در بردارد. بطور کلی نیروی کار مورد نیاز مرحله کاشت (تهیه خزانه و نشاءکاری) در روش سنتی 28 نفر روز و در روش مکانیزه 19 نفر روز در هر هکتار تعیین شده است. برای تهیه خزانه (آماده کردن نشاء ) در روش سنتی به 9 نفر روز و در روش ماشینی به 15 نفر روز در هر هکتار مورد نیاز است، اما برای نشاءکاری در روش دستی به 19 نفر روز هکتار و با ماشین به 4 نفر روز نیاز دارد (با احتساب کارگر برای حمل نشاء تا زمین اصلی و کنار ماشین ). بطوریکه هزینه های کارگری برای نشاءکاری(بدون احتساب کارگر بر ای تهیه خزانه ) در دو روش سنتی و مکانیزه به ترتیب 52.5% و 12.8% از کل هزینه‌های مرحله‌ی کاشت را تشکیل می‌دهند. هزینه‌های ثابت و متغیر ماشین 11.3% و جعبه‌های نشاء 16.4% از کل هزینه‌ی کاشت را شامل می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که در روش مکانیزه تهیه خزانه و جعبه‌های نشاء و در روش سنتی دستمزد کارگر نشاء کار عوامل اصلی ایجاد هزینه در دو روش کاشت محسوب می شوند.تهیه نهاده ها برای تهیه خزانه در روش سنتی 26.7% و در روش مکانیزه 15.9% از کل هزینه ی مرحله ی کاشت را تشکیل می‌دهد و این بدلیل مصرف کمتر بذر,پلاستیک برای پوشش خزانه و سایر نهاده های مورد نیاز است (محمدرضا علیزاده).
حمیدکودهی.جهاندیده پایان‌نامه خود را در سال 1374 با موضوع “بررسی کاهش ضایعات شلتوک در مراحل تبدیل به برنج سفید” انجام داد که خلاصه ای از پایان‌‌نامه ایشان در زیر ارایه شده است :
با توجه به اینکه برنج دومین غذای اصلی اکثریت مردم جهان می باشد، بیش از 90 درصد آن در آسیا تولید و مصرف می‌شود. افزایش جمعیت ضرورت تولید هرچه بیشتر محصولات کشاورزی از جمله برنج را در صدر برنامه ها و فعالیت دولتها و متخصصین قرارداده است. یک سری از عوامل برای تبدیل شلتوک به برنج سفید از جمله دمای خشکانیدن شلتوک، میزان رطوبت نهایی شلتوک ، میزان پولیش در دستگاه سفیدکن و نوع برنج بسیار مهم هستند. می‌توان با شرایط بهینه درجه حرارت خشکانیدن و میزان رطوبت نهایی شلتوک در هنگام تبدیل و میزان پولیش، درصد برنج شکسته و خرده برنج را به حداقل رسانده در نتیجه میزان برنج سالم به حداکثر برسد تا از کاهش ضایعات شلتوک در هنگام تبدیل جلوگیری بعمل آید. شایان ذکر است 90 درصد برنج تولیدی در استان گیلان از واریته‌های پرمحصول سپیدرود، خزر و بینام است. نتایج بر این دلالت دارند. تفاوت معنی داری بین افزایش درصد برنج سالم در ارقام سپیدرود، بینام و خزر وجود دارد. تفاوت معنی داری در افزایش درصد برنج سالم در دمای خشکانیدن مختلف 25 و 35 و 45 درجه سانتی‌گراد وجود دارد. میزان درصد برنج سالم در رطوبتهای مختلف 11 و 12 و 13 درصد هنگام تبدیل نشانگر تفاوت معنی داری می باشد. میزان درصد برنج سالم در پولیشهای متفاوت (15 و 25 و 35 ثانیه) هنگام تبدیل شلتوک به برنج سفید تفاوت معنی داری را نشان می دهد. در نتیجه این تحقیق، واریته سپیدرود بیشترین درصد برنج سالم را در دمای خشکانیدن 25 درجه سانتیگراد و رطوبت 11 درصد و مدت پولیش 15 ثانیه نشان می‌دهد. واریته‌های خزر و بینام بیشترین درصد برنج سالم و کمترین ضایعات را در دمای خشکانیدن 35 درجه سانتیگراد و رطوبت 12 درصد در هنگام تبدیل و میزان پولیش 15 ثانیه را نشان می‌دهد(کودهی.جهاندیده، 1374).
“بررسی میزان ضایعات سیستم‌های مختلف تبدیل برنج در کارخانه‌های شالیکوبی استان گیلان و ارائه راهکارهایی جهت تقلیل آن” عنوان پژوهشی است که محمدرضا علیزاده در سال 1378 در مناطق مختلف استان گیلان به برسی و تحلیل آن پرداخت :
هر ساله مقادیر قابل توجهی از محصول تولیدی شالیکاران طی عملیات تبدیل شلتوک به برنج سفید در کارخانه های شالیکوبی شکسته می شود و خسارت سنگینی بر کشاورزان وارد می‌شود. سهم عمده‌ای از ضایعات تبدیل (خرده برنج ) ناشی از کارکرد نامناسب ماشین‌های پوست کن و سفید کن می‌باشد. به منظور بررسی و مقایسه مقدار ضایعات تبدیل برنج دو سیستم متداول در کارخانه های شالیکوبی استان گیلان1- پوست کن غلتک لاستیکی + سفید کن تیغه ای(نوع اول ),2- پوست کن و سفید کن نوغ تیغ های (نوع دوم ) تعدادی پلات های آزمایشی به طور تصادفی در مناطق مختلف است انتخاب شد. در هر پلات با توجه به نوع سیستم تبدیل و رقم نمونه‌هایی جمع آوری گردید و نسبت برنج قهوه‌ای به شلتوک(درخروجی پوست کن) درصد خرده برنج قهوه‌ای و درصد خرده برنج سفید بعد از ماشین پوست کن و سفید کن اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد به طور کلی بدون توجه به نوع رقم به طور متوسط مقدار خرده برنج قهوه‌ای سیستم تبدیل نوع اول و دوم به ترتیب 7.06 و 10.05 درصد می‌باشد.مقدار خرده برنج سفید در سیستم نوع اول 19.341 درصد و در سیستم نوع دوم 22.60 درصد برآورد شده است. صرف نظر از نوع سیستم تبدیل, اختلاف معناداری بین درصد خرده ارقام مختلف وجود دارد و رقم طارم محلی با میانگین 25.92 درصد بیشترین مقدار خرده برنج سفید را دارا بود. مقایسه بین میانگین‌های مربوط به درصد خرده برنج سفید ارقام هاشمی و بینام در دو سیستم تبدیل اختلاف معناداری نشان نداد(علیزاده، 1378).
خلاصه ای از پژوهش محمدرضا علیزاده تحت عنوان ” بررسی و مقایسه میزان ضایعات در روش‌های مختلف برداشت برنج” که برای موسسه تحقیقات برنج کشور به انجام رسانید در زیر ارائه شده است :
برداشت به موقع برنج از نقطه نظر کاهش ضایعات محصول از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد . از آن جایی که روش سنتی (برداشت با داس ) به تعداد کارگر زیادی نیاز دارد، قدمهایی برای ارزیابی و توسعه روش مناسب برداش
ت در استان گیلان برداشته شده است. در این تحقیق عملکرد مزرعه ای دو نوع دروگر خودگردان و سوار شونده به تیلر مورد ارزیابی قرار گرفت و با روش برداشت سنتی مقایسه شد. نتایج نشان داد بین مقدار ضایعات مرحله درو و جمع آوری محصول سه روش برداشت اختلاف معنی داری وجود دارد.ضایعات برداشت (درو و جمع آوری محصول) در برداشت سنتی کمترین مقدار بود (2.09) ضایعات برداشت با استفاده از ماشین دروگر به طور متوسط 2.8% برآورد شد.دروگر خودگردان با متوسط 0.294 هکتار بر ساعت در مقایسه با دروگر سوار شونده به تیلر (0.238 هکتار بر ساعت) و روش سنتی ( 0.0078 هکتار بر ساعت) بیشترین ظرفیت مزرعه‌ای موثر را دارا بود. تعداد کارگر مورد نیاز برای مرحله‌ی درو با ماشین دروگر به طور میانگین 6.6 نفر ساعت در هکتار و در برداشت سنتی 118.4 نفر ساعت در هکتار تعیین گردید. هزینه برداشت هر هکتار شالیزاری در روش سنتی, دروگر خودگردان و سوار شونده به ترتیب 1041875 ریال,481133 ریال برآورد شد(علیزاده، 1379)..
مرتضی نصیری پژوهشی تحت عنوان “مقایسه اقتصادی نشاءکاری سنتی و مکانیزه برنج با تاکید بر نقش نیروی کار در تولید” در سال 1375 برای منطقه مرکزی مازندران و معاونت موسسه تحقیقات برنج کشور در مازندران انجام داده است که خلاصه ی پژوهش ایشان در زیر ارایه شده است :
جهت تأمین مواد غذایی جمعیت روز افزون جهان علی الخصوص در کشورهای در حال توسعه، تحقیقات در زمینه عملیات کشاورزی جهت بالا بردن راندمان تولید، ایجاد سهولت درکار، صرفه جوئی در وقت و نیروی انسانی ضروری به نظر می‌رسد. برای دستیابی به اهداف فوق استفاده از ماشین‌آلات کشاورزی یا مکانیزه کردن عملیات زراعی اهمیت ویژه‌ای دارد. در حال حاضر آنچه که در مورد جایگزینی ماشین نشاء کار بجای روش نشاء دستی مطرح می‌باشد، اینست که علاوه بر رفع مسائلی از قبیل صعوبت کاری، بالا بودن سن مولدین، مهاجرت و کمبود نیروی کار نشاءکاری، هزینه تولید را کاهش داده و عملکرد را در واحد سطح افزایش می دهد. بدین جهت مقایسه اقتصادی نشاءکاری سنتی و مکانیزه برنج با تاکید بر نقش نیروی کار در تولید در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفته تا براساس اطلاعات بدست آمده بتوان تصمیمات و نظرات قاطعی را در مکانیزه کردن کشاورزی اعمال نمود. برای این کار چهار شهرستان از استان مازندران که عمده سطح زیر کشت برنج متعلق به این شهرستانها است انتخاب و در هر شهرستان دو یا سه زراعی که نشاءکاری مکانیزه و یا سنتی انجام داده‌اند، پرسشنامه‌ای که حاوی سؤالات متعددی در ارتباط با هزینه‌های مراحل مختلف کاشت، داشت و برداشت بوده پر شده است. در این بررسی متوسط هزینه ارقام بومی و اصلاح شده به روش سنتی 4569008 ریال و به روش مکانیزه 4277587 ریال بوده که نشاءکاری سنتی 291421 ریال نسبت به روش مکانیزه افزایش هزینه داشته است. علاوه بر موارد فوق در مزرعه تحقیقاتی، معاونت موسسه تحقیقات برنج کشور (آمل) دو روش نشاءکاری سنتی و مکانیزه با فواصل یکسان برای هر دو روش مورد مقایسه قرار گرفته‌اند، نتایج این آزمایش نشان می‌دهد که میزان عملکرد روش دستی در صورتیکه فواصل کاشت دو روش یکسان باشد، برای هر دو رقم طارم و خزر بترتیب 4407 و 4820 کیلوگرم در هکتار و نشاءکاری مکانیزه 4175 و 3883 کیلوگرم در هکتار بوده است. در این آزمایش چون فاصله کاشت در نشاءکاری دستی و ماشینی یکسان بوده و از بین رفتن تعداد بوته در واحد سطح در روش دستی کمتر از نشاءکاری با ماشین بوده، لذا عملکرد در واحد سطح در روش دستی بیشتر از مکانیزه شده است، ولی در سطح وسیع امکان اینکه نشاءکاری دستی را بصورت منظم و با فاصله مشخص انجام دهیم وجود ندارد و همیشه تعداد بوته در واحد سطح کمتر از تعداد بوته‌های توصیه شده می‌باشد، بدین جهت نشاءکاری ماشینی بعلت تضمین تعداد بوته بیشتر در واحد سطح نسبت به نشاءکاری دستی ارجعیت دارد.(نصیری، 1375).
کبری تجددی طلب پژوهشی تحت عنوان ” تأثیر روشهای مختلف خشکاندن شالی و شلتوک به روش سنتی” برای موسسه تحقیقات برنج کشور به انجام رسانید که در ادامه خلاصه‌ی پژوهش ایشان ارائه شده است :
برای تعیین تأثیر خشک شدن شالی و شلتوک به صورت طبیعی و با نور آفتاب خشک کردن شالی در چهار تیمار به صورت: 1- بدون پوشش و رها شده در مزرعه,2- با پوشش پلاستیکی در شب,3-جمع آوری شالی در غروب و پخش آن هر روز صبح در سطح مزرعه,4-خشک کردن شالی در زیر سقف در سایه پس از درو به مدت شش روز برای سه سال متوالی از سال 1379 الی 1381 انجام گرفت. این تحقیق براساس طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار برای سه رقم بینام، خزر و سپیدرود انجام گرفت . آزمونهای تعیین رطوبت شلتوک برای کنترل خشک شدن، تعیین درصد ترک قبل از تبدیل، درصد خرده برنج و تعیین درجه سفیدی بر روی نمونه ها انجام ٢٣٣ گرفت. نتایج نشان داد که از دست دادن رطوبت در نمونه‌ها در طول زمان کاهش یافت. نتایج آزمون تعیین درصد ترک نشان داد که کمترین درصد ترک را تیمار چهارم داشت و سایر تیمارها بخصوص تمیار اول دارای درصد ترک خوردگی بیشتری در ارقام سه گانه بود. برسی و تعیین درصد خرده برنج پس از تبدیل معلوم کرد که برای هر سه رقم اختلاف معنی داری بین تیمارها و همچنین روزهای خشک شدن وجود دارد. معلوم شد که هر چه مدت زمان خشک شدن در معرض آفتاب کمتر باشد درصد خرد شدن برنج در هنگام تبدیل کمتر خواهد بود. آزمون تعیین درجه سفیدی برنج در این تیمارها نشان داد که اختلاف مشخص و معنی داری بین تیمارهای مختلف ارقام سه گانه دیده نشده است(کبری تجددی طلب).
علی رشاد
صدقی در پایانامه خود تحت عنوان”مقایسه اقتصادی کشت مکانیزه با کشت سنتی برنج در منطقه میانه” کشت مستقیم را با کشت مکانیزه مقایسه کرده است که خلاصه‌ای از پژوهش او در زیر ارائه شده است :
این طرح به منظور مقایسه اقتصادی کشت مستقیم برنج به صورت مکانیزه و روش سنتی آن به مدت چهار سال در منطقه آچاچی میانه اجرا گردید. هدف از اجرای این طرح، تعیین روشی مناسب جهت کاهش هزینه‌های تولید در واحد سطح، کاهش سختی کار و افزایش کارآئی تراکتور و ادوات دنباله بند آن در زراعت برنج می‌باشد. در این تحقیق برای مقایسه آماری یافته‌ها در هر سال از آزمون T و جهت بررسی اثرات متقابل تیمار و سال از تجزیه مرکب نتایج بوسیله آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی استفاده گردید. تیمارهای آزمایشی عبارتنند از:1- روش مکانیزه : در این عملیات خاک ورزی اولیه، کودپاشی و خاک ورزی ثانویه به ترتیب با استفاده

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید