راهنمای پایان نامه مدیریت درباره : انتقال به فناوری RFID

  • بهینه سازی زنجیره تامین

کلید اصلی هماهنگ سازی زنجیره تامین، وجود استاندارهای باز جهانی برای فناوری های RFID بوده که دارای قابلیت تعامل هستند. سازمان های استاندار فعال در زمینه استاندارRFID عبارتند از: EPC Global Inc، سازمان بین المللی استاندار(ISO) و سازمان ملی استاندار آمریکا، با این وجود ماهیت شبکه های SCM موجب پیچیده شدن فرآیند هماهنگ سازی می شوند.

دانلود مقاله و پایان نامه

اساس اجرای فرآیند هماهنگ سازی، مدیریت فرآیند تجاری به عنوان مبنای ردیابی و رویت پذیری RFID، نظارت بر فعالیت های تجاری، تحلیل و بهینه سازی است. همان طور که گفته شد وجود فرآیند های تجاری RFID برای بهینه سازی موفق روش هماهنگ سازی زنجیره تامین، حائز اهمیت است.

  • مسائل مربوط به حریم مشتری

هزینه حفظ بسیار کمتر از هزینه دادخواست های مطرح شده در مورد نقض حریم است. یکی از روش هاس پائین نگهداشتن هزینه ها، ارائه سازو کاری برای غیرفعال سازی عملکرد امنیتی برچسب RFID در زمانی که قسمت پرداخت پول مشغول پویش کالا ها است. این امر موجب می شود که مشتری بتواند حتی هم زمان با ورود به حوزه بسامد رادیویی تولید شده یک برچسب خوان دیگر RFID با کالای خود از فروشگاه خارج شود. در صورتی که برچسب به خوبی غیر فعال نشوند. جستجو کننده شبکه بی سیم می تواند اطلاعات را از برچسب های RFID محصولات خریداری شده موجود در سبد خرید بدست آورد.

به سامانه ردیابی RFID Gillette در فروشگاه وال مارت ماساچوست نگاهی می اندازیم. این سامانه کارآمد بود اما سرانجام بنا به مسائل مربوط به حریم توسط یک نسخه جدید جایگزین شد. هنگامی که کالایی از فقسه خارج می شد سامانه ردیابی قدیمی تر متوجه می شد، سپس از فرد خریدار عکس می گرفت و این عکس را با عکس را با عکس گرفته شده در محل پرداخت پول مقایسه می کرد. سامانه جدید، قابلیت عکس گرفتن را حذف کرد.

دیگر مساله مربوط به حریم که دیسکن مطرح کرده نمایش مواردی بر روی پویشگر، هم زمان با نزدیک شدن شخص به بررسی کننده فعالی که در مقایسه با بررسی کننده غیرفعال، دارای منطقه پویش گسترده تری است) می باشد. پویشگر می تواند موارد زیر را نشان دهد:

  • نوع
  • مضمون اطلاعات
  • محتوای ساک یا کیف دستی
  • نوع کارت اعتباری که شخص به همراه دارد
  • ارتباط با RFID که کاربر گذرنامه موجود در جیب لباس را شناسایی می کند.

چالشی که وجود داشته اطمینان از این مساله بوده که مسائل مربوط به حریم مشتری نادیده گرفته نشده واین حریم هنگام استفاده از فناوری RFID حفظ می شود.

  • چالش های امنیتی

یافتن شبکه بی سیم توسط خود شخص نسبت به یافتن این شبکه توسط یک دستگاه متحرک، برجسته تر است. این سامانه برای یافتن برچسب ها ی RFID به تجهیزات بی سیم احتیاج ندارد و با بهره گرفتن از مدرک یا کارت جعلی می تواند از بررسی های فیزیکی عبور کرده و سامانه ای را پیدا کند که از برچسب RFID برای نظارت بر حرکت افراد حاضر در کنفرانس استفاده می کند. این یک خیال پردازی نبوده و دسامبر سال ۲۰۰۳ در وایس متییکن  [۱]در یک مرکز کنفرانس رخ داد. این افراد عمل گرا تمایل نداشتند که در رابطه با جایگاه خود در کنفرانس، تحت نظر باشند.آنها می خواستند نشان دهند که این برچسب ها صرف نظر از امنیت فیزیکی موجود، موجب نقض حریم خصوصی افراد می شوند. با این حال این روش برای رسیدگی به مساله نقض حریم شخصی افراد مناسب نبود. فرض کنید که مساله از پیدا کردن یک سامانه فراتر رود و برچسب های غیرفعال RFID از روی محصولات پاک شوند، با برچسب های جعلی جایگزین شده و برچسب های همراه با اطلاعات اصلی  RFID به محصولات مشابهی دریک جعبه دیگر چسبانده شوند. به این روش سرفت گفته می شود.

