دانلود پایان نامه

تمایلات کمال گرایانه ممکن است پیامد محیط دوران کودکی باشدف محیطی که یکی از مولفه های آن سبک والد گری است. تعداد زیادی از پژوهشگران کمال گرایی را نتیجه تعامل کودکان با والدینشان می دانند. خیلی از کودکان کمال گرا در خانواده هایی زندگی می کنند که عملکرد کمتر از کامل را مورد انتقاد آشکار و ضمنی قرار می دهند. در نتیجه احتمال دارد فرزندان این خانواده ها شیوه های انتقادی ارزیابی از عملکرد خود بیاموزند(کاوامورا و همکاران،2002).
کاوامورا همکاران،2002به نتایج مشابهی دست یافتند و بر اساس این یافته ها انتظار می رود که انسجام و انعطاف پذیری خانواده بر کمال گرایی این فرزندان تاثیر داشته باشد، آنها ارتباط بین کمال گرایی مثبت و منفی و سبک های فرزند پروری را در نمونه ای از دانشجویان آزمودند نتایج مطالعه نشان دهنده ی ارتباط بین سبک های تربیتی سخت گیرانه و استبدادی با کمال گرایی منفی در زنان و مردان بود. نتایج داده ها در خصوص سبک های فرزند پروری موجود در خانواده ها افراد کمال گرایی مثبت و سبک فرزند پروری اقتدار رابطه وجود دارد.
اکثر پژوهش های انجام شده در زمینه کمال گرایی مربوط به جمعیت بزرگسالان می شود. اگرچه که مطالعات کمی در زمینه کودکان و نوجوانان وجود دارد، که مشابه جمعیت بزرگسال با ناسازگاری هایی همچون افزایش علائم اضطرابی و افسردگی و اختلالات خوردن همراه است(کوک و کرنی،2009؛دیکریگر،2005؛نوبل،2007(.
فلت و هویت ، اولیور و مک دونالد(2002) در پژوهشی مروری بر عوامل ایجاد کمال گرایی و مدل نظری را پیشنهاد دادند که متمرکز شدند بر نقش محیط خانوادگی به خصوص رفتار های والد گری والدین بود. فلت و همکاران مدل فرزند پروری مضطرب گونه را بر اساس قضیه منطقی که والدین مضطرب کمال گرایی را از طریق تمرکز بر اشتباهات و پیامد های منفی اشتباهات در کودک خود ترغیب می کنند.
ون گاستل و همکاران(2009)، بعد ها متوجه شدند که کودکان با علائم اضطرابی دارای والدینی که رفتار های والد گری کمال گرایانه دارند این مدل مراقبت با اضطراب کودکان همراه است و مسیری بالقوه را برای آغاز اضطراب در کودکان می باشد. سبک والدگری مضطرب گونه کمال گرا با نگرانی والدین در باره امنیت کودکشان و پیشگیری از خطرات وهمچنین رفتار های مراقبتی کمال گرا می باشد. این مدل والد گری به طور خاص با اضطراب کودک همراه است زیرا ممکن است یک شاهراهی برای شروع اختلالات اضطرابی باشد.
خود کارامدی
یکی دیگر از متغیر های پژوهش که در بروز علائم اضطرابی کودک نقش دارد خود کارامدی والدینی می باشد.
اصطلاح خود کارامدی برای اولین بار توسط بندورا(1988)شناسایی و گسترش یافت و مفهومی کلیدی در نظریه شناختی- اجتماعی بندوراست. به معنای باور فرد در مورد توانایی مقابله خود در موقعیت های خاص است که الگو های فکری، رفتاری و هیجانی را در سطوح مختلف تجربه انسانی تحت تاثیر قرار می دهد. خود کارامدی ادراک شده توسط یک فرد به باور آن فرد در مورد توانایی های خود در تکلیفی که به او واگذار شده نیز تعریف می شود(کوتورونزا،2006).
سازه خود کارامدی یک صفت شخصیتی فراگیر نیست بلکه خاص یک موقعیت است و بر اساس تکلیفی که در یک موقعیت خاص وجود دارد متفاوت است (مانتیگنی و لاکاریت، 2005).
بندورا (1977) باور های خود کارامدی را هسته مرکزی درک افراد از تبادلات با محیط اطراف یا نقطه اتصال بین دانش و رفتار در فرد دانست. وی معتقد بود که رابطه خود کارامدی در فرد به صورت دو جانبه بهتر درک می شود.افراد خود کارامد برای رسیدن به موفقیت تمایل دارند تا در یک تکلیف معین پافشاری کنند در حالی که افراد ناکارامد به طور ناپخته ای دست از تلاش می کشند(طهماسیان، 1389). وی بیان می کند که مهمترین منبع خود کارامدی، بازخورد عملکردی است. باور های خود کارامدی به نوبه خود به ترتیب با موفقیت یا شکست در تجارب افزایش یا کاهش پیدا می کند. بنابر این موفقیت در عملکرد، قویترین تاثیر را بر باور های خود کارامدی دارد اما دیگر منابع اطلاعاتی مثل تجارب متنوع، ترغیب اجتماعی و بر انگیختگی هیجانی نیز می توانند بر افزایش آن موثر باشد.
خود کارامدی والدینی
خود کارامدی والدینی یک سازه شناختی بسیار مهم است که بر مبنای مدل خود کارامدی بندورا تعریف شده است(کوتورونزا،2006). این سازه یک سازه خاص از طبقه کلی تری از سازه های مرتبط با کارامدی شخصی است. همانگونه که خود کارامدی اجتماعی ، خود کارامدی تحصیلی، خودکارامدی هیجانی و خود کارامدی جسمانی نیز بررسی شده است.
خودکارامدی والدینی بدین معناست که والدین به چه میزان در توانایشان جهت به دست گرفتن همه جنبه های پرورش کودک احساس کارامدی می کنند(کولمن و کاراکر،2000).
فارکاس و والاسخود کارامدی والدینی را این طور تشریح کردند، خود کارامدی والدینی به باور های پدر و مادر در مورد میزان کارامدی شان در حوزه ی والدگری اشاره دارد، یعنی نحوه ی استفاده آنها از راهبرد های فرزند پروری مثبت، میزان مقابله و پشتکار آنها در پرورش کودک که طیف گسترده ای از پیامد ها را در زندگی اجتماعی، عاطفی، رفتاری و تحصیلی کودک داراست.
مانتیگنی و لاکاریت(2005) در بررسی هایشان برای تعریف خود کارامدی والدینی به چهار جز اختصاصی خود کارامدی والدینی دست یافتند.
قضاوت/ باور های والدین: اشاره به باور های صورت گرفته توسط والدین و قدرت آن قضاوت ها دارد.
توانمندی ها: اشاره به آنچه که شخص می تواند تحت شرایط مختلف، و با مهارتی که در اختیار دارد، انجام دهد.
اعمال سازماندهی و اجرا شده جهت ایجاد یک مجموعه تکالیف: به معنای توانایی تلفیق خرده مهارت ها در مسیر مناسب و صحیح کارها و اجرای خوب آنها تحت شرایط سخت و مشکل است.
تکالیف ویژه موقعیت در ارتباط با والدگری کودک: اشاره به تکالیف خاص موقعیتی دارد که در ارتباط با والدگری می باشد و تکالیف عملی همچون غذا دادن و تکالیف عاطفی مانند آرام سازی را در بر می گیرند.
و براین اساس این طور تعریف کرده اند که خود کارامدی والدینی باور ها و قضاوت های یک والد از توانمندی هایش جهت سازماندهی و اجرای یک سری از تکالیف مربوط به والد گری با کودک است.
بر طبق اصول اساسی تئوری خود کارامدی بندورا(1977) باور های خود کارامدی والدینی بایستی هم سطح دانش مربوط به رفتار های پرورش کودک و هم میزان شایستگی در توانایی شخصی را جهت انجام نقش ویژه والدگری، با هم یکی سازد و خود کارامدی والدینی نقش واسطه بین فکر و عمل را با تاثیر گذاری بر مقاومت و پافشاری در رفتار ایفا می کند. به عنوان مثال والدین اگر باور داشته باشند که تلاش هایشان موفقیت آمیز خواهد بودبر شیوه خود اصرار ورزیده و به طور متقابل انتظارات کارامدی با تجربه موفقیت آمیز تقویت می شود(ابارشی،1388).
بر اساس پژوهش ها، خود کارامدی والدینی شیوه انضباطی مادر، باور مادر در مورد روش های والدگری و حتی حساسیت و پاسخگویی او را نیز پیش بینی می کند(کوترونزو،2006).
نقش خود کارامدی والدینی:
کاربرد ها و نقش های متفاوتی برای خود کارامدی والدینی در مطالعات گذشته یافت می شود. گاهی در آنها خود کارامدی به عنوان پیش بین است، گاهی تبادلی، گاهی نتیجه و گاهی واسطه(جونز و پرینز،2005).
خود کارامدی والدینی به عنوان یک پیشایند، اساسا شامل تاثیر بر شایستگی والد گری است. احتمالا والدین با خود کارامدی والدینی بالا در به دست آوردن و به کار گرفتن مهارت های موثر والد گری از خود کفایت بالاتری نشان می دهند و بر عکس والدینی با خود اثر مندی پایین ممکن است در مواجه با موقعیت های چالش انگیز کودک، والد گری موثر را بسیار دشوار ببینند(جونز و پرینز،2005).
خود کارامدی والدینی به عنوان یک واسطه، عمدتا در ارتباط بین متغیر های بوم شناختی و شایستگی والدینی دخیل است. به عنوان مثال، تتی و گلفاند(1991) نشان دادند که خود کارامدی والدینی اثر متغیر های گوناگون روانی – اجتماعی (شامل وضعیت اجتماعی، جمعیت شناختی، مشکلات خلقی کودک، حمایت های اجتماعی- زناشویی و افسردگی)کفایت والدینی را تحت تاثیر قرار می داد. به ویژه زمانی که خود کارامدی والد گری کنترل شده بود. در حقیقت خود کارامدی والدینی رابطه بین متغیر های پیش بینی کننده مختلف و کیفیت والد گری را روشن می سازد.