دانلود پایان نامه

اباحه انتفاع انسان از محیط زیست
گفتار اول: انتفاع از محیط زیست
مالکیت حقیقی همه موجودات آفرینش از جمله انسان و طبیعت از آن خداوند متعال است. «و لله مُلکُ السّماوات و الأرض و الله علی کلّ شیءٍ قدیر» و «له ما فی السماواتِ و الارضِ کُلٌّ له قانتون » مالکیت حقیقی خداوند قابل واگذاری به انسان نیست. «وَ لَمْ یکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الملک… » لذا انسان نمی تواند نسبت به پدیده های طبیعی احساس مالکیتی حقیقی نماید و هرگونه تصرف از جمله تصرف زیانبار را در آن داشته باشد. آنچه که در اختیار انسان با مالکیت اعتباری قرار گرفته است در حقیقت امانت الهی است و انسان امانتدار مملوک خداوند است «آمنوا بالله و رسوله و انفقوا ممّا جعلکم مستخلفین فیه…» خداوند پس از آنکه انسان را بر جمیع مخلوقات خود برتری داد و کرامت بخشید او را خلیفه خود در زمین قرار داد به همین اعتبار او را نسبت به تصرف کردن در اشیاء و موجودات مخلوق خود مأذون ساخت لذا انسان به عنوان مالک غیر حقیقی مأذون در حدود اذن خالق در محدوده احکام و مقررات وضع شده از ناحیه خالق شارع حق تصرف دارد. بدین جهت او نمی تواند تصرف ناروا در آن داشته باشد. تصرف ناروا چون آلوده ساختن محیط زیست ظلم است.
انسان برای برقراری ارتباط با خود، دیگران و دیگر موجودات و اشیا باید مملوکیت خود و دیگر موجودات عالم را نسبت به خدای سبحان در نظر داشته باشد و برای تحصیل اذن مالک مطلق عالم هستی تلاش کند. اخذ اذن پروردگار، در گرو تبعیت از اوامر و نواهی ای است که توسط انبیاء و رسولان الهی در قالب «دین» ارائه و تبیین شده است لذا تصرف در طبیعت و محیط زیست در چارچوب آموزه های اخلاقی و حقوقی دین مشروع و جایز می باشد تصرفات زیانباری که به آفریده و نظام آفرینش آنها آسیب می رساند ظلم و در نتیجه حرام است و مرتکب آن مستوجب عقاب الهی است زیرا خداوند ظلم نسبت به هیچ موجودی را بر نمی تابد «و ما اللهُ یرِیدُ ظُلماً للعالمین» .
گفتار دوم: انفال و مالکیت آن برای انسان
بر اساس آموزه های قرآن کریم طبیعت در تسخیر انسان است. راغب اصفهانی در مفردات، تسخیر را به معنای حرکت دادن و راندن قهری به سوی هدف معین دانسته است . طبرسی نیز در مجمع البیان آنرا به رام کردن معنی کرده است. در قرآن کریم آیات فراوانی از تسخیر موجودات طبیعی برای انسان حکایت دارد، یعنی موجودات طبیعی برای هدف بهره وری انسان رام شده اند؛ چنانکه می فرماید: «خداوند نهرها را مسخر شما ساخت » و «کشتی را مسخر شما ساخت » و «شب و روز را برای شما تسخیر کرد » «خورشید و ماه را مسخر شما ساخت» «دریا را به تسخیر شما درآورد تا از گوشت تازه آن استفاده کنید» . قرآن کریم در آیاتی بر تسخیر همه ی موجودات در زمین تأکید دارد: «آیا نمی بینی خداوند همه ی آنچه را روی زمین است مسخر شما گردانید » و در نهایت خداوند از تسخیر هر آنچه که در زمین و آسمان است برای انسان خبر می دهد: «خداوند آنچه در زمین و آسمان است مسخر شما ساخت» ؛ «وَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّماوَتِ وَ مَا فِی الأرضِ جَمِیعاً مِّنهُ….»
