دانلود پایان نامه
1. بارش فکری: این روش شیوه ای خلاق در ایجاد نظرات و عقاید مختلف در مورد یک موضوع خاص است. در این شیوه ، مسأله یا موضوعی طرح می شود و از گروه خواسته می شود تا همه بتوانند آن را مشاهده کنند. بارش فکری فرصتی را فراهم می آورد تا نظرات و عقاید افراد بدون انتقاد پذیرفته شود و به افراد یاد می دهد که قبل از تصمیم گیری به جست و جوی اطلاعات بپردازد.
2.ایفای نقش: در این شیوه بر اساس یک متن یا موقعیت ، نمایشی اجرا می شود. ایفای نقش یکی از مهم ترین شیوه های برنامه ی آموزشی مهارت هاست ، زیرا به افراد فرصت می دهد تا آموخته های خود را در موقعیت های مختلف تمرین کنند.
3. فعالیت در گروه های کوچک: همان طور که مطرح شد ؛ استراتژی آموزش مهارت ها ، یادگیری مشارکتی است. با استفاده از این روش ، افراد در گروه ها به فعالیت های مشترک و گروهی می پردازند. با این کار نه تنها یادگیری آنان افزایش می یابد بلکه همکاری ، همفکری ، مهارت های اجتماعی و تعاملات اجتماعی آنها نیز رشد می یابد.
4. سوال کردن: آموزش مهارت های زندگی همواره با سوال کردن آغاز و با آن نیز خاتمه می یابد.
5. سرمشق گیری: در برنامه آموزش مهارت های زندگی ، علاوه بر این که خود آموزش دهنده می تواند مدل مثبتی برای آموزش مهارت ها باشد ، معمولاً از یک میهمان نیز دعوت می شود تا تجربه ی شخصی خویش را بازگو کرده و احساسات خود را ابراز کند. بدیهی است با استفاده از شیوه های بالا فرد به نوعی خود آگاهی دست می یابد و از رهگذر تعاملات اجتماعی می کوشد ، مهارت همدلی را تمرین کند.
مهارت ارتباط مؤثر ، روابط بین فردی
بطور کلی می توان گفت این مهارت ها شامل مهارت های اصلی ارتباط با دیگران ، سازگاری با آنها ، مهارت های دوست یابی و مهارت های حل تعارض ها بین فردی است.
برای بهبود این مهارت باید:
1) خود را بشناسیم/ 2) خود را بپذیریم / 3) زمینه ی مطمئن و امنی را برای این کار انتخاب کنیم.
یکی از راههای بهبود ارتباطات بین فردی ، استفاده از کلمات مثبت در حین صحبت و گفتگوست. این مسأله به خصوص وقتی اهمیت زیادی پیدا می کند که طرف مقابل نگران موضوعی است و شما می خواهید به او دلداری بدهید. برای مثال در چنین مواردی به جای این که به فرد بگویید نگران نباش ، مشکل خاصی وجود ندارد ؛ که در آن از دو کلمه منفی «نگران» و «مشکل» استفاده شده ، می توانید بگویید «مسائلی وجود دارد ، ولی مطمئنم که آن را حل خواهی کرد.» اختلاف نظر و تعارض در ارتباطات بین فردی ، امری کاملاً طبیعی و اجتناب ناپذیر است که به دلیل منحصر به فرد بودن هر انسانی بوجود می آید. تعارض ، بخودی خود بد و زیان بخش نیست و در واقع اگر بصورت سازنده ای حل و فصل شود ، سبب رشد افراد نیز می گردد. مراحل حل تعارض های بین فردی عبارتند:
پذیرش اختلاف نظر و تعارض به عنوان یک امر کاملاً طبیعی
تعیین مشکل و احساس های حاصل از آن
شناخت تمامی راه حل های ممکن
ارزیابی راه حل ها و انتخاب راه حلی که برای هر دو طرف قابل پذیرش است.
بررسی تأثیر راه حل
از آنجایی که در تعارض های بین فردی با حل مسأله بین دو موجود انسانی سر و کار داریم راهکارهای زیر نیز پیشنهاد می گردد:
قبل از اینکه بتوانید کنترل احساسات و رفتار خود را در دست بگیرید حرفی نزنید و فقط سعی کنید تا خود را آرام کنید.
از گفتن کلمات که بار قضاوتی داشته و حاکی از یک ارزیابی است (مانند بی ملاحظه و…) اجتناب کنید. در چنین مواردی سعی کنید بدون برچسب زدن به طرف مقابل ، از جملات توصیفی برای بیان احساس خود استفاده کنید.
از جملات مطلق استفاده نکنید ، زیرا جلوی ابراز عقاید دیگران را گرفته و ارتباط را محدود می کند. به دیگران نیز فرصت اظهار نظر بدهید. (برتون، 1999)
مهارت تصمیم گیری / حل مسأله
سبک تصمیم گیری یعنی الگوی پردازش اطلاعات و رفتار تصمیم گیری. البته این سبک ها ممکن است با گذشت زمان تغییر کرده و یا در موقعیت های مختلف فرق کند. در این جا هفت سبک تصمیم گیری ارائه می شود که البته با هم ، هم پوشی دارند.
1- سبک تصمیم گیری منطقی: در این سبک ، فرد به صورت بی طرفانه و منطقی تمام اطلاعات مهم مربوط به تصمیم را ارزیابی می کند و سپس با توجه به اهداف خود ، بهترین راه حل را بر می گزیند .
2- سبک تصمیم گیری احساسی: در این سبک مبنای انتخاب فرد آن است که احساس وی به صورت شهودی چه چیز را درست می داند. در اینجا تأکید بر تماس با حس درونی ، ترجیحات ذهنی و فرایند ارزشی درونی است در این سبک ممکن است فرد حق انتخاب های مختلف را در نظر گرفته و ارزیابی کند ، ولی ملاک نهایی انتخاب این است که چه حس می کند تا این که چه فکر می کند .
3- سبک تصمیم گیری بیش گوش بزنگ: در این سبک فرد به قدری تحت تأثیر تعارض و استرس تصمیم گیری ، مضطرب و بر انگیخته می شود که کارآمدی تصمیم گیری وی کاهش پیدا می کند. در چنین حالتی معمولاً فرد نمی تواند اطلاعات مربوط را به میزان کافی در نظر گرفته و سبک و سنگین کند و یا ممکن است به قدری در جزئیات فرو رود که پرسپکتیو را از دست بدهد.
4- سبک تصمیم گیری اجتنابی: در این سبک ، فرد یا لزوم تصمیم گیری را انکار می کند و یا امیدوار است که همه چیز خود به خود درست شود و یا به تکنیک های به تاخیر انداختن مثل امروز و فردا کردن متوسل می شود. در اینجا هدف ، حفظ آسایش روان شناختی کوتاه مدت به هزینه ی گزاف است.