دانلود پایان نامه

جابر بن عبدالله انصاری روایت نموده است: زنی خدمت پیامبر (ص)رسید و عرض کرد: ای نبی خدا، زنی پسر خود را کشت، آیا بر او توبه هست؟ رسول خدا (ص) فرمود: قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، اگر کسی هفتاد بار پیامبر را بکشد، سپس توبه نماید و نادم شود و بداند خداوند قلب او را که رجوع نمی کند به معصیت ابدا، قبول می نماید، خدا توبه او را عفو فرماید از او، بدرستی که باب توبه مفتوح است ما بین مشرق و مغرب (عبدالعظیمی، 1364).
روایت هفتم:
رسول خدا (ص) می فرمایند: «إنّ اللهَ یقبلُ توبهَ عَبدهِ مالم یُغرغِر،تُوبوا الی ربّکُم قَبلَ ان تَموتوا و بادروا بِالاَعمالِ الزّالیهِ قبلَ ان تُشتَغَلوا، وَ صِلُ الذَّی بینهُ وَ بَینکُم وَ بَینهُ بِکَثرهِ ذِکرِکُم ایّاهُ.»؛ خداوند توبه بنده اش را تا مرگ گلوگیر او نشده می پذیرد، پیش از مرگ توبه کنید، به انجام اعمال پاک شتاب کنید پیش از آنکه گرفتار شوید، بین خود و خداوند را با توبه بسیار به حضرت او اتصال دهید (مجلسی، 1404، ج 6، ص30).
روایت نهم:
حضرت رضا – علیه السلام- از پدرانش از رسول خدا روایت می کند: «مَثلُ المؤمنِ عِندَ اللهِ عزَّ وَ جَلَّ کَمَثلِ مَلَکٍ مُقَرّبٍ وَ اِنّ المؤمِنَ عِندَ اللهِ عَزَّ وَ جلَّ اَعظَمُ مِن ذالِک وَ لَیسَ شَیءٌ مِن اَحبّ اِلی اللهَ مِن مُؤمِنٍ تائِب او مؤمنهٍ تائبهٍ.»؛ مثل مؤمن نزد خداوند عز و جل همچون فرشته ی مقرب است، همانا مؤمن نزد پروردگار عظیم تر از فرشته مقرب است، چیزی نزد خداوند محبوب تر از مؤمن و مؤمنه ی توبه کننده نیست (العاملی، 1381، ص320).
روایت دهم:
امیرالمؤمنین- علیه السلام- می فرمایند:« تُوبُوا اِلی اللهِ وَ ادخُلُوا فِی مَحَبّتِه، فِانَّ الله یُحّبُ التّوابینَ وَ یُحّبُ المُطّهَرینَ، وَ المُؤمِنُ تَوابٌ.»؛ به جانب خداوند باز گردید و به محبتش در آورید، همانا خداوند دوستدار توبهکنندگان و پاکیزهگان است و مؤمن توبهاش بسیار است (مجلسی، 1403، ج 6، روایت35).
علاوه بر آنچه ذکر شد، روایات بی شماری در پذیرش توبه از جانب خداوند وارد شده که حقیقتاً قابل شمارش نیست. قبول و پذیرش توبه هنگامی است که از روی صداقت، نیّت پاک و قبل از مرگ و قیامت باشد.
با توجه به روایات وارده از معصومین (س) نیز مصادیق و موارد توبه در جرائم مورد بحث قرار گرفته است که به برخی از آنها اشاره می نماییم:
روایت اول:
شخصی به نام « قدامه بن مظمون» شراب خورد، عمر خواست او را حد شرعی بزند، قدامه گفت: زدن حد بر من واجب نیست زیرا خداوند می فرماید: «لَیسَ عَلَی الَّذیِِنَ امَنوُا و عَمِلُو الصّالِحاتِ جِناحٌ فِیما طَعِمُوا إذا مَا اتَّقوا وَ اَحسَنوا وَ اللهُ یُحِبُّ المُحسِنینَ »( مائده /93)؛ « بر آنان که ایمان آورده و کردار نیکو کردهاند، چیزهایی که می خورند تا آنگاه که تقوی و عمل صالح داشته باشند، باکی نیست.» عمر او را حد نزد خبر به امیرالمؤمنین علی (ع) رسیده از آن حضرت نزد عمر آمد و بازخواست فرمود که چرا قانون خدا را اجرا نکردی؟!
عمر همان آیه را خواند، امام (ع) فرمود: قدامه مشمول این آیه نیست، زیرا آنها که ایمان به خدا آورده اند و کار نیکو انجام می دهند، حرام خدا را حلال نمی کنند، قدامه را باز گردان و از او توبه بخواه، اگر توبه کرد بر او حد خدا را جاری کن و گرنه باید به قتل برسد زیرا با انکار حرمت شرابخواری از دین اسلام خارج شده است.
