دانلود پایان نامه

«ادای حقوق، شرط صحت توبه نمی باشد، بلکه واجبات مستقلی هستند که توبه بدون آنها نیز، صحیح است. لکن با وجود آنها، توبه اکمل و اتّم، می گردد» (الجبعی العاملی، 1415، ص471).
4-2-2-2- تأدیه حقوق مردم
از دیگر مواردی که در برخی متون اخلاقی و فقهی به عنوان شرط بیرونی توبه ذکر گردیده، ادای حقوق الناس می باشد.
به اعتقاد امامیه، اگر کسی توبه کند و حقی از مردم بر ذمه وی باشد، واجب است ذمّه خود را بری نماید و نسبت به تأدیه آن اقدام کند ( مرعشی، 1379، ج 2، ص 111).
«علامه حلی» در«شرح تجرید الاعتقاد»می نویسد: «اگر حق الناس به توبه کننده تعلق گرفت، خروج از این حق واجب است» ( الحلی، بی تا، ص571).
اکثر علمای اهل سنت نیز، در این مورد با امامّیه هم عقیده اند. به عنوان مثال در باب «محاربه» معتقدند، با توبه محارب مجازات وی، از قبیل قتل، قطع، تبعید و… ساقط میشود، اما توبه، حق النّاس را ساقط نمیکند و محارب مسئول آن میباشد ( الجزیری،1990، ج 5، ص 213). اما در مقابل برخی از آنها، توبه را مسقط قریب به اتفاق حقوق مردم می دانند. در «بدایه المجتهد» (ابی رشد القطبی، 1995، ص1763) ذیل باب «ما تسقط عنه التوبه» نویسنده چهار قول را بیان نموده که قول سوم و چهارم، عبارتند از:
قول سوم: توبه تمام حقوق الله را دفع می کند و از حقوق النّاس، تنها خون بر ذمه توبه کننده باقی می ماند و از اموال اگر عین مال موجود باشد باید مسترد گردد و اگر عین مال باقی نبود، چیزی بر ذمّه او نمی ماند.
قول چهارم: توبه تمام حقوق الله و حقوق النّاس اعم از مال و خون را ساقط می کند؛ مگر اینکه مال عیناً در دست توبه کننده باقی باشد که از میان اموال او مسترد خواهد شد.
اما یقیناً دیدگاه صائب، نظر امامیه است، یعنی فردی که حق النّاس بر ذمّه او تعلق گرفته، مکلف به ادای چنین حقی است و توبه او، وجوب چنین و ظیفه ای را ساقط نمی کند. البته این مطلب، یک مورد استثناء دارد و آن، توبه از شرک است که نه تنها گناهان مربوط به حق الله، را محو می کند، بلکه گناهان مربوط را به حق النّاس را هم از بین می برد، همچنان که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « الاسلام یَحِبُ ما قبله » (طباطبائی، 1372، ج 4، صص 7-226).
4-2-2-3- انجام عمل صالح
در ادامه بحث از شرایط بیرونی توبه، این سؤال مطرح می گردد که آیا اصلاح عمل از شرایط و ارکان توبه است یا خیر؟ گروهی از صاحبنظران انجام عمل صالح را مطلقاً از ارکان و شرایط توبه ذکر کردهاند (نراقی، 1371، ج 3، صص6-64) اما «شیخ طوسی» به تفصیل وارد این بحث میشود و میفرماید: معصیت یا در فعل است یا در گفتار، هرگاه معصیت عبارت از ارتکاب فعل حرام باشد، مانند فعل زنا، لواط و.. در این گونه موارد، توبه پشیمانی از گذشته و انجام عمل صالح است، چرا که در آیات متعددی بر این موارد تصریح گشته است. از آن جمله آیه 70 سوره فرقان: «اِلّا مَن تابَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَاولئِکَ یُبَّدِلُ الله سَیِّئاتِهِم حَسَناتٍ»؛ «هرکس توبه کند و نیکوکار شود، البته توبه اش در درگاه خدا، پذیرفته خواهد شد.» اما اگر جرم و گناه در گفتار باشد بیشتر موارد یا ارتداد است و یا قذف ( الطوسی، 1376، ج 8، صص 9-178).
توبه مرتد با اسلام آوردن و بیان شهادتین محقق میشود و نیازمند اصلاح عمل نخواهد بود. اما اگر گناه، قذف باشد، در قذف بر سبّ، یعنی اینکه، نسبت ناروایی به کسی داده شود، توبه با تکذیب نفس و انجام عمل صالح محقق خواهد شد، چرا که خداوند در قرآن میفرماید: « اولئِکَ هُمُ الفاسِقونَ إِلا الَذَّینَ تابُوا مِن بَعدِ ذالِک و َأَصلَحوا»؛ (نور /45) و ایشان مردمی فاسق و نادرست هستند مگر آنهایی که بعد از فسق و بهتان به درگاه خدا توبه کنند و در مقام اصلاح عمل خود برآیند، دراین صورت خدا آمرزنده و مهربان است.
اما اگر معصیت، قذف در شهادت باشد مثلاً به عنوان شاهد بر زنا، شهادت دهد، ولی شهود به حد نصاب شرعی نرسد، در این صورت توبه عبارت است از پشیمانی و عدم تکرار جرم و گناه خواهد بود ( الطوسی، 1376، ج 8، صص 9-178).
در مورد اینکه آیا مدت زمان مشخص لازم است تا فرد در آن ظرف زمانی مرتکب اعمال گذشته نگردد و در نتیجه اصلاح عمل محقّق گردد یا گذشت زمان معینی معتبر نیست، صاحبنظران اقوال مختلفی دارند: «شافعی» (العجلی الحلی، بی تا، ص27-527) و برخی از فقهای شیعه در معاصی فعلی و برخی گناهان قولی، گذشت زمان یکسان را معتبر داشته و قول ضعیفی را نیز به نقل از برخی فقها مبنی بر اعتبار شش ماه، ذکر کرده اند. اما اکثر فقهای امامیه و جمعی از علمای اهل سنت، ذکر مدت در تحقق اصلاح عمل را معتبر نمیدانند و قائلند در مورد برخی از اشخاص بعد از گذشت حتی یک ساعت، اصلاح عمل وی تشخیص داده میشود (العجلی الحلی، بی تا، ج 3، ص 5).
4-2- 3- دو شرط اساسی قبول توبه از دیدگاه قرآن
خداوند کریم قبول توبه را با دو شرط اساسی بیان نموده و تبیین کرده است. توبه هنگامی پذیرفته میشود که این دو شرط را داشته باشد؛ در غیر اینصورت توبه پذیرفته نیست. دو شرط اساسی قبولی توبه در آیه 17 سوره نساء ذکر گردیده است. خداوند در این آیه می فرماید:
«إنَّمَا التَوبَهُ عَلی اللهِ لِلًًّذینَ یَعمَلونَ السوءَ بِِجَهالَهٍ ثُمَّ یَتُوبونَ مِن قَریبٍٍ فَاولئِکَ یَتوبُ اللهُ عَلَیهم وَکانَ اللّهُ عَلیماً حَکیماً»
«قبول توبه از جانب خدا فقط برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت مرتکب میشوند، سپس زود، توبه میکنند خدا توبه آنها را قبول میکند و خداوند دانای حکیم است.»
خداوند در این آیه دوشرط اساسی را برای قبول توبه ذکر میکند:
1- یعملون السوء بجهاله
2- ثم یتوبون من قریب
4-2-3-1- ارتکاب جاهلانه گناه
مفسران در توضیح این شرط می گویند: منظور از جهالت در این آیه، انجام دادن کاری از روی هوای نفس و آشکار شدن شهوت و غضب است؛ بدون اینکه آدمی با حق لجاجت و دشمنی داشته باشد. دلیل اینکه این کارها از روی جهالت است، یا این است که پس از خاموش شدن شعله شهوت و غضب شخص از کرده خویش احساس پشیمانی میکند. در حقیقت اکثر گناهان، از روی نفهمی و جهالت انجام میشوند؛ زیرا هنگام گناه، پردههای شهوت و غضب، عقل و علم انسان را میپوشانند.
در تفسیر المنار آمده است:
«بعضی میگویند، مراد از جهالت، عدم علم کامل است به میزانی که عمل سوء بر آن مترتب شود و عملش نسبت به حقیقت گناهان و درجهای از عقاب که بر آنها مترتب میشود، ناقص است و او میپندارد عملی را که انجام میدهد خیر و نفع کثیری برای نفسش بهمراه دارد. مانند دزدی که میداند دزدی حرام است و لیکن نمیداند عذابش حتمی است. زیرا احتمالاتی که از علم ناقص دارد او را نسبت به وعده ای که در مورد سارق آمده به شک وا میدارد. مثلاً شفاعت شفاعت کنندگان از بزرگان و همسایگان صالح و احتمال عفو و مغفرت و مانند آن را در مورد خود تصور میکنند. و هنگامی که او را از دزدی نهی و بر عاقبت بدش هشدار میدهند در ذهنش میزان ترجیح بین نفع عاجل و عقاب آجل را از بین معصیت میسنجد و آنگاه که شک و عقوبت در دلش رجحان پیدا کرد، دزدی را انتخاب می کند. برای اینکه: به نفع شیء دزدیده شده یقین و به مجازات آن شک دارد. چنین است شأن انسانی که در همه اعمالش اختیار دارد و ممکن نیست کاری را انجام بدهد مگر اینکه به نفعی که برایش دارد معتقد است و آن را به مقابلش(ضرری که از طریق عقاب متوجه اش می شود) ترجیح می دهد. بنابراین، کسی که عمل زشتی را انجام میدهد، ممکن نیست آن عمل از وی صادر گردد، مگر اینکه متلبس به جهل است. در ترجیح بین انجام و یا ترک آن، مرتکب معصیت نمیشود جز در صورت جهل به حقیقت عذاب و توجیهاتی از قبیل شفاعت و مغفرت» (رشید رضا، بی تا، ج 6، صص443-442).