دانلود پایان نامه

قدرت پاداش
رفتار مرئوسان در جهت تحقق اهداف سازمان
نفوذ اثربخش
پیرو
رهبر
شکل 1-1 رابطه نفوذ و قدرت رهبر (الوانی، 1388)
سبک رهبری
در ارتباط با سبک رهبری تعاریف و نظرات زیادی مطرح است. از نظر دسلرسبک عبارت است از اینکه مدیر چکار میکند و رفتارش چگونه است و از طرف دیگر گفته شده است سبک رهبری شامل کلیه الگوهای مربوط به عملکردهای رهبر است، بهگونهای که از طریق پیروان آنان، دریافت میشود (حسنزاده، 1382).
در مورد سبکهای رهبری و مدیریت عقیده بر این است که شیوه مدیریت و رهبری از مفروضات مبانی فکری، ویژگیهای شخصیتی مدیریت و افراد تحت رهبری، به نحوی ریشه میگیرد. سبکهای مدیریت مبین یک سلسله مفروضات مدیر درباره مدیریت است؛ از اینرو برای شناخت شیوههای مدیریت، شناخت نظریات و مبانی فکری مدیریت و رهبری، خصایص رفتاری و شخصیتی مدیران ضرورت یافته است. از طرفی هم برخی عقیده دارند که مؤفقیت یا عدم مؤفقیت فرد نه تنها به سبک او بلکه به شرایطی وابسته است که سبک رهبریخاصی در آن اعمال میشود (فخیمی، 1379). سبک رهبری نشاندهندهی طرز تفکر، جهانبینی و شخصیت رهبران است (زردشتیان، 1387).
مکاتب و نظریههای رهبری
در طی دهههای گذشته، مطالعات وتحقیقات متعددی در زمینه شناسایی عوامل مؤثر در رهبری مؤفق و اثربخش انجام شده است. هر یک از این مطالعات که به بررسی روابط و گاهی اثرات عوامل مختلف در مؤفقیت رهبر اشاره میکردند، چنانچه به یک نتیجه واحدی میرسیدند آن را تحت نظریه (تئوری) و یا مدل ارائه کردهاند. این نظریهها بعدها بعلت تقارن و مشابهت در مفهوم و در کاربرد در چاچوب مکاتب طبقهبندی شدند، گرچه ممکن است در این کار توافق همگانی وجود نداشته باشد. اما به گفته یوسف (2005) تعدد برداشتها و تعاریف از رهبری، تعدد نظریهها و مدلها را به دنبال دارد که توسط افراد در دورانهای مختلف مطرح شده است.
گرچه موضوع رهبری تاریخی به اندازه عمر انسان دارد، اما از نظر مستندات علمی پیشینه آن را میتوان از آغاز قرن بیستم و با مطرح شدن مکتب مدیریت علمی از سوی تیلور (1990) دنبال کرد. اعتقاد ییلور بر افزایش بازدهی از طریق بهبود رموز فنی و شیوههای انجام کار بود. از این رو توجه او کمتر به مسئله روابط انسانی در هدایت امور بود و کارکنان بهمانند ماشین تصور میشدند و به نیازهای آنها توجهی نمیشد.
در دهههای 1920 تا 1930 تهضت روابط انسانی از سوی التون مایو پایهگذاری شد. اعتقاد او این بود که باید در کنار توجه به افزایش بازدهی سازمانی، انسانها و نیازهای آنان مورد توجه رهبران قرار گیرد. در نتیجه وظیفه رهبر از دیدگاه این مکتب، ایجاد زمینههای لازم برای دستیابی به اهداف مشترک کارکنان و سازمان از طریق فراهم آوردن فرصتهایی برای رشد و پیشرفت پیروان بود (علاقهبند، 1381). از سال 1930 به بعد، به واسطه پژوهشهای متعدد، تئوریهای متعددی نیز مطرح شد. همخوانی برخی از این تئوریها زمینهساز ایجاد مکاتبی در رهبری شد. تئوریها و مکاتب رهبری از سوی محققین به شکلهای متنوع طبقهبندی شده است. برای نمونه برایمن (1992) و یوکل (2002) جدول 1-1 را ارائه نمودهاند.
نخستین تلاش منظم در درک رهبری شناخت ویژگیهای شخصیتی رهبران بود. از این دیدگاه رهبران با ویژگیهای خاصی به دنیا میآیند، از اینرو کافی است که به دنبال سنجش این ویژگیها در افراد بود. چون این مسئله روشن شد که گویا رهبران اثربخش دارای هیچ ویژگی ممتاز نیستند، پژوهشگران درصدد برآمدند ویژگیهای رفتاری آنها را شناسایی کنند. به بیان دیگر به جای اینکه بکوشند تا دریابند چه چیزهایی میتوانند مدیران را مؤفق سازند، کوشیدند تادریابند چه کارهایی میتوانند مدیران را مؤفق کنند. این پژوهشگران بر دو جنبه از رفتار رهبری توجه کردند: وظایف یا نقشهای رهبری و شیوه رهبری. : وظایف یا نقشهای رهبری عبارتند از: وظیفه مربوط به حفظ گروه، القای ارزشها و … و شیوه رهبری به تلاش رهبر برای تحقق اهداف سازمان از طریق توجه به کارکنان (کارمندمداری) و یا از طریق توجه به وظیفه (وظیفهمداری) معطوف است. چندین تحقیق معروف در خصوص تئوری رفتار رهبر انجام شد که عبارتند از: تحقیقات دانشگاه میشیگان، اوهایو و ارائه مدل شبکه مدیریت.
چون محققان متوجه شدند که رهبری اثربخش به متغیرهای متعددی همچون نیازهای کار، رفتار و انتظارات همکاران، رفتار و انتظارات کارکنان و سیاستها و فرهنگ سازمانی بستگی دارد نظریه اقتضایییا موقعیتی از سوی هرسی و بلانچارددر رهبری ارائه شد. بعدها فیدلر سه نوع موقعیت رهبری (رابطه عضو با رهبر، ساختار سازمانی و موضع قدرت رهبر) را شناسایی و در قالب یک الگو ارائه کرد. تحقیق درباره رفتار رهبر در مسیرهای مختلف انجام میشود. در یکی از این مسیرها محققان اظهار میکنند که در طول تاریخ رهبرانی آمدهاند که سبک رهبری آنها باعث ایجاد تحول در پیروان و سازمان شده است. از نظریهپردازان کهنه کار در این زمینه، برنارد ام. باس است که ضمن بررسی رهبران تحولگرا، نظریه رهبری تحولگرا وعملگرا را ارائه کرد و بعدها آن را به شکلی جامعتر تحت عنوان مدل کامل رهبریترسیم نمود (استونر، 1382).
نظر به قرار گرفتن تئوری رهبری تحولگرا وعملگرا در چاچوب نظریههای نوین رهبری، ابتدا مروری کوتاه به نظریههای نوین رهبری کرده و سپس پیرامون رهبری تحولگرا و عملگرا از دیدگاه باس پرداخته خواهد شد.
جدول 1-1 مسیرها در تئوریها و تحقیقات رهبری (برایمن 1992 و یوکل 2002)
مکاتب رهبری
مفهوم کلی
انواع نظریهها، مطالعات و مدلها
پژوهشگر (پژوهشگران)
صفات شخصی
(تا اواخر 1940)
توانایی رهبری ذاتی است.