امر به معروف و نهی از منکر و تحولات خانواده

3ـ9ـ4 مثبت نگری
به این معنا که به شخصیت، احساس، رفتار و فکر نوجوان نگرش مثبتی داشته باشیم. از پیامبر اکرم (ص) روایتی نقل شده که « إنّ اللَّه تعالى لیعجب‏ من الشّاب لیست له صبوه ». همانا خداوند از جوانی که جوانی نکند تعجب میکند. (پاینده،1382: 303). اگر از ویژگیهای زمان نوجوانی آگاهی داشته باشیم رفتار و اعمالی که از آنها سر میزند را منفی تلقی نمیکنیم. برای مثال شیکپوشی و زینت و آرایشهای نوجوانان را میتوان حکایتگر میل و علاقه آنها به نظافت و زیبایی دانست، یا لجاجت و سرکشی نوجوان را میتوان جلوهای از استقلال طلبی او تفسیر کرد. و همانطور که پیامبر (ص) فرمودند دانش انسان در دوره نوجوانی و جوانی اندک و جهل او فراوان است، دیگر انتظار رفتار عالی از نوجوان معنی ندارد. نگرش مثبت به نوجوان باعث میشود رفتارهایی که ناخوشایند ماست را طبیعی بپنداریم. البته باید به این نکته نیز توجه شود که نگرش مثبت، با تأیید و تجویز رفتارهای نابهنجار و نا مشروع متفاوت است.
3ـ9ـ5 تربیت بر اساس مهر و محبت
در دین اسلام، محبت به عنوان اساس و رکن در جذب و هدایت انسانها به شمار میرود. از شیوههای پیامبر اکرم (ص) در بررخورد با مردم استفاده از این روش بوده است. ایشان با محبت کردن، در افراد جاذبه ایجاد میکردند و انگیزه آنها را بالا میبردند. اگر پیامبر این روش را پی نمیگرفت، آن همه اعراب بادیه نشین به دورش جمع نمیشدند، تا از بادیه نشینی و بربریت به تربیت و فرهنگ دینی پناه آورند. حضرت امیر (ع) درباره اهمیت این روش میفرمایند: « التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ ». دوستی ورزیدن نیمی از خرد است. (سید رضی،1414 :495). همچنین میفرمایند: « الْمَوَدَّهُ قَرَابَهٌ مُسْتَفَادَهٌ ». دوستی ورزیدن پیوند با مردم را فراهم میآورد. (همان،506). انسان اسیر محبت است، تا جایی که گفتهاند « الْإِنْسَانُ عَبْدُ الْإِحْسَان‏ ». آدمی بنده احسان است. (تمیمی آمدی،1366،384). محبت باعث اطاعت و همراهی فرزند با والدین و مربی میشود، به همین دلیل است که پیامبر در روایتی فرمودند: « وَ الْحُبُّ أَسَاسِی…. ». محبت، بنیان و اساس (روش و سنت) من است. (محدث نوری،1408: 11/173). دوره نوجوانی دوره تنشها، فشارهای روحی و روانی است و تحولات رشد در این دوره اقتضا میکند که این فشارهای روحی نوجوان خود را به صورت پرخاشگری، ستیزهجویی، مخالفت، زودرنجی و حساسیت فوق العاده خود را نشان میدهد. در تربیت نوجوان باید همه تدابیر تربیتی را بر مدار ملایمت، مدارا و محبت و مهر سامان داد نه قهر و خشم و غضب. حتی بهتر است در برنامههای تربیتی جنبههای مهر و محبت خداوندی به نوجوانان را بیان کرد. برای مثال در روایتی آمده است که محبوبترین خلق نزد خدا نوجوان زیبایی است که جوانی و زیبایی خود را برای خدا و در راه اطاعت او قرار میدهد، او کسی است که خداوند به او بر ملائکه افتخار میکند و میگوید این بنده واقعی من است. (هندی،15/785). یا پیامبر در روایتی فرمودند: شما را به نیکی به کهنسالان سفارش میکنم و به جوانان دلسوز و مهربان باشید. (هندی،3/179). پیشوایان دینی نیز از تعابیری برای مخاطب قرار دادن فرزندان خود استفاده میکردند که بیشتر جنبه مهر و عطوفت و محبت داشته باشد. برای مثال میتوان از تعبیر «یا بٌنَیّ » یاد کرد که به معنی پسرم یا پسرکم میباشد، که این نوع صدا زدن مسلما بهتر از مخاطب قرار دادن فرزندان به اسم است. امام علی با توجه به خصوصیات نوجوانی به متولی امر تربیت نوجوان و جوان چنین سفارش میکند: « اذا عاتبت‏ الحدث‏ فاترک له موضعا من ذنبه لئلّا یحمله الاخراج على المکابره ». موقعى که جوان نورسى را بسبب گناهانى که مرتکب شده است نکوهش میکنى مراقب باش که قسمتى از لغزشهایش را نادیده انگارى و از تمام جهات، مورد اعتراض و توبیخش قرار ندهى تا جوان به عکس العمل وادار نشود و نخواهد از راه عناد و لجاج بر شما پیروز گردد. ( فلسفی1368 :1/166).
3ـ9ـ6 شرکت دادن نوجوان در کارها و دادن مسئولیت به او
از آنجا که دوره نوجوانی دوره خود نمایی، میل به تمجید و تحسین و ارائه تواناییهای فرد است، بهتر است در انجام فعالیتهایی که در آینده باید عهدهدار آنها شود مشارکت داده شود، و مسئولیتهایی طبق نظارت و بازخواست والدین و مربی به آنها سپرده شود البته نظارت نه به طور مستقیم.
در بحث از اصول و روشهای تربیت نوجوان، به دو دسته اصول اشاره شد: اصول ایجابی (که ناظربه ایجاد رفتارهای پسندیده هستند)، و اصول سلبی که در جهت بازداشتن و پیشگیری رفتارهای نوجوان باید مراعات گردند. به اصول ایجابی اشاره گردید و اینک اصول سلبی را از نظر میگذرانیم.
انحراف امری ژنتیکی و سرشتی نیست بلکه امری است که انسان خود آنها را کسب میکند و به همین دلیل است که انسان بازخواست میشود، مؤید این نکته روایتی از پیامبر است که ایشان میفرمایند: «کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَهِ فَأَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِهِ ».
هر نوزادى بر اساس فطرت راستین آفریده مى‏شود، آنگاه پدر و مادرش او را یهودى یا مسیحى یا مجوسى مى‏کنند. امام صادق (ع) درباره ضرورت بازداشتن نوجوان از کارهای زشت و ناپسند فرموده است : « أیما ناش نشأ فی قومه ثم لم یؤدب على معصیته فإن الله عز و جل أول ما یعاقبهم به أن ینقص من أرزاقه ». هر نوجوانی که در جامعهاش به خاطر گناه و معصیتش تنبیه نگردد اولین عذاب خداوند متعال برای آن جامعه این است که از روزی آنها میکاهد. (مجلسی،1404: 58/187). از آنجا که نوجوانی از جمله زمانهایی است که وضعیت جسمی و روحی آمادگی بیشتری برای هنجارشکنی و رویگردانی از قواعد و مقررات اخلاقی، اجتماعی و دینی دارد، در این میان خانواده و اجتماع بیشترین نقش را در هدایت و تربیت فرد خواهند داشت. اکنون به قواعد و اصولی که برای بازداشتن نوجوان از انحرافات و خطاها بکار میرود اشاره میشود.
1 ـ تأمین منطقی نیازهای آنها.
2 ـ هدایت و کنترل آنها با کمترین محدودیت.
3 ـ گسترش فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر بویژه در محیط خانواده، که این امر با روشهای گوناگونی تحقق میپذیرد که از جمله آنها نصیحت خیرخواهانه و تذکر دادن است. امام صادق (ع) درباره ضرورت بازداشتن نوجوان از کارهای زشت و ناپسند فرموده است: « أَیُّمَا نَاشٍ‏ نَشَأَ فِی‏ قَوْمِهِ‏ ثُمَّ لَمْ یُؤَدَّبْ عَلَى مَعْصِیَتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوَّلُ مَا یُعَاقِبُهُمْ بِهِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أَرْزَاقِهِم‏ ». هر جوانى که در میان قوم خویش پرورش یابد و آنان او را به سبب گناهى که مرتکب شده ادب نکنند خداى گرامى و بزرگ نخستین‏ کیفرى که به آنان دهد این است که از روزى ایشان بکاهد. (صدوق،1364: 1/223). علاوه بر روشهای مطرح شده میتوان از الگو و اسوه هم به عنوان یکی از مهمترین روشهای تربیتی استفاده کرد. قرآن نمونهها و مثالهای زیادی را آورده که بیانگر تأثیر فراوان این روش در یادگیری و شکل گیری شخصیت انسانها میباشد. مثلا آنجا که داستان قابیل را نقل میکند، که برادرش هابیل را کشت اما نمیدانست با جسد برادرش چه کند، در اینجا خداوند کلاغی را فرستاد، که مشغول کندن زمین شود؛ و کلاغ مرده را دفن کند. قابیل از کلاغ آموخت که چگونه برادر را زیر زمین پنهان سازد. خداوند همچنین در جای دیگر از قرآن صراحتا رسول اکرم را به عنوان الگو معرفی میکند و میفرماید: « لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ ». همانا براى شما در (سیره‏ى) رسول خدا الگو و سرمشقى نیکوست. (احزاب،21). الگوهای پاک، میل به پاکی را در جوامع ایجاد، و الگوهای ناپاک، جوامع را به سوی ناپاکی میکشاند.امام صادق (ع) میفرماید: « یُحْفَظُ الْأَطْفَالُ بِصَلَاحِ آبَائِهِم ». خداوند فرزندان را در اثر صلاح پدران حفظ میکند. (مجلسی،1404: 68/236). به قول مولانا هر هنری که استاد داشته باشد، جان شاگردش بدان متصف میشود.
3ـ10 وظایف والدین در دوره نوجوانی بر طبق احادیث:
با توجه به تحولات خانواده در عصر حاضر، نیاز و انتظارات در خانواده تغییر نموده و روابط متقابل میان والدین و فرزندان بویژه نوجوانان دچار مشکل جدی شده است. به همین جهت والدین باید با روشهای مناسب برقراری ارتباط آشنا شوند، تا به روابط سالم و متعادلی در خانواده دست یابند، در اینباره توجه به چند اصل کلی لازم است.
3ـ10ـ1 ایجاد امنیت روانی: ستیزههای خانوادگی و انتظارات نابجای والدین عاملی برای عدم امنیت روانی نوجوان است، باید رابطهای با نوجوان برقرار کرد که آزادانه، احساسات و اضطراب و نگرانیهای خود را بدون احساس طرد با والدین در میان گذارند.
3ـ10ـ2 برخورد مثبت و مثبت فکر کردن: کلمات تشویقآمیز، توجه به نکتههای مثبت و تحسین رفتارهای مطلوب و توجه به تواناییهای نوجوان برخورد مثبت با فرزندان است، چنان که عیبجویی، ایراد و توجه به ضعفها و بزرگنمایی آنها برخورد منفی است و موجب اختلال در روابط میشود.
3ـ10ـ3 رابطه کلامی و عاطفی برقرار کردن با فرزندان: هرچه روابط کلامی و عاطفی بیشتر باشد، روابط اعضای خانواده، سالمتر و با نشاطتر خواهد بود، صحبت با نوجوان در یک فضای محبت آمیز، محترمانه و صمیمانه و خلوت کردن با نوجوان و شنیدن مسائل و نگرانیهای او، و آزادی دادن کامل به او در گفتار به تعدیل و سلامت نوجوان کمک میکند. نوجوان به سبب تحولات دوران بلوغ و اضطراب و نگرانی و از دست دادن تعادل روحی ناشی از آن، بیش از هر زمان دیگر به همراهی، حمایت و مراقبت نیاز دارد و در صورتی که پدر و مادر نتوانند این نیاز را برآورده کنند، نوجوان جذب عوامل محیطی دیگر میشود و چه بسا راه انحراف را در پیش گیرد.
3ـ10ـ4 احترام به شخصیت فرزندان: غریزه حب ذات از سرمایههای فطری است که در باطن هرکسی نهاده شده است، این غریزه اگر به نحو صحیحی پاسخ داده شود، فرد روحیهای طبیعی و روانی متعادل خواهد داشت، برعکس فرزندانی که از پدر و مادر اکرام و احترام نمیبینند، احساس پستی و حقارت میکنند و روحی شکست خورده و روانی افسرده دارند. پیامبر اکرم به پیروان خود دستور میدهد: « أَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ‏ وَ أَحْسِنُوا أَدَبَهُمْ یُغْفَرْ لَکُم‏ ». فرزندان خود را احترام کنید و آداب آنان را نیکو گردانید تا آمرزیده شوید. (طبرسی،1370: 222).
احترام به نوجوان و حقوق او، توجه به نیازهای او، و پذیرش نوجوان همانطور که هست، همچنین مشورت کردن با او از روشهایی است که میتوان از آنها برای پرورش شخصیت فرد سود برد.
3ـ10ـ5 ثبات عاطفی والدین: ناپایداری عاطفی و به اصطلاح دمدمی مزاج بودن والدین، نوجوان را به سوی محل امن یا شخص امن دیگری هرچند در نظر و برداشت نوجوان میکشاند. علاوه بر این ممکن است نوجوان در اثر همانند سازی با والدین دچار آشفتگی عاطفی شود.
3ـ10ـ6 نظارت و هدایت: این مورد نیز از جمله تکالیف والدین نسبت به فرزندان است، آنها باید به دوستان، همدرسان و معاشران فرزندان خود، نظارت و نسبت به آنها شناخت پیدا کنند زیرا همنشین تأثیرگذار است، و شخصیت آدمی از این را شکل میگیرد امام سجاد (ع) فرمودند: « مُجَالَسَهُ الصَّالِحِینَ دَاعِیَهٌ إِلَى الصَّلَاح‏ ». همنشینى نیکان مایه رو آوردن آدمی به صلاح و نیکی است. (کلینی،1362 :1/19). در حدیثی از امیرالمؤمنین آمده است: « لَا تَصْحَبِ‏ الشَّرِیرَ فَإِنَّ طَبْعَکَ یَسْرِقُ مِنْ طَبْعِه‏ شرّا و انت لا تعلم ». از مصاحبت با مردم شریر و فاسد بپرهیز که طبیعت بطور ناآگاه، بدى و ناپاکى را از طبع منحرف او میدزدد و تو از آن بى‏خبرى. (فلسفی،1368: 2/92). والدینی که از ناهنجاریهای رفتاری یا بیتعهدی در تکالیف دینی و یا مراعات نکردن شئون اخلاقی، از طرف فرزندانشان گلهمندند و از اصلاح این رفتارها ناتوانند، باید بدانند یکی از عوامل سازنده شخصیت انسان، پس از اراده و خواست خود او دوست یا دوستان او میباشد. غالب انسانها بویژه نوجوانان بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی خود را از دوستانشان میگیرند، و تحت تأثیر رفتار، گفتار و الگوی اخلاقی آنها قرار دارند. تأثیر دوستان به حدی است که میتواند بر نقش و تأثیر والدین غلبه کند، حتی اگر خانواده فرد سرشار از فضیلت باشد، قرآن درباره پسر نوح میفرماید: « قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِح‏…….». (خداوند در پاسخ) فرمود: اى نوح! او (در واقع) از خاندان تو (و نبوّت) نیست، او (داراى) عمل ناشایستى است‏. (هود،46). پسر نوح در اثر معاشرت با افراد آلوده و تأثر از روحیات و صفات مادر نالایق از دایره خاندان نبوت بیرون رفت. . امام صادق (ع) از قول رسول اکرم (ص) نقل میکنند: « الْمَرْءُ عَلَى‏ دِینِ‏ خَلِیلِهِ‏ فَلْیَنْظُرْ أَحَدُکُمْ مَنْ یُخَالِل ». هر کس همدین دوست خود است، پس باید بنگرد هر که از شماها با که دوستى میکند. (مجلسی،1404: 71/192).
فراهم سازی بستر مناسب برای معاشرت و رفاقت با خوبان و پاکان و زمینه سازی و کمک برای دوستگزینی شایسته میتواند مؤثر باشد. تأثیر گذاری غیر مستقیم بر فرزندان، از راه دوستانشان عملیتر و سریعتر است، تا تذکرهای مستقیم و خطابی از سوی والدین. در سفارشهای لقمان حکیم به فرزند خود به برقراری رابطه با دوستان خوب تأکید شده، ایشان خطاب به فرزندش فرمودند: « یَا بُنَیَّ الصَّاحِبُ الصَّالِحُ خَیْرٌ مِنَ الْوَحْدَه ». فرزندم دوست خوب، بهتر از تنهای و گوشهنشینی است. (شیخ مفید،1413: 332). همچنین فرمود: « یَا بُنَیَّ اتَّخِذْ أَلْفَ صَدِیقٍ وَ أَلْفٌ قَلِیلٌ وَ لَا تَتَّخِذْ عَدُوّاً وَاحِداً وَ الْوَاحِدُ کَثِیر ». پسرم هزار دوست بگیر و هزار دوست کم است، یک دشمن نگیر که یکى هم بسیار است‏. (شیخ صدوق،1400: 669). در روایات همان اندازه که به دوستی و معاشرت با افراد خوب و متعهد سفارش کردهاند، به پرهیز از دوستی با افراد ناصالح و ناباب هشدار دادهاند.امام صادق (ع) فرمودند: « قَالَ لِی یَا بُنَیَّ مَنْ‏ یَصْحَبْ‏ صَاحِبَ‏ السَّوْءِ لَا یَسْلَم‏ ». پدرم به من گفت فرزندم هر که با مرد پلید رفیق و همنشین شود، سالم نمیماند. (مجلسی،1404 :68/278). لقمان به فرزندش فرمود: « وَ الْوَحْدَهُ خَیْرٌ مِنْ جَلِیسِ السَّوْء ». فرزندم تنهایی بهتر از دوست و همنشین بد است. و باز فرمود: « یَا بُنَیَّ نَقْلُ الْحِجَارَهِ وَ الْحَدِیدِ خَیْرٌ مِنْ قَرِینِ السَّوْءِ یَا بُنَیَّ إِنِّی نَقَلْتُ الْحِجَارَهَ وَ الْحَدِیدَ فَلَمْ أَجِدْ شَیْئاً أَثْقَلَ مِنْ قَرِینِ السَّوْء ». فرزندم جابجا کردن سنگ و آهن برای من بهتر از یک دوست پلید است. فرزندم من سنگها را جابجا کردم و چیزی سنگینتر از دوست بد نیافتم. (مجلسی،1404: 13/428).
3ـ10ـ7 پرورش روحیه جرأت و جسارت حکیمانه: یکی از وظایف والدین آماده ساختن روحیه نوجوان برای رویارویی با فراز و نشیبهای زندگانی است. بر این اساس باید آنها را در محدودهای معقول، به پرخاشگری حکیمانه و درگیری سازنده وادار کرد. امام علی (ع) در این رابطه میفرمایند: « مروا الأحداث بالمراء و الجدال و الکهول بالفکر و الشیوخ بالصمت ». نوجوانان و جوانان را به جدال و مراء و درگیریهای لفظی و برخوردهای خصمانه و رقیبانه معقول وادار کنید، بزرگسالان را به تفکر و کهنسالان را به سکوت حکیمانه سوق دهید. (معتزلی،1404: 2/285).
3ـ10ـ8 توجه به مسئولیتپذیری نوجوان: مسئولیت خواهی از فرزند و مسئولیت دهی به او یکی از راههای ورزیدگی اوست. اما نکتهای که در اینجا حائز اهمیت است، این است که گرچه بسیاری از خصائص رفتاری در این مرحله، عمدتا ظهور و انعکاس همان برنامههای تربیتی دوران کودکی است، که توسط پدران، مادران و آموزگاران اعمال گشته و نوجوانان در واقع حاصل بذری را که آنان در مزرعه وجودشان افشاندهاند بروز میدهند. اما معاشران و اطرافیان و خصوصا پدر و مادر و آموزگاران و مسئولین مراکز آموزشی و فرهنگی باید نوع تماس و شکل ارتباط خود را به تناسب حس استقلال طلبی که از بارزترین ویژگیهای این دوره است و متناسب با شرایط سنی و خواستهها و نیازهای فطری و طبیعی آنان تغییر داده، و تجربیات و توصیهها و نطرات خود را صرفا به صورت پیشنهاد و نه به شکل امر و دستور به انها ارائه نمایند.
3ـ10ـ9 آزادی در انتخاب رشته و گزینش مهارتها و فنون: فرزند را باید در انتخاب رشته تحصیلی یا مهارت مورد اشتیاق و سلیقهاش تا حدودی آزاد گذاشت، تا بر اساس ذوق و استعداد درونی خود راه خویش را برگزیند، و در اینباره نباید او را به انتخاب مهارت یا رشته خلاف مورد علاقهاش وادار کرد. آنچه دراینباره مورد نظر اسلام میباشد این است که فرزند را در بهترین موقعیت جهت دستیابی به سعادتمندی قرار دهد. مردی از محضر رسول خدا پرسید حق فرزند بر من کدام است؟ پیامبر پاسخ دادند « قَالَ رَجُلٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا حَقُّ ابْنِی هَذَا- قَالَ تُحَسِّنُ‏ اسْمَهُ‏ وَ أَدَبَهُ وَ تَضَعُهُ مَوْضِعاً حَسَن ». فرمود او را باسم خوبى نامگذارى کن، بدرستى ادبش نما، و در یک موقعیت برازنده اجتماعی قرارش بده. (مجلسی، 1404: 71/85).