واکنش به تجدید ارائه صورت‌های مالی

اگرچه ممکن است فشارها و مشکلات دیگری نیز وجود داشته باشد که جایگاه شرکت را تنزل دهد، به هر حال، عوامل مهم اثرگذار بر میزان نیت و قصد مدیریت و میزان انحراف صورت‌های مالی، شرح داده شدند. درباره واکنش به عوامل موثر بر تجدید ارائه صورت‌های مالی، محققان پنج روش ارائه نموده‌اند که می‌توان با استقرار، تقویت و به کارگیری آن‌ها میزان آسیب وارده به شهرت و اعتبار مدیریت و شرکت را محدود نمود. به بیان دیگر، محققان معتقدند با به کارگیری صحیح راه حل‌های مطرح‌شده، می‌توان میزان قصد و نیت مدیریت و تحریف صورت‌های مالی را کنترل نمود (گرتسن و همکاران، ۲۰۰۵)

شریعت‌پناهی (۱۳۸۹)، روش‌های مطرح‌شده توسط محققان برای واکنش به تجدید ارائه صورت‌های مالی را به شرح زیر دسته‌بندی می‌نماید:

 

 

الف) تایید ماهیت مشکلات[1] :

زمانی که افراد اطلاعات کافی درباره موضوعی نداشته باشند، ممکن است راجع به آن موضوع قضاوت منصفانه‌ای ارائه ننمایند. در حقیقت، فقدان یا کافی نبودن اطلاعات، ممکن است منجر به ایجاد اندیشه و تفکر منفی شود. ولی به طور کلی، زمانی که مردم اطلاعات کافی در مورد موضوعی نداشته باشند، گرایش آن‌ها معطوف به موضوعی دیگر خواهد شد که کمتر نیازمند بررسی و ارزیابی باشد. نتایج پژوهش گرتسن و همکاران (۲۰۰۶) از ۱۴ شرکت، بیانگر آن است که چنانچه شرکت به تشریح و تایید ماهیت مشکلات بپردازد با درستی واکنش بازار مواجه خواهد شد.

ب) پذیرش خطا و تقصیر[2] :

اصولاً بهتر است پس از وقوع هر پدیده‌ای (مانند تجدیدارائه صورت‌های مالی) در صدد شناسایی کسانی برآمد که می‌توانند توضیح دهند نه کسانی که بتوان آن‌ها را سرزنش کرد. زمانی که مدیران اجرایی، یکدیگر یا شخص ثالثی را مقصر می‌دانند و مورد سرزنش و ملامت قرار می‌دهند، این موضوع احتمالاً تحلیل‌گران را به سوی این سوال سوق می‌دهد که آیا حاکمیت شرکتی دارای روندی تحت کنترل است یا خیر؟

نتایج مطالعات نشان‌دهنده آن است که زمانی که مدیریت سعی در مقصر دانستن کسی برای رفع تقصیر از خودش است، این روند می‌تواند بر پیچیدگی شرایط بیفزاید. زیرا در سهامداران این باور ایجاد خواهد شد که سازوکارهای کنترلی با شکست مواجه شده‌اند. مقصردانستن می‌تواند میزان تحریف را افزایش دهد. به بیان دیگر، خودداری از قبول تقصیر ممکن است بر اعتبار مدیران اجرایی آسیب وارد کند. چنین کمبود اعتمادی می‌تواند بر این اعتقاد تاثیربگذارد که شرکت بازار را فریب داده و سعی دارد مجدداً این کار را انجام دهد (کلرمن، ۲۰۰۶).

مطلب مشابه :  مشکلات مهمی که نوجوانان در این دوران درگیر آن می­شوند

از سوی دیگر، چنانچه تجدید ارائه صورت‌های مالی به دلیل تخلف آشکار از اصول پذیرفته‌شده حسابداری باشد، حتی اگر پس از انتشار اخبار، مدیران به انجام تقلب و بی‌نظمی اقرار نمایند، به نظر می‌رسد که خسارت بیشتری به شرکت وارد خواهد شد (وو، ۲۰۰۲).

کلرمن (۲۰۰۶) دریافته است در موارد بسیاری، قبول تقصیر برای کسب اعتماد مجدد ضروری است. زمانی که مدیران از قبول تقصیر خودداری می‌کنند، احتمال سلب اعتماد عمومی از آن‌ها افزایش می‌یابد. هرچند پذیرش تقصیر و قبول مسئولیت از سوی فرد یا شرکتی به عنوان دلیل برای گناه‌کارشدن در پرونده دادگاهی است اما می‌تواند بهترین شیوه از دیدگاه قانونی باشد و بر نتیجه تاثیر مثبتی داشته باشد.