برخی از مفسران بر این باورند همه ی موجودات مسخر فرمان خدا در طریق سود انسان ها هستند، خواه مسخر فرمان انسان باشند یا نه و به این ترتیب «لام» در «لکم» به اصطلاح «لام» منفعت است . برخی دیگر در ذیل آیه شریفه «ألم تَرَوا أن اللهَ سَخَّرَ لَُم مَا فِی السّماوات و ما فی الأرض…» بر این باورند که «لام» در «لکم» برای تعلیل غایی است، یعنی هدف از تسخیر، بهره وری انسان از آسمان ها و زمین است . بنابراین اعم از اینکه «لام»، «لام» منفعت یا غایت بدانیم تسخیر طبیعت برای نوع انسان در طول حیات پیش بینی شده است لذا از واقعیتی مهم حقوقی حکایت دارد و آن اینکه استفاده از بهره وری از آسمان ها و زمین و موجودات آن حق همه انسان هاست و هر گونه تصرف و بهره وری از طبیعت نباید با حق بهره وری دیگری منافات داشته باشد. محیط زیست طبیعی در تسخیر آدمی است تا با تکیه به حق تسخیر از موجودات بهره ببرند ولی بهره گیری که موجب از بین رفتن گونه های مختلف موجودات زنده گردد و بشر آینده را از استفاده از آنها محروم کند، کفران نعمت الهی است و از مصادیق قطعی سوءاستفاده از حق، به شمار می آید.
یکی از جلوه های تسخیر موجودات، آسمان ها و زمین برای انسان، تسخیر علمی آنهاست؛ یعنی آدمی از چنان ظرفیت و استعداد علمی برخوردار است که می تواند به سنت ها و قوانین حاکم بر موجودات طبیعی ونباتی و حیوانات علم پیدا کند، ضمن شناخت ویژگی های جمادی، نباتی و حیوانی آنها برای حفظ موجودیت هر یک تدبیر و نسبت به توسعه حیات موجودات زنده با روش های علمی اقدام نماید. اما متأسفانه بشر با سوءاستفاده از ظرفیت علمی خود با ساخت و به کارگیری بمب های اتمی و شیمیایی، به حیات زیستی و ساختمان آفرینشی موجودات زنده به شدت آسیب می رساند. این نحوه رفتار با موجودات زنده، با هدف تسخیر موجودات برای انسان منافات دارد؛ زیرا این ظرفیت علمی برای شکوفایی طبیعت و توسعه ی حداکثری آن پیش بینی شده است. امام علی (علیه السلام) به کار گیری استعداد تسخیرکنندگی را براساس پارسایی دانسته است که آدمی باید حقوق محل زیست و موجودات زنده ی آن را رعایت کند. «قال علی (علیه السلام): « اتقوا الله فی عباده و بلاده فانکم مسئولون حتّی عن البقاع و البهائم» . قرآن کریم ضمن شناسایی حق تسخیر دریا، نهرها، خورشید، ماه، شب و روز برای انسان و یادآوری تکثر و تنوع نعمت های خویش که غیر قابل شمارش هستند، انسان را موجودی ظلوم و کفّار یعنی ستمگر و ناسپاس معرفی نموده است: «وَءَاتاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلتُمُوهُ وَ إِن تَعُدُّوا نِعمَتَ اللهِ لا تُحصُوهَا إِنَّ الإِنَسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ» این توصیف از تجاوز انسان به منابع نعمت های طبیعی و استفاده ی نادرست استعداد تسخیر طبیعت و نادیده گرفتن سنت های الهی در تسخیر طبیعت حکایت دارد. بدون تردید تصرفی که ستمگرانه و ناسپاسانه باشد از مصادیق برجسته ی منکر تلقی می گردد: زیرا قرآن کریم برای واژه منکر چنان شمول و گستره ای قائل است که بر تجاوز و تعدی به نعمت طبیعت نیز صدق می نماید؛ همانگونه که برای واژه معروف چنان فراگیری قائل است که عمران و آبادانی زمین، حفظ و توسعه محیط زیست، از موارد و مصادیق آن به شمار می آید. بدیهی است امت و جامعه ی اسلامی که قرآن مهم ترین مشخصه ی آنرا امر به معروف و نهی از منکر دانسته است، «کُنتُم خَیرَ أُمَّهٍ أُخرِجَت لِلنَّاس تَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ تَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ… » با نهادینه سازی فرهنگ امر به حفظ محیط زیست و نهی از تخریب آن، پرچم دار نهضت حفظ محیط زیست و توسعه ی آن در سطح جهان خواهد بود و کارگزاران حکومت اسلامی نیز از اقتدار خویش در جهت توسعه معروف محیط زیست و مقابله با منکر تخریب آن بهره خواهد جُست. «الَّذِینَ إن مَّکَّنّاهُم فِی الأرضِ أقَامُوا الصَّلَوه وَ ءَاتَوُا الزََّکَوهَ وَ أمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لِلِه عاقِبَهُ الأُمُورِ» .
