از نظر تکنیکی این قضیه بهطور جانبی حل میشود، گاهی باید برای ایجاد ارتباط میان درون و بیرون از سطح بزرگ شیشهای استفاده کرد، اما همان اندازه که این ارتباط پسندیده است، وابستگی شدید وضع روشنایی درون به محیط بیرون نیز ناپسند است. به این دلیل از راههای گوناگون تلاش شده است که این وابستگی را تا حد ممکن همگن ساخت. یکی از این راهها انتخاب محل فضای مورد نظر بهترتیبی است که سطوح شیشهای آن هرگز مستقیماً در معرض تابش نورخورشید قرار نگیرند و به این ترتیب نور طبیعی تنها به طور غیر مستقیم امکان ورود به فضا را داشته باشد. یکی دیگر از این راهها استفاده از وسایل متحرک مثل انواع پرههای توری و پارچهای در داخل است (گروتر، 1375، ص87).
2-2-4-2- لوکوربوزیه
“معماری، بازی اشیاء ساخته شده در زیر نور” (گیدیون، 1381، ص44).
لوکوربوزیه، یکی دیگر از تأثیرگذارترین معماران مدرن و به معنای واقعی یک معمار نابغه است. او در کارهای نخستین خود از صفحات احجام، سایه روشن و رنگ استفاده کرده، وی اندکی بعد در کارهای خود که سیالیت فرم، مجسمهها را یافتند اطمینان بیشتری یافت (گیدیون، 1381، ص119).
نفوذ فضای خارج و طبیعت به داخل در کارهای او (که مثلاً از طریق ایجاد بام سبز و حیاطهای داخلی ایجاد میشود) خود مسبب نفوذ نور هم میباشد، در ضمن لوکوربوزیه هم مثل هم عصران خود نماهای شیشهای را تجربه کرده است. برای حل مشکل تکنیکی ذکر شده در قسمت قبل (همگن کردن نور) که لوکوربوزیه غیر از استفاده از وسایل متحرک، سبکی خاص خود را دارد. لوکوربوزیه را میتوان مخترع تیغههایی نامید که در خارج در مقابل ساختمان قرار میگیرد و مانع تابش مستقیم آفتاب به درون ساختمان میشوند، بدون اینکه مانند وسایلی چون پرده و نظایر آن مانع راه دید به خارج یا برعکس گردد (گروتر، 1375، ص87).
لوکوربوزیه، با استفاده از این تیغههای آفتابگیر، استفادههای دیگری هم از آنها در ساختمان میکند. نخست ایجاد سایه-روشن در بناست که از این طریق به بنا عمق میدهد و در ضمن چنین پوستههایی در یکپارچه کردن و شکل بخشیدن به ساختمانها نقش دارد.
از طرف دیگر تعلق لوکوربوزیه در منابع فرهنگهای پیشین بر کارهای او رد سراسر عمر تأثیری فراوان گذاشت. برای مثال در عین استفاده از بناهای شیشهای و فضاهای پر نور، او رد “رونشان”، به مفهوم قدیمیتر پنجره در معماری کلاسیک اشاره میکند، از نور در زمینهای تاریک استفاده میکند (گیدیون،
1381،ص99). به طور کلی لوکوربوزیه، در دوره دوم کارهای خود، علاقه بیشتری به نشان دادن انگیزههای معنوی نهفته در ذات تجارب بشری را پیدا کرد. او از فرمهای طبیعی برای بیان الوهیت و شخصیتهای الهی بهره میجست. کلیسای وی در “لاتورت” با نمازخانهاش که از نور بسیار شدید اسکوپ و نور تیوپی تشکیل شده است به سادگی توانسته است با استفاده از بتون، رنگ و نور، مکان عبادت را به یک محیط فراجهانی تبدیل کند (بروگان، 1977، ص23).
2-2-4-3- آلوار آلتور
نور طبیعی یکی از مؤلفههای اصلی و تعیین کننده در طراحی اکثر ساختمانهایی است که این معمار فنلاندی طراحی کرده است. بهخصوص کتابخانههای آلتو در دارا بودن نمونههایی از نوردهی خلاق و مدلهای تجریدی از نور طبیعی با ابعاد و محل دقیق و صحیحی بسیار غنی هستند. سالن مطالعهی اصلی کتابخانهی سیناجوکی دارای چهار فضای عملکردی است: پیشخوان مطالعه (در بین ستونها)، قسمت مربوط به مطالعه که در زمین فرو نشسته است، انبار و مخزن و نهایتاً قسمت مسئولین و صندوق.
پنجره بزرگ و مرتفع جنوبی، نورگیری مناسبی دارد و در آن پرههای افقی و موربی قرار دارد که مطابق شکل از بیرون و در فضای خارجی قابل رؤیت هستند.
این پرهها در هر دو طرف سفید رنگ هستند و زاویه آنها نسبت به افق 45 درجه است. در زاویههای بیش از 45 درجه هیچ نور مستقیمی از آسمان به داخل نفوذ نمیکند. اما این نور به عنوان یک پخشکننده مات در مقابل نور قوی آسمان عمل میکند (مور، 1991، ص67).
سطح زیاد این پنجره فضاهای مطالعه را به میزان کافی و از قسمت بالایی خط دید انسان روشن میکند. نتیجه این کارها یک نورگیری سخاوتمندانه است که بهطورهمگن توزیع شده است.
