دانلود پایان نامه

د- رضایت بیمار باید قبل از عمل جراحی و طبی یا مقارن با آن ابراز شود . بنابراین رضایتی که پس از عمل ابراز شود تأثیر تامی در توجیه عمل نخواهد داشت و تنها می تواند از موجبات تخفیف مجازات یا موقوفی اجرای حکم باشد . (صانعی ،1380ص241)
رضایت بیمار از نظر زمانی نیز می تواند محدود به مدت معین باشد. لذا با توجه به مراتب فوق شرایط و ویژگیهای رضایت اعم از رضایت آزادانه و آگاهانه، اهلیت رضایت دهنده، و موضوع رضایت و انواع آن و همچنین استثنائات وارده بر آن را در چند مبحث مورد مطالعه قرار می دهیم.
1-3-4- اهلیت بیمار در اعلام رضایت
1-3-4-1- مفهوم اهلیت
در خصوص شرط اهلیت در انعقاد قراردادها و از جمله در موضوع مورد مطالعه یعنی رضایت به درمان لازم به توضیح است که این اصطلاح را با توجه به مفهوم مخالف آن بهتر می توان شناخت .
یعنی کسی برای وارد شدن حق و تحمل تکلیف و اعمال حقوق قانونی خود صلاحیت دارد که مجنون ، سفیه و یا صغیر نباشد .
بدیهی است که در این جا مراد از اهلیت ، اهلیت استیفاء است ؛ بدین معنی که شخص شایستگی حقوق مدنی خود را دارا باشد .
به موجب ماده 958 قانون مدنی ، هر انسان ، متمتع از حقوق مدنی است ، لیکن هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اعمال و اجرا کند مگر این که برای این امر ، اهلیت استیفاء یا اهلیت اجرای حق داشته باشد. بنابر این اهلیت قانونی در صورتی محقق می شود که به موجب ماده 211 همین قانون ، شخص بالغ ، عاقل و رشید باشد. بنابراین شرایط اهلیت قانونی بلوغ، عقل و رشد است .
بلوغ در لغت به معنای رسیدن و در اصطلاح حقوقی به معنای رسیدن شخص به سن معین آمده است که در این زمان، عادتا شخصیت فرد شکل می گیرد و انسان به قدرت تمییز می رسد و با احراز رشد از حجر خارج می گردد و می تواند مستقلا در اموال و حقوق خود تصرف نماید .
با اصلاح قانون مدنی در سال 1361 سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمری و در دختر 9 سال تمام قمری تعیین شده است. سن بلوغ اماره رشد است .
تبصره 2 ماده 1210 قانون مزبور در خصوص تصرفات قانونی افراد بالغ مقرر می دارد: «اموال صغیری که بالغ شده است در صورتی می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.» یکی دیگر از شرایط اهلیت عقل است. توانایی درک صحیح قضایا و قدرت تنظیم و تعدیل رفتار و کردار افراد مربوط به قوه مستقلی به نام عقل است و به کسی که واجد این شرایط و اوصاف باشد عاقل گفته می شود .
و بالاخره مکمل دوشرط یادشده رشد است؛ رشید به کسی گفته می شود که دارای قدرت کافی برای اداره امور مالی خویش باشد. به کسی که رشد نکرده سفیه گفته می شود محجور عنوانی است که به طور مطلق به هر یک از صغار، مجانین و افراد غیر رشید گفته می شود .
قانون راجع به اهلیت و حجر، قواعد مربوط به نظم عمومی است و قراردادها نمی توانند مانع اجرا آن ها شوند و به هیچ محجوری نمی توان با تراضی اعطای اهلیت نمود .
به موجب ماده 959 قانون مدنی هیچ کس حق ندارد ضمن قرارداد با دیگران ، خود را از اهلیتی که دارد محروم سازد. شایان ذکر است که عدم اهلیت، امری استثنائی است که باید به حکم قانون مقرر شود، چنان که ماده 956 قانون مدنی این قاعده را در مورد تملک حق بدین گونه تصریح کرده است ؛ اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود. ولایت بر دیگرا نیز خلاف اصل است. (انصاری، 1373ص153)
یکی دیگر از محققان برجسته حقوق مدنی معاصر ، اهلیت استیفاء را نارسا و قابل انتقاد می داند و معتقد است که باید به جای آن از از اصطلاح مناسب و حقوقی آن یعنی «اهلیت تصرف» استفاده کرد. چنان که مثلا کودک و دیوانه میتوانند مالک شوند، لیکن تصرف«این حق» باید به وسیله سرپرست قانونی آنان انجام شود. (کاتوزیان، 1376 ص 302)
با ملاحظه مفهوم اهلیت تصرف یا استیفاء ، معمولا قانون سه نوع عمل حقوقی مختلف را در نظر می گیرد :
عمل حقوقی کاملا سودمند
عمل حقوقی کاملا زیان آور
عمل حقوقی توأم با سود و زیان
بلاعوض یک عمل حقوقی کاملا سودمند است. و عمل حقوقی کاملا زیان آور است که شخص، بی آن که چیزی بدست آورد بخشش کند مانند وصیت کردن و هبه دادن و بالاخره عمل حقوقی توأم با سود و زیان که در واقع استقرار یک حق عینی است، همانند خرید و فروش یا اجاره می باشد. شخصی که اهلیت تصرف کامل دارد می تواند هر سه نوع اعمال حقوقی مذکور را انجام دهد. (توفیق،ص648)
1-3-5- موضوع رضایت و انواع آن