قدامه سخنان حضرت را شنید و توبه کرد و از گناه دست کشید اما عمر نمیدانست حد او چقدر است. سپس از امیرالمؤمنین علی (ع)پرسید: آن حضرت فرمود: هشتاد تازیانه (شیخ مفید، 1392، ص 97) .
روایت دوم:
علامه حلی«ره» در منهاج الکرامه نقل کرده که بشر حافی بر دست موسی بن جعفر (ع) توبه کرد، سبب آن شد که روزی حضرت گذشت از در خانه او در بغداد، شنید صدای سازها و آواز غناها و نی و رقص که از خانه بیرون می آید، پس از آن خانه کنیزکی بیرون آمد که در دستش خاکروبه بود، آن خاکروبه را بر در خانه گذاشت، حضرت به او فرمود: ای کنیزک صاحب این خانه آزاد است یا بنده است؟ گفت: آزاد است. فرمود: راست گفتی. اگر بنده بود از مولای خود می ترسید. کنیزک چون برگشت آقای او بشر بر سر سفره شراب بود، پرسید: چه باعث شد که تو دیر آمدی؟ کنیزک حکایت را برای بشر نقل کرد، بشر با پای برهنه بیرون دوید و خدمت آن حضرت رسید و عذر خواست و گریه کرد و اظهار شرمندگی نمود و از کار خود توبه کرد بر دست شریف آن حضرت (مجلسی، 1983، ج71 ، ص 313).
روایت سوم:
در این روایت حضرت علی (ع)، توبه شخص را از اقامه حد، افضل می داند، روایت را علی بن ابراهیم از خالد بن محمد بن خالد نقل میکند که روزی مردی در کوفه خدمت امیرالمؤمنین (ع)رسید و اقرار به زنا نمود، او گفت: «یا امیر المؤمنین انی زنیت فطهرنی»؛ ای امیرالمؤمنین من زنا کرده ام، پس مرا پاک گردان. با توجه به اینکه حضرت علی (ع) با همان شیوه پیامبر، سعی در تشویق نامبرده به کتمان سّر نمود، ولی شخص زانی اصرار به این کار داشت و با چهار بار اقرا حکم حد را جاری نمود و فرمودند: «ما اقبح بالرجل منکم ان یاتی بعض هذه الفواحش فیفضح نفسه علی رووس الملاء افلا تاب فی بیته فوالله لتوبه فیما بینه و بین الله افضل من اقامتی علیه الحد..»
با توجه به جمله فوق حضرت علی (ع) چند موضوع مهم را در روایت فوق، بیان می نماید و یکی اینکه با ناراحتی و عصبانیت با عبارت «ما اقبح» یعنی چقدر زشت است. زشتی و نادرستی، عمل زنا را اعلام می نماید. زیرا افشاء گناه خود، دارای آثار بدتری از خود گناه در جامعه و برای خود شخص می گردد. دوم اینکه بین مرتکب و خداوند را در این مورد، بسیار پسندیده قلمداد می نماید و در مورد آخر می فرماید، توبه بهتر از اقامه حد است، آن هم اقامه حد توسط حضرت علی (ع) امام معصوم(ع)، نه مطلق حاکم و امام، زیرا می فرمایند: اقامتی علیه الحد زیرا اقامه حد توسط معصوم، در چنین مواردی موجب رفع مجازات، در آخرت می گردد (کلینی، 1386، ج7، ص188).
روایت چهارم:
روایت عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام است که ایشان فرمودند: سارق زمانی که توبه کرد و مال مسروقه را به صاحبش رد کرد، پس دستش بریده نمی شود (حرعاملی، بی تا، ج18، ص530).
روایت پنجم:
روایت ابی بصیر از امام صادق علیه السلام در مورد مردی که بر او اقامه بینه به زنا شده بود، و فرارکرده بود قبل از اینکه او را تازیانه بزنند، امام علیه السلام فرمودند: اگر توبه کرد چیزی بر او نیست. (همان، ص328)
روایت ششم:
روایت جمیل از امام باقر یا صادق علیهما السلام در مورد مردی که سرقت کرده یا شراب نوشیده و یا زنا کرده است. از حضرت سوال شد که اگر کسی بر او آگاهی نیابد و او دستگیر هم نشود تا اینکه توبه کند و اصلاح شود، پس امام فرمودند، زمانی که اصلاح شد، حد بر او جاری نمی شود (همان، ص328).
بنابراین می توان یکی از مستندات توبه را روایات دانست.