دانلود پایان نامه

اوقات فراغت موضوع روشن و آشکاری است که به عنوان یک عنصر اساسی و نیاز انسان در زندگی میلیاردها انسان جهان به شمار می آید (فیاضی، 1384: 66) لیکن در عصر جدید مخصوصاً در دهه های اخیر آگاهانه تر و بیشتر و تنوع تر مورد توجه قرار گرفته است.(توسلی، 1372:156).
4-6-1- فلسفه تربیتی و آموزشی اوقات فراغت
دنیای امروز، با سلطه ماشین و ماشین گرایی بر جزء جزء پیکره آن، کار و حتی تحصیل را از روح انسانی تهی ساخته است و خلاقیت و شادی و شادابی را از آن سلب نموده است. در واقع انسان مواظب است که ماشین کارش را درست انجام دهد و تمرکز او بر ماشین استوار است نه بر خود و این حالت شرایطی یکسان، پیش بینی شده و یکنواخت را به وی تحمیل می سازد و چه بسا با گم شدن هدف و نقش او در اعمال و رفتاری که انجام می دهد، خود را از ماشین نیز ناتوان تر ببیند. هر چند که اعمالش تکراری نباشد، پرواضح است که این کیفیت عملکرد باعث انجماد قدرت خلاقیت و عدم ظهور توان و استعدادهای نهفته و جلوه گر شدن هنر و ذوق انسان می گردد. در چنین ساحت و موقعیتی، تنها زمان آزاد و فرصت فراغ است که زمینه طرح توانایی ها و بروز خلاقیت ها را فراهم می آورد؛ چرا که خلاقیت (هنری، ادبی، علمی و عملی و…) جز در میدان وسیع زمان و فضای آزاد از هر مشغله و مستقل از هر برخورد و اصطحکاک بروز نخواهد کرد که در آن نه الزامی در کار است و نه فشاری، و نه برنامه خشک و غیرقابل انعطافی. عقل فعال آنگاه جلوه گاه حقیقت می گردد که از هر برنامه تحمیلی و دستور دیکته شده هر چند در مسیر دریافت حقیقت و تحصیل علم به دور باشد. بنابراین با این بیان به نخستین نظریه در فلسفه اوقات فراغت دست می یابیم که می گوید: اوقات فراغت مولود زندگی پیچیده امروز انسان و طرزکار و فعالیت اوست. در حالی که گروهی دیگر، در فلسفه اوقات فراغت بر باورند که فرصت فراغ ریشه در رسوم مذهبی آدمی دارد، آن گونه که از آداب و رسوم دینی تفکیک پذیر نیست؛ همان طور که در جوامع اولیه باستانی پرداختن به اوقات فراغت جزیی از آئین مذهبی آنها بوده است. در نقطه مقابل این طرز تفکر، عقیده برخی از شعب مسیحیت قرار می گیرد که تفریح و اوقات فراغت داشتن یک نوع معصیت تلقی می گردد؛ به گونه ای که حتی آن را در خور مطالعه و بررسی نمی دیدند. در این دیدگاه، آدمی یک لحظه نباید از آن راهی که باید برود، باز ایستد وگرنه گناهکار محسوب می گردد(پگاه حوزه، 1382).
از سه نظریه فوق که بگذریم، نظریه چهارم رخ می نماید که قائل به غریزی و ذاتی بودن تفریح و فعالیت های نشاط آور و فراغت است و آن را به عنوان یک نیاز غریزی برای انسان مطرح می سازد: گویا همان گونه که تأمین غذا برای رفع گرسنگی از یک ضرورت نهفته در نهاد آدمی ناشی می شود، روی آوردن به اوقات فراغت که از هر نوع فعالیت الزام آور خالی است، در نهاد آدمی ریشه دارد(همان).
از این اختلاف در ساحت عقیده یک نقطه اشتراک به دست می آید که همان تأکید بر استفاده مطلوب از اوقات فراغت در جهت آموزش مناسب و مفید و سرگرم کننده و فعالیت های مثبت می باشد که منجر به شکوفا شدن استعدادها می گردد؛ چون تنها اوقات فراغت است که زمینه ساز تعادل روحی و شکوفای روحیه مسئولیت پذیری و قانون مندی رفتار و روابط اجتماعی و همکاری با همسالان و بزرگسالان می باشد(همان).