از طرفی به دلیل موقعیت این پنجره در ارتفاع و خارج بودن آن از خط دید، حداقل خیرهگی ممکن ایجاد میشود. در زوایای کمتر از 45 درجه، نور طبیعی (و در زمستان نور خورشید) مستقیماً به فضا وارد میشود. بیشتر این نور مستقیم به قسمت پایینی لایت اسکوپ که در شکل مشخص است برخورد میکند. قسمت پایینی این بخش، نور زیادی دارد (که به دلیل جهتگیریاش در مقابل پنجره است) و این خود به یک منبع نور برای جا کتابیهای عمودی که در طول دیوارنما قرار گرفتهاند، تبدیل میشود. نمونههای دیگر کار این معمار که نور را به خوبی در بنا وارد کرده است، شامل: کتابخانه راوانیمی، کتابخانه نوردیکهاوس و کتابخانه دیر فرشته کوهستان میباشد.
2-2-4-4- لویی کان
از نگاه لوییکان، نور، دنیای پدیدهها را معرفی میکند و علاوه بر آن که وسیلهای است برای مشاهده اشیاء، خود، سرچشمه حقیقی ماده است. نور، معرف طبیعت با تمام قوانین پیچیده آن است و لوییکان درباره آن میگوید: “تمام طبیعت، نور است” (جورکولا، 1377، ص2).
نور، زمانی که از تابش باز میماند به ماده تبدیل میشود و همانطور که در سکوت، حرکتی به طرف متجلی شدن است، در نور نیز جنبشی به سمت عمل میباشد و اینجاست که جنبههای دوگانه روح نمودار میشوند: یکی غیرنورانی و دیگری درخشان. آن وجه درخشان، متمایل به سمت نور و سپس به سوی شعله است و شعله به ماده مبدل شده و در نهایت ماده وسیله و ابزار میگردد، منبعی بدیهی و شناخته شده. بنابراین، کوهها نور پایانیافته هستند و به همانگونه، جریان بادها، هوا و حتی خود شما، اشتیاق به ظاهر شدن و تمایل به عمل کردن، در لحظه شکلگیری با یکدیگر تلفیق مییابند (جورکولا، 1377، ص3).
لویی کان میگوید: “ماده، نور خاموش شده است. وقتی که نور دست از نور بودنش بردارد ماده میشود. در سکوت، تمایل بودن نهفته است. بودن برای بیان چیزی. در نور نیز تمایل بودن نهفته است. بودن برای خلق کردن چیزی” (گروتر،1375،ص64).
از لوییکان میتوان به عنوان حلقه بین مدرن و پست مدرن نام برد. کان معتقد به تقسیمبندی فضاهای ساختمان به فضاهای سرویس دهنده و فضاهای سرویس شونده و جدا کردن این فضاها از یکدیگر بود (قبادیان،1382،ص52).
لوییکان از طرفداران قابل ملاحظه در بیان شاعرانه نور در معماری سالهای اخیر قرن بیستم میباشد. کان، از نور به عنوان مشخصههای برجسته در اکثر کارهای خود بهره جسته است. وی از نور برای روشن کردن فرمهای خالص و مصالح ساده بهره میجست و کنترل وی در استفاده از نور با تکههای عظیم بریده شده را میتوان در کارهای اولیه مصریان باستان و یونانیان و رومیان در گسترهی زمان تعقیب کرد. کارهای او بر پایههای جنبههای معنوی و عرفانی تجارب فضا و استفاده از نور به عنوان عامل مرکزی در فضاهایش میباشد (بروگان،1997،ص98).
کان در کارهای اولیهاش سعی کرده تا یک توزیع منطقی در سقفهای پروخالی نماها به وجود آورد. بهطوری که باز کردن یک سوراخ در دیوار برای ایجاد یک پنجره را کاری خود سرانه قلمداد میکند. بدین ترتیب نمای خانه ویس از ترکیب پانلهای متحرک محدودی درست شد است، که هدر هر زمان میتوان طبق شرایط مورد نظر آن تغییر داد. درحالی که در خانه فیلشر، شکل ظاهری گشودگی در دیوار از نحوهی تابش نور حکایت میکند.
اما در ساختمان کنسولگری لوآندا یک انتخاب جدید برای مسأله نور به کار رفته است: یک دیوار شیک در جلوی سطح پنجره قرار گیرد و بدین ترتیب شدت نور و انعکاس تابش آن را ملایم میسازد. در بنای کنسیهی یهودیان فیلادلفیا، یک راهحل بسیار جالب و بیسابقه بهکار رفته است: در جلوی پنجرهها اتاقکی ساخته شده که نفوذ نور را به اندازه موردنیاز در داخل فضا کنترل میکند. ولی بهترین و موفقآمیزترین روش در اجرا درآمده، ترکیب بین قسمتهای پر و خالی در ساختمان آزمایشگاههای پژوهشهای پزشکی ریچارد است، در این ساختمان، طرح کلی بنا از یک سری فضاهای مربع شکل که در اطراف آنها ستونهایی قرار دارد تشکیل شده است. تا نور را به داخل برجهای بخشهای خدماتی و یا بخشهای مربوط به آن هدایت کند (جورگولا،1377،ص36).