انتقال مالکیت و ازدواج مجدد

بنابراین در صورتی که موت حقیقی زوج مشخص گردد و تاریخ آن نیز معین گردد، مدت عده وفات از آن تاریخ احتساب می گردد. مثلاً هرگاه پس از اینکه زن 4 ماه عده نگه داشته، موت حقیقی زوج مشخص و معلوم گردد که غائب یک ماه پیش مرده است، در این صورت همسرغائب از تاریخ مزبور عده وفات را از سر می گیرد. زیرا طبق ماده 161 قانون امور حسبی حکم موت فرضی بلااثر است و عده وفات از تاریخ وفات احتساب می شود.
در صورتی که پس از صدور حکم موت فرضی و دادن اموال به تصرف قطعی ورثه غائب پیدا شود و حیات او مسلم گردد، شخص او یا هر ذینفع دیگری (مانند زن، اقربای واجب النفقه و امثال آن ها) درخواست الغا حکم موت فرضی را به دادگاه صادر کننده حکم می دهد و دلایلی که مشخص می کند غائب زنده است را ضمیمه درخواست می کند. در این صورت دادگاه دلایل را بررسی می کند و در صورتی که دلایل ابرازی را برای اثبات مدعا کافی دانست حکم موت فرضی را باطل می کند.
به موجب ماده 27 قانون امور حسبی: « تصمیم دادگاه در امور حسبی قابل پژوهش و فرجام نیست جز آنچه در قانون تصریح شده باشد.» وقتی حکم موت فرضی الغا می شود، مشخص می شود که عملیاتی که در اثر حکم موت فرضی انجام شده بر اساس فرضیاتی بوده که حقیقت نداشته است.
غائب ممکن است پس از صدور حکم موت فرضی برگردد، اگر این اتفاق بیافتد می توان درخواست الغای حکم موت فرضی را نمود.
در صورتی که پس از صدور حکم موت فرضی حیات غائب معلوم گردد، شخص او یا هر ذی نفع دیگری ( مانند زن یا اقربای واجب النفقه و امثال آن ها) در خواست الغای حکم موت فرضی به دادگاهی که حکم مزبور را صادر نموده می دهد و ادله ای که ثابت نماید غائب زنده می باشد را پیوست کند. دادگاه تحقیقاتی را که لازم می داند، می نماید و پس از رسیدگی چنانچه ادله ابرازی و تحقیقاتی را کافی دانست، حکم موت فرضی را الغا می کند. حکم مزبور قابل پژوهش و فرجام نیست.( بهنود، یوسف، 1369، ص 118)
هرگاه غائب بعد از صدور حکم موت فرضی برگردد، نسبت به اموال خود مالک شناخته می شود. ماده 1027 قانون مدنی در این باره این چنین می گوید: « بعد از صدور حکم موت فرضی نیز اگر غائب پیدا شود کسانی که اموال او را به عنوان وراثت تصرف کرده اند باید آنچه را که از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبور در حین پیدا شدن غائب موجود می باشد، مسترد دارند.» از ظاهر این ماده استنباط می شود که اگر غائب برگردد، نسبت به اموال خود مالک محسوب می شود و ورثه باید اعیان یا عوض یا منافع اموال او را به او بدهند. به نظر می رسد که اگر چیزی از عوض و منافع و اعیان نمانده باشد، غائب نمی تواند به ورثه رجوع نماید. راجع به نکاح نیز شخص اگر پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاء عده مراجعت نماید، نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضاء مدت مزبور حق رجوع ندارد. به نظر می رسد که عوض در ماده 1027 قانون مدنی اعم از عوض مستقیم و غیر مستقیم است. بنابراین اگر ورثه مال غائب را فروخته و با پول حاصل از فروش ، مال دیگری خریده باشند، آن مال عوض به شمار می آید و قابل استرداد خواهد بود.( صفایی، حسین، 1389، ص 40)اگر قائل به این شویم که حکم موت فرضی بر وضعیت زوجه که قبلاً درخواست طلاق نکرده است تاثیری ندارد، با پیدا شدن شخص امر حقوقی خاص به وقوع نپیوسته و زوجیت سابق ادامه می یابد. ولی اگر قائل به این نظر باشیم که حکم موت فرضی باعث انحلال نکاح است ( چه نکاح دائم، چه موقت) در این صورت همسر چنانچه شوهر اختیار نکرده باشد در زوجیت غائب باقی است. اگر چه بعد از انقضاء غائب باشد. چنانچه وی پس از عده شوهر نموده باشد عقدش صحیح است و پیدا شدن شوهر اول بلاتاثیر است. زیرا انحلال و ازدواج بعدی با اجازه قانون بوده است.( پروین، ف، 1368،ص 45 تا 83)
3-6-1- بازگشت مفقود بعد از ازدواج زوجه
فقها در خصوص بازگشت مفقود بعد از ازدواج زوجه اختلاف نظر دارند. عده ای می گویند ازدواج زن باطل است و عده ای دیگر به زوج این اختیار را داده اند که بین رجوع به زن یا گرفتن مهر یکی را انتخاب کند. (نجفی، محمن حسن جواهر الکلام، ص 512 ،شیخ طوسی، ص 199،بی تا)
حنفیه و شافعیه معتقدند که هرگاه شخص مفقود بعد از حکم به وفات یا تفریغ بازگردد، چه زن ازدواج کرده باشد یا خیر، همچنان زوجه همسر اول محسوب می شود و با بازگشت مفقود مشخص شده زوجه او ازدواج مجدد را در حالی انجام داده که منکوحه بوده و کسی که در نکاح دیگری ست. بنا به فرموده آیه 24 سوره نساء ازدواج با وی حرام است و زن باید به خاطر وطی به شبه عده نگاه دارد و بعد از اتمام عده نزد شوهر اولش بازگردد، زن مفقود در هر حال زوجه همسر اول محسوب می شود حتی اگر با شخص دیگری ازدواج کرده باشد و همبستر شده باشد با بازگشت مفقود، نکاح دوم فاسد و زن به شوهر اولی باز گردانده می شود چرا که یقین حاصل شده که در حکم به مرگ مفقود خطا صورت گرفته و مانند این که کسی بنا به اجتهاد حکمی صادر کند و سپس به نهی خلاف اجتهاد خود برخورد کند و به خاطر وطی به شبهه نمی تواند با زنش همبستر شود طبق این دیدگاه در زمان عده نکاح فاسد نفقه ای به زن تعلق نمی گیرد و زوج دوم ملزم به پرداخت نفقه نیست چرا که بین آن دو، چیزی از احکام زوجیت وجود ندارد.