همچنین مالکیت حقیقی همه ی موجودات آفرینش از جمله انسان و طبیعت از آن خداوند متعال است.
«وَ لِلَهِ مُلکُ السَّماوات وَ الأرضِ وَ اللَهُ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ» و «…لَّهُ مَا فِی السَّماوات وَ الأَرضِ کُلٌّ لَّهُ قانِتُونَ» . مالکیت حقیقی خداوند قابل واگذاری به انسان نیست. «… وَ لَم یکُن لَّهُ شَریکٌ فِی المُلکِ…» لذا انسان نمی تواند نسبت به پدیده های طبیعی احساس مالکیتی حقیقتی نماید و هر گونه تصرف از جمله تصرف، زیانبار را در آن داشته باشد. آنچه که در اختیار انسان با مالکیت اعتباری قرار گرفته است در حقیقت امانت الهی است و انسان امانتدار، مملوک خداوند است. «ءَامِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أنفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُم مُّستَخلَفِینَ فِیه… » خداوند پس از آنکه انسان را بر جمیع مخلوقات خود برتری داد و کرامت بخشید او را خلیفه خود در زمین قرار داد، به همین اعتبار او را نسبت به تصرف کردن در اشیاء و موجودات مخلوق خود مأذون ساخت؛ لذا انسان به عنوان مالک غیرحقیقی مأذون، در حدود اذن خالق در محدوده ی احکام و مقررات وضع شده از ناحیه او حق تصرف دارد. بنابراین او نمی تواند تصرف ناروا در آن داشته باشد. تصرف ناروا همچون آلوده ساختن محیط زیست، ظلم است.
انسان برای برقراری ارتباط با خود، دیگران و دیگر موجودات و اشیا باید مملوکیت خود و دیگر موجودات عالم را، نسبت به خدای سبحان در نظر داشته باشد و برای تحصیل اذن مالک مطلق عالم هستی، تلاش کند. اخذ اذن پروردگار، در گرو تبعیت از اوامر و نواهی اوست که توسط انبیا و رسولان الهی در قالب «دین» ارائه و تبیین شده است ؛ لذا تصرف در طبیعت و محیط زیست در چارچوب آموزه های اخلاقی و حقوقی دین مشروع و جایز می باشد. تصرفات زیانباری که به آفریدگان و نظام آفرینش آنها آسیب می رساند ظلم و در نتیجه حرام است و مرتکب آن مستوجب عقاب الهی است؛ زیرا خداوند ظلم نسبت به هیچ موجودی را بر نمی تابد؛ «…وَ مَا اللَّهُ یرِیدُ ظُلمًا لّلعالمینَ» .