  • چالش های عملی و IT(سخت افزار، نرم افزار، سازگاری سامانه، تخصص افراد)

برخی از چالش هایی که مسئول ارشد فناوری با آنها مواجه می شود عبارتنداز: اصول نظارتی شرکت از کارکنان IT برای انجام وظایف خود حمایت نمی کند، تعیین کنندگان خط مشی نمی توانند به خوبی با سهامداران مختلف ارتباط برقرار کنند و دیدگاه مشخصی در مورد نقش فناوری RFID در رابطه با ارتقای قابلیت ردیابی محصولات وجود ندارد. CTO هم چنین با چالش هایی مانند: تغییر سریع فناوری، بودجه نامناسب، استفاده نامناسب از کارکنان، مسائل مربوط به ادغام شرکت و عدم توافق صحیح بر سر استاندارد سازی تجهیزات، نرم افزار ها، اصول و خط مشی ها نیز مواجه است.

 

هم چنین در دستور جلسه CTO مواردی مانند بررسی ها و به روز رسانی های نامناسب استانداردها، کالاها، خط مشی ها، اصول و انتظارات، عدم کیفیت استانداردها در مورد سخت افزار ها و نرم افزارهای ارتقادهنده سرعت خوانده شدن برچسب در رایانه ها، مشکلات مربوط به تعامل بسترها، نرم افزار و سخت افزارهای مختلف علی رغم اینکه استاندارد های مربوط به تعامل در حال تکامل هستند مطرح شده اند. از دیگر موارد مطرح شده در دسترو جلسه می توان به عدم وجود استاندارد مربوط به نزدیکی آنتن ها برای نوع فناوری RFID فعال، عدم وجود استاندارد برای به اشتراک گذاری بخش های قابل خواندن بین چند برچسب خوان، استانداردهای جهانی در حال پیدایش EPC که در مورد فناوری RFID با استاندارهای ISO بیشتر سازگار هستند و مساله ادغام اطلاعات فاقد ساختاری مانند پست الکترونیکی، ویدئو و XML با ورودی RFID اشاره کرد.

  • چالش لجستیکی(پشتیبانی)

تعیین لجستیک مربوط به زنجیره های تامین به میزان پیچیدگی فرآیند ادغام افقی و عمودی زنجیره تامین، روش های تجاری مورد استفاده، نوع ضوابط مدیریت مواردی که شرکت اجرا کننده سامانه SCM باید آنها را اجرا نماید و نوع فعالیت سازمان بستگی دارد. این مورد به نوع اطلاعات مورد نیاز مشتری، سرعت ارائه این اطلاعات به انها و میزان رویت پذیری انتقال محصولات که مشتری درخواست می کند بستگی دارد.

این مورد همچنین به موارد مورد نیاز سازمان برای سامانه SCMمانند تولید بعد از سفارش،سفارشی سازی،تولید قبل از سفارش و تکمیل مداوم و مقطعی موجودی کالا نیز بستگی دارد. برخی از شرایط برای تولید انبوه و برخی برای سفارشی سازی انبوه مناسب هستند. سایر موارد، ترکیبی از هر دو هستند.

یکی دیگر از مسائل مهم این بوده که بررسی، تعمیر و پشتیبانی از محصولات دارای خدمات پس از فروش چگونه باید انجام شود و چه کسی هزینه بسته بندی و ارسال این محصولات به بخش پشتیبانی و تعمیر را متقبل می شود.

یکی از مسائل مهم، مدل تکامل سازمانی است. در صورتی که سازمان به حدی تکامل پیدا نکرده باشد که بتواند سامانه فرعی SCM(لجستیک SCM) را طراحی کرده، توسعه دهد و اجرا نماید. نحوه پیمانه بندی، سازماندهی، اولویت بندی و شبیه سازی اجزا مهم نخواهد بود و اجزا به خوبی کار نخواهد کرد. ما برای بررسی میزان تکامل سازمان به منظور استفاده از زیرساخت فناوری RFID در لجستیک، این سامانه را به پنج مرحله تقسیم کرده ایم و قبل از رفتن به مرحله جدید، هر مرحله را برطبق معیارهای خاصی ارزیابی می کنیم. اولین مرحله بیانگر این مطلب بوده که سازمان تکامل پیدا نکرده است. این مدل دارای ۵ مرحله است: مطالعات مقدماتی، پروژه های لجستیک، فعالیت های سازمانی، رویت پذیری لجستیکی و بهینه سازی لجستیکی.

