امپراتوری عثمانی

نگارگری عثمانی
شکل گیری نگارگری در قلمرو عثمانی
دولت عثمانی که در قرن هشتم هجری قمری به صورت دولتی کوچک در مرزهای جهان اسلام بنا نهاده شد. کم کم و به تدریج نواحی و قلمروهای سابق بیزانس در آناتولی و بالکان را تحت تصرف خود درآورد و در سال 923 هجری قمری سرزمین های عرب نشین را نیز به حوزه ی حکومتی خود افزود و بدین ترتیب به یکی از قدرتمندترین دولت های جهان اسلام تبدیل گشت.
نخستین آثار مصور عثمانی سبکی التقاطی را با تأثیر از هنر ایران و هنر بیزانس به نمایش می گذارند. عثمانیان تا پیش از فتح قسطنطنیه و برقراری امپراطوری قدرتمند عثمانی در نیمه قرن نهم هجری به تأسیس کارگاه های هنر و تولید آثار مصور توجهی نداشتند و شاید همین امر، دلیل عمده ای باشد بر کیفیت و کمیت پایین آثار مصورمتقدم عثمانی. به دنبال فتح قسطنطنیه و استقرار مرکز حکومت عثمانیان در استانبول کوشش دولتمردان عثمانی در ارتقای سطح فرهنگی و هنری دربار استانبول همپای همسایگان شرقی و غربی خود، بی نتیجه نماند و آن ها با فرصت طلبی از شرایط موجود، به پیشرفت های فرهنگی و هنری قابل توجهی دست یافتند. (فرخ فر ،۱۳۹۱: ۲۵۳)
نکته قابل توجه در بررسی شاخصه های نگارگری عثمانی، عدم ظهور سیر تکاملی نگارگری عثمانی در مراحل آغازین است. به معنای دیگر، آن جنبه از جستجوها و تجربیات بصری که هنرمندان ایرانی در طی گذر چندین قرن بدان تن دادند و در نهایت منجر به شکل گیری قواعد و نظام ثابت نگارگری ایرانی شد، در روند شکل گیری نگارگری عثمانی دیده نمی شود. نخستین آثار مصور عثمانی سبکی التقاطی را از هنر ایران و بیزانس به نمایش می گذارند و این تاثیرپذیری با شدت یافتن تاثیرات هنر ایران، تا نیمه قرن دهم هجری ادامه یافت و پس از آن مکتب نگارگری استانبول با ادغام دست اوردهای هنر ایران و تا حد کمتری هنر غرب، به استقلال رسید. (فرخ فر ،۱۳۹۱: ۲۵۵)
بدین ترتیب نخستین کارگاه های کتاب آرایی عثمانیان در اواخر قرن دهم هجری تاسیس گردید و به تدریج در طی یک قرن بر رونق آن افزوده شد. نیمه دوم قرن دهم هجری نگارگری عثمانی با رهایی یافتن از تاثیرات هنر ایران به استقلال رسید و دوران اعتلای خود را تا اوایل قرن یازدهم هجری طی نمود. نگارگری مکتب استانبول عثمانی از دهه های نخستین قرن یازدهم با ورود تاثیرات هنر غرب مسیری رو به نزول در پیش گرفت. این جریان با تغییر مرکز حکومت از استانبول به ادرینه در نیمه دوم قرن یازدهم منجر به افول این مکتب و بی رونقی تولیدات مصور دربار عثمانی گردید. (فرخ فر ،۱۳۹۱: ۲۵۳)
مهاجرت هنرمندان
پس از اینکه آلب ارسلان درفتح ملازگرد، دیوار روم مسیحی را فرو ریخت، مهاجران ایرانی از سپاهی و دیوانی و بازرگان همراه سلجوقیان به آسیای صغیر رفتند . (عابدینی، ۱۳۸۸: ۶۴)
در دوره ایلخانان به دلیل وجود هرج و مرج و نا امنی در ایران، مردم از طبقات مختلف به آسیای صغیر مهاجرت کردند. (عابدینی، ۱۳۸۸: ۶۵)
