دانلود پایان نامه

آیا اضطراب جنبه های انطباقی دارد؟
اضطراب و ترس جنبه های هشدار دهنده ای هستند که خطر درونی و بیرونی را اعلام می کنند. اضطراب را می توان پاسخی بهنجار و انطباقی تلقی کرد که موجب حفظ حیات می شود و خطر وقوع صدمه جسمی ،درد، بی پناهی، احتمال مجازات، یا برآورده نشدن نیاز های اجتماعی و جسمانی ، خطر جدایی از محبوب، خطر بروز مانعی در برابر ارتقای موقعیت یا منزلت فرد، و سر انجام خطراتی را اعلام می کند که در برابر کلیت و یکپارچگی فرد وجود دارد. اضطراب باعث می شود. فرد برای پیشگیری از آن خطرات و یا تهدید ها یا برای تخفیف عواقب آنها کاری بکند. این آماده سازی با افزایش فعالیت دستگاه اتونوم و پیکری همراه است که تحت کنترل تعامل دستگاه عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک قرار دارد. سخت کوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان، جای خالی دادن وقتی که توپی به طرف شما پرتاب کرده اند. اینها نمونه هایی است که از محدود ساختن خطر و تهدید در زندگی روز مره است. یعنی اضطراب فرد را گوش به زنگ می کند تا اقداماتی انجام دهد که از خطر جلوگیری شود. بنابراین اضطراب از وارد شدن صدمات پیشگیری می کند(سادوک،2007).
احساس اضطراب دو مولفه دارد : با خبر شدن فرد از تغییرات جسمی خود(مثل تپش قلب و تعریق) و با خبر شدن از این که عصبی شده است یا ترسیده است.احساس شرم نیز ممکن است به اضطراب دامن بزند:”دیگران می فهمند که من ترسیده ام” خیلی ها وقتی فکر می کنند که دیگران پی به اضطراب آنها نبرده اند یا شدت آن را درنیافته اند تعجب می کنند(سادوک،2007).
اضطراب علاوه بر اثرات حرکتی(موتور) و احشایی بر تفکر، ادراک، و یادگیری فرد هم اثر می گذارد. اضطراب اغلب سردرگمی(کنفوزیون) و تحریف هایی در ادراک ایجاد می کند؛ تحریف هایی نه فقط در درک زمان و مکان، که حتی در درک افراد و معنا و اهمیت وقایع. این تحریف ها با کاستن از تمرکز، کم کردن قدرت یاد آوری و مختل کردن ساختن قدرت ربط دان امور به هم – یعنی تداعی کردن- می تواند در یادگیری اختلال ایجاد کنند. یکی از جنبه های مهم هیجان اثری که در انتخابی بودن توجه می گذاردافراد مضطرب مستعد آنند که که به برخی چیز ها در دور و بر خود به طور انتخابی توجه کنند و از بقیه آنها صرف نظر کنند. آنها با این کار می کوشند اثبات کنند که اگر دارندموقعیت خود را ترس آور تلقی می کنند، محق اند و لذا دارند واکنش درستی نشان می دهند.اگر آنها ترس خود را به غلط موجه جلوه دهند، اضطرابشان با این واکنش انتخابی تقویت می شود و به این ترتیب دور باطلی از اضطراب به وجود می آید که یک سر آن ادراک تحریف شده آنهاست و سر دیگرش تشدید اضطرابشان . اما اگر بر عکس با نوعی تفکر انتخابی به خود اطمینان خاطر ببخشند، اضطراب بجای آنها ممکن است تخفیف یابد و دیگر نتوانند احتیاط های لازم را در پیش بگیرند(سادوک،2007).
اضطراب صفت و اضطراب حالت:
اضطراب صفت یک ویژگی شخصیتی است که فراوانی و شدت واکنش هیجانی شخص را نسبت به فشار منعکس می کند و در بین مردم از این نظر تفاوتی آشکاری وجود دارد. اضطراب صفت، در واقع خصیصیه شخص است نه یک ویژگی موقعیتی که با آن روبه روست.
اضطراب حالت یک واکنش هیجانی است که از موقعیتی به موقعیت دیگر تفاوت می کند. در واقع قرار گرفتن در معرض فشار روانی ممکن است واکنش های قابل مشاهده ای را موجب می شود که به آن اضطراب حالت می گوییم. این وضعیت یک حالت هیجانی نا مطلوبی است که با نگرانی، تنش، و شویش همراه است. هنگامی که مضطرب می شوید، نظام عصبی خود مختار شما فعال می شود، ضربان قلبتان بالا می رود، ضربان نبض افزایش می یابد، کف دست ها عرق می کند، مقدار اضطرابی که شخص تجربه می کند، به لحاظی، باشدت محرک ایجاد کننده فشار- آنگونه که شخص آن را درک می کند- بستگی دارد. شدت فشار به ارزشیابی فرد از موقعیت بستگی دارد(گراث مارنات،2003).
اضطراب حالت یک حالت هیجانی زود گذر است که از نظر شدت و نوسان متفاوت است این نوع اضطراب اغلب از طریق احساس یا بیم و فعالیت افزایش یافته است (گراث و مارنات،2003).
شکل گیری اضطراب در جریان تحول:
الف)حالات اضطرابی زودرس: براساس تحقیقات گسترده ای که در دهه های اخیر انجام شده اند محققان توانسته اند نشانه های اضطراب را در نخستین هفته ها و ماه های زندگی را بهتر بشناسند. مسلما تجلیات بدنی این اضطراب یسیار مهمند. این تظاهرات در سطح خواب و زندگی تنودی – وضعی – حرکتی مشاهده می شوند(مازه،1988به نقل از دادستان،1387).
ب) اضطراب جدایی در کودک خردسال: حالت استیصال و درماندگی کودک شیر خوار به هنگام جدایی از موضوع دلبستگی خود،از هشت تا نه ماهگی به بعد پدیده ای بهنجار است. واکنش های بلافاصله کودکان نسبت به جدایی را در محیط طبیعی آنها و در موقعیت های تجربی آزمایشگاهی مورد بررسی قرار داده اند. هرچند اضطراب جدایی پدیده ای بهنجار است، ولیکن اضطراب جدایی مرضی نیز به شیوه های متفاوتی متجلی می شود.(دادستان،1387).
اضطراب جدایی در کودک: اضطراب جدایی مرضی از سنین پیش دبستانی بروز می کند و ممکن است سالیان دراز پابرجا بماند. چنین اضطرابی در هر موقعیتی که احتمال جدایی وجود دارد،شدیدا برانگیخته می شود و فرد را بر آن می دارد تا از موقعیت هایی که مستلزم جدایی هستند اجتناب کنند.(دادستان،1387).
ج)اضطراب تعمیم یافته در کودکی:درباره سن دقیق بروز این اختلال، داده ای مشخصی در دست نیست.اضطراب تعمیم یافته در فرزندان ارشد خانواده و در خانواده های کم جمعیت در طبقات اجتماعی – اقتصادی مرفه و در خانواده هایی که همواره در باره پیشرفت فرزندانشان نگرانند، فراوان ترند(DSM IV,1994به نقل از دادستان،1387).کودکی که دچار چنین اضطرابی است،پیوسته درباره رویداد های آینده مانند امتحانات، خطر مجروح شدن، یا مشارکت در فعالیت های گروهی نگران است(همان منبع).
ویژگی های اختلال های اضطرابی
کودکان مبتلا به اختلالهای اضطرابی، شمار فراوانی از ویژگی ها، از جمله آشفتگی های شناختی، نشانه های جسمانی، نقایص اجتماعی و هیجانی، اضطراب و افسردگی را نشان می دهند.
آشفتگی های شناختی
برای همه ی کودکان، رشد و پختگی شناختی با کاهش ترس ارتباط دارد. اما کودکان مبتلا به اختلال های اضطرابی همچنان پس از رشد شناختی نیز رویداد های غیرترسناک را، رویداد هایی وحشتناک ارزیابی می کنند که این مسئله نشان می دهد شیوه ی دریافت و پردازش اطلاعات در این کودکان دچار یک نوع اختلال است (سادوک، 2007).
کودکان مبتلا به اختلال های اضطرابی نوعاً از هوش طبیعی برخوردارند. اگرچه اضطراب با هوش عمومی ارتباط ندارد، اضطراب شدید باعث می شود حوزه های خاصی از کارکرد شناختی، از قبیل حافظه، توجه و گفتار یا زبان، دچار نقص شود. اضطراب به میزان زیاد می تواند عملکرد تحصیلی را پایین بیاورد (گراهام، 2005).
کودکان مبتلا به اختلال های اضطرابی، به طور انتخابی به اطلاعاتی گرایش دارند که ممکن است بالقوه تهدید آمیز باشند، گرایشی که به آن گوش به زنگی اضطراب گونه یا گوش به رنگی زیاد، گفته می شود. گوش به زنگی اضطراب گونه به کودک این امکان را می دهد تا از طریق شناسایی اولیه ی محرک، همراه با اضطراب و تلاش اندک، از رویداد های بالقوه تهدید آمیز دوری کند. اگرچه این کار در کوتاه مدت برای کودک سودمند است، در دراز مدت تأثیر ناخوشایند تداوم و تشدید اضطراب را در پی دارد، زیر در پردازش دقیق اطلاعات و پاسخ های مقابله ای که لازم است تا کودک بیاموزد که بسیاری از رویداد های بالقوه تهدید آمیز آن قدرها هم خطرناک نیستند، اخلال ایجاد می کند (تیوبرت و پینکوات، 2011).
وقتی خطر کلی و آشکاری وجود دارد، هم کودکان سالم و هم کودکان مضطرب با استفاده از اصولی، اطلاعات مربوط به خطر را تأیید و اطلاعات مربوط به سلامت و ایمنی خود را کم اهمیت می کنند. اما، کودکان دارای اضطراب بالا غالباً همین کار را وقتی خطری به طور آشکار آن ها را تهدید نمی کند نیز انجام می دهند. این امر، نشان می دهد خطر برای آن ها آنقدر تهدید کننده هست که راهبرد استدلال تأیید – خطر را فعال سازد. اگر چه خطاها و تحریف های شناختی با اضطراب کودکان مرتبط می باشند، هنوز ماهیت دقیق این گونه خطاها در میان اختلال های اضطرابی و نقش احتمالی شان در بروز اضطراب مشخص نشده است. به طور کلی، کودکان مبتلا به اخلال های اضطرابی، در مقایسه با سایر کودکان، احساس می کنند روی حوادث اضطراب برانگیز کنترل ندارند. با این حال، انواع و درجات متفاوت خطاهای شناختی ممکن است در کودکان مبتلا به اختلال های اضطرابی جلوه گر شود (گراهام، 2005).
نشانه های جسمانی
همان طور که گفته شد، بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال های اضطرابی، از دل درد یا سردرد شکایت دارند. این شکایت ها در کودکان مبتلا به اختلال وحشت زدگی و اختلال اضطراب جدایی رایج تر است و در افراد مبتلا به فوبی خاص، کم تر دیده می شود. شکایت های جسمانی نوجوانان نیز در مقایسه با کودکان خردسال و کودکانی که از رفتن به مدرسه امتناع می ورزند، به مراتب بیش تر است. کودکان مبتلا به اختلال های اضطرابی، آشفتگی های خواب نیز دارند. برخی کودکان ممکن است دچار وحشت زدگی شبانه شوند یا هنگام خواب با حالتی وحشت زده که به حالت وحشت زدگی در روز شبیه است، ناگهان از خواب بپرند. حمله های وحشت زدگی شبانه معمولاً در نوجوانان مبتلا به اختلال وحشت زدگی، بروز می کند. این حمله ها مانع از به خواب رفتن دوباره می شوند و روز بعد نیز به وضوح به یاد می آیند (گراهام، 2005).
نقص در مهارتهای اجتماعی و هیجانی
از آن جا که انتظارهای اجتماعی کودکان مضطرب دچار تحریف می شود به طوری که آن ها در موقعیت های اجتماعی نظیر ورود به گروه جدید همسالان، خود را با تهدید و خطر مواجه می بینند، در تعامل با سایر کودکان، از جمله همشیرها، مشکل دارند. در واقع کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی انتظارهای منفی اجتماعی، کفایت اجتماعی پایین و اضطراب اجتماعی بالا را گزارش می کنند، و والدین و معلمان، آن ها را از نظر اجتماعی ناسازگار توصیف می کنند. این کودکان در ارتباط با همسالان خویش به احتمال فراوان، خودشان را خجالتی و از نظر اجتماعی گوشه گیر می دانند و عزت نفس پایین، تنهایی و مشکلاتی را در شروع و تداوم دوستی ها گزارش می کنند. برخی تفاوت ها با همسالان و همشیرها ممکن است ناشی از نقایص خاص در شناخت هیجان، به ویژه در کنترل تغییر هیجانات و تفاوت بین افکار و احساسات باشد. به نظر می رسد که اختلال های اضطرابی دوران کودکی وقتی با افسردگی همراهند، به احتمال قوی باعث می شوند کودکان در میان همسالان محبوبیت کمتری داشته باشند (مارتین و ولکمار، 2007).
اکنون به انواع اختلال های اضطرابی می پردازیم