  • چالش های مربوط به مدیریت برنامه

یک سازمان قبل از آماده سازی راهبردی RFID باید بخشی را برای مدیریت برنامه RFID ایجاد کند. این بخش باید توسط فردی اداره شود که بتواند بر برنامه انتخاب و پیاده سازی RFID نظارت کرده، گزینه راهبردی را برای ایجاد زیرساخت RFID ارائه دهد و از طریق بسترهای میان افزاری با سامانه های بازمانده مرتبط نماید. این شخص باید بتواند به یکپارچه سازی پرووژه های سازمان بپردازد و ROI ایده الی را در دراز مدت کسب نماید. مساله مهم تری اینکه فهرستی از اقدامات زیر را باید آماده شود تا بتواند میزان مشارکت افراد را مشخص نموده و میزان موفقیت برنامه پیاده سازی RFID را ارزیابی کند:

  • طرح راهبردی RFID برای کل سازمان
  • طرح پروژه
  • مسائل مربوط به حریم مشتری و امنیت
  • بودجه : بودجه اولیه، عملکرد، تغییرات
  • به کارگیری کارکنان
  • متدولوژی و روش ها
  • برنامه های آموزشی
  • سرمایه گذاری
  • استانداردها
  • مدیریت ریسک

سایر اقدامات را می توان اضافه نمود برای مثال:

  • ارتباط پروژه ها
  • مدیریت تغییرات
  • فهرست فعالیت های مربوط به پروژه
  • محدویتها
  • مسائل مربوط به یکپارچه سازی ITو سازمان
  • بررسی نحوه پیاده سازی
  • مدیریت پیکره بندی
  • مهندسی مجدد فرآیند تجاری
  • آموزش و تعلیم

ارائه دستور العمل های مربوط به انتخاب تجهیزات و میان افزار های مربوط به مرتبط سازیRFID به سامانه های قدیمی شرکت به مدیران ارشد و مسئولین سطح عملیات تا حدی نیاز به آموزش را برطرف می کند. ضمن اینکه برای آشنائی با این فناوری گواهینامه هایی مانند RFID Comp TIA+ ارائه شده که به کمبود مهارت ها و اطلاعات فنی RFID مورد نیاز برای پیاده سازی موفق فناوری در موارد زیر می پردازد:۱- نصب، پیکربندی و نگهداری سخت افزار و نرم افزارRFID 2- نظرسنجی ها و تحلیل وب گاه و ۳- انتخاب، به کارگیری و آزمایش برچسب ها. چالش موجود، آموزش مدیران ارشد و مسئولین سطح عملیات در مورد انتخاب و اجرای فناوری، بدون توجه به فروشنده است.

  • چالش های مربوط به اجرای استاندار

وجود استانداردها برای استفاده از RFID در زنجیره تامین ضروری است. در رابطه با آماده سازی استاندارها برای بسامدها و کاربردهای مختلفRFID، اقدامات زیادی انجام شده است. استاندارد های RFID(استانداردهای کنونی و پیشنهاد شده) به موارد زیر تقسیم می شوند:

  • پروتکل رابط هوایی: روش برقراری ارتباط برچسب ه و خوانندگان
  • محتوای داده ها: روش سازماندهی و قالب بندی داده ها
  • منطبق سازی: روش بررسی تطبیق محصولات با استانداردها
  • کاربرد: نحوه استفاده از استاندارها در رابطه با برچسب ها

روند کنونی، تعیین استانداردهای جهانی یکپارچه است. برای مثال در بخش پروتکل رابط هوایی، شرکت یی پی سی، پروتکل نسل دومی (Gen2) را ارائه کرده که با کلاس ۰ و ۱ سازگار نبوه و به عنوان یک استاندارد جهانی، بیشتر با استانداردهای ISO سر و کار دارد. Gen2 در دسامبر سال ۲۰۰۴  تائید شد. فروشندگان RFID که بر روی استانداردISO UHF کار می کردند کار بر روی Gen2 را نیز آغاز نمودند. هرچه قدر که کیفیت استانداردهای کلاس EPC global مورد استفاده فروشندگان و میزان جهانی بودن آنها بالاتر باشد فروشندگانی که ملزم نشده اند با رغبت بیشتری از فناوری RFID استفاده خواهد کرد. زیرا این امکان وجود دارد که برای افزایش میزان بازده به تعامل محصولات آنها با محصولات سایر فروشندگان نیاز باشد. چالش موجود، توسعه استانداردهای جهانی برای فناوری RFID در چهار بخش است: رابط هوایی، محتوای داده ها، میزان تطبیق و کاربرد.

بعد از آشنائی با مفهوم مدیریت زنجیره تامین و کاربرد RFID در آن به بررسی آمادگی می پردازیم.

