بازداری هیجانی و احساس ارزشمندی

معمولا اینطور بهنظر می رسد که تمایلات، عقاید و احساسات فرد، فاقد ارزش اند یا برای دیگران اهمیت ندارند. این طرحواره، اغلب به شکل اطاعت افراطی همراه با حساسیت بیش از حد نسبت به احساسات دیگران تجلی می یابد. این طرحواره بهطور کلی منجر به خشمی می شود که در قالب یک سری نشانه های ناسازگارانه از جمله رفتارهای منفعل- پرخاشگرانه، طغیان های عاطفی کنترل نشده، علایم روانتنی، کنارهگیری از عواطف، برونریزی و سوء مصرف مواد آشکار می شود.
2- ایثار
تمرکز افراطی بر ارضا نیازهای دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیازهای خود فرد تمام می شود. رایج ترین دلایل انجام این کار عبارت اند از: جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران، جلوگیری از احساس گناه ناشی از خودخواهی یا تداوم ارتباط با افراد نیازمند است. این امر اغلب از حساسیت بیش از حد نسبت به درد و رنج دیگران ناشی می شود. چنین طرحوارههایی منجر به این احساس می شود که نیازهای فرد ایثارگر به قدر کافی ارضا نمی شوند و همچنین باعث رنجش افرادی می شود که او از آن ها نگهداری می کند. با مفهوم وابستگی بیمارگونه همپوشی دارد.
3- پذیرشجویی / جلب توجه
تأکید افراطی در کسب تأیید توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکلگیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می شود. احساس ارزشمندی فرد، بیشتر به واکنش های دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش. گاهی اوقات این طرحواره با تأکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیلهای است برای دستیابی فرد به تأیید، تحسین و توجه دیگران (هدف اولیه از دستیابی به تأیید، تحسین، توجه دیگران، کسب قدرت یا توانایی کنترل دیگران نیست). این طرحواره، اغلب منجر به اتخاذ تصمیماتی غیرقابل اطمینان و ناخوشایند در مورد وقایع مهم زندگی می شود با اینکه منجر به حساسیت بیش از حد نسبت به طرد می گردد.
5-5-2 حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
تأکید افراطی بر واپسزنی احساسات، تکانه ها و انتخاب های خودانگیخته فرد یا برآورده ساختن قواعد و انتظارات انعطافناپذیر و درونی شده درباره عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب منجر به از بین رفتن خوشحالی، ابراز عقیده، آرامش خاطر، روابط نزدیک و سلامتی می شود. طرحوارههای این حوزه بهطور معمول در خانواده هایی بهوجود می آید که در آن ها عصبانیت، توقع و گاهی اوقات تنبیه مشاهده می شود. در این خانواده ها، بر عملکرد عالی، بینقصگرایی، وظیفهشناسی، پیروی از قوانین، پنهانسازی هیجان ها، اجتناب از اشتباه تأکید می شود، در عین حال که به لذت، خوشحالی و آرامش اهمیت چندانی داده نمی شود. معمولا در چنین افرادی تمایلی نهفته نسبت به بدبینی و نگرانی وجود دارد، بدین صورت که اگر افراد نتوانند در تمام اوقات گوش به زنگ باشند، همه چیز از هم می پاشد.
1- منفیگرایی / بدبینی
تمرکز عمیق و مداوم بر جنبه های منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری، فقدان، عدم توافق، تعارض، گناه، مشکلات حلنشده، اشتباهات بالقوه، خیانت، کارهایی که اشتباه انجام می شود و …) همراه با دستکم گرفتن جنبه های مثبت و خوشبینانه زندگی یا غفلت از آن ها است. این طرحواره معمولا شامل انتظارات افراطی در طیف وسیعی از موقعیت های کاری، مالی و بینفردی است که خود این حالت منجر به اشتباهات شدیدی می شود، بهطوری که شخص در نهایت احساس می کند زندگی شخصی اش از هم پاشیده است. اغلب باعث ترس غیرمعمول از اشتباه کردن می شود، اشتباهی که ممکن است منجر به ورشکستگی مالی، فقدان، تحقیر و سر افکندگی یا گیر افتادن در یک موقعیت بد بشود. از آنجا که نتایج منفی چنین حالت هایی، اغراقآمیز است، مشخصه این بیماران، نگرانی مزمن، گوش به زنگی، غرزدن یا بلاتکلیفی است.
2- بازداری هیجانی
بازداری افراطی اعمال، احساسات و ارتباطات خودانگیخته که معمولا بهمنظور اجتناب از طرد دیگران، احساس شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانه های شخصی صورت می گیرد. معمول ترین حوزه هایی که بازداری در مورد آن ها اعمال می شود عبارت اند از:
الف) بازداری از بروز خشم و پرخاشگری.
ب) بازداری از بیان تکانه های مثبت (از قبیل خوشحالی، محبت، برانگیختگی جنسی و بازی).
ج) بازداری از بیان آسیبپذیری یا بیان راحت و صریح احساسات و نیازهای شخصی. تأکید افراطی بر عقلانیت و نادیدهگرفتن هیجان ها.
3- معیارهای سرسختانه / عیبجویی افراطی
باور اساسی مبنی بر اینکه فرد برای رسیدن به معیارهای بلندپروازانه درباره رفتار و عملکرد خود، باید کوشش فراوانی به خرج دهد و این کار معمولا برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره بهطور معمول در خانواده هایی بهوجود می آید که تحت فشارند، نسبت به خودشان و دیگران بیش از حد عیبجویی می کنند و توقع دارند کارها با کیفیت عالی و در کوتاه ترین زمان انجام شوند. این طرحواره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت، آرامش، سلامتی، احساس ارزشمندی، پیشرفت یا روابط رضایتمندانه می شود و معمولا به شکل های زیر بروز می کند:
الف) بینقصگرایی، توجه غیرمعمول به جزئیات یا ارزیابی کمتر از حد عملکرد خود در مقایسه با عملکرد دیگران.
ب) قوانین غیرقابل انعطاف و (بایدها) در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله معیارهای بالا و غیرواقعبینانه اخلاقی، فرهنگی و مذهبی.
ج) دغدغه زمان و کارآمدی بهمنظور کار بیشتر.
4- تنبیه
باور اساسی مبنی بر اینکه افراد باید بهخاطر اشتباهاتشان، شدیدا تنبیه شوند. اغلب شامل احساس خشم، نابردباری و بیصبری نسبت به کسانی (از جمله خود فرد) است که طبق معیارها و انتظارات او عمل نکرده اند. معمولا اینگونه افراد، بهدلیل در نظر نگرفتن شرایط ویژه، نادیده گرفتن مشکلات دیگران و عدم همدلی با احساسات آن ها، نمی توانند از اشتباهات خودشان و دیگران چشمپوشی کنند (یانگ، 2003).
6-2 عملکردهای طرحواره:
دو عملکرد اصلی طرحوارهها عبارتند از تداوم طرحواره و بهبود طرحواره.
1-6-2 تداوم طرحواره