4-6-2- اهمیت اوقات فراغت در تعلیم و تربیت
همان گونه که گذشت، حکمت و فرازنگی محصول فرصت فراغ است و ابتکار و نوآوری، در اوقات فراغت و فضاهای باز فکری فرصت بروز و ظهور می یابد. عنصر اوقات فراغت آن چنان در پیشرفت فردی و اجتماعی مؤثر است که می گویند برای اینکه بدانید یک جامعه و ملت چگونه مردمانی هستند و میزان استعداد آنها چقدر است، به اوقات فراغت آنها توّجه کنید و ببینید چگونه می گذرد وضعیت اجتماع با اوقات فراغت آن به گونه ای گره خورده است که بهترین راه شناخت سلامت روانی، تکامل شخصیّتی و پیشرفت علمی یک جامعه به محتوای فعالیت های اوقات فراغت آن جامعه وابسته است و حتی برخی آن را تنها راه شناخت یک جامعه ایده آل و یک فرد برجسته دانسته، می گویند: بگو اوقات فراغت آنها چگونه می گذرد تا بگویم چگونه ملتی هستند و رشد فکری و توسعه فرهنگی آنها بر چه پایه ای است. ملتی که همیشه سر در لاک فعالیت های پیش پا افتاده دارد و لحظه ای فرصت اندیشیدن ندارد و یا فرصت فراغ خود را با فعالیت های بیهوده و بی ثمر و سرگرم شدن به ساخته های فکری دیگران پر می سازد و گاه دست به اعمال مخرّب می زند، سرچشمه هر نبوغ و ابداعی را در نهاد خود خشک می نماید و اندک اندک سر بر بالین انحطاط فکری و رفتاری می نهد و آرام می گیرد. از جانب دیگر متخصصان تعلیم و تربیت و کارشناسان روان شناسی، بویژه روان شناسی پژوهشی،آموزش و پرورش غیر مستقیم را مؤثرترین روش یادیگری می دانند و به بهره گیری از این روش تأکید فراوان دارند. از جمله مصادیق بارز آموزش و پرورش غیر مستقیم که تمام شرائط یک تعلیم و تربیت ایده ال در آن رعایت شده است، همان بهره برداری مطلوب از اوقات فراغت با رعایت اصول آموزشی خاص خود است. به این معنا که اگر برنامه اوقات فراغت به صورت پیشرفته و مطلوب و همانند یک برنامه منظم کاری تنظیم گردد، چون با علاقه و اراده اختیار فرد تنظیم و یا انتخاب شده است و آزادی وی را محدود نمی سازد، یک فعالیت لذت بخش آموزشی و پرورشی خواهد بود و سطح کارآمدی بالایی خواهد داشت که به مراتب از یک برنامه و دیکته شده، خسته کننده و نفرت آور به موفقیت نزدیکتر است، لذا به عقیده تمام کارشناسان تعلیم و تربیت و روان شناسان، اوقات فراغت مناسب ترین فرصت برای آموزش های مفید و سرگرم کننده شناخته شده است و زمینه ای مناسب برای پرورش روحیه مسئولیت پذیری، قانونمندی رفتاری، اصلاح روابط اجتماعی و روش صحیح ابراز احساسات و عواطف، و پرورش نیروهای ذهنی، قوه خیال وغیره میباشد (همان).
اوقات فراغت بخش جدایی ناپذیر زندگی انسان، بخصوص زندگی انسان امروزی است که گذراندن آن، هم می تواند باعث سلامت، رشد، کمال و ترقی فرد گردد و هم می تواند موجب کندی حرکت و یا انحراف و انحطاط شود و این تأثیر در گرو کیفیت سپری نمودن اوقات فراغت می باشد. لذا بر والدین، مسئولین تعلیم و تربیت و متولیان اوقات فراغت است که با برنامه صحیح و سالم موجبات رشد و ترقی را در این فرصت به دست آمده فراهم آورند(همان).