در ادبیات سازمان و فناوری مباحث بسیاری برای ارزیابی آمادگی سازمان در زمینه های گوناگون مطرح شده است، از آن جمله می توان به مدل های آمادگی تکنولوژیک سازمانی، مدل های بلوغ سازمان و مباحث آمادگی الکترونیکی اشاره نمود.

مدل بلوغ زنجیره تامین

این مدل بر اساس مدل بلوغ قابلیت(CMM) که توسط انستیتوی مهندسی نزم افزار دانشگاه کارنگی ملون، درسال ۲۰۰۲ ارائه شده بود، توسط دکتر کوین مک کورمک و دکتر ار چی لوکامی عرضه شده است. این مدل دارای ۵ مرحله به شرح زیر است.

نمودار مدل بلوغ زنجیره تامین

تک کاره

رویه های زنجیره تامین ساخت نیافته و ضعیف هستند، سنجه های فرآیند در جای خود نیستند، کارها و ساختار سازمانی بر اساس فرآیندهای افقی زنجیره تامین بنا نشده اند، عملکرد فرآیندها غیر قابل پیش بینی هستند. اهداف( اگر هدفی تعریف شده باشد)، به دست نمی آیند و هزینه های زنجیره تامین بالاست، رضایت مشتری و همین طور کارکردهای اشتراکی پائین است.

تعریف شده:

فرآیند های پایه زنجیره تامین تعریف و مستند شده است، کارها و ساختار سازمانی پایه کماکان سنتی است، عملکرد فرآیند ها بیش از قبل قابل پیش بینی است، اهداف تعریف شده است ولی غالبا به دست نمی آیند، غلبه بر عملکرد های متعدد تلاش های قابل توجهی را در محدوده سازمان به خود اختصاص داده است و با عث عدم توجه به اهداف می شود. هزینه های زنجیره تامین کماکان بالاست ولی رضایت مشتریان رو به افزایش است.

پیوند یافته:

این مرحله نشان دهنده یک جهش است، مدیران، مدیریت زنجیره تامین را با نیات ونتایج راهبردی به کار می گیرند. پهنه وسیعی از کارها و ساختار مربوط به مدیریت زنجیره تامین در جای خود و در بالای عملکرد های سنتی قرار گرفته است. همکاری بین عملکرد های سازمانف تامین کنندگان و مشتریان شکل کار تیمی پیدا می کند به گونه ای که سنجه ها و اهداف مدیریت زنجیره تامین که به صورت افقی بدست می آیند به اشتراک گذارده می شوند. عملکردها قابل پیش بینی تر می شوند و اهداف نیز معمولا بدست می آیند. تلاش ها برای بهبود مستمر ریشه ای تر شده و عملکرد بهبود می یابد، هزینه های مدیریت زنجیره تامین کاهش می یابد و روح یگانگی جایگزین نا امیدی می شود. مشتریان درگیر فرآیند بهبود مستمر می شوند و رضایت آنها به صورت چشم گیری افزایش می یابد.

یکپارچه:

سازمان و تامین کنندگانش در سطح فرآیند همکاری می کنند. کارها و ساختار سازمانی بر اساس رویه های مدیریت زنجیره تامین بنا می شوند و عملکردهای سنتی، بر اساس تناسب شان با مدیریت زنجیره تامین، شروع به ناپدید شدن می کنند. سنجه ها و سیستم های مدیریتی SCM به صورت عمقی در سازمان تعبیه می شوند. فن های پیشرفته SCM مانند پیش بینی و برنامه ریزی مشترک با مشتریان و تامین کنندگان برجسته تر می شود. عملکرد ها فرآیند ها بسیار قابل پیش بینی می شود و اهداف به صورت قابل اعتمادی بدست می آیند، اهداف بهبود فرایند بسیار قابل پیش بینی تنظیم می شوند و از طریق صمیمت و اعتماد بدست می آیند، هزینه های SCM به صورت چشم گیری کاهش می یابد و رضایت مشتری و روح یگانگی تبدیل به مزیت های رقابتی سازمان می شود.

مبسوط:

رقابت بر مبنای زنجیره تامین چند شرکته شکل می گیرد، همکاری در بین موجودیت های حقوقی در جائی که فنون پیشرفته SCM اجازه انتقال مسئولیت بدون تغییر مالکیت حقوقی را می دهد شکل می گیرد و به صورت و به صورت روتین در می آید، تیم های زنجیره تامین چند شرکته با فرآیندها، اهداف و اختیارات گسترده بوجود می آیند. اعتماد، وابستگی متقابل و روح یگانگی اجزا زنجیره تامین را با هم در ارتباط نگه می دارد.