طبیعت و آنچه در آن است از مصادیق نعمت های الهی برای بشر است، «وَ مَابِکُم مِّن نِعمَهٍ فَمِنَ اللهِ» . خداوند نعمت را در اختیار انسان قرار داده است تا شکرگزار باشد یعنی از آن به نحو مطلوب استفاده نماید و در صورتی که از آن به نحو مطلوب استفاده نماید زیادت نعمت به شکل تداوم آن نعمت یا اختصاص نعمت دیگر به عنوان پاداش عملکرد صحیح در بهره وری از نعمت، بهره مند می گردد. «…لَئِن شَکَرتُم لأزِیدَنَّکُم…»؛ ولی اگر با بهره برداری خود، طبیعت و محیط زیست را آلوده و تخریب نماید، او نسبت به نعمت بزرگ طبیعت کفر ورزیده و مستحق عقاب دنیوی، محرومیت از این نعمت و موهبت الهی می شود. «…وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ»؛ محرومیت از نعمت های الهی در حقیقت ناشی از ویژگی های درونی مانند حرص و طمع ورزی و نادیده گرفتن سنت ها و پیمان های الهی است: «ذَلِکَ بِأنَّ اللَّهَ لَم یکُ مُغَیرًا نِّعمَهً أنعَمَهَا عَلَی قَومٍ حَتَّی یغَیرُوا مَا بِأنفُسِهِم…» ؛ لذا بحران محیط زیست ریشه در انسان ها یعنی بحران اخلاقی و درونی آنها و عملکرد نامشروع آنها نسبت به طبیعت و دیگر نعمت های الهی دارد؛ « فَکَفَرَت بِأنعُمِ اللَّهِ فَأذاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الجُوعِ وَ الخَوفِ بِمَا کَانُوا یصنَعُونَ» . در مقابل رعایت حدود و سنت های الهی و پایبندی به اصول زیست محیطی و زیست انسانی بر پایه ی آموزه های آسمانی موجب شکوفایی و طراوت محیط زیست و امکان بهره مندی حداکثری از طبیعت می شود؛ چنانچه پایداری در مسیر مستقیم سبب بهره مندی از آب فراوان می شود: «وَ أَلَّوِ استَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَه لأَسقَیناهُم مَّأءَ غَدَقًا » و ایمان و عمل به دستورات الهی موجب برخورداری از نعمت های آسمانی و زمینی می شود. «وَ لَو أنَّهُم أقَامُوا التَّورات وَ الإِنجِیلَ وَ مَا أُنزِلَ إِلَیهِم مِّن رَّبِهِم لأکَلُوا مِن فَوقِهِم وَ مِن تَحتِ أرجُلِهِم» .
از آیات شریفه استفاده می شود که بین مناسبات انسانی و محیط زیست طبیعی رابطه و نسبت مستقیم برقرار است. همانگونه که مناسبات ناپسند انسان ها موجب ظهور فساد در بر و بحر می شود. «ظَهَرَ الفَسَادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِمَا کَسَبَت أیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُم بَعضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُم یرجِعُونَ » و مناسبات اخلاقی انسان ها موجب گشایش درهای برکات آسمان و زمین به روی آنان می گردد؛ «وَ لَو أنَّ أهلَ القُرَی ءَامَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنَا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَ الأرض» . لذا آموزه هایی که مشتمل بر رعایت اصول اخلاقی در مناسبات انسانی است نتایج ارزشمندی برای شکوفایی و توسعه ی محیط زیست طبیعی به همراه خواهد داشت. علاوه بر آن در متون دینی برای توسعه بخشیدن عناصر طبیعت، ثواب و پاداش مقرر شده است. چنانکه از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمود: «من سقی طلحه أو سدره فکأنّما سقی مؤمناً من ظلمأ» . یعنی آبیاری درخت مانند سیراب کردن مؤمن تشنه، دارای ثواب و پاداش ا ست و ثواب درختکاری، جاری ساختن نهر، کندن چاه برای عمران آبادانی در کنار تعلیم دانش، ساختن مسجد و توریث قرآن و به جای گذاشتن فرزندی که برای انسان، بعد از مرگش، استغفار کند، بعد از موت به انسان بازگشت می نماید .
