استانداردهای حسابداری و واکنش سرمایه گذاران

چرا که رفتارهایی که بر تصمیمات سرمایه گذاری مشارکت کنندگان در بازار تأثیر می گذارند از اهمیت ویژهای برخوردار هستند. به ویژه در دهه اخیر، محققین مالی سعی در تبیین و یافتن علل موارد خاص با کمک سایر علوم همانند روانشناسی، علوم اجتماعی و فیزیک داشته اند، استفاده از ” دستاوردهای روانشناسی در نظریه پردازی های اقتصادی منجر به شکل گیری گرایش مالی رفتاری” گردید.
1-2- تشریح و بیان مساله
شاید هیچ موضوعی در ادبیات مالی اخیر، بحث برانگیزتر از این سوال نباشد که آیا سرمایهگذاران در تعیین قیمت سهام، منطقی عمل می کنند یا خیر؟ به عبارت دیگر،سرمایهگذارن در این بازارها نسبت به اطلاعات جدید واکنشی بیش از حد و یا کمتر از حد مورد انتظار نشان میدهند. واکنشهای بازار سهام به آگهیها و اخبار متفاوت است و در برخی موارد واکنش افراد عقلایی نیست و سبب ناهنجاریهایی از جمله افزایش بیش از حد یا کمتر ازحد قیمت میشود. اگر چه بازار پس از گذشت زمان به اشتباه خود پی می برد و به حالت تعادل برمی گردد، با این وجود چنین رفتاری نوعی رفتار غیرعقلایی در بازار محسوب میشود که میتواند پاسخ منفی نسبت به عدم اطمینان درک شده توسط سرمایهگذاران باشد. انتظارات افراد تابع پیش بینیهای آنها است که گاهی از اوقات ناکارآمد است. فهم منبع این ناکارآمدی ها، میتواند کاربردهای مهمی برای مطالعه در زمینه عقلانیت سرمایهگذاران و کارایی بازار داشته باشد ( محمودی،1390، ص22).
یکی از مفاهیم اصلی در حوزه های مالی رفتاری، تئوری چشم انداز و نقطه مرجع می باشد. تئوری چشم انداز از سوی کاهنمن و تیوِرسکی در سال 1979 ارائه شد. آنان در قالب این نظریه نشان دادند که”میزان رضایتمندی حاصل از میزان معینی سود، کمتر از عدم رضایتی است که از همان مقدار زیان بدست می آید”. تئوری چشم انداز بوسیله تابع ارزش توضیح داده می شود. تابع ارزش ، منحنیS شکلی است که دارای یک نقطه مرجع می باشد. نقطه مرجع تعیین کننده ریسک پذیر یا ریسک گریز بودن سرمایه گذاران می باشد به گونه ای که در زیر نقطه مرجع، سرمایه گذاران ریسک پذیر و بالای آن ریسک گریز هستند (ویسبورد ، 2013).
تئوری چشم انداز و نقطه مرجع یکی از مباحث مطرح در پارادایم مالی رفتاری می باشد که توصیف کننده موقعیت افراد در زمان تصمیم گیری است. شواهد تجربی بیانگر آن است که سرمایه گذاران در تصمیمات خرید و فروش، نقاطی را به عنوان نقاط مرجع سود و زیان خود بر می گزینند. در صورتی که قیمت پایین تر از نقطه مرجع باشد، فروش خود را به تعویق می اندازند و در نتیجه حجم معاملات نیز کاهش می یابد و اگر قیمت بالاتر از نقطه مرجع باشد، اقدام به فروش سهم می کنند که افزایش حجم معاملات را در پی دارد. شواهد بیانگر آن است که سرمایه گذاران در تصمیمات خرید و فروش نقاطی را به عنوان نقاط مرجع سود و زیان خود انتخاب میکنند. هرگاه قیمت پایین تر از نقطه مرجع باشد، فروش خود را به تعویق می اندازند و در نتیجه حجم معاملات نیز کاهش می یابد و اگر قیمت بالاتر از نقطه مرجع باشد، اقدام به فروش سهم می کنند که افزایش حجم معاملات را در پی دارد. از جمله مواردی که در تحقیقات گذشته به عنوان نقطه مرجع مورد بررسی قرار گرفته است، قیمت سقف و کف سهام در یکسال گذشته و قیمت تمام شده خرید بوده است. اکثر تحقیقات انجام شده در بورس های توسعه یافته، تأیید کننده این نقاط به عنوان نقاط مرجع بوده است (ویسبورد، 2013).
