری را بر عهده داشتند. شریف احمد موسوی، پدر سید رضی و مرتضی، مکرراً در مخاصمات و درگیریها، نقش میانجی داشت. (همان :239).
در مجموع، قرن چهارم هجری، دوره ای است که شیعه، امکان بیشتری برای احراز مناصب و پستهای اجتماعی پیدا می کند. مشاغل عمده ای را در اختیار می گیرد و خود را، با واقعیتهای اداره اجتماعی، درگیر می کند.بی تردید به همین علت بود که خود شیخ صدوق نیز در همین دوران مجال یافت که عقاید خودرا گسترش دهد. درحقیقت دوران حیات شیخ صدوق بهترین دوران برای تشیع و شیعیان در دوران آل بویه بوده است.
1-6 نهضت فرهنگی شیعه
قرن چهارم، عهد باروری و شکوفایی فرهنگ شیعی نیز بوده است. در این دوره تحولات بسیاری رخ نمود و زمینه های باروری و رشد اندیشه شیعی را، فراهم ساخت. گوشه ای ازاین رخدادها می تواند اهمیت این دوره را در تاریخ فرهنگ شیعه، بازگو کند.
1. حدیث: متون روایی شیعه در قرون اولیه، متفرق و پراکنده بود. در اواخر قرن سوم و در قرن چهارم است که اندیشه حدیثی پدید آمد. در ابتدا (کلینی) با نگارش اصول کافی و سپس صدوق با تدوین من لایحضره الفقیه در این راه گام برداشت. وبعدهادر اوائل قرن پنجم، شیخ طوسی با تاٌلیف تهذیب الاحکام و سپس استبصار این راه را ادامه می دهد. در پرتوی این تلاش بی وقفه است که شیعه از داشتن مجامع حدیثی، بهره مند می شود وامکان اجتهاد متکی بر نصوص وتدریس فراهم می آید.
2. رجال: دانش رجال شیعه، در قرن چهارم، گستره ای وسیع یافت. مایه های محکم و اصیل علم رجال شیعی، در این دوره پایه ریزی شد. شخصیتهایی، چون: ابوغالب زراری (م 376) ابو عمرو محمد بن عبد العزیز کشی، متوفی حدود نیمه قرن چهارم، حسین بن عبید اللّه بن ابراهیم الغضائری (م 411) از ناموران این فن در قرن چهارم، محسوب می شوند. در پرتوی تلاش آنان دانش رجال در شیعه، قوت می یابد و بازوی پرتوان اجتهاد دینی می گردد. (فدایی عراقی،غلامرضا،1383 ش:397).
3. فقه: با پایان یافتن دوره غیبت صغری، شیعه، وارد تجربه جدیدی می شود. گرچه عملکرد فقاهت واجتهاد، در عصر حضور امامان، بی سابقه نبود، امّا عدم حضور ائمه، امکان تصحیح نظرهای مختلف را فراهم می آورد. آغاز غیبت کبری، فقیهان شیعه را در برابر مسائل ویژه ای قرار داد و سبکها و شیوه هایی را پدید آورد.از بارزترین این سبکها می توان به گرایش به اهل حدیث نام برد.که تلاش داشتند مسائل فقهی را با متن روایات و نصوص پاسخگویی کنند.علی بن بابویه و پسرش، شیخ صدوق را می توان پیشرو این سبک خاص از اصول فقه دانست.(همان:398).
4. اصول: دانش اصول در دوره حضور امامان، شکل یافت و رساله هایی در مباحث اصولی، نگاشته شد. اما آن نگاشته ها، عمدتاً درباره یک یا چند موضوع اصولی نوشته شده است. در قرن چهارم، تألیفات جامع اصولی رخ می نمایند. شیخ مفید، با نگارش یک دوره نسبتاً جامع (هر چند مختصر) اولین گامها را بر می دارد. شاگرد وی، سید مرتضی، با نگاشتن: الذریعه الی اصول الشریعه، این راه را ادامه می دهد و شیخ طوسی باتألیف: العده فی الاصول این راه را تکمیل می کند.
5. کلام: دوره آزادی فکری و امنیت نسبی شیعه، این امکان را برای عالمان شیعی پدید آورد که با مناظرات و تألیفات، دانش کلامِ شیعی را بارور سازند. مناظرات متعددی از سوی شیخ صدوق در حضور رکن الدوله رخ می دهد که وی، به برخی از آنها در کتاب کمال الدین، اشاره می کند. شیخ مفید، سراسر حیات پربار خویش را، در مرزبانی از حوزه اعتقادی شیعه می گذراند. کتاب الفصول المختاره من العیون والمحاسن بخشی از مناظرات اوست که توسط شاگرد وی، سید مرتضی، گردآوری شده است. از این مجموعه استفاده می شود که او با شخصیتهای بنام از فرقه های اسلامی و غیر اسلامی بحث و مناظره داشته است. معتزلیان، زیدیان، اسماعیلیان، عباسیان جبری مسلکان اهل حدیث و ملحدان طرفهای بحث و مناظره شیخ مفید در این مجموعه هستند. توجّه به تفاوت دیدگاههای مذاهب یاد شده، می تواند وسعت دانش مفید را بازگو کند. همچنین این نکته را نیز در بردارد که کلام شیعه، در پرتوی این مباحثات توانِ خویش را بازیافت و قدرت بقا و گسترش در سده های بعد را پیدا کرد. (همان399).
6. ادب و شعر: در این عهد، شاعران نام آوری در میان شیعه پدید آمدند. تألیفات ادبی ماندگاری از سوی شیعه تدوین شد و مؤلفان شیعه در تاریخ ادبیات جهانی، درخشیدند. ابوالفرج اصفهانی، که از خاندان اموی بود، ولی گرایش شیعی داشت، با تدوین الاغانی و اهدای آن به امرای شیعی حمدانی اثری جاودان پدید آورد. شاعرانِ توانایی نظیر سید رضی، در تاریخ شعر عربی، از یاد نابردنی هستند. شاعرانی که با هنر خدا داد خویش، توانسته اند نام شیعه را با برگ زرین در دفتر هنر و ادبیات انسانی، بنگارند.
7. کتابخانه ها: در این دوره، کتابخانه های عظیمی در میان شیعه، پدید آمد. مهمترین آن کتابخانه دارالعلم در محله کرخ بغداد بود که توسط شاپور بن اردشیر تشکیل شد و تا زمان نهب و غارت آن، عمده ترین کتابخانه بغداد به شمار می آمدکتابخانه صاحب بن عباد، وزیر شیعی آل بویه نیز، بی نیاز از توصیف می نماید. (فقیهی،علی اصغر،1383 ش:533).