فرهنگ مشتری مداری و همکاری و به صورت افقی در زنجیره جای می گیرد و عملکرد فرآیند ها و قابلیت اطمینان سیستم های گسترده سنجیده می شوند و سرمایه گذاری های مشترک در ارتقاء سیستم ها به اشتراک گذارده می شوند(McCormack,Lockamy,2004).

آمادگی الکترونیکی

امروزه عمومی ترین واژه برای بیان توان سازمان در به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات واژه آمادگی الکترونیک است.

کشورها می توانند با بهره گرفتن از مدل های ارزیابی آمادگی الکترونیکی وضعیت موجود خود ار از ابعاد مختلف با یک روش منسجم و جامع اندازه گیری کنند و سپس با توجه به نتایج این ارزیابی برنامه ریزی کنند.

نوآوری های مبتنی بر تکنولوژی در زندگی امروز انسان نقش کلیدی ایفا می کننند. اینترنت از جمله نمادهای عمده این فناوری ها است که به تاثیر گذارترین پدیده در زندگی انسان قرن بیست و یکم تبدیل شده است تاثیر گذاری این پدیده تا به حدی گسترده است که منجر به ظهور مناسب جدید در روابط بشر شده است. برای نمونه می توان به مفاهیمی مانند تجارت الکترونیکی، دولت الکترونیکی و.. اشاره کرد.

هم چنان نکه انقلاب دیجیتالی وارد دهه سوم عمر خود می شود دولت هیا بیشتری اهمیت استفاده از فناوری اطلاعات برای تامین خدمات بهتر برای شهروندان خویش و بهبود وضعیت و موقعیت اجتماعی خود را در می یابند. با توجه به دغدغه گسترش شکاف دیجیتالی در جهان، رهبران کشورها در صدد برآمده اند، تا از توان و قدرت تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در دولت، کسب و کار و سازمان های مدنی برای رسیدن به توسعه استفاده کنند. با به کارگیری موثر تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات، هر کشوری می تواند به آمادگی مطلوب در زمینه های زیر ساخت، فراهم بودن دسترسی به تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات برای بخش عمده ای از جمعیت کشور و چارچوب  مناسبی از قوانین و مقررات برای استفاده از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات دست یابند.

به منظور دست یابی به این اهداف بایستی با سرعتی چشم گیر به توسعه و گسترش ظرفیت های موجود خود بپردازند تا بتوانند در جامعه و اقتصاد دیجیتالی مشارکت کرده و از منابع آن بهره مند شوند. این ظرفیت با میزان آمادگی الکترونیکی سنجیده می شود. می توان گفت آمادگی الکترونیکی به معنای میزان و اندازه مشارکت هر جامعه یا سازمان در دنیای شبکه ای است. معیار برآورد این آمادگی، پیشرفت های نسبی جامعه و سازمان در زمینه های مهم فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربرد آن است.

مشخص است که همه جوامع و سازمان ها از آمادگی یکسانی برخوردار نیستند، هر جامعه توان بالقوه ای دارد، ممکن است جامعه و سازمانی از نظر آمادگی در برخی از ابعاد فناوری اطلاعات و ارتباطات مناسب ارزیابی شود،اما قادر به استفاده و بهره برداری از آنها نباشد.

با بهره گرفتن از ارزیابی میزان آمادگی الکترونیکی جوامع می توانند وضعیت موجود خود را از ابعاد مختلف توسعه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات مورد بررسی قرار دهند و سپس با توجه به نتایج این ارزیابی برای توسعه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات برنامه ریزی کنند.

اما ارزیابی تنها کافی نبوده و تصمیم گیرندگان در بکارگیری این ابزار باید بدانند که فناوری اطلاعات و ارتباطات چگونه می تواند به جامعه یا سازمان شان در جهت رسیدن به مزایای اقتصادی و اجتماعی یاری دهد.دوم آنکه باید گام های مؤثرتری در جهت کاربرد ثمربخش و پایدار فناوری اطلاعات و ارتباطات بردارند تا آسانتر به اهداف توسعه خود دست یابند.

در زیر به بررسی تعدادی از مدلهای ارزیابی آمادگی (الکترونیکی) می پردازیم این قسمت با بهره گرفتن از مقاله ارائه مدل ارزیابی آمادگی الکترونیکی سازمان بورس اوراق بهادار برای پیاده سازی دولت الکترونیک ارائه شده است( جعفر باقری نژاد، هاله ستاری):

مدل های ارزیابی آمادگی الکترونیکی

ادبیات موجود در زمینه آمادگی الکترونیکی عموماً متمرکز بر دو رده ی ملی و سازمانی می باشند.

