اعتیاد به مواد مخدر و کودکان و نوجوانان

عمده ترین نماد جهانی حاشیه نشینی سیمای نامطلوب آن است که احساس و وجدان و دیدگان آدمی را می آزارد، ساختمان ها تخریب شده و فرسوده شده نشان می دهد. گذرگاه ها و معابر پرپیچ و خم و کم عرض بوده و معمولا راه دسترسی خودروهای امداد اعم از آتش نشانی، اورژانس و پلیس در مواقع بروز حوادث و خطرات وجود ندارد.
باوجود استعداد ها و توانمندی های موجود در شهرستان اهواز کمترین توجه به آن نسبت به سایر مراکز استان ها و کلان شهرها شده است. شهرستان اهواز به عنوان مرکز استان 35 درصد جمعیت این استان را شامل می شود و از لحاظ وسعت بعد از تهران دومین شهر است و بالغ بر یک میلیون و 400 هزار نفر جمعیت دارد. 79 درصد جمعیت شهری و 21 درصد جمعیت روستایی را داراست. این شهرستان به عنوان مرکز صنایع مادر محسوب می شود و علیرغم این استعداد ها و  توانمندی هایی که در آن وجود دارد کمترین توجهی به آن نسبت به سایر مراکز استان ها و کلان شهرها نشده است. چهره شهر اهواز به عنوان مرکز استان در شأن استان خوزستان نیست. مشکل آب های سطحی در سطح شهر اهواز وجود دارد به گونه ای که اگر 10 تا 15 میلی متر باران ببارد، معابر و منازل بسیاری از نقاط شهر اهواز که یک سوم جمعیت شهر را داراست و فاقد امکانات اولیه است باید فکری اساسی و کاری جدی و عملی صورت گیرد. (روزنامه فرهنگ جنوب، شماره 751، مصاحبه با فرماندار اهواز).
3 -پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامتی
حاشیه نشین ها فاقد بهداشت عمومی و خصوصی در حد و اندازه استانداردهای جهانی و حتی ملی هستند و اقدام علیه بهداشت عمومی و محیط زیست در چنین مناطقی شایع است. انباشت زباله ها و عدم جمع آوری آنها، جریان فاضلاب منازل در کوچه ها و عدم دفع بهداشتی آن، آلودگی های صوتی و آلودگی هوا و غیره در این محلات مشهود است.
تراکم بالای جمعیتی در کنار فقدان امکانات شهری باعث شده است که از لحاظ بهداشتی مناطق حاشیه ای شهرها در وضعیت وخیمی به سر ببرند. آمار بالای بیماریهای واگیردار و بیمارهای پوستی و گوارشی گواهی بر این مشکل عمده مناطق حاشیه ای شهرهای ایران است.
4- فقدان شغل رسمی و درآمد کافی
اکثر خانواده های حاشیه نشینی شغل رسمی برای تامین معاش خود ندارند و چون این افراد عموما فاقد مهارت و تخصص و سرمایه گذاری می باشند به مشاغل کاذب و بعضاً مجرمانه مثل دست فروشی، کوپن فروشی، تکدی گری، زباله دزدی ، خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی روی می آورند. بر حسب آماری های موجود حدود 20 درصد افراد این مناطق فاقد شغل می باشند.
5- وجود خرده فرهنگ های خاص مناطق کوچک
در مناطق حاشیه نشین خرده فرهنگ های خاص مناطق کوچک هر یک از خانوارها که قبلا ساکن آن بودند مشاهده می شود و اجتماعاتی در دل جامعه رخ عیان می کند. این فرهنگ ها بسیار دیر جذب فرهنگ های شهری می شوند و این امر و نیز فقر فرهنگی افراد امکان نفوذ از نظر فرهنگی و اجتماعی را در آنها برای اجرای برنامه های مختلف اجتماعی ، چون بهداشت و تنظیم خانواده و غیره مشکل می کند. خصایص کنش روستایی که سنخیتی با زیست شهر ندارد، به شاکله عقیدتی زیست شهری مبدل می شود.
6- تراکم جمعیت
ترکیب سنی جمعیت در این مناطق نشان می دهد که علی رغم جوان بودن بیشتر رؤسای خانواده ها بعد خانواده وسیع است . متوسط تعداد جمعیت هر خانوار حدود 5/4 درصد می باشد که با در نظر گرفتن مساحت کم منازل موجود در مناطق حاشیه نشینی به تراکم بیش از حد جمعیت در این مناطق پی خواهیم برد.
7- فقدان یا کم بودن امکانات آموزشی و رفاهی و پایین بودن سطح سواد و تحصیلات.
در حاشیه شهرهای  ایران ، آموزش و پرورش به بدوی ترین شکل ممکن رواج دارد، به این معنا که عدم تخصیص بودجه متناسب برای امر آموزشی و پرورش این نقاط جدای از آنکه باعث کم سواد شدن حاشیه نشینان شده است، موجب گردیده که تا فرآیند جامعه پذیری ، در میان کودکان و نوجوانان حاشیه نشین فرآیندی ناقص و عقیم باشد نقصانی که در رشد بالای انحرافات اجتماعی نمود می یابد. به صورت خلاصه به لحاظ پایین بودن سطح آگاهی و مشکلات معیشتی و فقدان امکانات آموزشی و غیره نرخ با سوادی بسیار پایین است.
حدود 5/2 درصد افراد این مناطق میزان تحصیلات خود را در سطح دیپلم و فوق دیپلم بیان کرده اند. و افت تحصیلی خود را در آموزشی شدیدی در این مناطق دیده می شود. نمونه فقدان امکانات آموزشی طرح تعطیلی بعضی مدارس حاشیه تهران و یک روز درمیان تشکیل شدن کلاس ها برای دانش آموزان بود که در رسانه ها مطرح شد.
8- اعتیاد
از عوامل گرایش به اعتیاد ، فقر، بیکاری، فقدان برنامه صحیح جهت پرکردن اوقات فراغت، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و در دسترسی بودن مواد مخدر را می توان نام برد. معمولاً در مناطق حاشیه نشین بسیاری از این عوامل قابل رویت است و بدان جهت اعتیاد به مواد مخدر در بین جوانان این مناطق و همچنین خرید و فروش مواد افیونی روز به روز افزایش می یابد.
9- منبع و مرکز انحرافات و کجروی های اجتماعی
مارشال کلینارد می گوید : حاشیه نشینی مساله و عارضه ای شهری است و منشاء عمده بزهکاری و جرم می باشد. آسیب های اجتماعی، سهم بالایی از وقوع جرم و جرائم در کشور به حاشیه نشینان اختصاص یافته است، به دلیل عدم تطابق هنجاری و نائل نشدن به یک شناخت اجتماعی حاشیه نشینان و همچنین سطح نازل معیشت اقتصادی این طبقه اجتماعی، یک نوع انحرافات نهادینه شده در کنش آنها به چشم می خورد، قاچاق مواد مخدر و جنایت های مبتنی بر هیچ انگاری ارزش های اجتماعی از موارد قابل ذکر هستند.
فقر و ناتوانی یا عدم تمایل بازار رسمی اقتصاد شهر، به جذب حاشیه نشینان، آنان را به بازار فعالیتهای غیررسمی می کشاند. بازاری که بخشی از محصولات آن در زمره امور ممنوع و بزهکارانه مثل مواد مخدر، دزدی، فحشاء هستند. کمبود یا فقدان مراکز تامین خدمات امنیتی و  انظباتی مانند پاسگاه ها و کلانتری ها در این مناطق آنها را بدل به مراکز امن و خالی از نظر برای افراد و گروههایی کرده است که به شیوه های بزهکارانه ارتزاق می نمایند.رواج مشاغل کاذب و غیررسمی فقر مفرط اقتصادی و همچنین عدم مهارت فنی در میان مهاجران حاشیه نشین ایران، مشاغلی را رواج داده که در متن زیست شهری به وضوح قابل رویت است، دستفروش قاچاق، کالا، دلالی های کاذب امروز نه تنها در حاشیه شهر بلکه در متن شهرها نیز نمود تام دارد. سطح نازل آموزش و پرورش و سواد در حاشیه شهرهای ایران، آموزش و پرورش به بدوی ترین شکل ممکن رواج دارد ، به این معنا که عدم تخصیص بودجه متناسب برای امر آموزش و پرورش این نقاط جدای از آنکه باعث کم سواد شدن حاشیه نشینان شده است، موجب گردیده که تا فرآیند جامعه پذیری ، در میان کودکان و نوجوانان حاشیه نشین فرآیندی ناقص و عقیم باشد نقصانی که در رشد بالای انحرافات جامعه نمود می یابد.
10- آشوب های اجتماعی
حاشیه نشینی جایگاهی در امنیت ملی نیز دارد به خصوص در جهانی که قسمت اعظم سرکردگان آن حامی ما نیستند و ما برای آنها وصله ناجور محسوب می شویم. افراد سنین جوان با توجه به احساس محرومیت نسبی و عدم توانایی ارضای نیازهای خود به صورت بالقوه به ناراضی هایی تبدیل می شوند که ممکن است با وقوع هر حادثه ای یا با سازماندهی شدن به وسیله ارازل و اوباش و یا در قالب موب ها به بر هم زدن امنیت عمومی و اخلال دست بزنند. این مسئله محدود به ایران یا استان خوزستان و کلان شهر اهواز نیست و حتی شورش های فرانسه در سال 2005 و 2007 نیز به نوعی متاثر از این مسئله بود. به ویژه وقتی موب ها از یک قومیت خاص یا یک مذهب خاص باشند. بعضی از تحلیل گران حاضر در فرانسه به صورت نمونه احساس هویت دینی و آپارتاید مذهبی در فرانسه را از عوامل دامن زده شدن به احساس محرومیت نسبی و به تبع آن نارضایتی در فرانسه می نامند.
11- پیامدهای اجتماعی
هویت قومی، پایبندی به سنت ها، فقدان تخصص، بی سوادی و کم سوادی، درآمد پایین و به خصوص فرهنگ مستقل حاشیه نشینی، منشاء و محل تجمع کودکان فراری، کودکان خیابانی و کارتن خواب ها، گروه گرایی و قوم گرایی شدید و همکاری با هم در فراز قانون و عدم همکاری با مامورین انتظامی و مامورین انتظامی و مامورین دولت.
12 -پیامدهای فرهنگی
فرهنگ قانون گریزی، ضعف در تعلق به هویت شهری، واگرایی شدید نسبت به قوانین شهری، انزواطلبی، احساس غریبه بودن و بیگانگی، اختلال در هویت ( این پدیده را برای اولین بار در جهان غرب روبروت ا. سی. پارک آمریکایی از سردمداران جامعه شناسی شیکاگو، شاگرد جرج زیمل و نیز ایورت استونگویست، شاگرد پارک تحت عنوان مهاجرت انسانی و منازل حاشیه نشین مورد مطالعه قرار دادند. از نظر آنها، انسان حاشیه نشین شخصیتی ا ست که از حاصل برخورد یا پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت و احیاناً متخاصم ظهور می یابد. به نظر آنها او آشنای بیگانه ای است که نسبت به دو نظام فرهنگی احساس کاملاً متعلق و متمایل نمی داند (مثنوی، عطاء  الله ) .