هر فعالیتی در اوقات فراغت که برای سن و طبقه ای خاص در نظر گرفته شده باشد باید سه هدف عمده ذیل را تعقیب نماید:
4-6-2-1 رفع نواقص و کمبودهای گذشته
اولین و اساسی ترین هدف در فعالیت های آزاد، رفع کاستی های قبلی است. این کاستی ها و کمبودها می توانند نارسایی های روحی، روانی، عاطفی، شناختی، حسی حرکتی، انگیزشی، ذهنی، اخلاقی و حتی شغلی باشند. لازم نیست این کمبودها از عدم پیشی بینی در برنامه همیشگی ناشی شده باشند، بلکه چه بسا علی رغم پیش بینی لازم این نواقص و کاستی ها بروز می کنند؛ مثلاً یک دانش آموز، علی رغم پیش بینی لازم برای درس هندسه، در یادگیری این درس احساس کمبود و نقص می کند و یا رئیس یک اداره پیش بینی لازم و کار فشرده، قسمتی از حسابرسی های مربوطه به مسئولیت وی ناتمام باقی می ماند. لذا باید در فرصت فراغت این نقص را جبران نماید تا از این ناحیه دچار آسیب بزرگتر نشود و یک آسیب شناختی و شغلی با گسترده شدن دامنه تأثیرش، عوارض روحی، خانوادگی و… به جا نگذارد و دیگر حوزه های فعالیت را نیز تحت تأثیر قرار ندهد(همان).
4-6-2-2- برآورده ساختن نیازها و ضروریات امروز و فعلی
گاهی برنامه تنظیم شده برای فعالیت های همیشگی برخی نیازها را پوشش نمی دهد و یا اصلاً به گونه ای است که آنها را در خود جای نمی دهد و ضرورت آن در برنامه پیش بینی نشده است که در این صورت باید از فرصت فراغت برای جبران آن گروه فعالیت های پیش بینی نشده بهره گرفت؛ مثلاً، اگر در برنامه تحصیلی، آموزش نقاشی پیش بینی نشده و در عین حال دانستن آن برای شما یک ضرورت است، باید از اوقات فراغت جهت رسیدن به این امر ضروری استفاده نموده آن را تحصیل کنید. و یا اگر پدر خانواده به دلایل مختلف برای بازی با فرزندان خود که یک امر ضروری است زمانی در نظر نگرفته و یا به برخی امور منزل نمی رسد، باید از فرصت آزاد بهره برداری نموده، این کمبودها را جبران کند تا به یک آسیب اخلاقی، اجتماعی تبدیل نشود.
4-6-2-3- برآورده ساختن نیازهای آینده و یا زمینه سازی برای آینده
یکی دیگر از اهداف فعالیت های فوق برنامه، هموار ساختن راه آینده و یا تأمین آینده؛ است بدین معنا که با پیش بینی لازم مقدمات کارهای اساسی و همیشگی را از خلال اوقات فراغت فراهم نماید. به عنوان نمونه، دانش آموزی که از سال آینده می خواهد فیزیک بخواند، باید زمینه آشنایی خود را در فرصت آزاد فراهم آمده، تأمین کند. این هدف، مانند اهداف پیشین در زمینه امور روحی، ذهنی، اخلاقی، بسط روابط اجتماعی و تقویت توان حسی حرکتی و… سخت مؤثر است. همچنین فرد باید برای ورود به یک کار سخت و طولانی، از مدتی قبل باید نشاط روحی لازم را با سیر و سیاحت و تفریح و غیره فراهم آورد و یا اگر در صدد ورود به یک مجمع بزرگ (علمی تفریحی و…) می باشد، باید در فرصت مناسب با آداب و رسوم و مقررات چنین جلساتی آشنا گردد و به نوع روابط اجتماعی آن گروه و کیفیت آن آگاه شود که سعادتِ سرنوشت، برای آنها فرصت فراغت را فراهم آورده است تا بیندیشند و تأمل کند وگرنه آنکه همیشه به کارهای یکنواخت و برنامه های از پیش رقم خورده، دل بسته است، هرگز ره به جایی نمی برد و کارش پایانی ندارد و ذهنش پرورش نمی یابد. از این روست که ارسطو از والدین و معلمان می خواهد فرزندان را به راهی بیندازند که با مهمترین تجارب آشنا شوند(همان) .
مصاحبه کنندگان در این پژوهش معتقدند سازمان دانش آموزی چه از نظر کمی و چه کیفی نتوانسته است به ملاک های مورد نظر در اساسنامه سازمان دانش آموزی در پرکردن اوقات فراغت دانش آموزان جامه عمل بپوشاند، آنها دلایل اصلی عدم موفقیت را در کمبود بودجه، امکانات، نیروی انسانی متخصص و مجرب، برنامهریزی مقطعی و ناقص و تغییرات ساختاری در سازمان دانش آموزی میدانند.
