دانلود پایان نامه

تغییر در تقاضای مواد غذایی در آن
که در آن:
= I نرخ رشد جمعیت،
=کشش درآمدی تقاضاست.
باید به یاد داشت از آنجا که مصرف کالا سهم بزرگی از درآمد را در برمیگیرد، افزایش در قیمت مواد غذایی با یک عرضه بدون کشش، اثر معکوس بر کل اقتصاد بر جای میگذارد (گاتاک، 1380).
با توجه به رابطه فوق به طور خلاصه میتوان به این دو نکته اشاره کرد:
اولاً، با افزایش جمعیت مصرف کننده تقاضا برای مواد غذایی افزایش مییابد.
ثانیاً، با بهبود نسبی درآمد، الگوی مصرف مواد غذایی تغییر مییابد و تقاضا برای آن بیشتر میشود.
چنین شرایطی اهمیت بخش کشاورزی را بیشتر میسازد و زمانی میتواند این بخش نقش خود را به درستی انجام دهد که به شکل مناسبی توسعه یافته باشد. در واقع در ساختهای توسعه نیافته، گسترش شهرنشینی به معنی گسترش تصاعدی مصرف بدون رشد تولید است؛ به عبارت دیگر در این ساخت گسترش سریع شهرنشینی با گسترش وابستگی رابطه تنگاتنگ دارد. با توجه به اینکه پیش بینی میشود طی چند دهه آینده در جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه یکی از مهمترین مسائل بشر موضوع غذا و اهمیت روزافزون آن باشد، نقش تولید کنندگان محصولات کشاورزی بیشتر مشخص میشود.

2-3-4- اهمیت بخش کشاورزی در تولید مواد اولیه مورد نیاز بخش صنعت
یکی از آرمانهای اساسی کشورهای در حال توسعه، دستیابی به توسعه از طریق صنعتی شدن است. صرف نظر از درستی یا نادرستی این انگاره، در این گروه از کشورها، در بازار رقابت جهانی آن بخش از صنایع که مواد اولیه آنها از طریق تولیدات داخلی تأمین میشود شانس موفقیت و بقای بیشتری دارند. به همین دلیل است که صنایع محصولات غذایی و کشاورزی از بخشهای مهم صنعتی در این کشورها به شمار میآیند.
از سوی دیگر بخش کشاورزی بازار مهم و مطمئنی برای تولیدات صنعتی داخلی است که برای برخورداری بخش صنعت از این بازار، این بخش باید از توسعه متعادلی برخوردار باشد؛ به عبارت دیگر هیچ کشوری نمیتواند با اتکا به یک بخش به توسعه پایدار دست یابد. چنان که کشور صنعتی پیشرفته با کشاورزی عقب مانده وجود ندارد، یا کشوری که دارای بخش کشاورزی سنتی و ناکارامد و بخش صنعتی توسعه یافته باشد. برخلاف دیدگاههایی که این دو بخش را در مقابل هم قرار میدادند و امروزه اعتبار خود را از دست دادهاند، بخش کشاورزی، صنعت و سایر بخشها، تشکیل دهنده اجزاء یک سیستم واحدند که رابطه متعادل بین آنها شرط بقا و پایداری سیستم است (جمعهپور،1385)

2-3-5- اهداف توسعه روستایی
اهداف کلی توسعه در ایران را میتوان شامل محورهای زیر دانست :
-افزایش تولید و بهره وری کار
-ایجاد اشتغال سودمند
-دسترسی به خدمات زیر بنایی
-ایجاد تعادل نسبی بین مناطق شهری و روستایی
-گسترش مشارکت مردم در فرآیند توسعه
-اعتلای فرهنگی و ریشه کنی بیسوادی (آسایش،1385 ).

2-3-6- برنامهریزی روستایی:
برنامهریزی روستایی26 عبارت است از کوششی برای مشخص کردن مسائل و مشکلات، سازماندهی منابع و فعالیتهای تولیدی در نواحی روستای که اغلب همراه با اهداف مشخص تنوع بخشی به اساس اقتصادی، جستجوی نظم اجتماعی کثرتگرا (چند جانبه) و حفظ محیط زیست میباشد (Johnston et al , 1998 .(
برنامهریزی روستایی عبارت است از تعریف و تحقیق اهداف مربوط به محیط روستایی شامل مدیریت تغییرات روستا، حفظ منابع طبیعی روستا، حفظ چشم اندازهای با اهمیت، جاذبههای علمی، تاریخی و ایجاد فرصتهای گذران اوقات فراغت در مجاورت جمعیت شهری (از جمله پارکهای ملی و محلی)، توسعه خدمات در سکونتگاههای روستایی و افزایش استاندارد زندگی در نواحی روستایی دور دست (Small & witherick , 1990).
برنامهریزی روستایی عبارت است از تعیین هدف و اجرای امور در روستاها برای کسب رفاه و امنیت و رسیدن به سطح قابل قبول و استانداردهای زیستی جامعه روستایی. یا برنامهریزی روستایی عبارت است از پژوهش در جهت شناخت وضع موجود و تفکر و تدبیر منطقی در تجسم وضع مطلوب در آینده، تحقق این مقصود مستلزم: شناخت مشخصات و کیفیات نیروی انسانی، منابع موجود، محدودیت ها، موانع و خواسته ها و اولویت های مردم و جامعه روستایی است (مطیعیلنگرودی، 1382).
برنامهریزی روستایی عبارت است از تعیین هدف، وضع خطمشی و نحوه اجرای طرحی مشخص و پیش بینی شده در مکانهای روستایی بر اساس تحقیقات اجتماعی و اقتصادی، جهت توسعه و پیشرفت کمی و کیفی جامعه روستایی( کامران، 1374) برنامهریزی روستایی عبارت است از تدوین رابطه صحیح بین نیازهای جامعه روستایی و امکانات منابع طبیعی بالقوه و بالفعل روستا ( آسایش، 1374).
برنامهریزی روستایی دارای دو جنبه و پنج جزء میباشد : جنبههای برنامهریزی روستایی عبارت است از جنبه فضایی27 که به شمار و موقعیت نسبی اجزای فیزیکی روستا بر میگردد. جنبه کارکردی که به اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ارتباطات بین مراکز مربوط میباشد. در این صورت نقش اصلی برنامهریزی روستایی عبارت است از نقش توسعه منابع، نقش حل تضادها و مدیریت اراضی و محیط زیست روستا.

مطلب مشابه :  ایمیدازول، استخلاف، هیدروژن، موقعیت

2-3-7- اجزای توسعه روستایی28:
اول، کیفیت فیزیکی زندگی29 شامل محیط طبیعی، الگوی مصرف و نیازهای اساسی انسانی، امنیت طبیعی در برابر عناصر با منشا طبیعی و اجتماعی.
دوم، دستیابی به وسیله معیشت30 تمایل دستیابی به منابع تولیدی نظیر زمین، آب، نهادهها، فرصتهای شغلی و درآمد.
سوم، آزادی انتخاب31، یعنی افزایش درصد افرادی که قادرند خودشان درباره آینده زندگی خود و آینده فرزندانشان تصمیم
بگیرند و همزمان تضاد ها را کاهش داده، موقعیت و نقش زنان و بچهها را در جامعه و اقتصاد بهبود بخشند.
چهارم، توسعه متکی به خود32 یعنی افزایش اطلاعات اجتماعی، فرهنگی و محیطی از نظر مهارت و آگاهی از حقوق خویش، فرصتها و آزادی عقیده، وظیفه اجتماعی و مسئولیت اجتماعی افراد.
پنجم، توسعه اجتماعی، سیاسی33، یعنی افزایش درصد مردمی که در تصمیمگیری مشارکت میکنند که در آینده جامعه آنها موثر باشد (Misra,1985).

2-3-8- مفهوم برنامهریزی
اگر هدف هر کشور یا جامعه را رسیدن به توسعه یا بهبود شرایط زندگی تعریف کنیم و توسعه را به معنای استفاده درست و منطقی از منابع و فرصتها و توزیع عادلانه آن بدانیم، بنابراین برنامهریزی عبارت خواهد بود از دانش و هنر استفاده منطقی و بهینه از منابع برای رسیدن به هدف توسعه، یا به عبارتی برنامهریزی کوششهای آگاهانه و تنظیم شده برای انتخاب و پیمودن بهترین راه برای رسیدن به هدفهای مشخص است. واقعیت این است که هر کشور یا جامعهای از یک سو با کمبود منابع روبروست و از سوی دیگر خواستهها و نیازهای نامحدودی دارد. در این بین برقراری ارتباط بین منابع محدود و نیازهای نامحدود به نحوی که بتوان نیازهای بیشتری را با منابع محدود پاسخ گفت. همان فرایند برنامهریزی نام دارد.

در واقع برنامهریزی فرایندی برای دستیابی سریعتر و آسانتر به هدف توسعه است که در آن هم مسیر و هم مراحل رسیدن به هدف و هم نحوه دستیابی به آن تعیین میشود. اینکه برنامهریزی به عنوان چهار چوبی معین برای رسیدن به اهداف توسعه در سطح جهانی مورد پذیرش عام قرار گرفته است، بیانگر اهمیت آن است. اما آنچه روشن است این است که برنامهریزی خود، تحت تاثیر الگوها و شرایط حاکم بر جامعه قرار دارد. برنامهریزی قبل از هر چیز نوعی آمادگی ذهنی برای عمل است و در عرصه فکر و ذهن نقش میبندد. بنابراین میتوان گفت که برنامهریزی دارای دو بخش ذهنی و عملی یا پیدا و پنهان است که دو جزء تحت تاثیر شرایط حاکم بر جامعه شکل میپذیرد. برای بررسی الگوهای برنامهریزی، روند شکلگیری برنامه، نحوه اجرای آن، ارزیابی نتایج اجرای برنامهها و میزان دستیابی به اهداف تعیین شده، توجه بر شرایط و وضعیت حاکم بر جامعه یا سرزمینی که برنامهریزی در آن جریان دارد، ضروری است (جمعهپور،1385).

2-3-9- انواع برنامههای توسعه روستایی:
برنامههای توسعه روستایی از ابعاد مختلفی قابل تقسیمبندی است از جمله:
2-3-9-1- تقسیم برنامه از نظر ماهیت موضوع:
برنامهها از نظر موضوع حیطه عمل و رشته مورد نظر در برنامه، تقسیمبندی میشوند، زیرا برنامهریزی در رشتههای مختلف تخصصی، انواع مختلف برنامهها را ایجاب میکند که هر یک از آنها جوانب، زمینهها و ماهیت موضوعی خاصی را در بر میگیرد، مثلاً برنامههای کشاورزی کمتر میتواند با برنامههای صنعتی یکنواختی و تشابه داشته باشد.

از انواع این برنامهها میتوان برنامههای صنعتی، کشاورزی، خدماتی، تجاری، بهداشتی، آموزشی و غیره را نام برد. هر یک از این رشتههای تخصصی خود به رشتههای فرعی دیگری تقسیم میشوند مثلاً یک برنامه صنعتی میتواند از مسائل مربوط به امور اداری، تولیدی، توزیعی و غیره که هر قسمت خاصی را ایجاب میکند، تشکیل شود. برنامه روستایی میتواند امور مربروط به کشاورزی، دامی، آموزشی، بهداشتی، اداری، حفاظتی و غیره را در برگیرد (کامران، 1374).
2-3-9-2- تقسیم برنامهها از نظر هدف:
از نظر هدف برنامه میتواند به صورت زیر تفکیک گردد:
– ارشادی: برنامهای است که اجرای آن توصیه میشود و خطوط هدایتی عمومی و توصیهای را در بر میگیرد( زیاری، 1378).
– اجرایی: برنامهای که معمولاً از بالا تهیه میشود و مراتب پایین باید آن را اجرا نمایند.
– اقتصادی: مثل برنامهریزی به حداکثر رساندن تولید و سود.
– اجتماعی: مثل تأمین نیازهای اجتماعی از قبیل بهداشت، آموزش و تأمین رفاه.
2-3-9-3- تقسیم برنامه از نظر طول اجرای برنامه:
برنامهها از لحاظ طول مدت اجرا به چهار گروه تقسیم میشوند:

الف) برنامههای ضربتی: در مواقعی اعمال میشوند که مدیر یا شخص برنامهریز در وضعیتی اضطراری و غیر قابل پیش بینی قرار گرفته و مجبور به اتخاذ تصمیم سریع و اجرای آن باشد. این نوع برنامهها معمولاً برای جلوگیری از ضرر و به حداقل رساندن آن و با استفاده از یک فرصت استثنایی و موقتی اجرا میشوند؛ مثلاً وقتی در منطقهای سیل یا زلزله میآید، مسئولان امر مجبورند سریعاً جهت اسکان و حفظ مردم از خطر تصمیمگیری کنند. پر واضح است که در چنین حالتی برنامهای ضربتی میریزند تا مردم را در چادرها با حداقل امکانات اسکان دهند، تا در فرصت مناسب بتوانند با خانهسازی و ایجاد تسهیلات، برنامههای کوتاه مدت یا دراز مدت بریزند.

مطلب مشابه :  ایمیدازول، مقادیر، هیدروژن، موقعیت

ب) برنامههای کوتاه مدت: برای رسیدن به هدف معین در مدت زمانی نه چندان دور، برنامهریزان ناگزیر از طرح و اجرای برنامههای کوتاه مدت هستند. برنامههای کوتاه مدت باید منطبق بر استراتژی و اصول کافی و یا سیاست کلی سازمان به صورت خاص و یا کل یک جامعه به صورت عام باشند. به عبارت دیگر برای انجام یک برنامه کلی و دراز مدت در جامعه روستایی؛ مجبور به انجام مرحلهای کار و اجرای برنامههای کوتاه مدت هست؛ مثلاً یک مؤسسه کشاورزی ممکن است یک سری از اهداف کلی برای بالا بردن سطح زیر کشت، مکانیزه کردن کشاورزی، بهتر کردن سیستم آبیاری، افزایش بازده و کارایی زمین و غیره داشته باشد که برای نیل به این اهداف برنامههای دراز مدت مشخصی برای شیرین ک
ردن زمینهای شورهزار، انجام برنامههای تحقیقاتی جهت استفاده از ماشینآلات، سدسازی، ایجاد شبکه آبیاری و غیره مشخص شده باشد. اما در کوتاه مدت اقدام به کشت سالانه زمین و به اصطلاح کاشت و داشت و برداشت محصول میکند. پر واضح است که اقدامات کوتاه مدت این مؤسسه از لحاظ کشت محصول و روش کشت، باید منطبق بر استراتژی کلی و برنامهدراز مدت آن باشد.

ج) برنامههای میان مدت: برنامههای میان مدت برنامههای کلی و اساسی هستند و بر پایه استراتژی کلی مؤسسه یا سازمان و یا کل یک کشور، طرحریزی میشوند.
برنامههای دراز مدت: برنامههای دراز مدت را معمولاً برای استقرار یک سیاست معین اقتصادی و اجتماعی و یا فرهنگی طرحریزی کرده و مورد اجرا میگذارند. به عنوان مثال، چنانچه هدف، مکانیزه کردن کشاورزی کشور در دراز مدت باشد، مسئولان امر برنامههای کوتاه مدت و میان مدت را برای اجرای این پروژه به مورد اجرا میگذارند.
مثلاً در بخش ساختمانی و زیر ساختها اقدام به ساخت سد و کانالیزه کردن آب رودخانه، و در بخش صنعت اقدام به تولید ماشینهای کشاورزی و ابزار مورد نیاز، و در بخش آموزش عالی به تربیت مهندسان و مروجان کشاورزی و تکنسینها اقدام میکنند و در سطح روستاها به مردم آموزشهای غیر رسمی لازم را برای پذیرش طرح ارائه میدهند. اعمال کل این برنامههای کوتاه مدت در جهت یک برنامه مشخص دراز مدت معین یعنی مکانیزه کردن کشاورزی در سطح مملکت است. بنابراین برای اجرای یک برنامه دراز مدت ناگزیر از اجرای برنامههای کوتاه مدت و میان مدت در راستای برنامه کلی هستیم( کامران، 1374).

2-4- بخش سوم: پیش نگاشتهها
در انجام هر تحقیق علمی مطالعه و بررسی تحقیقات و پژوهشهایی که در ارتباط با موضوع مورد بررسی انجام شده در اصطلاح پیشینه تحقیق نام دارد. پیشینه تحقیق به حقیقت تابلویی است که محقق در سایه توجه به آن میتواند به نقطه مورد نظر برسد همچنین پیدا کردن پیشینه مربوط ممکن است محقق را به جستجو برای یافتن فهرستی طولانی از منابع جدید وا دارد و میزان شناخت او را در مسیر تحقیق افزایش دهد تا دامنه اطلاعات خود را در مورد موضوع تحقیق گسترش داده و به نتایج منطقیتری دست یابد، بنابراین وجود پیشینه تحقیق لازم و ضروری است چرا که بدون دستیابی به نتایج تحقیقاتی دیگران، توسعه و تکامل آنها، امکان رسیدن به پاسخ مناسب و تجزیه تحلیل بهتر میسر نیست. تحقیقات زیادی در مورد درجهبندی و توسعهیافتگی روستاها کار شده که به مواردی از آنها در ذیل اشاره میشود:
کردوانی و شریفی (1391)، در تحقیقی با عنوان میزان توسعهیافتگی در دهستانهای شهرستان مریوان: مطالعه موردی بخش مرکزی، برای دستیابی به نتایج مورد نظر از نوزده شاخص استفاده کردند از جمله؛ سواد، بیکاران و شاغلان، اماکن مسکونی، آموزشی- فرهنگی، مذهبی، سیاسی و اداری، خدمات زیربنایی مانند آب، برق، گاز، مراکز بهداشتی و درمانی و برای تعیین درجه توسعه یافتگی دهستانهای مریوان از روشهای مقادیر استاندارد z و کارکردی نوع دوم بهره بردند نتایج نشان داد که بخش مرکزی در قالب مطالعه موردی در رتبه نخست در میان دیگر بخشهای شهرستان مریوان قرار میگیرد.
زینلزاده و همکاران (1391) در تحقیقی با عنوان بررسی و تعیین شاخصهای توسعه انسانی- آموزشی در استانهای کشور (در سالهای 1387 و 1388) با استفاده از 16 شاخص در دو مقطع زمانی 1375 و 1388 به کمک تکنیک تاکسونومی عددی به این نتایج دست یافتند که در متوسط ضریب عدم برخورداری بین استانها حدود 2/22 درصد


دیدگاهتان را بنویسید