در این قسمت به شرح مختصری از مدل های مختلف موجود، که شهرت بیشتری دارند و یا دیدگاه یا روش یگانه ای را ارائه می کنند، و آن چه که آنها می سنجند، پرداخته می شود. ما این مدل ها را در دو سطح تقسیم بندی کرده ایم: یک سطح ملی و دوم سطح سازمانی

مدل  های ارزیابی آمادگی الکترونیکی در سطح ملی

 

APEC

CID

CIDCM

مدل هیکس

مدل مک کانل

MOSAIC

CSPP

WETSA

MIT

گزارش اجلاس جهانی اقتصاد

EIU

مدل APEC

این مدل توسط کمیته سامان دهی تجارت الکترونیکی ECSG سازمان همکاری های اقتصادی آسیای اقیانوسه (APEC) در سال ۲۰۰۰  عرصه شده است.

هدف از طراحی این مدل کمک به دولت ها برای توسعه سیاست های متمرکز و مطابق با محیط و جو جامعه کشور خود برای توسعه تجارت الکترونیکی به صورتی سالم و درست در جامعه بوده است.

شاخص های مورد بررسی در این مدل عبارتنداز:

زیرساخت و فناوری های پایه: قیمت، دسترسی، رقابت بازار، استانداردهای صنایع، سرمایه گذاری خارجی

دسترسی به خدمات ضروری: پهنای باند، تنوع صنایع، کنترل صادارت، قوانین کارت اعتباری

سطح و نوع استفاده از اینترنت: استفاده در تجارت، دولت، خانه ها

فعالیت های ترویجی و تسهیلی: استانداردهای پیشبرد صنایع

مهارت ها و منابع انسانی: آموزش تکنولوژی ارتباطلات و اطلاعات، نیروی کار

جهت گیری برای اقتصاد دیجیتالی: مالیات ها و تعرفه ها، خود تنظیمی صنایع، قوانین دولتی، اعتماد مصرف کننده

تعریف این مدل از آمادگی الکترونیکی عبارت است از:

کشوری دارای آمادگی الکترونیکی است که دارای تجارت آزاد، مقررات مصوب خود صنایع، سهولت صادرات و تطابق با استاندارها و توافقات تجاری بین المللی باشد(APEC,2000) و (Bridges.org,2001).

مدل CSPP

این مدل توسط پروژه سیاست گذاری سیستم های کامپیوتری (CSPP) تهیه شده و در سال ۱۹۹۸ در راهنمای آمادگی برای زندگی در دنیای شبکه ای انتشار یافته است. پروژه CSPP یک گروه مدافع سیاست های عمومی  بوده و شامل رییسان و مدیران اجرایی شرکت های تکنولوژی اطلاعات آمریکا می باشد.

هدف از طراحی این مدل کمک به افراد و جوامع در تشخیص آمادگی برای مشارکت در دنیای شبکه ای تعریف شده است. شاخص های مورد بررسی در این مدل عبارت است از:

زیر ساخت( شبکه): سرعت و در دسترس بودن، رقابت

دسترسی (جایگاه های شبکه): کسب و کار، مدرسه ها، دانشگاه ها، دولت، خدمات بهداشتی، خانه ها

کاربردها و خدمات(شبکه ای): کسب و کار دولت، آموزش، بهداشت و درمان، جامعه

اقتصاد( شبکه ای): نوآوری، نیروی کار، مصرف کننده

توانمندسازها(دنیای شبکه ای): فراگیری، امنیت، حریم شخصی، سیاست گذاری

هم چنین این مدل تعریف ذیل را از آمادگی الکترونیکی ارائه داده است:

یک جامعه آماده الکترونیکی دارای دسترسی با سرعت بالا در یک بازار رقابتی، همراه با دسترسی و کاربرد ثابت

تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در مدارس، ادارات دولتی، کسب و کارها، مراکز بهداشتی درمانی و خانه ها می باشد. حفظ حریم شخصی و امنیت برخط(آنلاین) کاربران وجود داشته و سیاست های دولتی برای ترویج برقراری ارتباط با شبکه و استفاده از آن است(CSPP,1998-Bridges.org,2001).

مدل CID

این مدل توسط مرکز توسعه بین المللی در دانشگاه هاروارد(CID) و با همکاری شرکت IBM تهیه شده و در راهنمای ‘آمادگی برای دنیای شبکه ای : راهنمایی برای کشورهای در حال توسعه’ در سال ۲۰۰۰ انتشار یافته است.

