ارم ذات العماد و ادبیات فارسی

(مسعود سعد: 188)
ای بزمگه تو صورت فردوس وی رزمگه تو آیت محشر
(مسعود سعد: 269)
فردوس عدن گشت روان تا به فرّخی باز آمدی به مرکز دارالقرار ملک
(مسعود سعد: 301)
نمونه ای ز فروزنده عفو او فردوس نشانه ای ز گدازنده خشم او سِجّین
(مسعود سعد: 432)
اِرم
«ارم یا باغ ارم (قرآن: ارم ذات العماد، فجر: 7) بین صنعا و حَضْرَموت بود که شدَاد بن عاد در آنجا بهشت خویش را بنا کرده بود.» (الهی قمشه ای، 1325: 10/284)
باغ ارم، در ادبیات فارسی و در چشم شاعران، مظهر تمامیت و مشبهٌ بِه زیبایی قرار گرفته و مضامین دقیق و باریکی در ارتباط با آن پرداخته شده است:
گنج دانش دایم از بحر دلت پرگوهر است باغ طبع اهل فضلت گشت چون باغ ارم
(مسعود سعد: 339)
تا به باغ ارم زنند مثال باد بختت به عزّ باغ ارم
(مسعود سعد: 359)
طوبی (درخت)
«طوبی یا طوبا، نام دیگر بهشت و یا نام درختی است در بهشت که شاخ و برگ آن تمام باغ بهشت را می پوشاند. «اصل آن در سرای رسول (ص) و یا علی بن ابیطالب (ع) است و در سرای هر مؤمنی شاخی از آن باشد و میوه های گوناگون و خوشبو از آن حاصل آید و چون بهشتیان میوه آن درخت آرزو کنند، شاخه سر فرود آرد تا میوه باز کنند.» (پور داوود، 1309: 1/573)
صوفیان طوبی را به معنی وقت و حالت خوش گرفته اند (حقایق سلمی، نقل از شرح مثنوی: 3/802). عین القضات همدانی (مصنفات: 263) طوبی و سدره المنتهی و زیتونه را همه یکی می داند که نام های بسیار دارد و بالأخره، روزبهان بقلی شیرازی (شرح شطحیات: 543) طوبی جان، طوبی جنت (134)، طوبی صفت (73 و 246)، طوبی قدم (24 و 134) و طوبی یقین (221) را به کار برده است.
سایه و مایه که دولت را و نعمت را از اوست از درخت طوبی و از چشمه کوثر گرفت
(مسعود سعد: 75)
زَقّوم
«درختی تلخ و زهردار که بنابر قرآن (صافّات: 62 و 63) در بُن جهنّم می روید و میوه آن شباهت به سرهای دیوان (رئوس الشیاطین) دارد. چنان که از سوره دخان (43 تا 46) بر می آید، زقّوم در جهنّم غذای بدکاران است و در شکمهای آنان مانند مس گداخته یا چون آبی که بر آتش نهند می جوشد. اهل دوزخ از میوه زقّوم چندان می خورند که شکمهاشان انباشته می شود و از آن به عذابی سخت گرفتار می آیند.» (میبدی، 1339: 8/275)
«زقّوم، در لغت، نام درختی تلخ و زهردار است که از آن شیر بیرون می آید و در بیابان، به خصوص در سرزمین اریحا می روید و روغن و میوه آن خواص طبی دارند. در کتاب های پزشکی قدیم (مانند تحفه حکیم مؤمن) از آن سخن رفته است و از میان انواع آن، زقّوم حجازی و شامی از همه مشهورترند.» (رنگ چی، 1373: 172)
در ادبیات فارسی، زقّوم به عنوان درختی جهنمّی که مظهر تلخی است مورد توجه بوده است و مضامینی در ارتباط با آن پدید آمده اند:
آب حوضش به طعم چون زقّوم برگ شاخش به شکل چون نشتر