دانلود پایان نامه

مطالعات متعددی به بررسی این دو موضوع پرداخته‏اند که آیا بازده‏های شرکت‏هایی با شاخص کیفیت اقلام تعهدی زیاد، بهتر از بازده شرکت‏هایی با شاخص کیفیت اقلام تعهدی کم است و اگر چنین است، آیا عملکرد بهتر شرکت‏های دارای شاخص کیفیت اقلام تعهدی زیاد به دلیل خطرپذیری است. شواهد کلی برای این دو موضوع پراکنده و متناقض است و دلیل چنین یافته‏های متناقضی نیز روشن نیست و به نظر می‏رسد، به دوره‏های مورد بررسی و یا روش تحقیق مورد استفاده بستگی دارد.
ابودی و همکاران (2005) دریافتند که هیچ رابطه‏ای بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده‏های غیرعادی آتی، حداقل برای مجموعه‏ای از معاملات خرید و فروش افراد درون سازمانی وجود ندارد (البته آن ها این رابطه را برای کل نمونه مورد بررسی خود آزمون نکردند). همچنین آن ها دریافتند که صرف خطرپذیری عامل کیفیت سود با استفاده از هر چهار معیار کیفیت سود (شامل کیفیت اقلام تعهدی) از لحاظ آماری معنی‏دار نیست که با دیدگاه مبنی بر این که کیفیت سود یک عامل خطرپذیری قیمت گذاری شده است، مطابقت ندارد. اما آن ها نتایج ضعیفشان را به “اختلال موجود در مشاهدات مربوط به شرکت‏هایی با کیفیت سود بالا” نسبت دادند و نتیجه‏گیری کردند که شواهد کلی همچنان مطابق با این موضوع است که کیفیت سود، یک عامل خطرپذیری قیمت گذاری شده است (ماشرووالا و ماشرووالا 2011، ص 1352).
اِکر و همکاران (2006) به طور مستقیم این موضوع که آیا شاخص کیفیت اقلام تعهدی بازده‏های آتی را پیش‏بینی می‏کند یا خیر را آزمون نکردند. اما، پرتفوی عامل تقلیدی آن ها (با استفاده از بازده‏های روزانه) به طور متوسط بازده‏های بیشتری کسب نمود که نشان می‏دهد در دوره نمونه مورد بررسی آن ها شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده‏های آتی سهام دارای همبستگی مثبت زیادی هستند. البته آن ها به بررسی این موضوع که آیا عملکرد بهتر شرکت‏هایی با شاخص کیفیت اقلام تعهدی زیاد به علت خطرپذیری است یا خیر، نپرداختند (همان منبع ص 1352).
با استفاده از بازده‏های ماهانه، کور و همکاران (2008) دریافتند که یک رابطه مثبت بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده‏های آتی سهام در دوره مورد آزمون ابودی و همکاران (2005) وجود دارد، اما هیچ رابطه‏ای در دوره مورد بررسی فرانسیس و همکاران (2005) وجود ندارد. در مقابل کور و همکاران (2008) با استفاده از بازده‏های روزانه و ایجاد توازن مجدد در پرتفوی های موزون با وزن یکسان ماهانه / روزانه، دریافتند که یک رابطه قوی مثبت بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام برای تمامی دوره‏های مورد آزمون وجود دارد. هنگامی که کور و همکاران (2008) صرف خطرپذیری شاخص کیفیت اقلام تعهدی را بررسی می‏کردند، دریافتند که صرف خطرپذیری تنها برای دوره مورد بررسی ابودی و همکاران (2005) وجود دارد و برای سایر دوره‏هایی که آن ها بررسی کردند وجود ندارد. آن ها استدلال کردند که تناقض در نتایج آن ها به دلیل انحراف (سو گیری) در قیمت های خرید و فروش و یا هزینه‏های معامله است. آن ها پس از متعادل ساختن پرتفوی های سالانه خود به صورت روزانه / ماهانه یا حذف سهام با قیمت کمتر از 5 دلار، دریافتند که شاخص کیفیت اقلام تعهدی نه بازده آتی را پیش بینی می‏کند و نه دربردارنده یک صرف خطرپذیری است. اما کور و همکاران (2008) تصدیق نمودند که مرتب‏سازی سالانه به طور کامل رضایت‏بخش نیست. زیرا میزان کمتر متعادل‏سازی (سالانه در مقابل ماهانه)، ممکن است موجب از دست دادن اطلاعاتی در مورد قیمت گذاری شاخص کیفیت اقلام تعهدی و انحراف آزمون‏های آن ها به سمت فرضیه صفر شود (همان منبع، ص 1353-1352).