توسعه فضای سبز، صدقه جاریه برای غارس درخت به شمار آمده .(نهج الفصاحه، ج۲، ص۵۶۳) در برخی روایات زندگی بدون هوای پاک و تمیز، آب فراوان و گوارا، زمین حاصل خیز و قابل کشت و زرع، زندگی ناگوار به شمار آمده است . در بعضی روایات آمده است «اگر قیامت برپا شود و در دست فردی نهالی باشد باید آنرا بکارد . و ده ها گزاره ی ایجابی دیگر، که بر ضرورت حفظ محیط زیست و توسعه آن دلالت دارد، علاوه بر گزاره های اثباتی، گزاره های سلبی نیز در متون روایی مشاهده می شود که از آنها ممنوعیت تعدی و تجاوز به محیط زیست استظهار می شود؛ چنانکه از رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمودند: «درختان را قطع نکنید که خداوند بر شما عذاب می فرستد» . از مجموع گزاره های سلبی و ایجابی حداقل بایدها و نبایدهای ارشادی و اخلاقی یا احکام تکلیفی استحباب و کراهت استظهار می شود. قرآن کریم در برخی از آموزه های خود باید و نباید را در کنار هم مطرح نموده و به بهره مندی از محصول طبیعت امر نموده است و از عدم تعادل در مصرف آن نهی فرموده و اسراف را عامل از دست دادن محبت خداوند دانسته است. «…وَ کُلُوا وَ اشرَبُوا وَ لا تُسرِفُوا إِنَّهُ لَا یحِبُّ المُسرِفِینَ»، و مسرفان را از اهل آتش جهنم معرف نموده است…» و أنّالمسرفین هُم أصحابُ النَّارِ. » با تأمل در این دسته از آیات می توان قواعد الزامی و حقوقی و احکام تکلیفی حرمت تخریب طبیعت و استفاده ناروای از آن وجوب حفظ محیط زیست را به دست آورد.
از مفاهیمی چون رحمت، آیه، خلافت، تسخیر و نعمت در قرآن کریم دریافتیم که محیط زیست طبیعی میراث خداوند متعال برای موجودات زنده و آدمیان است، تا آدمی با رعایت سنت های الهی بر حفظ و توسعه ی آن همت ورزد و آنرا از آلودگی ها و تخریب مصون نماید؛ از این رو انسان در برابر خداوند، موجودات و بلکه تمامی آفرینش مسئول است.
برخی از محققان نوشته اند «قوانین الهی شریعت» وظایف انسان ها را نسبت به نظم طبیعی و محیط زیست، به صراحت معین کرده است. انسان، به موجب احکام شرعی، نه تنها موظف است به انسان های دیگر کمک کند و نیازهای بینوایان را برآورده کند، بلکه علاوه بر آن موظف است از آلوده کردن آب و خاک پرهیز نماید . او نه تنها موظف است به پدر و مادر خود مهربانی کند بلکه باید درخت بکارد و حیوانات را با رأفت و مهربانی ترتبیت نماید و از آنان حمایت کند و آشیانه آنان را از تباهی و آلودگی حفظ نماید . خداوند متعال در قرآن کریم به موجودات گوناگون طبیعت سوگند یاد نموده است «وَالتِّینِ وَ الزِّیتُونِ وَ طُورِ سِینِینَ»، «والفجر»، «والنجم»، «والطور»، «والضحی»، «والذاریات»، «وَ الشَّمسِ وَ ضُحاهَا وَ القَمَرِ إِذَا تَلاهَا…»، این سوگندها بر جایگاه مهم عناصر طبیعت در نزد خداوند حکایت دارد که باید در حفظ این عناصر کوشید و نام گذاری سوره های قرآن به نام یکی از عناصر طبیعت مانند بقره، رعد، نحل، نور، نمل، عنکبوت، دخان، نجم، جن، فجر، شمس، حدید، لیل، ضحی، قمر، تین، علق، ناس، فلق و بروج بر اهمیت آن عناصر، در فرهنگ قرآنی و ضرورت انس با آنها دلالت دارد.
چگونه می توان عناصر یاد شده را نادیده گرفت و به تخریب و آسیب آفریده هایی مبادرت ورزید، که در نزد خالق و جهان از جایگاه ویژه ای در آفرینش برخوردارند. تنها غفلت از ذات باری تعالی است که موجب تجاوز و تعدی به این عناصر و به هم زدن مناسبات متعادل محیط زیست می گردد. انسانی که به آموزه هایی همچون «منشأ آفرینش موجود زنده، آب است»، «…وَ جَعَلنَا مِنَ المَاءِ کُلَّ شَیءٍ حَی…» ایمان دارد و رویش هر گیاه را به وسیله ی آب از ناحیه خداوند متعال می داند، «وَ هُوَ الَّذِی أنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأخرَجنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیءٍ… » و آنرا میراث مشترک انسان ها تلقی می کند و خلقت آنرا مانند پدیده های طبیعی دیگر به اندازه ی معین می داند، «إِنَّا کُلَّ شَیءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ » و رویش گیاهان در زمین را موزون به شمار می آورد، «وَالأرضَ مَدَدناها وَ ألقَینَا فِیهَا رَواسِی وَ أنبَتنَا فِیهَا مِن کُلِّ شَیءٍ مَّوزُونٍ » به خود اجازه نمی دهد که با آلوده سازی عناصر طبیعت تعادل محیط زیست را به هم بزند. باور عمیق به موهبت الهی بودن آب، خاک، هوا، مؤمن را به گرامی داشتن و حرمت نهادن این میراث مشترک انسان ها و موجودات دیگر رهمنون می نماید.

مطلب مشابه :  رفتار شهروندی سازمانی کارکنان

مبحث دوم:
ضمان در مقابل استفاده سوء از محیط زیست
گفتار اول: استفاده سوء از محیط زیست
تجاوز و تعدی نسبت به محیط زیست باعث افساد در زمین است. قرآن کریم از تعدل محیط زیست با واژه موزون یاد می نماید زیرا می فرماید: «و زمین را گستردیم و در آن کوه های استوار برنهادیم و در آن از هر چیز متناسب و موزون رویاندیم…»؛ «وَالأرضَ مَدَدناها وَ ألقینَا فِیهَا رَوَاسِی وَ أنبَتَنَا فِیهَا مِن کُلِّ شَیءٍ مَّوزُنٍ» . بدیهی است هر گونه تصرف در طبیعت که موزون و متناسب بودن عناصر و موجودات طبیعت را برهم زند افساد در ارض است. قرآن کریم تخریب محیط زیست را فساد در زمین می داند، لذا می فرماید: «و در زمین از پس اصلاح آن فساد نکنید»؛ «…وَ لا تُفسِدُوا فِی الأرضِ بَعدَ إصلاحِهَا… ». رعایت تعادل محیط زیست و اصلاح در زمین از مصادیق برجسته عهد و میثاق خداوند با آدمی است بدیهی است نادیده گرفتن چنین عهدی موجب خسران است؛ «وَ الَّذِینَ ینقُصُونَ عَهدَاللَّهِ مِن بَعدِ مِیثَقِه وَ یقطَعُونَ مَا أمَرَاللَّهُ بِهِ أن یوصَلَ وَ یفسِدُونَ فِی الأرضِ أولئِکَ لَهُمُ اللَّعنَهٌ وَ لَهُم سُوءُ الدَّارِ. »
قرآن کریم، تجاوز به حریم طبیعت و ضایع ساختن و تخریب منابع زیستی را اعتداء دانسته است؛ چنانکه می فرماید: «ضایع مکنید منابع پاکیزه ای که خداوند در اختیار شما قرار داده است و تجاوز نکنید از حدود خویش، چرا که متجاوزین مشمول محبت خداوند نخواهند بود» . برخی از محققان از آیه شریفه نتیجه گرفته اند که از نظر قرآن، بشری که از طریق فساد و تباهی و تجاوز از حدود و مرزها، پیمان الهی را بشکند و رابطه با خدا را از هم بگسلد و تعادل میان محیط با محاط را بر هم زند از شمول رحمت، محبت و رأفت الهی دور می گردد . قرآن کریم ضمن شناسایی حق بهره مندی از ارزاق نهفته در زمین از سرکشی در بهره وری از آن نهی نموده است. «کُلُوا مِن طَیباتِ وَ لا تَطغَوا فِیهِ فَیحِلَّ عَلَیکُم غَضَبِی وَ مَن یحلِل عَلَیهِ غَضَبِی فَقَد هَوَی» . با امعان نظر در نهی از طغیان در بهره وری از رزق الهی می توان ممنوعیت و حرمت تخریب محیط زیست و از بین بردن زمینه استفاده ی دیگران را استظهار نمود. بدیهی است کسی که با طغیان خود رزق الهی برای بشر را تخریب نماید، مشمول غضب خداوند می گردد و غضب خداوند موجب سقوط او خواهد شد.
از لسان قرآن کریم در برخورد با متجاوزان به منابع رزق در می یابیم که تجاوز به حریم طبیعت و منابع زیستی آن گناه و جرمی است که خشم و غضب خداوند و سقوط انسان را به همراه دارد. لذا می توان مجازات متناسب با آنرا با استناد قواعد حقوقی کیفری اسلامی شناسایی و مقرر نمود. برخی از نویسندگان در این زمینه نوشته اند: «آیات قرآن کریم و اخبار وارده از معصومین علیهم السلام، آشکارا اهیمت طبیعت و لزوم حمایت از آن و ضرروت «پاسخ دادن» همه جانبه کیفری و غیر آن را بیان کرده است . بنابراین تخریب محیط زیست، افساد در زمین، ظلم به نوع بشر و موجودات زنده است و از مصادیق برجسته ی ظلم، اثم و جرم است. آلوده سازی آب، خاک، هوا که موجب زیان رسیدن به انسان ها و موجودات دیگر می شود را باید ظلم و حرام به شمار آورد و مجازات متناسب و روش های جبران خسارت را با روش اجتهادی از ادله و منابع فقه، استخراج و ارائه نمود.
گفتار دوم: خسارت بر محیط زیست و انواع آن
برای گام نهادن در تبیین نظام مسئولیتی محیط زیست پیش از هر چیز باید معنای واژه ی «محیط زیست» و سپس «خسارت» وارد به آن را به درستی درک کرد. در تعریف محیط زیست دو معنای عمده ذکر شده است، تعریف نخست در بر گیرنده ی زیست کره طبیعی و بکر زمین و همچنین پوشش زیستی جانوران و گیاهان است فارغ از اینکه این طبیعت در ارتباط ِ با جامعه ی انسانی و تأثیرات آن قرار گرفته است یا خیر و معنای دوم در برگیرنده ی محیط زندگی انسان، با متعلقاتی از جمله علم شهرسازی و معماری ِ بر آمده از عقاید افراد و در نتیجه جامعه شناسی و رفتار شناسی انسان ها است که در واقع محیط زیست ساخته ی دست بشر است و منظور از خسارت زیست محیطی هرگونه تخریب مستقیم یا غیر مستقیم قابل اندازه گیری بر محیط زیست است که شامل خسارت های شدید بر سلامتی انسان ها، گونه های طبیعی و محیط پیرامونی است در این تعریف از خسارت علاوه بر انسان ها، گونه های طبیعی و محیط پیرامونی انسان نیز ذی حق شناخته شده و هرگونه تأثیر منفی بر آنها در شمار زیان آمده است به عبارتی دیگر می توان گفت ضرر چیزی نیست جز «اثر یا پیامد ذاتا ناسودمند» بر محیط پیرامونی جاندار و بی جان.