اقدام به خودکشی

کند شدن ریتم تفکر و، در موارد حادتر، کند شدن حرکت
بروز احساساتی چون محکوم کردن خویش ، خجالت ، گناه و بیزاری از خود
فکر کردن درباره خودکشی و اقدام با انجام آن (چامپیون، لورنا، 1385) .
علاوه بر نشانه های اصلی که به دقت در بالا ارائه شدند، افسردگی غالباً دارای یک ویژگی خاص است و آن، متغیر بودن این حالت در طی روز است (تغییر در طول روز) و معمولاً هنگام صبح این حالت در ضعیف ترین حد آن بروز می کند. احساس گناه و خجالت شامل تجارب اساسی و متداول این اختلال هستند. این افراد ممکن است از احساسات شدیدی برخوردار باشند و در برخی از آنها این احساسات با شدت بیشتری بروز کند، به طوری که به یقین باور می کنند که «جرایمی» را مرتکب شده اند. آن ها غالباً به دلیل احساسات شدید و خجالت زیاد، گناهان کوچکی را که مدت ها پیش مرتکب شده اند بزرگنمایی می کنند. افسردگی غالباً با اضطراب همراه است و ممکن است با نشانه های وحشت زدگی توام شود، و ترس از زوال عقلی یا دیوانه شدن ممکن است نتیجه ی منطقی نقصان خود ادراک شده باشد که به این شکل در رفتار شخص افسرده بروز می کند. این نقصان ها ممکن است با رفتار همواره موثر و کاملاً معقول فرد که آماده پذیرش افسردگی است ولی هنوز به آن مبتلا نشده در تقابل شدید قرار گیرد (همان).
1-1-2-2ملاک های DSMIV- TR در مورد دوره ی افسردگی اساسی
الف ) حداقل پنج تا از علایم زیر همزمان در یک دوره دو هفته ای وجود داشته باشد و نشانه تغییری در کارکرد قبلی باشد؛ حداقل یکی از علایم یا (1) خلق افسرده باشد، یا (2) بی علاقگی و بی لذتی. نکته: علایمی را که به وضوح از بیماری طبی عمومی ناشی شده است و نیز هذیان ها و توهم های ناهماهنگ با خلق را منظور نکنید.
خلق افسرده در اکثر اوقات روز و تقریبا همه روزها، چه طبق گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش (مثلا احساس کند غمگین است، یا احساس پوچی کند)، چه طبق مشاهده دیگران (مثلا بگویند گریان به نظر میرسد). نکته: در اطفال و نوجوانان می تواند به صورت خلق تحریک پذیر باشد.
کاهش واضح علاقه مندی یا لذت بردن از همه یا تقریبا همه فعالیت ها، اکثر اوقات روز و تقریبا همه روزها(چه گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش، چه بنابر مشاهده دیگران).
کاهش چشمگیر وزن بدون اجرای برنامه (رژیم) خاصی برای لاغری، یا افزایش وزن (مثلا تغییر وزن بدن بیش از پنج درصد در عرض یک ماه)، یا کاهش یا افزایش اشتها تقریبا همه روزها. نکته: در کودکان نرسیدن به وزن قابل انتظار را باید در نظر گرفت .
کم خوابی یا پرخوابی به طور تقریبا همه روزه
سرآسیمگی یا کندی روانی-حرکتی در تقریبا همه روزها (برای دیگران مشهود باشد، نه اینکه فقط خود بیمار احساس ذهنی بی قراری یا کند شدن را گزارش کند).
احساس خستگی یا از دست دادن انرژی تقریبا همه روزها.
احساس بی ارزشی یا احساس گناه مفرط یا نامتناسب (که حتی ممکن است هذیانی باشد) تقریبا هر روز
(صرف ملامت نفس یا احساس گناه به خاطر بیمار بودن کافی نیست).
کاهش قدرت تفکر یا تمرکز، یا احساس بلاتصمیمی، تقریبا هر روز (چه طبق گزارش بیمار از احساس ذهنی خود ، چه بنابر مشاهده دیگران).
افکار عود کننده ای درباره مرگ (نه فقط ترس از مردن)، فکر مکرر خودکشی بدون هیچ نقشه خاصی، اقدام به خودکشی، یا داشتن نقشه ای معین برای انجام خودکشی.
(ب) علایم مذکور واجد ملاک های دوره مختلط نباشد.
(پ) علایم از نظر بالینی رنج و عذاب چشمگیری برای بیمار ایجاد کرده باشد و یا کارکردهای او را در حوزه های اجتماعی، شغلی، یا سایر حوزه های مهم زندگی مختل کرده باشد.
(ت) علایم ربطی به اثرات جسمی مستقیم یک ماده (مثلا ماده ای که مورد سوء مصرف قرار می گیرد، یا یک دارو) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل کم کاری تیروئید) نداشته باشد.
(ث) داغدیدگی، توجیه بهتری برای علایم نباشد، یعنی به دنبال از دست رفتن فرد محبوب، علایم بیش از دو ماه طول کشیده باشد، یا مختل شدن واضح کارکردها، اشتغال ذهنی شدید با احساس بی ارزشی، فکر خودکشی، علایم روانپریشی، یا کندی روانی– حرکتی به شکلی مشخص وجود داشته باشد.
جدول 1-2: خصیصه ها و رفتار افسردگی (آزاد،1378)