در تبیین این یافته می توان بیان کرد نارضایتی بدنی از طریق سه مکانیسم موجب افزایش خطر اختلال های خوردن می شود. اولین مکانیسم فرضی نشان می دهد نارضایتی بدنی به تلاش های افراطی برای رسیدن به لاغری آرمانی با استفاده از رفتارهای رژیمی منجر می شود که در عین حال خطر آسیب های خوردن را افزایش می دهد. مکانیسم فرضی دوم این است که نارضایتی بدنی از طریق ایجاد عواطف منفی(اضطراب یا افسردگی) موجب افزایش خطر اختلال های خوردن و استفاده از رفتارهای جبرانی افراطی می شود. مطابق مکانیسم سومی نارضایتی بدنی مستقیما اختلال های خوردن را تشدید می کند (کسلی ، هازل و وامبولدت، 2005).
5-2-10-فرضیه 10:کمال گرایی، درونی سازی لاغری، خودشیء انگاری و شاخص توده بدنی با واسطه گری نارضایتی بدنی اختلالات خوردن را پیش بینی می نمایند.
با توجه به نتایج تحلیل مسیرهای غیر مستقیم در مدل اصلاح شده کمال گرایی، درونی سازی لاغری خودشیء انگاری و شاخص توده بدنی به صورت مثبت نارضایتی بدنی را پیش بینی نموده، و نارضایتی بدنی نیز به صورت مثبت اختلالات خوردن را پیش بینی می نماید. هم چنین شاخص توده بدنی به صورت منفی اختلالات خوردن را پیش بینی می نماید.
در تحقیق حاضر مشخص گردید که کمال گرایی به تنهایی اختلال خوردن را پیش بینی نمی نماید بلکه با واسطه گری نارضایتی بدنی اختلال خوردن را پیش بینی می نماید. هم سو با این یافته ها کریستین و همکاران(2007) در تحقیقی با هدف بررسی نقش پیش بین کمال گرایی در نارضایتی بدنی نشان دادند که ابعاد متفاوت کمال گرایی در پیش بینی علائم اختلال خوردن به صورت متفاوتی عمل می کنند، به خصوص هنگامی که واسطه های میانجی گر و متعادل کننده ای در این بین وجود دارد. برای مثال، تعامل متغیرها نشان داد که رابطه بین کمال گرایی با جهت گیری اجتماعی و اختلالات خوردن در زنان با میزان نارضایتی بدنی بالا قوی تر می باشدکه این نکته می تواند نمایان گر این موضوع باشد که زنانی که به مقدار زیادی از بدنشان ناراضی می باشند، ادراک توقعات زیاد از سوی جامعه برای آن ها نقش اساسی در آمادگی آن ها برای آسیب شناسی خوردن بازی می کند. هم چنین برادن- کن به نقش تعاملی بین کمال گرایی، رضایت بدنی پایین در رشد بی اشتهایی عصبی اشاره کردند، در تحقیقی دیگر پرابست و همکاران (1995) مشخص نمودند که کمال گرایی سازگارانه و نا سازگارانه با نارضایتی بدنی برای پیش بینی اختلال خوردن در حالی که کمال گرایی سازگارانه با نارضایتی بدنی برای پیش بینی استفراغ عمدی تعامل می کنند. که هم سو با یافته های این تحقیق می باشد. بنابراین در تبیین این یافته می توان بیان کرد که ادراک توقعات زیاد از سوی جامعه برای زنانی که به مقدار زیادی از بدنشان ناراضی می باشند نقش اساسی در آمادگی آن ها برای اختلالات خوردن بازی می کند.