برخلاف کور و همکاران (2008)، دو مطالعه اخیر وجود رابطه مثبت بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام و همچنین صرف خطرپذیری مثبت در رابطه با شاخص کیفیت اقلام تعهدی پس از کنترل شوک‏های جریان نقدی (اگنوا 2010) و سهام کم ارزش (کیم وکی 2010)، را نشان داده است. اگنوا (2010) استدلال می‏کند که کنترل شوک‏های جریان نقدی (که بر بازده تحقق‏یافته موثر است) مهم است؛ به طوری که بدون چنین کنترلی، اثر برآورد شده شاخص کیفیت اقلام تعهدی روی بازده‏های تحقق یافته آتی می‏تواند به سمت پایین تمایل پیدا کند. زیرا شاخص کیفیت اقلام تعهدی به شدت وابسته به شوک‏های جریان نقدی منفی است. کیم وکی (2010) آزمون‏های کور و همکاران (2008) را تکرار کردند، اما تنها زمانی که سهام دارای ارزش کمتر از 5 دلار را از نمونه خود کنار گذاشتند، یک صرف خطرپذیری مثبت بر حسب شاخص کیفیت اقلام تعهدی یافتند. یافته‏های آن ها به نظر می‏رسد در تناقض با یافته‏های کور و همکاران (2008) است که بیان می کند تنها زمانی شواهدی از صرف خطرپذیری شاخص کیفیت اقلام تعهدی وجود دارد که نمونه مورد بررسی شامل سهام دارای ارزش کمتر از 5 دلار نیز باشد (همان منبع ص 1353).
با وجود چنین شواهد در هم ریخته‏ای در خصوص خطرپذیری کیفیت اقلام تعهدی، همچنان این تصور که خطرپذیری اطلاعاتی (که توسط شاخص کیفیت اقلام تعهدی نمایندگی می‏شود) قیمت گذاری می شود، شایع است. بخش بزرگی از ادبیات مالی که به بررسی نقش خطرپذیری اطلاعاتی در موقعیت‏های مختلف می‏پردازد، همچنان تاکید بر شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی خطرپذیری دارد. حتی مطالعاتی که از شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی خطرپذیری استفاده نکردند، اغلب تکیه بر نتایج فرانسیس و همکاران (2004 و 2005) دارند که بیان می‏کند خطرپذیری اطلاعاتی، قیمت گذاری شده است (همان منبع ص 1353).
این حقیقت که بسیاری از محققان همچنان اعتقاد به شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی خطرپذیری اطلاعاتی دارند، تاکید بر اهمیت حل و فصل ابهام در مورد قیمت گذاری شاخص کیفیت اقلام تعهدی و مناسب بودن آن به عنوان خطرپذیری اطلاعاتی دارد. در ادامه به طور خلاصه نتایج مقالاتی که اخیراً در مجلات معتبر حسابداری در رابطه با این موضوع چاپ شده‏اند، در دو گروه: 1) مطالعاتی که تاکید بر شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی خطرپذیری دارد؛ 2) مطالعاتی که از شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی خطرپذیری استفاده نکردند، ولی اغلب تکیه بر نتایج فرانسیس و همکاران (2005 و 2004) دارند که بیان می‏کند خطرپذیری اطلاعاتی قیمت گذاری شده است، بیان شده است.
گزیده‏ای از مطالعات منتشرشده با این دیدگاه که شاخص کیفیت اقلام تعهدی نماینده ریسک اطلاعاتی است
مقالات منتشرشده زیر از بین معتبرترین مجلات حسابداری انتخاب شده است که نشان می‏دهد با وجود این که در خصوص وضعیت صرف خطرپذیری شاخص کیفیت اقلام تعهدی ابهام وجود دارد، بسیاری از محققان همچنان معتقدند که شاخص کیفیت اقلام تعهدی تعدیل شده دیچو و دچو (2002) نماینده خطرپذیری اطلاعاتی است. مقالات به ترتیب حروف الفبا مرتب شده‏اند. مقالاتی که در آن ها 1) آزمون و نتیجه‏گیری شده است که شاخص کیفیت اقلام تعهدی نماینده (پروکسی) خطرپذیری اطلاعاتی است؛ 2) از شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان نماینده خطرپذیری اطلاعاتی در تنظیمات مختلف استفاده شده است؛ یا 3) استنتاج بر اساس این فرض انجام شده است که شاخص کیفیت اقلام تعهدی نماینده خطرپذیری اطلاعاتی است، به شرح زیر است:
ابودی و همکاران (2005) بررسی کردند آیا کیفیت سود قیمت‏گذاری شده است (با استفاده از شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان معیاری برای کیفیت سود) و آیا افراد درون سازمانی در دادوستد سهام منفعت بیشتری کسب می کنند؟ آن ها دریافتند که “شواهد مطابق با قیمت‏گذاری عامل کیفیت سود است و معامله‏گران درون سازمانی منفعت بالاتری در شرکت هایی که در رابطه با عامل کیفیت سود Exposure بالاتری داشته‏اند، کسب کرده‏اند” (ابودی و همکاران، 2005، ص 651).
اشبو – اسکایف و همکاران (2009) آزمون کردند که آیا کنترل‏های داخلی غیرموثر منتج به گزارشگری مالی با قابلیت اتکا کم تر می‏شود، یعنی افزایش خطرپذیری اطلاعاتی سرمایه‏گذاران، در افزایش هزینه سرمایه نمود پیدا می‏کند. آن ها بیان کردند که “تحقیقات گذشته نشان می‏دهد که شرکت هایی با کیفیت اقلام تعهدی پایین، هزینه سرمایه بالاتری داشته‏اند (فرانسیس و همکاران، 2005)” (اشبو – اسکایف و همکاران 2009، ص 36). به عبارت دیگر آن ها بررسی کردند که آیا کنترل‏های داخلی ضعیف، پس از کنترل شاخص کیفیت اقلام تعهدی اثر افزایشی بر هزینه سرمایه دارد یا خیر. نتایج آن ها نشان داد، شرکت هایی که از ضعف های کنترل داخلی رنج می برند به طور معنی داری دارای خطرپذیری ویژه، خطرپذیری نظام مند و هزینه سرمایه بالاتری هستند.
اکر و همکاران (2006) به تجزیه و تحلیل بازده‏های مبتنی بر سنجش کیفیت سود برآورد شده مدل (رگرسیون‏های) قیمت‏گذاری دارایی خاص شرکت که توسط عامل تقلیدی کیفیت سود (شاخص کیفیت اقلام تعهدی) تقویت شده است، پرداختند. آن ها بیان کردند “نتایج تجربی برای این دیدگاه که کیفیت سود (به عنوان کیفیت اقلام تعهدی) قیمت‏گذاری شده است، توسط فرانسیس و همکاران (2005) ارائه شده است. بنابراین شایسته‏سازی تئوری نشان می‏دهد که عدم اطمینان اطلاعاتی، یک عامل خطرپذیری قیمت‏گذاری شده است و بر اساس شواهد تجربی فرانسیس و همکاران (2005) که نشان می‏دهد بازار خطرپذیری اطلاعاتی را از طریق کیفیت سود (اندازه گیری شاخص کیفیت اقلام تعهدی)، قیمت‏گذاری می‏کند … ، معتقدیم که ضریب عامل کیفیت سود (e-loading) حساسیت بازده سهام را نسبت به کیفیت سود نشان می‏دهد” (اکر و همکاران 2006، ص 751-750).
بهارات و همکاران (2008) به تجزیه و تحلیل اثر کیفیت حسابداری وام‏گیرنده بر قراردادهای بدهی (وام) پرداختند. معیار کیفیت حسابداری مرکب آن ها شاخص کیفیت اقلام تعهدی را نیز دربر می‏گرفت. آن ها بیان کردند که “یک تفسیر برای نتایج می‏تواند این باشد که شرایط قراردادی سخت برای وام‏گیرندگانی با کیفیت حسابداری پایین منعکس کننده جبران خطرپذیری اطلاعاتی وام‏دهنده است. این تفسیر منطبق بر عقیده‏ی ایزلی و همکاران (2002)، ایزلی و اُهارا (2003) و فرانسیس و همکاران (2005) است”. (بهارات و همکاران 2008، ص 4). آن ها همچنین متذکر شدند که شواهد آن ها “بیشتر از این فرضیه پشتیبانی می‏کند که خطرپذیری اطلاعاتی یک منبع خطرپذیری قیمت‏گذاری شده متمایز از خطرپذیری نکول است”. (همان منبع، ص 5).
چن و همکاران (2007) بررسی کردند که آیا کیفیت اقلام تعهدی (که توسط شاخص کیفیت اقلام تعهدی نمایندگی می‏شود) عامل خطرپذیری اطلاعاتی قیمت‏گذاری شده در زمینه تغییر سود سهام است. آنان نتیجه گرفتند که “به طور کلی، نتایج نشان داد که سرمایه‏گذاران خطرپذیری اطلاعاتی مرتبط با صحت اطلاعات صورت‏های مالی را به عنوان یک عامل خطرپذیری قیمت‏گذاری شده، در صحت و قیمت‏گذاری تغییرات مسیرهای قابل پیش‏بینی پیرامون تغییرات سود سهام مدنظر قرار می‏دهند” (چن و همکاران. 2007، ص 2-1).
فرانسیس و همکاران (2004) رابطه بین هزینه سرمایه سهام و 7 ویژگی سود شامل کیفیت اقلام تعهدی، ثبات، قابلیت پیش‏بینی، هموارسازی، مربوط بودن سود به ارزش سهام، به موقع بودن و محافظه‏گرایی را مورد بررسی قرار دادند. آن ها نتیجه گرفتند “در مجموع از 7 ویژگی درنظر گرفته شده، کیفیت اقلام تعهدی ویژگی غالب از نظر تاثیرات هزینه سرمایه است” (فرانسیس و همکاران 2004، ص 1006).
فرانسیس و همکاران (2005) بررسی کردند که آیا سرمایه‏گذاران کیفیت اقلام تعهدی (به عنوان پروکسی خطرپذیری اطلاعاتی وابسته به سود) را قیمت‏گذاری می‏کنند. آن ها اظهار داشتند که “شاخص کیفیت اقلام تعهدی بر حسب انحراف معیار باقی مانده های رگرسیون مربوط به اقلام تعهدی جاری بر حسب جریان‏های نقدی اندازه‏گیری شده است. همچنین فهمیدیم که شاخص کیفیت اقلام تعهدی ضعیف‏تر، با هزینه سرمایه و بدهی بیشتری همبسته است” (فرانسیس و همکاران 2005، ص 295).
فرانسیس و همکاران (1-2008) رابطه بین اعتبار مدیرعامل و کیفیت سود را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند، شرکت هایی با مدیران عامل مشهور از کیفیت سود پایینی برخوردار هستند. آن ها دلایل یافته‏های خود را به شرح ذیل بیان کردند: “فرانسیس و همکاران (2005) و ابودی و همکاران (2005) استدلال می‏کنند که کیفیت سود پایین که توسط دیچو و دچو به عنوان پروکسی کیفیت سود اندازه‏گیری شده است (یعنی شاخص کیفیت اقلام تعهدی) و اقلام تعهدی احتیاطی غیراختیاری با هزینه بالاتر سرمایه (سهام) و بدهی و کسب منافع بیشتر توسط افراد درون سازمانی همراه است. بر اساس این یافته‏ها، معتقدیم چنانچه مدیران اجرایی مشهور برای حفظ شهرت خود از طریق ارائه گزارش های مطلوب سود، بر کیفت سود تأثیر گذارند، هزینه سرمایه و میزان کسب منافع توسط افراد درون سازمانی افزایش می‏یابد” (فرانسیس و همکاران. 2008، ص 142).
فرانسیس و همکاران (2-2008) رابطه بین افشا داوطلبانه و کیفیت سود و هزینه سرمایه را مورد بررسی قرار دادند. آن ها دریافتند که شرکت هایی با کیفیت سود خوب، نسبت به شرکت‏های دارای کیفیت سود ضعیف تمایل بیشتری به توسعه افشا داوطلبانه اطلاعات دارند. همچنین آن ها دریافتند که افشا داوطلبانه بیشتر با هزینه سرمایه پایین‏تری همبسته است. در کل آن ها نتیجه گرفتند که “کیفیت سود در مرحله اول بر هزینه سرمایه اثر می‏گذارد درحالی که افشا داوطلبانه، تأثیر مشخص و معنی‏داری بر هزینه سرمایه ندارد” (فرانسیس و همکاران 2008، ص 81).
کراوِت و شولین (2009) ارتباط بین ارائه‏های مجدد حسابداری و قیمت‏گذاری خطرپذیری اطلاعاتی را بررسی کردند. آن ها از کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی خطرپذیری اطلاعاتی و از مولفه احتیاطی کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی خطرپذیری اطلاعاتی احتیاطی استفاده کردند. آن ها دریافتند که “واکنش منفی بازار ناشی از ارائه‏های مجدد مستند شده در مقالات قبلی با افزایش در قیمت‏گذاری خطرپذیری اطلاعاتی احتیاطی همراه است” (کراوت و شولین 2009، ص 266).
کریشنان و همکاران (2008) بررسی کردند آیا سیاست‏های حاکم بر موجودی‏ها بر خطرپذیری اطلاعاتی قیمت‏گذاری شده (توسط بازار پس از کنترل شاخص کیفیت اقلام تعهدی) اثر می‏گذارد. آن ها تاکید می‏کنند که “فرانسیس و همکاران (2004 و2005) نشان دادند که کیفیت اقلام تعهدی به عنوان یک عامل نظام مند توسط بازار قیمت‏گذاری شده است و اینکه بازار از شرکت‏های دارای اقلام تعهدی ضعیف‏تر بازده بالاتری را طلب می‏کند، مطابق یافته‏های ایزلی و اُهارا (2004) است” (کریشنان و همکاران 2008، ص 371). آن ها نتیجه گرفتند که نتایج شان “این مفهوم را می‏رساند که سرمایه‏گذاران، سیاست های حاکم بر موجودی های شرکت‏ها را به عنوان پروکسی برای خطرپذیری نظام‏مند اساسی غیرمشهود، علاوه بر خطرپذیری اطلاعاتی (نمایندگی شده توسط کیفیت اقلام تعهدی) قیمت‏گذاری می کنند” (کریشنان و همکاران 2008، ص 397).
کیم و چی (2010) به بررسی این که آیا شاخص کیفیت اقلام تعهدی یک عامل خطرپذیری قیمت‏گذاری شده است و اینکه نحوه قیمت‏گذاری کیفیت اقلام تعهدی متفاوت از شرایط کلان اقتصادی است پرداختند. نتایج آن ها نشان داد که ” شاخص کیفیت اقلام تعهدی به هزینه سرمایه کمک می‏کند و اینکه تأثیر قیمت‏گذاری شاخص کیفیت اقلام تعهدی با خطرپذیری پایه همبسته است” (کیم و چی 2010، ص 937).
لوی و همکاران (2007) بررسی کردند، آیا ویژگی‏های خاص شرکت نظیر کیفیت سود، تعیین کننده رتبه‏بندی خطرپذیری نزد تحلیل‏گران است. آن ها برای تعیین رتبه‏بندی‏های خطرپذیری از شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی استفاده کردند. آن ها توجه داشتند که “شرکت‏های دارای کیفیت سود پایین‏تر، هزینه سرمایه بالاتری دارند (به عنوان مثال فرانسیس و همکاران، 2004 و 2005)” (لوی و همکاران 2007، ص 654) و نتیجه گرفتند که “خطرپذیری ویژه شرکت، اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، اهرم مالی، زیان‏های حسابداری و کیفیت سود از عوامل مهم رتبه‏بندی خطرپذیری توسط تحلیل‏گران است. بنابراین تحلیل‏گران مالی برای رتبه‏بندی خطرپذیری، اقدام به جمع‏آوری و پردازش اطلاعات مربوط به خطرپذیری سرمایه می‏کنند” (لوی و همکاران 2007، ص 659).
گزیده‏ای از مطالعات منتشرشده با این دیدگاه که خطرپذیری اطلاعاتی قیمت‏گذاری می شود
مطالعاتی که تکیه بر شاخص کیفیت اقلام تعهدی به عنوان پروکسی خطرپذیری اطلاعاتی ندارند، اما استنتاج فرانسیس و همکاران (2004 و 2005) را مبنی بر اینکه خطرپذیری اطلاعاتی قیمت‏گذاری می شود را می‏پذیرند به شرح ذیل است: