دانلود پایان نامه

نام فرضیه شرح فرضیه نوع رابطه نتیجۀ ازمون
اول بین ترکیب سهامداران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود دارد. مثبت تایید
دوم بین ترکیب سهامداران حقیقی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود دارد. مثبت تایید
سوم بین ترکیب سهامداران مدیریتی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود دارد. …. رد
چهارم بین تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود دارد. مثبت تایید
5-2-2) خلاصه ی از نتایج تجزیه و تحلیل داده ها (آزمون فرضیات)
از آنجایی که سرمایه گذاران نهادی بزرگترین گروه سهامداران را تشکیل می دهند، مشابه با مطالعات انجام شده در دهه جاری، در این تحقیق «ترکیب سهامداران نهادی»، «ترکیب سهامداران حقیقی»، «ترکیب سهامداران مدیریتی» و « تمرکز مالکیت سهامداران» به عنوان متغیرهای مستقل و «عدم تقارن اطلاعاتی» به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد.
فرضیه اول: به بررسی رابطه بین ترکیب سهامداران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی می پردازد؛ در آزمون مدل مربوط به فرض اول توسط آزمون همبستگی پیرسون، مقدارsig (سطح معنی داری) محاسبه شده سرمایه گذاران نهادی (018.) بیانگر وجود رابطه بین سطح سرمایه گذاران نهادی کل و عدم تقارن اطلاعاتی درسطح اطمینان 95/0 است. بنابراین سرمایه گذاران نهادی توانسته است بر متغیر وابسته (عدم تقارن اطلاعاتی) تاثیر بگذارد. بنابراین، در فرضیه اول فرض H0 رد شده و فرض H1 پذیرفته می شود به این معنی که بین ترکیب سهامداران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد . در نهایت با توجه به تایید فرض H1 می توان به این نتیجه دست یافت که سهامداران نهادی بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر دارد .
فرضیه دوم: بین ترکیب سهامداران حقیقی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود دارد؛ سطح معنی داری میزان مالکیت سهامداران حقیقی (013.) بیانگر وجود رابطه بین سرمایه گذاران حقیقی و عدم تقارن اطلاعاتی درسطح اطمینان 95/0 است. بنابراین، در فرضیه دوم فرض H0 رد شده و فرض H1 پذیرفته می شود به این معنی که بین ترکیب سهامداران حقیقی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. در نهایت با توجه به تایید فرض H1 می توان به این نتیجه دست یافت که سهامداران حقیقی بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر دارد .
فرضیه سوم: بین ترکیب سهامداران مدیریتی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود دارد؛ سطح معنی داری میزان مالکیت سهامداران مدیریتی (063.) بیانگر عدم وجود رابطه بین سرمایه گذاران مدیریتی و عدم تقارن اطلاعاتی درسطح اطمینان 95/0 است. بنابراین در فرضیه سوم سرمایه گذاران مدیریتی در نمونه انتخابی محقق نتوانسته است بر متغیر وابسته (عدم تقارن اطلاعاتی) تاثیر بگذارد. بنابراین، در فرضیه سوم فرض H1 رد شده و فرض H0 پذیرفته می شود به این معنی که بین سهامداران مدیریتی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود ندارد. در نهایت با توجه به رد فرض H1 می توان به این نتیجه دست یافت که سهامداران مدیریتی بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر ندارد .
فرضیه چهارم: میان میزان تمرکز مالکیت سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود دارد؛ سطح معنی داری میزان تمرکز سهامداران (009.) بیانگر وجود رابطه بین تمرکز مالکیت سهامداران و عدم تقارن اطلاعاتی درسطح اطمینان 95/0 است. بنابراین، در فرضیه دوم فرض H0 رد شده و فرض H1 پذیرفته می شود به این معنی که بین تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. در نهایت با توجه به تایید فرض H1 می توان به این نتیجه دست یافت که تمرکز مالکیت بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر دارد .
5-3) نتیجه گیری
در تحلیل و نتیجه گیری نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه اول همانگونه که در ادبیات تحقیق به آن اشاره شد، سرمایه گذاران نهادی میل و تقاضای بیشتری برای افشا دارند. نهادها به طور مستمر شرکت را برای ارائه اطلاعات دقیق و صریح در مورد سود آتی مورد کنکاش قرار می دهند. با توجه به ادبیات تحقیق و تئوری های موجود در این زمینه انتظار می رود، نهادها به افشا و بررسی مستمر از شرکت برای پیش بینی سود آتی بپردازند. بنابراین بر اساس نظریه های موجود رابطه ای مستقیم بین سطح سرمایه گذار نهادی و تمایل شرکت به ارائه پیش بینی، دقت و صراحت پیش بینی وجود داشته باشد و از خوش بینی مدیریت در پیش بینی های ارائه شده بکاهد (فخاری ، 11،1391) ، (نوروش، 17،1388).
در تحقیق پیش رو رابطه معنی داری بین سطح سرمایه گذار نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی مشاهده گردید. و با توجه به مثبت بودن ضریب خط متغیر مذکور در خروجی های تحلیل رگرسیون مورد توجه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه نتایج تحقیقات مشابه صورت گرفته در این زمینه توسط جاکوبسون و آکر (2008) و همچنین جیانگ و کیم (2007) نشان می دهد، هر میزان سطح مالکیت نهادی در شرکتهای ژاپنی افزایش می یابد، عدم تقارن اطلاعات کمتری بین مدیران شرکت و سایر اشخاص ذینفع در بازار وجود خواهد داشت. بنابراین در شرکتهایی که میزان مالکیت نهادی در آن ها بیشتر است ، قیمت سهام اطلاعات مرتبط با سودهای آتی را سریع تر از شرکتهایی که مالکیت نهادی کمتری دارند ، منعکس می کند (فخاری و حسینی کردخیلی ، 12،1391).
در ادامه تحلیل نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه های دوم و سوم و چهارم و بر اساس نظریه های مطرح شده در فصل دوم، انتظار می رود در بازارهای نوظهور، رابطه مستقیمی میان تمرکز مالکیت و عدم تقارن اطلاعاتی برقرار باشد. در این ارتباط، با توجه به این که در بازارهای نوظهور اطلاعات نهانی معمولاً قبل از افشای عمومی به بازار درز می کند، این احتمال وجود دارد که گروهی از معامله گران که ارتباط نزدیکی با افراد درون سازمانی دارند، اطلاعات بیشتری نسبت به سایر افراد برون سازمانی داشته باشند که یکی از متخصصان بازار سرمایه با نگه داشتن تعداد زیادی از سهام در نزد خود باعث افزایش دامنه اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش می گردند. دیگری سهام با قیمت پایین که به دلیل ایجاد ناپیوستگی در قیمت سهام، سفارشات را محدود و در نتیجه باعث افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش میگردند (برنچ و فرید ، 2012). بنابراین مزایای اطلاعاتی ساختارهای مالکیتی متمرکز الزاماً محدود به افراد درون سازمانی نمی باشد. در این بازارها، زمانی که شرکت ها از ساختار مالکیت متمرکزی برخوردار می باشند تضاد میان کنترل شرکت و ادعا بر سر جریان‏های نقدی تشدید پیدا می کند. بطوری که عموماً مالکین عمده قادر می‏باشند با کنترل سهامداران دیگر، از منابع شرکت به نفع خود و به هزینه سهامداران اقلیت بهره‏برداری نمایند (جنینگز و همکاران ، 2002). پس انتظار می رود این شرکت ها و سهامداران عمده آنها در راستای پنهان کردن رفتارهای فرصت طلبانه خود، اطلاعات کمتری افشا نمایند که این امر به نوبه خود می تواند منجر به تشدید پدیده عدم تقارن میان سهامداران متمرکز و دیگر سهامداران برون سازمانی شود (چن و همکاران، 2009). ولی نتایج آزمون فرضیه سوم بیانگر عدم رابطه بین میزان سهامداران مدیریتی با عدم تقارن اطلاعاتی می باشد.
نتایج بدست آمده از تحقیق پیش رو بیانگر عدم همراهی نتایج تحقیقات مشابه صورت گرفته داخلی می باشد. بگونه ای که تحقیقاتی همچون نوروش و ابراهیمی کردلر(1388)، که به نقش سرمایه گذاران شرکتی در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند نشان می دهد که شرکت های با درصد بالای سهامداران شرکتی، نسبت به شرکت های با درصد پایین سرمایه گذاران شرکتی، اطلاعات بیشتری در رابطه با سودهای آتی را گزارش کرده اند و در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری در شرکت های با مالکیت شرکتی کمتر مشاهده شده است. و نتایج کلی پژوهش حاکی از وجود ارتباط معنی دار بین مالکیت نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی شرکت هاست. همچنین تحقیق کاظمی و محمدنژاد (1390)، به بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر عدم تقارن اطلاعاتی و عملکرد مالی شرکتها پرداختند. یافته های تحقیق آنها نشان می دهد که بین مالکیت نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی و معناداری وجود دارد بطوری که هرچه میزان مالکیت نهادی افزایش یابد، ارائه اطلاعات به دست مدیران شرکت به افراد مرتبط در بازار نیز افزایش می یابد. به عبارتی دیگر، افزایش مالکیت نهادی باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شود، که این امر موجب کارایی بازار از نظر اطلاعات خواهد شد.
5-4) پیشنهادهای تحقیق
5-4-1) پیشنهادهای مبتنی بر نتایج حاصل از فرضیه های تحقیق
براساس یافته های تحقیق حضور و تمرکز سهامداران نهادی بطورجداگانه تاثیر و نقش مثبتی بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکتهای انتخاب شده در نمونه مورد بررسی می گذارند. بنابراین به سرمایه گذاران توصیه می شود به متغیر ترکیب سهامداران توجه نموده و آن را در تصمیم گیری های خود لحاظ کنند. در همین راستا به سازمان بورس پیشنهاد می شود که اطلاعات مربوط به سهامداران نهادی را در اختیار استفاده کنندگان از صورتهای مالی قرار دهد.
پیشنهادهای مبتنی بر نتایج فرضیه اول: نتیجه حاصل از این فرضیه در این تحقیق مطابق نتایج تحقیقات انجام شده تاکنون می باشد. باتوجه به نتایج حاصل از فرضیه اول که مورد قبول واقع گردید پیشنهاد می گردد ترکیب سهامداران نهادی و میزان نفوذ این گروه بر اداره شرکت در گزاراشات مالی افشا گردد. در همین راستا درجه افشا اختیاری برای شرکتهایی که دارای سهامداران نهادی هستند و انتظار می رود این سهامداران بتوانند بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت تاثیر بگذارند، توسط سازمان بورس اوراق بهادار بیشتر گردد تا نوع و تاثیر این سهامداران در اختیار استفاده کنندگان قرار گیرد.
پیشنهادهای مبتنی بر نتایج فرضیه دوم: نتیجه حاصل از این فرضیه در این تحقیق مطابق نتایج تحقیقات انجام شده تاکنون می باشد. باتوجه به نتایج حاصل از فرضیه دوم که مورد قبول واقع گردید پیشنهاد می گردد با توجه به اینکه سهامداران فعال زیر مجموعه سهامداران نهادی می باشند، و از طرفی رابطه سهامداران نهادی با عدم تقارن اطلاعاتی شرکت مورد تایید قرار گرفت. پیشنهاد می گردد هر چه بیشتر بر افشا اختیاری آنی نوع شرکتها تاکید گردد تا نقش سهامداران حقیقی توضیح داده شود.
پیشنهادهای مبتنی بر فرضیه سوم: نتیجه حاصل از این فرضیه در این تحقیق معکوس نتایج تحقیقات انجام شده تاکنون می باشد و باتوجه به نتایج حاصل از فرضیه سوم که رد گردید پیشنهاد می گردد با توجه به اینکه سهامداران مدیریتی زیر مجموعه ترکیب سهامداران می باشند، و از طرفی رابطه ترکیب سهامداران نهادی با عدم تقارن اطلاعاتی شرکت مورد تایید قرار گرفت، انتظار می رود سهامداران نهادی نیز با معیارهای عدم تقارن اطلاعاتی رابطه نداشته باشد. بنابراین پیشنهاد فرضیه اول را در این خصوص، نیز صدق کرده و پیشنهاد می گردد هر چه بیشتر بر افشا اختیاری آنی نوع شرکتها تاکید گردد تا نقش سهامداران مدیریتی توضیح داده شود.
پیشنهادهای مبتنی بر فرضیه چهارم: نتیجه حاصل از این فرضیه در این تحقیق معکوس نتایج تحقیقات انجام شده تاکنون می باشد پیشنهاد می گردد با توجه به اینکه تمرکز مالکیت زیر مجموعه سهامداران نهادی می باشند، و از طرفی عدم رابطه سهامداران نهادی با عدم تقارن اطلاعاتی شرکت مورد تایید قرار گرفت، انتظار می رود سهامداران نهادی نیز با معیارهای عدم تقارن اطلاعاتی رابطه نداشته باشد. بنابراین پیشنهاد فرضیه اول را در این خصوص، نیز صدق کرده و پیشنهاد می گردد هر چه بیشتر بر افشا اختیاری آنی نوع شرکتها تاکید گردد تا نقش سهامداران نهادی توضیح داده شود.
در نهایت پیشنهاد می گردد ضمن واگذاری سهام شرکت ها به سرمایه گذاران نهادی، از تمرکز مالکیت آن ها در شرکت ها جلوگیری، و با ایجاد تنوع بین مالکان امکان رقابت بین آن ها ایجاد شود. اول، از این طریق اعمال نظارت بر عملکرد مدیریت انجام می شود و درثانی ضمن انتقال اطلاعات از سوی آن ها به بازار، کارایی اطلاعاتی بازار بهبود می یابد. و همچنین پیشنهاد می شود سازمان ها و مراجع ذیربط، اقدام به برقراری قواعد افشای اضافی به منظور ایجاد توازن اطلاعاتی در بازار سرمایه نمایند. از طرف دیگر مداخله نظارتی نیز به گونه ای باشد که اطمینان حاصل شود که اطلاعات به عنوان مبنای معاملات، به گونه ای در دسترس استفاده کنندگان قرار می گیرد که مطابق با کارآیی بازار، انصاف و بیطرفی و حمایت از سرمایه گذاران است. چرا که آگاهی در مورد ترکیب ساختار حقوق صاحبان سهام برای سرمایه گذاران مهم تلقی می شود.