4-7- هویت:
امروزه مرزهای جغرافیایی دیگرقادر به جدا کردن انسانهای دو سوی مرزها نیست، امروزه دیگر مرزهای کشورهای مختلف عملا برچیده شدهاست. رشد سریع تکنولوژی، به میدان آمدن کامپیوتر، اینترنت، ماهواره، مسافرتها و… اثرات مرزهای جغرافیایی را در جدایی ملتها خنثی کردهاست. امروزه سخن از دهکده جهانی است. در این دهکده تمامی انسانها در تمامی کشورها با یکدیگر در ارتباط هستند. فرهنگهای مختلف در مبادله ومقابله با یکدیگر هستند. جامعه ما نیز از این وضعیت جهانی نمیتواند به دور باشد. لذا باید آگاهی لازم در جوانان ونوجوانان وکودکان این مرز و بوم بوجود آید که بهنگام مواجه شدن با فرهنگهای دیگر از فرهنگهای اصیل خویش مطلع باشند تا بتوانند به رویارویی با آنها بپردازند. باید غنای فرهنگی خویش را درک کنند واز ارزشهای اصیل، منطقی ومعقول حاکم بر جامعه ایران زمین را که از قدمتهای تاریخی نیز بهرهمند است آگاهی یابند تا در مواجهه با فرهنگهای دیگر تحت تاثیر آنها قرار نگیرد(ملکی. 1389: 18).
اکثر مصاحبه کنندگان در این پژوهش اعتقاد دارند ما نتوانستهایم هویت ملی واسلامی خود را به نسل جدید آنگونه که باید انتقال دهیم ما امروز حتی در شهر سازیهای خود( خانه ساختن، پارکها وشهربازی، مدرسه وخیابانها وحتی تابلوهای مورد استفاده) هویت و فرهنگ اسلامی خودرا نادیده گرفتهایم وتاحدود زیادی از هویت وفرهنگ غرب آن هم به صورت ناقص تاثیر پذیرفتهایم. حال سوال این است چگونه میتوان دانشآموزی را که حداقل در سال بیش از هزار ساعت در مدرسهای درس میخواند که در ساخت آن هویت ملی نادیده گرفته شده است یا تقریبا همین تعداد ساعت اوقات فراغت دارد که در خیابان، پارک وغیره قدم میزند وباز هم مواردی را میبیند که هیچ سنخیتی با هویت ایرانی اسلامی ندارد را با یک ساعت یا یک روز آن هم در قالب اردوهای ناقص، با فرهنگ وهویت ملی آشنا نماییم و آنها را به خودباوری برسانیم.
4-8- امکانات:
وجود امکانات مناسب در توفیق یا عدم توفیق فعالیت های تشکلها از جمله تشکلهای تحت پوشش سازمان دانشآموزی تأثیر به سزایی دارد. (معیری 1364 ) فقدان امکانات اجرایی مناسب با اهداف از پیش تعیین شده را یکی از دلایل عمدهی عدم تحقق آن اهداف میداند.
ایرانپور(1391) معتقد است، این امکانات شامل امکانات مادی و معنوی است . از امکانات مادی می توان به نیروی انسانی، بودجه ی کافی، امکانات فیزیکی مثل فضاها و زیرساخت های مناسب پرورشی نام برد . و امکانات معنوی مثل قوانین مناسب که با شرایط و اقتضائات زمانی و مکانی و نیز ویژگیهای متربیان تناسب داشته باشد و پیرو آن قوانین، وجود دستورالعمل ها و بخشنامه هاست. وجود زمان کافی و مناسب جهت فعالیت پرورشی و تربیتی در مدرسه را نیز می توان یکی از امکانات معنوی قلمداد کرد.
بررسی دیدگاه شرکت کنندگان این پژوهش نشان می دهد؛ هم اکنون در بسیاری مدارس
حتی ابتدایی ترین امکانات رفاهیِ مناسب مانند بخاری یا کولر فراهم نیست . حال اگر مربی یا معلم بهترین محتوا را با بهترین روش به کار گیرد تأثیرچندانی در عملکرد او ندارد.
چنانچه تحلیل محتوای مصاحبه ها نشان می دهد؛ علاوه بر امکانات رفاهی، امکانات لازم و کافی برای فعالیت های فوق برنامه مانند فضاها و زیرساخت های مناسب نیز وجود ندارد .