درونی سازی لاغری به عنوان یک ریسک فاکتور برای نارضایتی بدنی و اختلالات خوردن شناخته شده است( استیک، 1994،استیک، 2001، تامپسون و استیک، 2001) درونی سازی لاغری یا وسعتی که افراد ایده آل تعریف شده اجتماع برای جذابیت را به عنوان قسمتی از عقاید خود درونی کرده اند(تامپسون و استیک، 2001) به عنوان فشارهای اجتماعی برای داشتن یک شکل لاغر که به وسیله رسانه، خانواده، هم سالان و تشویق های بین فردی تحمیل می گردد (استیک و شاو، 1994؛ به نقل از اشفعی، 2013). در هر صورت این نوع بدن ایده آل سازی شده که به وسیله جامعه ارائه می شود برای اکثر افراد غیر قابل دسترسی می باشد (هینبرگ و تامپسون، 1997). نتایج متداول در نارضایتی و شرم بدنی در نهایت منجر به اعمال نا سالم خوردن (هینبرگ و تامپسون، 1995) تلاش برای به دست آوردن این نوع بدن می گردد (آلگیاتا و تنتلف- دان، 2004، مرادی و سوبیچ، 2002، استرو و تامپسون، 1995؛ به نقل از اشلی، 2013) که نتایج این پژوهش ها نا هم سو با یافته های این تحقیق می باشد. یک توجیه احتمالی این است که یک متغیر تعدیل کننده ممکن است نقش بازی کند (وج توکیز، 2012). ردگر و همکاران (2011) در یک مدل تئوری با هدف مشخص کردن تاثیرات اجتماعی فرهنگی بر روی نارضایتی بدنی و اختلالات خوردن حمایت هایی برای تاثیرات تفاوت های فرهنگی به دست آوردند در این تحقیق آن ها به این نتیجه رسیدند که تاثیرات رسانه ها، والدین و هم سالان با میانجی گری درونی سازی لاغری بر نارضایتی بدنی، اختلالات خوردن و عاطفه منفی تسهیل می گردد. بنابراین در تبیین این یافته می توان به تفاوت های فرهنگی و وجود یک متغیر تعدیل کننده اشاره کرد.
مطالعات آینده نگر اخیر در حمایت از رابطه بین شاخص توده بدن و نارضایتی بدنی نشان داده اند که افزایش شاخص توده بدن در دوره های یکساله نارضایتی بدنی را پیش بینی می کند (استیک و وایتنتون، 2002، پرسنل و همکاران، 2004، فیلد، کارماگو، تیلور، برکی، روبرتس و کولدیتز، 2001؛ به نقل از لینچ و همکاران، 2008) . برای نمونه فیلد و همکاران (2002) در یک مطالعه یک ساله از نوجوانان دریافتند که شاخص توده بدن افزایش نگرانی های وزن را پیش بینی می کرد. بر مبنای شواهد بالا شاخص توده بدن به طور مثبت با نارضایتی بدنی مرتبط است. هرچند شاخص توده بدن بالاتر باشد نارضایتی بدنی نیز افزایش می یابد، از سوی دیگر، مطالعات نشان دادند که نارضایتی بدنی به طور معناداری در رابطه بین شاخص توده بدن و اختلالات خوردن واسطه گری می کند زیرا موجب افزایش رفتارهای خطرناک برای اختلال خوردن می شود. بنابراین در تبیین این یافته ها می توان بیان کرد که افزایش شاخص توده بدنی از طریق افزایش نگرانی های مرتبط با وزن باعث افزایش نارضایتی بدنی می گردد.
خود شیء انگاری به وسیله دیده بانی عادتی بدن (یا نظارت بدنی) که در زنان جوان منجر به تجارب منفی بدنی و به عبارتی تعدادی از اختلالات روانشناختی همانند اختلالات خوردن که به طور نا مناسبی در زنان شایع تر می باشد مشخص می گردد. تحقیقات تجربی و غیر تجربی حمایتی از رابطه بین خودشیء انگاری، شرم بدنی و اختلالات خوردن یافته اند (فردریکسون و همکاران، 1998، گرین لیف، 2005؛ به نقل از اسلیوز و همکاران، 2011). هم چنین چندین مطالعه از رابطه بین خود شیء انگاری و نارضایتی بدنی در اختلالات خوردن حمایت کرده اند (گرین لیف، گریپو و هیل، 2008، مک کیلنی، 2004، تیگ من و لینچ، 2001و تیکا وهیل، 2004؛ به نقل از اشلی و همکاران، 2013) که هم سو با نتایج تحقیق کنونی می باشد. در تبیین این یافته می توان هم سو با فردریکسون و روبرتس بیان کرد که سیستم های گسترده ای از پاداش و تنبیه در فرهنگ ما وجود دارند که بر زیبا بودن فیزیکی و لاغری به عنوان معیاری برای جذابیت تاکید می کنند. به خاطر شیوع شیء انگاری جنسی در فرهنگ آمریکا زنان به این سمت می روند که به بدن خود به عنوان یک شی بنگرند که بیش از هر چیز بر مبنای ظاهر فیزیکی ارزش گذاری می شود، این دیدگاه نسبت به خود باعث می شود افراد خودشان را به جای صفات درونی مانند هوش و ویژگی های شخصیتی طبق ویژگی های بیرونی توصیف کنند. تحقیقات تجربی با این اظهارات مطابقت دارند. برای مثال، نشان داده شده که رضایت تصویر بدنی به طور مثبت با حس زنان از خود رابطه دارد (پولیوی ، هرمن و پلیتر، 1990؛ به نقل از هافشیر3، 2003). مطالعاتی که درباره عوامل موثر بر خود ارزشمندی دختران انجام شده نیز نشان داده اند که ظاهر فیزیکی مهمتر از عواملی مثل موفقیت تحصیلی یا ورزشی است ( هاتر، 1987؛ به نقل از هافشیر 2003). بنابراین می توان گفت خود شیء انگاری به وسیله دیده بانی عادتی بدن در زنان جوان تر منجر به تجارب منفی بدنی و به عبارتی اختلالات خوردن می گردد.
5-4-نتیجه گیری
با توجه به نتایج تحلیل مسیرهای غیر مستقیم در مدل اصلاح شده کمال گرایی، خودشیء انگاری، شاخص توده بدنی به صورت مستقیم و مثبت نارضایتی بدنی را پیش بینی نموده، و نارضایتی بدنی نیز به صورت مثبت و مستقیم اختلالات خوردن را پیش بینی می نماید. هم چنین شاخص توده بدنی به تنهایی، به صورت منفی و معکوس اختلالات خوردن را پیش بینی می نماید.هم چنین کمال گرایی و درونی سازی لاغری، خود شیء انگاری را و درونی سازی لاغری کمال گرایی را پیش بینی می نماید.
5-5-محدودیت ها
1- در این پژوهش از یک سو به دلیل انگیزه پایین و درک ناکافی از هدفهای تحقیق میزان مشارکت و همکاری دانشجویان کم بود.
2- در این پژوهش به دلیل عدم دسترسی به تعداد زیادی از بیماران با اختلال خوردن، مدل مذکور در نمونه بهنجار بررسی شده است.
3- در این پژوهش به دلیل انتخاب نمونه از جامعه دانشجویان دختر به مقایسه نمونه دختران و پسران پرداخته نشده است.
4- در این پژوهش نقش متغیرهای تعدیل کننده ای هم چون عاطفه منفی، حرمت نفس… کنترل نشده است.
5- در این پژوهش داده ها مبتنی بر داده های خود گزارشی بوده است.
5-6-پیشنهادات
1- پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی به تاثیر نارضایتی بدنی بر رفتارهای خطر زای متنوعی هم چون فعالیت های جنسی زود هنگام، رفتارهای خود آسیب زن و خود کشی پرداخته شود.
2- پیشنهاد می شود به بررسی سایر متغیرهای فیزیولوژیکی (وضعیت یائسگی)، روانی( اهمیت ظاهر، اضطراب پیری، عاطفه منفی، عزت نفس،..) و اجتماعی- فرهنگی (ادراک فشار از سوی خانواده، هم سالان و رسانه ها،اذیت و آزار مرتبط با وزن، نژاد و قومیت، سوء استفاده جسمی- جنسی) بر روی نارضایتی بدنی پرداخته شود.
3- پیشنهاد می شود به بررسی سایر متغیرها هم چون نشخوار فکری، روان رنجورخویی با و بدون نارضایتی بدنی بر روی اختلالات خوردن پرداخته شود.
4- پیشنهاد می شود به بررسی دیگر پیامد های خود شیء انگاری هم چون افسردگی پرداخته شود.
5-پیشنهاد می شود به نقش فرهنگ اسلامی در پیش گیری از خودشیء انگاری در زنان پرداخته شود.
6- پیشنهاد می شود به بررسی نارضایتی بدنی و اختلالات خوردن در دو گروه پسران و دختران پرداخته شده و سپس نتایج مقایسه گردد.
7- پیشنهاد می شود به بررسی نارضایتی بدنی و اختلالات خوردن در گروه بیماران اختلال خوردن پرداخته شود.
فهرست منابع
منابع فارسی