منشاء این راهنما CSPP است که در بالا توضیح داده شد. شاخص های مورد بررسی در این مدل عبارت است از:

  • دسترسی الکترونیکی (دسترسی به شبکه)
  • آموزش الکترونیکی (یادگیری شبکه ای)
  • جامعه الکترونیکی( جامعه شبکه ای)
  • اقتصاد الکترونیکی (اقتصاد شبکه ای)
  • سیاست الکترونیکی(سیاست شبکه)

تعریف این مدل از آمادگی الکترونیکی این است:

یک جامعه آماده الکترونیکی، جامعه ای است که دارای زیرساخت های فیزیکی ضروری(پهنای باند بالا، قابلیت اطمینان و قیمت های معقول و قابل پرداخت)، فناوری های اطلاعات و ارتباطات یکپارچه موجود در حوزه کسب و کار (تجارت الکترونیکی)، درحوزه جوامع (محتوای محلی، تعداد سازمان های آنلاین، استفاده از تکنولوژی اطلاعات وارتباطات در زندگی روزانه، تدریس تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در مدارس) و در حوزه دولت( دولت الکترونیکی)، رقابت شدید در حوزه مخابرات، مقررات مستقل همراه با تعهد به دسترسی جهانی و عدم وجود هرگونه محدویتی در زمینه تجارت یا سرمایه گذاری خارجی، باشد(Bridges.ogr,2001).

مدل CIDCM

این مدل توسط مرکز توسعه بین المللی و مدیریت تضاد(CIDCM) در دانشگاه مریلند تهیه و در سال ۲۰۰۱ تحت عنوان گزارش’مذاکره مدل شبکه’ انتشار یافته است.

هدف این ابزار کمک به پیش رفت نفوذ فناوری اطاعات و ارتباطات در کشورهای در حال توسعه، به ویژه افریقا

از طریق کمک به تصمیم گیران در بهبود فرآیند های مذاکره برای گسترش تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات از طریق دولت، سازمان های غیردولتی و بخش خصوصی.

شاخص های مورد بررسی در این تعریف عبارتند از:

 

پیش زمینه و تاریخچه: وضعیت ساختاری( اقتصاد، سطوح آموزشی، زیر ساخت های موجود)، ساختار فرهنگ سیاسی(نوع حکومت، شیوه سیاست گذاری) و نرم های فرهنگی(مذهب و…)

بازیگران کلیدی در توسعه اینترنت: مسئولیت ها واهداف بازیگران مرتبط در دولت، کسب وکارهای محلی و خارجی، دانشگاه ها، NGOها، سازمان های بین المللی و گروه های پژوهشی

توسعه اینترنت و سیاست تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در طول زمان: دسترسی، مقررات و رقابت مذاکرات بین بازیگران برای توسعه اینترنت کشور: هرجنبه از توسعه اینترنت و سیاست تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در یکی از چهار مرحله( پیش تجاری، تجاری، رقابتی، تثبیت شده) دسته بندی می شود.

بر اساس این تعریف یک جامعه آماده الکترونیکی دارای یک بازارISP است که سه مرحله پیش رفت را طی کرده باشد:

  • مرحله پیش تجاری (دسترسی محدود به یک اجتماع پیشرو است)
  • مرحله تجاری (دسترسی به مشتریان فروخته می شود)
  • مرحله رقابتی (بازار ISP دارای چندین رقابت کننده عمده می باشد)

در مرحله سوم بازار ISP دارای بازیگران رقیب متعددی است و مذاکرات بین این بازیگران باید شفاف ، نتیجه بخش و سریع باشد و بازیگران عمده در بخش های عمومی و خصوصی در صحنه رقابت حاضر باشند. (bridges.org,2001).

مدل هیکس:

این مدل توسط آقای ریچارد هیکس از دانشگاه منچستر انگلستان در سال ۲۰۰۱ عرضه شده است.

بر اساس این مدل عوامل کلیدی تشکیل دهنده آمادگی الکترونیکی عبارتند از : زیر ساخت سیستم های داده ای ، زیر ساخت قانونی، زیر ساخت نهادی، زیر ساخت انسانی، زیر ساخت فنی و رهبری و تفکر استراتژیک( R.Heeks,2002-Bridges,2001).

 

مدل مک کانل:

مؤسسه McConnell Internationnal این گزارش را با همکاری اتحادیه جهانی تکنولوژی اطلاعات و خدمات(Witsa) در آگوست ۲۰۰۰  با عنوان’ مخاطره کسب و کار الکترونیکی: اغتنام فرصت آمادگی الکترونیکی ‘ منتشر نمود.

هدف ازاین مدل ارزیابی آمادگی اقتصاد ملی یا توانایی حضور در یک اقتصاد جهانی دیجیتال می باشد.

شاخص های مورد بررسی در این مدل عبارت است از:

 

ارتباط پذیری، رهبری الکترونیکی، امنیت اطلاعات، سرمایه انسانی و جایگاه اقتصاد دیجیتال بر اساس این تعریف دریک کشور آمادگی الکترونیکی از کامپیوتر ها به صورت گسترده ای در مدارس، کسب و کارها، دولت و خانه ها استفاده می شود، امنیت شبکه ها و حریم شخصی افراد حفظ می شود و مقرراتی برای تضمین امضاهای دیجتالی و رمزنگاری وجود دارد(McConnell& WITSA,2000-Bridges.org,2001).