سرمایهگذار با خرید برگه سهام، ریسک میپذیرد و بازده به دست میآورد پس مهمترین عواملی که در تصمیمگیری برای خرید اوراق بهادار موثر است بازده و ریسک آن در مقایسه با سایر فرصتهای سرمایهگذاری است. به همین ترتیب، بازده و ریسک هر برگه سهام قابل مقایسه با سایر اوراق بهادار می باشد. دو دسته عوامل داخلی و خارجی بر بازده سهام تأثیر می گذارد.عوامل خارجی شامل: چرخههای اقتصادی، تورم، مقررات دولتی، رقابت سیاستهای اقتصادی کشور، اوضاع سیاسی و اقتصادی و… و عوامل داخلی شامل تصمیمات مدیریت سیستمهای داخلی واحد تجاری، اندازه شرکت میباشد.به منظور تشویق سرمایه گذار، سرمایهگذاری باید به طور بالقوه نرخ بازده مثبت داشته باشند.این امر باعث خواهد شد که سرمایهگذار در آینده، ثروت بیشتری کسب کند و در نتیجه (در مقایسه با امکان یا فرصت مصرف کنونی) از امکانات و فرصتهای بیشتری بهرهمند گردد، از این رو انتظار کسب بازده موجب میشود که سرمایهگذار مصرف خود را به تعویق اندازد. سود سهام تأثیر مثبت و منفی در رفتارسرمایهگذاران در هنگام خرید و فروش سهم دارد و از این جهت به عنوان یک پارامتر اصلی مدنظر است (صادق پور، 1384).
اطلاعات یک وسیله و ابزار راهبردی مهم در تصمیمگیری محسوب میشود و کیفیت تصمیمات نیز بستگی به صحت، دقت و بههنگام بودن اطلاعاتی دارد که در زمان تصمیمگیری در اختیار افراد قرار دارد. در بازارهای مالی، این اطلاعات میتواند به صورت نشانهها، علائم، اخبار و پیشبینیهای مختلف از داخل یا خارج شرکت انعکاس یابد و در دسترس قرار گیرد و باعث ایجاد واکنشها و در نتیجه تغییراتی در قیمتهای سهام می گردد (راعی و تلنگی،1383).
رفتار سرمایهگذاران در بورس، نحوه تصمیمگیری، تخصیص منابع پولی، قیمت گذاری وارزیابی، بازده شرکتها را تحت تأثیر قرار میدهد. شرایط مبهم و اشتباهاتی که در روانشناسی انسان ریشه دارد، باعث میشود سرمایهگذاران اشتباهاتی در شکلدهی انتظارات خود داشته باشند و در نتیجه رفتارهای خاصی در هنگام سرمایهگذاری در بازارهای مالی از خود بروز دهند (سینایی، 1388).
یکی از معیارهای اساسی برای تصمیمگیری در بورس، بازده سهام است، بازده سهام خود به تنهایی دارای محتوای اطلاعاتی است و بیشتر سرمایهگذاران بالفعل و بالقوه در تجزیه و تحلیل مالی و پیش بینیها ازآن استفاده مینمایند (قائمی،1385).
در یک بازار کارا قیمت اوراق بهادار منعکسکننده مجموعه ای از همه اطلاعات موجود بوده و اطلاعات جدید به سرعت بر روی قیمت اوراق بهادار اثر میگذارد و سرمایهگذاران با توجه به اطلاعات در دسترس و انتظاری که از بازده اوراق بهادار در آینده تصمیمگیری میکنند. بنابراین بازار کارا نسبت به اطلاعات جدید حساس است به طوری که اطلاعات، هسته اصلی بازار کارا را تشکیل داده و بر مبنای آن به سه شکل ضعیف، نیمه قوی و قوی تقسیم میشود. پیشبینی درآمد خالص و ناخالص هر سهم که اصطلاحاً سود برآوردی هر سهم، نامیده میشود اطلاعات تازهای از وضعیت شرکتها است که توسط تحلیلگران، سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن تصمیمگیری نسبت به خرید یا فروش یک سهم انجام میگردد (جهانخانی و صفاریان، 1382).
سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی انتظار دارند که شرکت ها به پیش بینی های انجام یافته برسند و مغایرتی نداشته باشند، این مهم برای شرکت هایی که قابل اتکاءتر هستند، بیشتر صادق است.تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران از انحراف میان مقادیر سود پیش بینی شده و واقعی بسیار ناخشنود خواهند شد (کولینگ وود ،2001).
از مغایرت ها و انحراف میان مقادیر سود پیش بینی شده و سود واقعی اعلام شده در صورتهای مالی در خصوص با مدیریت سود، بیشتر استفاده می شود.در مغایرت منفی،سرمایه گذاران یا صاحبان سود، مدیریت سود را تقلب می دانند در حالی که در مغایرت مثبت ، مدیریت سود را اقدامی بدون مشکل و طبق صلاحدید مدیریت قلمداد می نمایند (فریدسون و همکاران،2002).
بازی با «ارقام مالی» (نامی که گاهی اوقات برای مدیریت سود به کار می رود)، می تواند تاثیر کاملا منفی، در هنگام کشف شدن باقی گذارد.با استفاده از حسابداری مدیریت سود، مدیریت می تواند تصورات سایرین نسبت به عملکرد شرکت خویش تغییر دهد.ارزیابی قدرت سود آوری شرکت ممکن است به اشتباه تعبیر شود و باعث تعیین نا مناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه شود.هنگامی که اشتباهاتی کشف می شود، شرکت دیگر اطمینان بازار را به دست نخواهد آورد و این باعث کاهش شدید قیمت اوراق بدهی و سرمایه شرکت خواهد شد (ایرج نوروش،1384).
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
مطمئنا با گسترش تجارت و صنعت و ایجاد فاصله بین مالکان و مدیران بنگاهها، وجود تضاد در منافع مدیران و مالکان بوضوح قابل درک است و این تضاد ناشی از متفاوت بودن اهداف آنان است. بطوریکه هر یک ازطرفین سعی دارند منافع خود را حداکثر نمایند (کاپوپولوس و لازارتو، 2007).
ازآنجایی که سنجش میزان کارآیی و موفقیت واحدهای انتفاعی تا حد زیادی بر مبنای رقم سود تعیین می شود، لذا مدیران سعی می کنند رشد سود را حفظ کنند. خبر عدم موفقیت شرکتی در رسیدن به سود مورد انتظار به سرعت باعث کاهش قیمت سهام می شود. شرکت هایی که به انتظارات سود خود دست می یابند از طرف سرمایه گذاران مورد استقبال قرار می گیرند. توجه بیش از حد به رقم سود خالص باعث شده استفاده کنندگان از این نکته غافل باشند که رقم نهایی سود، حاصل یک فرایند طولانی حسابداری است که در هر مرحله از آن امکان اعمال نظر توسط مدیران وجود دارد. از طرف دیگر استانداردهای حسابداری نیز در برخی موارد راه گریزی را در زمان بندی و اندازه گیری درآمدها و هزینه ها فراهم کرده است. توجه بیش از حد سرمایه گذاران به سود خالص به مدیریت این انگیزه را داده است تا به منظور حفظ رشد پایدار سود، در بکارگیری استانداردهای حسابداری به صورت سلطه جویانه ای عمل کند (چان و همکاران ، 2001).
گول و تاکور (2003)، به این نتیجه رسیدند که اکثریت سرمایه گذاران، در سررسیدهای آتی نیاز به نقدینگی دارند و مجبور هستند سهام خود را به فروش برسانند. آنها دریافتند زمانی که تغییرپذیری جریانات نقدی و به تبع آن ناپایداری سودهای گزارش شده بالاست؛ زیان مورد انتظار برای سهامدارانی که برای دسترسی به نقدینگی سهام خود را می فروشند، بیشتر خواهد بود. در نتیجه محتوای اطلاعاتی اخبار سود شرکتها بر واکنش سرمایه گذاران و به دنبال آن به حجم مبادلات سهام در بازار مؤثر خواهد بود. تحقیق حاضر، بطور مشخص به بررسی رفتار سرمایه گذاران ریسک پذیر در مواجه با سودهای غیرمنتظره و بازده غیرعادی و در نتیجه تغییر در حجم مبادلات سهام در بازار سرمایه متمرکز شده است.
حسابداری تعهدی و تهیه صورت های مالی مبتنی بر اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری سبب تسهیل و افزایش دقت تحلیل عملکرد مالی شده و شرکت ها در راستای ارائه اطلاعات در بازارهای کارا دارای انگیزه شده و با یکدیگر در رقابت هستند. با توجه به چنین نگرشی واضح است که تصور کنیم مدیریت سودی که بیش از حد مورد انتظار باشد، سبب ناتوانی سرمایه گذاران در ارزیابی منطقی عملکرد شرکت ها بر اساس یک چارچوب مشخص می شود. اگر صورت های مالی ارائه شده درست باشند، سود مبتنی بر سیستم حسابداری تعهدی می بایست بتواند اطلاعات با ارزشی را در خصوص وضعیت کنونی و چشم انداز آتی شرکت به بازار منعکس کند. از طرفی مدیران شرکت ها دارای انگیزه های بالقوه ای هستند تا بتوانند حقایق شرکت را به واسطه اصول حسابداری که در طول زمان ثابت بوده و همچنین از دقت بالایی نیز برخوردار نیستند، کتمان نمایند. در این حالت سود ممکن است منعکس کننده منافع شخصی مدیران بوده و سبب خطای پیش بینی تحلیلگران شده وموجب بروز ارزشگذاری نادرست سود از سوی بازار شود. حال این تحقیق بر آن است تا به بررسی این موضوع بپردازد که آیا مدیریت سود بیش از حد آستانه سبب گمراهی بازار خواهد شد یا خیر؟
1-4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
تا کنون تحقیقات مختلفی به بررسی فرآیند مدیریت سود از دیدگاه های مختلف در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. ولی تا کنون تحقیقی که به بررسی واکنش سرمایه گذاران به این فرآیند از طریق مدل سه عاملی فاما فرنچ نپرداخته است. به همین دلیل در این تحقیق به بررسی واکنش سرمایه گذاران به مدیریت سود پرداخته شده است.
1-5- استفاده کنندگان از تحقیق
کلیه سرمایه گذاران، سهامداران زمانیکه بخواهند جهت تصمیم گیری برای خرید یا فروش یک شرکت آنرا تحلیل و بررسی کنند.
تحلیلگران بازار وسازمان هایی که کار آنها مطالعات اقتصادی وحسابداری دارند.
نهادها و سازمان های ناظر بر بازار ازجمله سازمان بورس اوراق بهادار.
کلیه اساتید، محققان ودانشجویانی که قصدانجام تحقیقات در این تحقیق دارند.