برخی دیگر معتقدند اگر شوهر بعد از ازدواج زنش برگردد میان گرفتن مهر و رد کردن زوجه و یا اختیار کردن زوجه اش مخیر است. اگر شوهر اول زنش را اختیار کند به محض اختیار، نکاح زن با شوهر دوم باطل می شود و لزوم به طلاق از جانب شوهر دوم نیست و واجب است که همسر اول با زنش همبستر نشود تا عده شوهر دومی سپری شود. ولی اگر شوهر اول مهر اختیار کرد، بر شوهر دوم واجب است که زنش را دوباره عقد کند. چون باطل بودن عقد شوهر دوم، با بازگشت غائب ثابت شده است.( ابن قدامه المقدسی، المغنی،ص 493 ،بی تا) به موجب ماده 1030 ق م : « اگر شخص غائب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضای مدت عده مراجعت کند نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولی پس از انقضای مدت مزبور حق رجوع ندارد.»
برخی حقوقدانان می گویند که اگر زن غائب شوهر نکرده باشد و شوهر برگردد ، هر چند بعد از انقضای مدت عده آمده باشد. زن در زوجیت او می ماند . اگر زن غایب شوهر کرده باشد، عقد زناشویی دوم او صحیح خواهد بود زیرا به موجب قانون بوده است.( ساکت، محمد حسین، 1370، ص 85)
به نظر ما به قسمت دوم این نظر اشکالی وارد نیست. اما نسبت به قسمت اول نظر ایشان می توان تردید کرد. زیرا با توجه به نص صریح قانون مبنی بر اینکه اگر شوهر بعد از انقضای مدت عده برگشته باشد، نمی تواند رجوع کند، دیگر نمی توان گفت، شوهر حتی بعد از انقضای مدت عده وفات حق رجوع به همسر خود را دا رد.
3-6-2- معلوم شدن وفات شوهر غائب در خلال عده وفات
در صورتی که در اثر غیبت طولانی شوهر ( بیش از 4 سال) زن درخواست طلاق کند و در مدت زمانی که عده نگه می دارد مرگ شوهر معلوم گردد، در واقع زن باید عده طلاق را قطع کند و از تاریخ وفات یا وصول خبر شوهر عده وفات نگه دارد. زیرا همان طوری که قبلاً بیان کردیم ماهیت عده زوجه غائب ، عده طلاق است، هر چند که مدت آن 4 ماه و 10 روز است. به همین جهت هم زن را مستحق نفقه دانسته ایم و برای شوهر و در صورت مراجعت در خلال عده حق رجوع قائل شدیم.
با وجود این برخی از فقها معتقدند که چون زن عده شرعی را می گذارند، می تواند همان عده را تمام کند و بعد از اتمام آن برای احتیاط دوباره عده وفات نگه دارد.( کاتوزیان، ناصر،1375، ص 74)
در هر صورت اگر مرگ شوهر از زمان انقضای مدت حادث شود، زن باید عده وفات نگه دارد زیرا به موجب ماده 1354 قانون مدنی « عده وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و 10 روز است …»
فصل چهارم
آثار مالی صدور حکم موت فرضی
در این فصل مواردی همچون نفقه و مهریه ی زوجه و تقسیم اموال غایب مورد بررسی قرارمی گیرد.
4-1-تقسیم سهم الارث غائب
ارث در لغت به معنای انتقال غیر قراردادی چیزی، از شخصی به دیگری است و همچنین به معنای بقیه و باقی مانده ی چیزی نیز می باشد. (راغب اصفهانی، حسین ابن محمد،1412،صفحه 863) در اصطلاح حقوقی مقصود از آن، انتقال مالکیت اموال میت، پس از فوت به ورّاث او می باشد(شهیدی، مهدی،1385،صفحه 15) قانون گذار در کلام خود کسی را که ارث می برد وارث، و متوفی را مورّث، و اموال و دارائی متوفی در حین فوت وی را، ترکه می نامد.( امامی، سید حسن، 1376، صفحه 165)
به موجب ماده ی 1011 ق.م هرگاه کسی مدت نسبتاً طولانی در اقامتگاه خود حاضر نباشد و از او به هیچ وجه خبری در دست نباشد، غایب مفقودالاثر نامیده می شود. قانون گذار احکام مربوط به اداره ی اموال چنین شخصی را در مواد 1011 الی 1030 ق.م و همچنین مواد 126 الی 161 ق.ا.ح بیان نموده است. لیکن در مورد ارث بردن چنین شخصی باید گفت، تا زمانی که حکم موت فرضی غایب، صادر نشده است، حیات وی استصحاب می شود، یعنی زنده فرض می شود و می تواند از مورّث خود ارث ببرد.( جعفری لنگرودی، محمد جعفر ،1371 ، صفحه 65)