امر به معروف و نهی از منکر و اقبال و تعلیم و تربیت

تربیت عملی با پیروی از سیرۀ پیامبر(ص) و پیشوایان معصوم(ع)؛
پیروی از عقل در تربیت اسلامی؛
امر به معروف و نهی از منکر؛
روش مجاهده در راه حق؛
تربیت از طریق جلب توجّه به سرگذشت اقوام و ملل(شریعتمداری،1389: 240-239).
اقبال و تعلیم و تربیت
تاریخ همواره عرصۀ ظهور متفکّرانی بوده که با اندیشه و دیدگاه های خود، تحوّلات و اصلاحات بسیاری را در زمان خود، یا پس از خود به وجود آورده، و با ارائۀ اندیشه هایی نو، به پیشبرد و غنای فرهنگ بشری افزودند؛ یکی از این متفکّران، که به راستی سزاست در افکار و اندیشه هایش تأمّل و دقّت بیشتری شود، علّامه محمّد اقبال لاهوری است. وی از جمله متفکّرانی است که در زمینۀ احیاء و بازسازی چهره و آموزه های اسلام در تمامی زمینه ها و موضوعات تأکید دارد، و معتقد است اسلام می تواند پاسخ گوی نیازها و پرسش های روزافزون بشر باشد. با چنین نگرشی است که وی با تألیفات بسیار و در عین حال به همراه تحلیل های موشکافانه، سعی در شناساندن آموزه های دین مبین اسلام به جهانیان، و بیدار کردن انسان ها و مسلمانان را دارد. تعلیم و تربیت، تنها یکی از موضوعاتی است که اقبال به آن پرداخته است. وی در هر مسئله ای که ورود کرده، با آسیب شناسی ای که انجام می دهد، ابتدا آن مسئله را از دید دین اسلام و یک مسلمان نقد می کند و سپس برای آن راه حلّی را ارائه می دهد. برای مثال، وی برای تربیت جنسی و تربیت جوانان، خواه مرد و خواه زن، ابتداء آسیب های روابط جنسی، خطرات زندگی برخلاف آموزه های اسلامی را بیان کرده و در ادامه، راه حل آن را عفّت و پاک دامنی و یا ازدواج بر طبق سنن پیامبر گرامی اسلام می داند.
پیشینه تحقیق
تاکنون کتاب ها و مقالات بسیاری در مورد افکار و اندیشه های اقبال لاهوری به نگارش درآمده است؛ علی الخصوص در مورد اشعار، سبک ادبی، و آراء فلسفی این اندیشمند بزرگ، امّا در زمینۀ آراء تربیتی وی، تألیف مستقل و جداگانه ای صورت نگرفته است، مگر در چند سطر مختصر که از آن موارد هم نمی توان به عنوان بحث تخصّصی استفاده کرد. در این بخش به تحقیقات و نظرات چند محقّق در این زمینه اشاره می کنیم:
پیشینه داخلی
“خودی و انسان آرمانی در شعر اقبال لاهوری” موضوعی است که میر ( 1388) با روش توصیفی انجام داده است. در ابتداء نویسنده به اندیشۀ توحیدی و قرآنی اقبال اشاره می کند. سپس به اهمیت تعالیم قرآنی و نقش آن در شکل گیری آراء اقبال می پردازد. در بخش بعدی، پژوهش گر به فلسفۀ خودی اقبال اشاره می کند؛ و معتقد است که وی با مشاهدۀ انحطاط و زوال هویت در اقوام شرق، علی الخصوص مسلمانان، راه درمان این انحطاط را در توجّه بیشتر به اندیشۀ خودی و بازگشتن به خویشتن می داند. در بخش آخر، نویسنده اشاره ای به مراحل تربیت و پرورش خودی از دیدگاه اقبال لاهوری می کند.
مشایخ فریدنی (1373) در کتاب نوای شاعر فردا، بر اساس دریافت کتاب اسرار خودی اقبال شرح می دهد که جوهر کائنات و اساس آفرینش، خودی یا خویشتن است. این خودی، چون با عشق مقرون گردد، چنان قدرتی خواهد داشت که می تواند بر سراسر جهان آفرینش حکم فرمایی کند. این خودی با پیروی کامل از شریعت محمّدی و با خویشتن داری وضبط نفس از مناهی و محرّمات، چنان نیرویی به انسان می بخشد که او را تا مقام خلیفه اللهی بالا می برد. اقبال معتقد است که شرقیان و بویژه مسلمانان شخصیت خود را فراموش نموده اند و در نتیجه مجذوب غرب شده اند. اهل اسلام باید به اسرار نهفته ای که در خودیِ خود دارند، پی ببرند و به جای رها کردن کارها به تقدیر، روی به کار و کوشش آورند(مشایخ فریدنی،54:1373).
بهرامی (1390) پایان نامه ای تحت عنوان” تأثیر اندیشۀ اصلاح گرایانۀ اقبال لاهوری بر اشعار فارسی او”که در مقطع کارشناسی ارشد، با راهنمایی جمال احمدی و در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج تهیه شده را، دفاع کرده است. پژوهش گر در این پایان نامه اقبال را جزء اندیشمندان برتر مسلمان در قرون اخیر قرار می دهد، و معتقد است که اندیشه های اقبال لاهوری بیشتر از قرآن و مضامین قرآنی تأثیر پذیرفته است. در ادامه آمده، اقبال اصلاح گری است که در ردیف افرادی مانند سید جمال الدین اسدآبادی قرار می گیرد. اقبال با مشاهدۀ انحطاط و زوال هویّت در اقوام شرق، خصوصاً مسلمانان، راه درمان این انحطاط را در توجّه بیشتر به خود و ارزش خودی می داند. و سرانجام به مراحل تربیت و پرورش خودی پرداخته شده است.
شاه محمدی (1384) در مقاله ای تحت عنوان” تعامل علم و دین از دیدگاه اقبال لاهوری” با پرداختن به نگرش اقبال لاهوری دربارۀ علم جدید، دین، خدا و جهان طبیعت، نشان می دهد که در نظر او علم و دین، نه در تعارض و نه در تمایز و جدایی، بلکه در تعامل با یکدیگرند و علوم جدید هیچ تعارضی با روح تعالیم قرآنی و اسلامی ندارند. در پایان، نویسنده معتقد است که در نظر اقبال، برای ارائۀ تفسیری جامع از واقعیت، تعامل علم و دین با یکدیگر لازم است.
پیشینۀ خارجی
“ذوق زیبایی شناسی اقبال لاهوری” عنوان رسالۀ فقری است. این رساله که پنج فصل دارد بیشتر به زیبایی شناسی پرداخته است، ولی بخش هایی به ویژگی های رفتاری و تربیتی مسلمانان اختصاص یافته است. اینکه اقوام شرق(مسلمانان) به هنگام بیداری، در غفلت و خواب به سر می برند. در ادامه محقّق به ارزش علم نزد اقبال اشاره کرده و معتقد است که وی علوم پیشرفته زمان خود را که عمدتاً توسط کشورهای غربی هدایت و به کار برده می شد را، به این دلیل که تنها برای به دست آوردن مادّیات بود، چندان نافع نمی داند، اقبال علمی را نافع و حقیقی می داند که از ارادت قلبی و عشق لبریز باشد. او پیامبر اکرم(ص) را نمونۀ انسان کامل می داند. اقبال تمام زیبایی و خیر را در جمال خداوند، سپس انسان کامل (پیامبر خاتم(ص)) و عشق ورزی به انسان ها می داند. .
جمع بندی و چهارچوب مفهومی تحقیق
وجه اشتراکِ تمامیِ پژوهش های صورت گرفته در مورد اندیشه های اقبال این است که، همۀ پژوهش گران، اقبال را مسلمانی تحوّل خواه و در عین حال مقیّد و متعهّد به آموزه های اسلام می دانند. اقبال لاهوری یکی از بزرگ ترین و مشهورترین متفکّران جهان اسلام است، که به دلیل تسلّط وی بر علوم گوناگون مانند: فلسفه، سیاست، شعر و علوم دینی، علی الخصوص دین اسلام… لقب علّامه را به وی داده اند. علّامه در آراء خود به موضوعات بسیاری پرداخته است، که یکی از آن موضوعات، تعلیم و تربیت و آراء تربیتی می باشد.
در این پژوهش به تحلیل و بررسی آراء تربیتی اقبال پرداخته ایم؛ زیرا با توجّه به جست و جویی که در میان منابع داخلی و خارجی صورت گرفت؛ پژوهشی به شکل مفصّل و تخصّصی، به موضوع آراء تربیتی اقبال لاهوری نپرداخته، و اگر هم پژوهشی صورت گرفته، پیرامون اشعار و سبک شعری و بیشتر در مورد افکار و اندیشه های سیاسی وی بوده است. در این تحقیق سعی داریم تا با پر کردن این خلاء و پرداختن به این موضوع، کمکی به شناساندن آراء تربیتی این اندیشمندِ آگاه به زمانه اش کنیم، و در عین حال راهی روشن را برای مسلمانانی قرار دهیم که خواهان تعالیم تربیتی ناب و در عین حال اسلامی هستند.
چارچوب مفهومی تحقیق: