دانلود پایان نامه

کاردونا و فری
نظریههای نوین در رهبری
نظریه اِسنادی رهبری
نظریه اسنادی به افرادی مربوط میشود که تلاش میکنند روابط علت و معلول بین رویدادها را دریابند. از دیدگاه رهبری، نظریه اسناد، بیانگر این مطلب است که رهبری تنها چیزی است که مردم آنرا به افراد نسبت میدهند. پژوهشگران با استفاده از چارچوب این نظریه دریافتند که افراد باهوش، کوشا، باپشتکار، پرخاشگر، دارای درک قوی و با انگیزه جاهطلبی در برتری جویی، شایسته رهبری هستند. همچنین افرادی که ابتکار عمل دارند و اهل ملاحظه دیگران هستند، میتوانند رهبران خوبی باشند. بنابراین عامل وقوع رخدادها موقعیت نیست؛ بلکه ویژگیها و تواناییهای خاص افراد در این نظریه، معیار اثربخشی است. پژوهشگران در تحلیل رهبری اسنادی دریافتند که بطور معمول، اینگونه رهبران قاطع و تزلزلناپذیرند (رابینز، 1384).
نظریه رهبری فرهمند
این نظریه در دامنه نظریه اسناد قرار میگیرد. نظریه مزبور بیانگر این مطلب است که اگر پیروان رفتارهای خاصی از رهبر ببینند، توانایی خارق العاده یا قهرمانانهای به او نسبت میدهند. در بیشتر تحقیقات که روی موضوع «رهبری فرهمند» انجام شده، سعی شده تا رفتارهای آن رهبران را از رفتار رهبرانی که از چنین موهبتی برخوردار نیستند، تفکیک کنند. تاکنون چندین نویسنده کوشیدهاندتا ویژگیهای شخصی یک رهبر فرهمند را شناسایی کنند. «رابرت هاوس» سه ویژگی شخصیتی اینگونه رهبران را شناسایی کرده است. این ویژگیها عبارتند از: اعتماد به نفس، تسلط بر خویش و اعتقاد راسخ به باورها و عقاید شخصی. در این زمینه تازهترین تحقیق را دو پژوهشگر به نامهای کونگر و کاننگوآنها نظریه رهبری کاریزمایی چهار مرحلهای را پدید آوردند. در اولین مرحله، رهبر تصویری از تغییر آرمانی برای رسیدن به وضعیت ایدهآل در آینده، در نظر پیروان، پدید میآورد. در مرحله دوم، رهبر این تصویر را به پیروان منتقل میکند و آنها را برمیانگیزد که به ورای وضعیت موجود فعلی برسند. در مرحله سوم، با نشان دادن خصایصی نظیر تخصص، مؤفقیت، پذیرش، ریسک و اقدامات غیرمتعارف، اعتماد پیروان را جلب میکند. در مرحله نهایی، رهبر راههایی را برای دستیابی به این تصویر آرمانی از طریق تواناسازی، الگوسازی برای پیروان و نظایر آن نشان میدهد. بیشتر صاحبنظران عقیده دارند که میتوان به افراد آموزش داد که رفتارهای فرهمند و ویژگیهایی داشته باشند که پس از میتوانند عنوان رهبری فرهمند را با خود یدک بکشند (رابینز، 1384).
تئوری رهبری دوراندیش
ساشکین (1998 – 1985) نظریه رهبری تحولگرا و عملگرای خود را تحت عنوان رهبری دوراندیش ارائه کرد.ساشکین پایهی مطالعات خود را بر اساس مطالعات «بنیس» قرار داد. بنیس با مطالعه نود رهبر استثنایی، بهدنبال عوامل مشترکی بود که در موفقیت آنان نقش مؤثری داشت. ساشکین عواملی که بنیس مشخص کرده بود را دستهبندی کرد ودر ارئه الگوی خود مورد توجه قرار داد. او همچنین رویکردهای مطرح شده در رهبری تحولگرا و جنبههای ارائه شده در هر کدام از آنها را بر اساس مفهوم، ساختار و نوع متغیر دسته بندی کرد و نکات مشترکی را در میان این رویکردها پیدا کرد که عبارت بودند از:
قابلیتها وشایستگیهای رفتارهای مشترک؛
قابلیتها وشایستگیهای شخصیتی مشترک؛
عاملهای موقعیتی یا زمینهای.
ساشکین قابلیتهای رفتاری مشترک را شناسایی و آنها را به شرح ذیل مطرح کرد:
وضوح و شفافیت: متمرکز کردن توجه پیروان به عقاید مهم کلیدی و مهمترین جنبههای بینش رهبری که عملکردهای رهبر و سمبلها، نمایانگر این عقاید هستند؛
ارتباطات: پرداختن به مهارتهایی مانند خوب گوش دادن به نظرات و عقاید پیروان، ارائه بازخورد مؤثر که وضوح و شفافیت اطلاعات را تضمین میکند؛
ثبات: رهبران با داشتن ثبات در گفتار و انجام کارهایی خاص، در طول زمان در پیروان خود ایجاد اعتماد میکنند؛
نوعدوستی: احترام و توجه رهبر به پیروان که کارل راجرز این رفتار را ملاحظه مثبت و بدون قید و شرط نامیده است و این احترام صرفنظر از قضاوت در مورد اعمال پیروان است؛
ایجاد فرصت: رهبر با دادن قدرت و اختیار به پیروان باعث میشود که آنها احساس کنند کار متعلق به خود آنهاست و چالش را بپذیرند. البته رهبر به این مسئله توجه دارد که بیش از توانایی پیروان از آنها انتظار نداشته باشد. رهبر در وجود پیروان اطمینانی ایجاد میکند تا بتواند با استفاده از منابع درست و نظارت، خطر و چالش را بپذیرند.
اهمیت رفتارهای رهبری در مدل ساشکین، در انتقال ارزشها وعقایدی است که رهبر بر اساس فلسفه و مأموریت سازمان به پیروان منتقل میکند. به همین دلایل ، رهبران تحولگرا باید تلاش وزمان زیادی را صرف کنند و مدیرانی با مهارتهای مدیریتی قوی باشند تا بتوانند در کارهای روزمره، این ارزشها را القا کنند. رهبران تحولگرا مقررات و فعالیتهای روزمره سازمان را با این ارزشها همراه میکند (زردشتیان، 1387).
طبق گفته ساشکین اگرچه دو شیوه رهبری تحولگرا و عملگرا دوبعد جدا از هم هستند، ولی برای ارائه رهبری اثربخش، استفاده از هر دو سبک لازم و ضروری هستند. خلاصه ابعاد نیمرخ رهبری ساشکین در جدول 2-1 آمده است.
جدول 2-1 ابعاد نیمرخ رهبری مارشال ساشکین (1998-1996)
نیمرخ رهبری ساشکین
رهبری عملگرا
مدیریت لایق
مدیریت پاداش