مدل MOSAIC

این مدل یا چارچوب توسط گروه MOSAIC به عنوان بخشی از پروژه نفوذ جهانی اینترنت GDI Project تهیه شده است و از سال ۱۹۹۷ در تحلیل نفوذ اینترنت در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. این چارچوب به صورت کامل در سال ۲۰۰۱ در مقاله با عنوان چارچوبی برای ارزیابی نفوذ جهانی اینترنت انتشار پیدا کرده است. هدف از طراحی این مدل سنجش و تحلیل رشد اینترنت در سطح جهان بوده است.

شاخص های مورد بررسی در این مدل عبارت است از:

فراگیری(سرانه استفاده از اینترنت)، پراکندگی جغرافیایی، جذب بخشی(استفاده از اینترنت در بخش دانشگاهی تجاری درمانی و عمومی)، زیرساخت ارتباطی، زیرساخت سازمانی، پیچیدگی کاربرد این گزارش به صورت مستقیم آمادگی الکترونیکی را تعریف نمی کند ولی دلایل رشد زیرساختار ها و استفاده اینترنت را توضیح می دهد(که در واقع می توان آنها را ضروریات یک جامعه e-ready دانست).

مدل آمادگی الکترونیکی MIT

تیم تحقیقاتی آمادگی الکترونیکی MIT یک چارچوب و مدل داده ای را در سال ۲۰۰۳ تحت عنوان ابزاری جهت، ارزیابی آمادگی الکترونیکی، برای جمع آوری داده های مربوطه توسعه داده است. این چارچوب نیازهای گوناگون کاربردهای مختلف کسب و کار الکترونیکی را بیان کرده، خط سیرهای جایگزین به سمت کسب و کار الکترونیکی را مشخص ساخته و سامکانانت و احتمالات مختلف اقتصادی را توضیح می دهد(Maugis et al,2003).

ابعاد مورد بررسی در این چارچوب عبارتند از:

  • دسترسی: شامل زیرساخت(برای مثال ضریب نفوذ بی سیم و تعدادISP) و “خدمات” (برای مثال قیمت تلفن، خدمات پستی و غیره)
  • قابلیت: شامل سه جنبه اجتماعی (برای مثال نرخ با سوادی یا شاخص فقر)، اقتصادی (برای مثال GDP، تعداد حساب های کارت اعتباری) و قانون و مقررات/ استراتژی (برای مثال آزاد بودن تجارت)
  • فرصت: شامل کاربردهایی است که تا کنون بر آنها متمرکز نشده ایم، همچون بانکداری الکترونیکی، خدمات کسب و کار به کسب و کار دیگر، خدمات کسب و کار به مشتری، کسب و کار به دولت، مشتری به مشتری و بازاریابی /جستجوی اطلاعات .

گزارش اجلاس جهانی اقتصاد

این گزارش به وسله جامعه توسعه آفریقای جنوبی تهیه شده است و هدف آن کمک به جامعه تجارت جهانی و ذینفعان جامعه است. در واقع آمادگی الکترونیکی از نظر این گزارش، برای بسیاری از رهبران جامعه، به عنوان ابزاری قوی در توسعه اجتماعی و اقتصادی شناخته می شود، بنابراین از اولویت خاصی برخودار است.

۱۴رهبر کشور آفریقایی با شناخت و آگاهی نسبت به اهمیت فناوری ارتباطات و اطلاعات در رشد پایدار اجتماعی- اقتصادی و هم چنین به عنوان جزء ضروری هماهنگی های مؤثر منطقه در ایجاد بازارهای بزرگتر، در ۱۴ آگوست ۲۰۰۱  توافق نامه ای را برای از بین بردن شکاف دیجیتالی در منطقه آفریقای جنوبی امضا کردند. به همین دلیل منظور جامعه مذکور با همکاری اجلاس جهانی اقتصاد در جست جوی یافتن روش های هماهنگ برای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات(سیاست ها، زیرساخت و اقدمات مربوطه) هستند.

جامعه توسعه آفریقای جنوبی یک گروه کاری برای آمادگی الکترونیکی تشکیل داد تا به کمک بخش دولتی و خصوصی، طرح اجرایی آماده شود و راهبردها و چارچوب توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات(به منظور بالا بردن میزان آمادگی الکترونیکی کشور های منطقه) تعیین شود(Molla,2004).

[۱] WSIS Meeting

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *