دانلود پایان نامه

در کشورهایی که از نظر اقتصادی توسعهی کمتری یافتهاند و مقامات دولتی مایلند سطح زندگی مردم از طریق شرکتهای تعاونی بالا رود. غالباً، بیشتر توجه معطوف به قانونگذاری و اقدامات اداری است و معمولاً توجه کافی به امر آموزش نمی شود اما نباید فراموش کرد که قانونگذاری تنها زمانی که از پیش بر مبنای آموزش استوار شده باشد ثمربخش است.
آموزش، ابتدا مردم را برای زندگی با روش و فکر تعاون آماده می کند، سپس کار قانون که تعیین نحوه کار و عملیات سازمانهای تعاونی است، آغاز می شود. به همین دلیل، یکی از طرق کمک دولت به نهضت تعاونی که بیش از همه معمول و کمتر از همه مورد مخالفت است، پرداختن به انواع فعالیتهای مربوط به آموزش تعاون است.
بند دوم: مراحل خاص آموزش تعاون
نخستین مرحله این فعالیتها، آشنا ساختن طبقات مختلف مردم با اثرات و مزایای تعاونیها است. در کشورهای در حال توسعه که عده بسیاری از مردم نیازمند خدمات شرکتهای تعاونی هستند، ابتکار ایجاد و گسترش نهضت بیش از همه به عهده دولت است، چرا که تنها دولت قادر به تأمین منابع مالی لازم برای انجام اقداماتی در جهت ایجاد و توسعه تعاونیها در اینگونه کشورهاست. در عین حال، باید دقت شود که فکر تعاونی از بالا به مردم تحمیل نگردد، بلکه پذیرش آن در افکار مردم ریشه بدواند.
شرکتهای تعاونی واقعی تنها از راه آموزش مداوم و بدون عجله در بین تودههای مردم بوجود می آیند و راه پیشرفت صحیح در این زمینه عبارت است از تدارک یک برنامه وسیع آموزشی و تشویق رشد تعاونیها به طور طبیعی و تدریجی.
در مرحله بعد، دستگاههای تربیتی و آموزشی تعاون، وظیفهی آموزش و تربیت مدیران، رؤسا و سایر اشخاص مؤثر را که باید شرکتهای تعاونی را اداره کنند برعهده دارند. بعضی معتقدند که نهضت تعاونی از فقدان رهبر، چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی بیشتر دچار اشکال است تا ازکمی اعضا، اگرچه قضاوت دربارهی واقعیت این نظر دشوار است ولی به خوبی روشن است که هیچ نهضتی نمی تواند بدون رهبری شایسته توفیق حاصل نماید.
شرکتهای تعاونی نیاز به مدیران ویژهای دارند. این افراد باید کسانی باشندکه دیگران در عین اعتماد به آنها بتوانند از ایشان اطاعت کنند. البته مدیران شرکتهای تعاونی نیز نباید از اعضاء شرکت توقع اطاعت کورکورانه داشته باشند. یک قاعدهی کلی مناسب در فعالیتهای تعاونی آن است که که رهبران باید بیشتر به خاطر صداقت ودرستی انتخاب شوند.
بنابراین ایجاد تسهیلات لازم برای تعلیم و تربیت افراد واجد شرایط در فن رهبری تعاون، حائز اهمیت است. دانشگاهها و مراکز آموزش تعاون با همکاری سازمانهای تعاونی می توانند این وظیفه را به خوبی ایفا نمایند. در بعضی از کشورهای درحال توسعه، مدارس آموزشی با هدف
تربیت کارکنان ادارات شرکتهای تعاونی به وجود آمده است؛ به طور مثال در هندوستان چندین انستیتوی ایالتی تعلیمات تعاونی و یک مدرسه فنی ملی در امور تعاون تأسیس شده است و در کشورهای پاکستان و سیلان، بیرمانی، ژاپن، کنیا، نیجریه، اوگاندا و تانزانیا نیز مؤسسات مشابهی تشکیل شده است.
در نهایت، به نظر می رسد که در شرکتهای تعاونی باید زمان بیشتری صرف برنامهریزی برای آموزش شود و آموزش، به همراه آیندهنگری و قدرت تجزیه و تحلیل مشکلات اداری کنونی و پیشبینی نتایج حاصل از تصمیمگیریها انجام شود و برای رسیدن به این مهم باید ابتدا توان و مهارت هر یک از مدیران در برنامهریزیهای مربوط به آموزش سنجیده شده و آموزشهای لازم در این زمینه به آنها داده شده و مدیرانی برای شرکتهای تعاونی انتخاب شوند که دارای دید راهبردی در آموزش، مطابق با شرایط روز جامعه باشند.
مبحث چهارم: کمکهای مالی
بسیاری از شرکتهای تعاونی که سابقهی تاریخی طولانی دارند به کمک وسائل و امکانات خود و از طریق جمع آوری تدریجی منابع مالی به وجود آمده و رشد یافتهاند. به کار بردن این روش موجب به وجود آمدن شرکتهای تعاونی مستقلتر و وارستهتر می شود.اما نباید این نکته را فراموش کرد که امروزه با این روش، گسترش و پیشرفت شرکتهای تعاونی با کندی صورت خواهد گرفت.
در حقیقت، پیشرفت تعاون، به علت فقر قسمت اعظم اعضا و سخت و طولانی بودن جریان عادت دادن مردم به پسانداز، به آرامی انجام خواهد پذیرفت. به همین دلیل در برخی از کشورها، دولتها مایلند کمکهای مالی قابل ملاحظهای به منظور برداشتن موانع پیشرفت و گسترش شرکتهای تعاونی، در اختیار آنها قرار دهند. در کشور ما نیز دولت راهکارهایی را برای حمایت از بخش تعاونی اتخاذ کرده که می توان کمکهای مالی به این بخش را نیز از آن موارد دانست، از جمله؛ استفاده از معافیتهای مالیاتی، تخفیف در پرداخت حق بیمه سهم کارفرما، استفاده از تسهیلات بانک توسعه تعاون،..
کمکهای دولتی ممکن است شکلهای گوناگون داشته باشد. اهم آنها عبارتنداز:
بند یکم: شرکت در تشکیل سرمایه
در برخی از کشورهای در حال توسعه، دولت به نحوی از انحا در تشکیل سرمایهی شرکتهای تعاونی سهمی به عهده میگیرد. در هندوستان دولت از طریق بانک پساندازهای هند آماده است برای تشکیل سرمایه شرکتهای بزرگ تعاونی منطقهای، مانند بانکهای تعاونی ایالات و اتحادیههای تعاونی فروش، مبالغ قابل ملاحظهای از طریق خرید سهام کمک نماید. نمایندگان دولت در مجامع و شوراهای این قبیل شرکتها حضور می یابند ولی در اتخاذ تصمیمات هیچگونه نقشی ایفا نمی کنند.
هدف دولت از این کار، این است که سرمایهی مورد نیاز شرکت تعاونی به زودی فراهم شود و تشکیل آن که ضروری تشخیص داده شده است به کندی صورت نگیرد.
به نظر می رسد سرمایهگذاری مستقیم دولت در شرکتهای تعاونی، کار پسندیدهای نیست. چراکه شرکتهای تعاونی از تلاش برای رسیدن به استقلال بازمی مانند و شرکتهایی وابسته به بار می آیند. علاوه بر این هیچ دولتی در جهان آنقدر امکان مالی ندارد که بتواند احتیاجات مالی بخش تعاونی کاملاً توسعه یافته را تأمین نماید. بهتر است که دولت اقدام به تشکیل بانک اتحادیههای تعاونی یا بانک مرکزی تعاون بنماید تا بتواند سرمایهها را از منابع سرمایهگذاری عمومی جلب نموده و پول مورد احتیاج مؤسسات تعاونی را که برای تهیه سرمایه با یکدیگر متحد شده و اتحادیههای جدیدی تشکیل دادهاند تأمین نماید. ولی به طور کلی هر نهضت جوانی ناچار است از مرحلهای که در آن تهیهی پول کافی غیرممکن است گذر نماید. و در این مرحله نه بانکی است که شرکت بتواند از آن قرض نماید و نه می توان به لحاظ وجود تعداد محدود مؤسسات تعاونی متقاضی وام باشند، اقدام به تأسیس بانک نمود.
بنابر آنچه گذشت، عملاً تنها راه جبران این خلاء، سرمایهگذاری موقت دولت یا بانکهای تجاری است.
بند دوم: اعطای وام
اعطای وام به شرکتهای تعاونی، معمولترین روشی است که دولتها برای کمک به بخش تعاونی به کار می برند. این نوع کمک ممکن است به یکی از صورتهای زیر انجام شود:
1) وامهایی که توسط اداره دولتی در اختیار یک بانک تعاونی یا یک سازمان بازرگانی تعاونی گذاشته می شود.
2) تضمین وامهایی که یک بانک خصوصی و یا احتمالاً یک بانک تعاونی در اختیار شرکتهای تعاونی می گذارد. این وامها معمولاً شکل اعتبارات روستایی دارند و برای پرورش محصولی که از طریق تعاونی به فروش خواهد رسید داده می شوند.
3) وامهایی که برای تأمین امکانات مالی عملیات مشابه از طرف دولت پرداخت می شوند.
بند سوم: کمک بلاعوض
کمتر اتفاق می افتد که کمکهای بلاعوض در اختیار شرکتهای تعاونی گذاشته شود و در صورت انجام این عمل مقدار آن بسیار ناچیز است. این نوع کمکها مستقیماً به شرکتهای تعاونی داده نمی شود بلکه آنرا در اختیار اتحادیههای ملی تعاون قرار می دهند تا به مصرف امور آموزشی و تربیتی و یا به مصرف تشکیل سمینارهای تعاونی برسد.
بند چهارم: معافیت از مالیات