ج) ارتباطات آزادانه[3]:

بسیاری از سرمایه­گذاران و مشارکت­کنندگان در بازار، از دامنه افشا به عنوان نماینده­ای برای تعیین میزان اهمیت اطلاعات منتشرشده حسابداری استفاده می­کنند. در حقیقت، با ارائه جزییات بیشتر، مشکل کمتر خواهد بود و کاهش سطح تحریف را به همراه خواهد داشت. به بیان دیگر، افشای صادقانه، عامل سودمندی در ارتباط میان شرکت و تحلیل‌گران است و احتمال آسیب به عملیات تجاری و تسهیلات مالی به واسطه تجدید ارائه صورت‌های مالی از این طریق، قابل تقلیل است.

گیتس‌من، مازولا، راواسی و گابیونتا درباره باز بودن ارتباطات، مطالعاتی انجام دادند که شواهد، حاکی از تاثیر مثبت ارتباطات باز با سرمایه‌گذاران است. احتمالاً ارتباطات باز، باعث کاهش میزان تحریف صورت‌های مالی خواهد شد و کاهش تحریف، آسیب وارده به ارزش شرکت در بازار را تقلیل خواهد داد. پالم‌روس و همکاران (۲۰۰۴) دریافتند که اگر شرکتی تاثیر مالی تجدید ارائه صورت‌های مالی خود را برآورد نموده و اعلان نماید، تاثیر منفی بر قیمت سهام شرکت، کاهش خواهد یافت.

د) حاکمیت شرکتی[4]:

در پی رسوایی‌های مالی شرکت‌های بزرگ، نقص‌های جدی در سیستم نظام راهبری شرکتی آشکار گردید. البته، هیئت مدیره به عنوان بخش مهم در این سیستم مدنظر قرار می‌گیرد و به همین دلیل بیشتر مورد سرزنش و تهمت واقع می‌شود. بنابراین، تغییراتی در قوانین نظام راهبری شرکتی به وجود آمد. قانون جدیدی به منظور پیشگیری از وقوع رسوایی‌های مشابه انرون و ورلدکام با عنوان قانون ساربنیز آکسلی در سال ۲۰۰۲ به تصویب رسید. این قانون شرایط سخت‌تری را برای استقلال حسابرسان مستقل، ایفای وظیفه مباشرت هیئت مدیره و کیفیت افشای اطلاعات مالی در نظر گرفت.

مطلب مشابه :  اجزای هوش تجاری

قانون ساربنیز آکسلی و قانون جدید بورس اوراق بهادار نیویورک مبین آن است که اعضای کمیته حسابرسی باید از دانش مالی برخوردار باشند. زیرا دانش مالی قوی اعضای کمیته حسابرسی به طور یقین موجب بهبود فرایند نظارت بر تهیه صورت‌های مالی می‌شود و همچنین قانون جدید بورس نیویورک، کمیته حسابرسی را ملزم به بحث، بررسی و ارزیابی ریسک شرکت نموده است. لذا، برای انجام این کار، اعضای کمیته حسابرسی علاوه بر داشتن دانش مالی، باید در زمینه‌های مختلف نظیر اقتصاد، صنعت، قوانین و مقررات و منابع انسانی از دانش کافی برخوردار باشند.

همچنین قوانین مزبور برای نظارت اثربخش بر فعالیت اعضای هیئت مدیره، بر همکاری مدیران غیر اجرایی تاکید دارند. در حقیقت، استقلال اعضای هیئت مدیره، بهترین شیوه برای نظارت مدیران است. شرکت‌هایی با بیشترین اعضای مستقل هیئت مدیره، کمترین میزان تحریف حسابداری و مدیریت سود را دارند (آگراوال و چادها، ۲۰۰۵).

پالم‌روس و شولز (۲۰۰۱)، معتقدند که تجدید ارائه صورت‌های مالی، می‌تواند از جانب سرمایه‌گذاران منجر به تغییر اعضای هیئت مدیره شود.

ه) رعایت هنجارها[5]:

هدف تدوین‌کنندگان مقررات، حذف علل تجدید ارائه صورت‌های مالی است. بسیاری از شرکت‌ها به صورت جدی، از اصول جامع حاکمیت شرکتی تبعیت می‌کنند. این اصول، دربرگیرنده مواردی نظیر مسئولیت‌های کمته حسابرسی، استقلال حسابرس، ممنوعیت ارائه خدمات مشاور‌ای خاص و مسئولیت پاسخگویی در مقابل سیستم‌های کنترل داخلی است. این احتمال وجود دارد که با به کارگیری دقیق سیاست‌ها و اصول مربوطه و ضرورت آن‌ها در مورد تجدید ارائه صورت‌های مالی، شرکت‌ها بتوانند اعتماد سلب‌شده پس از تجدید ارائه را به دست آورند. به بیان دیگر، زمانی که شرکتی منطبق با اصول و هنجارها گام بر می‌دارد، در بازار اطمینان ایجاد خواهد شد که آن شرکت مجدداً با قصد و نیت بدخواهانه عمل نخواهد کرد.

[1] Confirming the Nature of the Problem

[2] Taking the Blame

[3] Communicating Openly

[4] Corporate Governance

[5] Compliance with Norms

دسته بندی : باید ها و نباید ها