در سال های اول سده ی دهم ه.ق، دو تغییر و دگرگونی مهم روی داد که پس از مدتی، بر رشد و تکامل دولت و جامعه ی عثمانی اثر گسترده ای گذاشت. یکی از این تغییرات، به قدرت رسیدن دولت شیعی مذهب صفوی در ایران و دیگری، پیروزی دولت عثمانی در کشورهای غربی بود. حتی زمانی که امپراتوری عثمانی به اوج عظمت رسید و از نظر سیاسی استقلال یافت، همچنان به صورت شعبه ای از فرهنگ ترک و ایرانی باقی ماند که مرکز اصلی آن در ایران و آسیای مرکزی مستقر بود. (عابدینی، ۱۳۸۸: ۶۲)
شاه اسماعیل که به یاری قزلباش های از روم آمده به قدرت رسید، با اهل سنت و جماعت سخت گیری می کرد و دانشمندان و شاعران سنی اگر از معتقدات خود دست بر نمی داشتند یا کشته می شدند یا به ناچار به خارج از ایران فرار می کردند. عده ای به هند رفتند، عده ای به ازبکان فرارود پناه بردند، عده ای هم راه دیار روم را در پیش گرفتند. و این چهارمین مهاجرت دسته جمعی از کشور ما بود.(ریاحی، ۱۳۶۹: ۱۶۹)
سلطان سلیم پس از پیروز ی در جنگ چالدران ( ۲۰ رجب ۹۲۰ ه.ق)، گروهی از شاعران و نویسندگان و هنرمندان ایرانی را به استانبول فرستاد.. (عابدینی، ۱۳۸۸: ۶۶)
از این گذشته، صفویه به زبان و ادب و فرهنگ ایرانی توجه کمتری داشتند و اگر توجهی بود فقط به ادبیات مذهبی بود. همین هم از یک طرف موجب انحطاط علوم و ادبیات در ایران شد و از طرف دیگر موج مهاجرت فرهیختگان و اهل قلم و اندیشه را به سرزمین های بیگانه تشدید کرد. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۱۷۰) شادروان عبدالله فلسفی در این باره می نویسد: « گروهی از هنرمندان و صنعت گران ایرانی تبریز را، از شاعر و نقاش و نویسنده و زرگر و قالیباف و صحاف و امثال ایشان ـ که عده ی آن ها را به اختلاف از 40 تا 1000 تن نوشته اند ـ برگزید و با جمعی از تجار و توان گران شهر که بیش از هزار خانوار بودند، همراه دسته ای از سربازان ترک معروف به عزب در روز 22 ماه رجب به استانبول روانه کرد.». فریدون بیگ در منشات السلاطین که گزارش لشکرکشی سلیم و مدت اقامت او را در تبریز روز به روز ذکر کرده می گوید: «روز چهارشنبه 22 رجب، ارباب حرف و هنرمندان مشهور خراسان را که در تبریز بودند، با بدیع الزمان میرزا پسر سلطان حسین بایقرا پادشاه خراسان و استادان به نام تبریز به همراه عده ای از غلامان درگاه خود روانه استانبول کرد.» (ریاحی، ۱۳۶۹: ۱۸۰)
به طور کلی می توان گفت که از پایان عهد تیموری تا اوایل دوره صفویه، سه عامل سبب تشدید مهاجرت علما ـ عمدتاً به عثمانی ـ شد: الف) برافتادن حکومت های با ثبات، آغاز هرج و مرج و فقدان سرمایه گذاران حامی رونق مدارس و مرکز علمی، ب) اقتدار عثمانیان و حمایت آنان از عالمان و هنرمندان، پ) روی کار آمدن صفویان. (حیدرزاده، ۱۳۷۶: ۵۱)
درخلال این مهاجرت ها، علمای برخوردار از سنت های مدارس ایرانی به سراسر عثمانی گسیل شدند و به مقام هایی نظیر طبیب خاص، شهنامه نویس سلطان، قاضی عساکر و معلمی شهزادگان رسیدند. (حیدرزاده، ۱۳۷۶:۵۱)
تاراج این مغزها و دست های هنر آفرین، از یک طرف نشانه این است که سلیم قدر هنر و فرهنگ را می دانست، از طرف دیگر این کوچ گروهی هنرمندان، به اضافه ی فرار اهل دانش و شعر و اندیشه از ایران به روم، علت رواج زبان و ادب و فرهنگ ایرانی را در قلمرو عثمانی و فقر فرهنگی را در دوره ی صفویه روشن می کند. (ریاحی، ۱۳۶۹: ۱۸۱)
اما در خصوص تأثیرپذیری نگارگری عثمانی و به طور کلی هنر عثمانی از دیگر کشورها نظرات دیگری هم وجود دارد، از جمله نظر کریستین پرایس که در کتاب تاریخ هنر اسلامی او چنین می خوانیم:
گاه چنین تصور می شود که نژاد ترک در راه اعتلای هنر خدمتی شایسته عرضه نکرده است، و کیفیت کارهایی که با نظارت و حمایت آنان انجام شده، نتیجه استخدام هنرمندان ایرانی، ارمنی یا یونانی بوده است. ولی تشخص والای کار ترک های سلجوقی به ویژه در معماری و پیکره سازی، چنین نظری را به اثبات نمی رساند. این فریب خوردگی، حتی زمانی آشکارتر می شود که هنر عثمانی را به آزمایش گذارند، چون باز هم از اصالتی برتر و امتیازی بارز برخوردار است و به طور کلی مشاهده می کنیم که در ایجاد آثار هنری چندان هم به ایران مدیون نیستند، و حتی اگر اندیشه های بنیادی معماری عثمانی از بیزانس گرفته شده باشد، موضوع اساسی به گونه ای پیشرفت کرده که ناگهان سبکی ممتاز به وجود آمده، همچون واریاسیون های براهم (آهنگساز اتریشی) بر زمینه ی آهنگ هایدن، و این گونه گونی ها کارهای هنری را بیش از موضوع اصلی آن شکل بخشیده است. (تالبوت رایس، ۱۳۷۵: ۲۰۱)
رابطه نگارگری عثمانی با نگارگری صفوی
آن ها [عثمانیان] زمانی نگارگری را شروع کردند که ایرانیان راه درازی را طی نموده و تجربیات زیبا شناختی نوینی را بدست آورده بودند. با این همه عثمانیان با ایمان و سرعتی باورنکردنی آفرینش های خلاق خود را آغاز کردند اگرچه به قول عکاشه [تصرف] کتابخانه تبریز توسط سلیم اول و انتقال آن به استانبول و انتقال برخی از هنرمندان ایرانی به ترکیه عثمانی نقش بزرگی در تاثیرات مدرسه هنری ایران بر عثمانی داشته است. اما نگاه عثمانیان به پدیده ها و اشیاء و معیارهای زیباشناختی آنان با ایرانیان تفاوت چشم گیری دارد که شاید بتوان گفت مهم ترین ویژگی این تفاوت در روایت گری و خیال است. (رهنورد، ۱۳۸۶: ۴۳)
هنرمندان ایرانی در دربار ترکان عثمانی به مصور سازی نسخ خطی می پرداختند. یکی از این نسخه های خطی سیرالنبی است که نفیس ترین نسخه ای است که دارای مینیاتورهای بسیار عالی می باشد. نقاشی های این کتاب به خوبی نمایان گر اقتباس و تقلید از کارهای مشابه ایرانی است. با وجود شباهت های موجود در مینیاتورهای عثمانی این مینیاتور ها دارای وجوه تمایزی نیز بودند. به عنوان مثال نوع پوشش پیکره ها وعمامه یا پوشش سربزرگ آن ها وجه تمایز مینیاتورهای ایرانی و عثمانی است نگارگران عثمانی اگرچه در طراحی برخی عناصر به خصوص معماری و البسه از شیوه ایرانیان دور شدند اما هرگز نتوانستند و یا نخواستند فضای جذاب نگارگری ایرانی را از نقاشی خود دور کنند و همواره سعی می کردند با هم طراز نگه داشتن نگارگری خود با نگارگری ایران و جهان اسلام جایگاه خود را به عنوان یکی از مراکز هنرهای اسلامی حفظ کنند.(بخت آور، ۱۳۸۸: ۴۰)