دانلود پایان نامه

ا یک شخص باارزش در نظر میگیرد. با افزایش عزت نفس، سطح استرس کاهش مییابد(شیمیزو22 ، 2004).
تعریف عملیاتی: نمرهای است که هر رابط افتخاری بهداشت در پاسخ به آزمون کوپراسمیت23(1967)، بدست میآورد.

تعریف رابطان بهداشتی
تعریف مفهومی: رابطان بهداشت افرادی هستند که علاوه بر کسب آگاهی در زمینهی موضوعات بهداشتی، با شرکت در کلاسهای آموزشی و کسب مهارتهای ارتباطی جهت برقراری یک ارتباط صحیح و صمیمانه با خانوادههای تحت پوشش به منظور انتقال پیامهای بهداشتی، تشویق و ترغیب آنها برای دریافت مراقبتهای بهداشتی، برقراری ارتباط میان واحدهای بهداشتی و مردم محله برای برآورده کردن نیازهای بهداشتی شرکت میکنند(جزوه ستاد گسترش شبکههای بهداشتی درمانی کشور، 1386: 24). آنها با داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن، برخورداری از مقبولیت اجتماعی مناسب، برخورداری از وقت کافی و وجود علاقه و انگیزه برای انجام فعالیتهای اجتماعی به همکاری دعوت میشوند(همان منبع: 24).
تعریف عملیاتی: طرح رابطان افتخاری بهداشت طی نامه شماره 3539/1 مورخ 22/6/1372 وزارت بهداشت در سیستم بهداشتی استان یزد اجرا گردید. در این پژوهش رابطان افتخاری بهداشت تعداد 90 نفر رابط بهداشت هستند که آموزش مهارت جرأتورزی را توسط محقق دریافت میکنند.

فصل دوم
پیشینه پژوهش

در این فصل به کلیتی از مهارتهای زندگی و ابعاد آن، اضطراب اجتماعی و عزتنفس اشاره خواهیم کرد و سپس در ادامه، دیدگاههای نظری مربوط به هر موضوع را مطرح نموده و نهایتاً تحقیقات و پژوهشهای صورت گرفته در داخل و سایر کشورها را مرور خواهیم نمود.
2-1- تعریف مهارتهای زندگی
روانشناسان در دهههای اخیر، در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات اجتماعی به این نتیجه رسیدهاند که بسیاری از اختلالات و آسیبها، در ناتوانی افراد در تحلیل صحیح و مناسب از خود و موقعیت خویش، عدم احساس کنترل و کفایت شخصی، جهت رویارویی با موقعیتهای دشوار و عدم آمادگی برای حل مشکلات و مسائل زندگی به شیوه مناسب، ریشه دارد. بنابراین با توجه به تغییرات و پیچیدگیهای روز افزون جامعه و گسترش روابط اجتماعی، آماده سازی افراد، جهت رویارویی با موقعیتهای دشوار، امری ضروری به نظر میرسد. در همین راستا، روانشناسان با حمایت سازمانهای ملی و بینالمللی، جهت پیشگیری از نابهنجاریهای اجتماعی و بیماریهای روانی، آموزش مهارتهای زندگی24 را در سرتاسر جهان آغاز نمودهاند(فلاح زاده، 1388).
آنچه که امروزه به مهارتهای زندگی مشهور است، حاصل کار پژوهشگران عصر حاضر نیست بلکه بسیاری از این مهارتها در لابلای تعالیم دینی به خصوص قرآن کریم و احادیث معصومین(ع) بیان شده است. عبارت مشهور«من عرف نفسه، فقد عرف ربه» از امام علی(ع) سرلوحه بهرهمندی از یک زندگی مطلوب و مؤثر است و مهارتهای زندگی بدون خودشناسی بیمعناست. هرگاه مجموعهای از مهارتهای زندگی را در نظر بگیریم، خواهیم دید که تقریباً هیچ موردی از آنها در تعالیم قرآن کریم و بزرگان دین ما ناگفته نمانده است(طارمیان و همکاران، 1382: 3). مهارتهای زندگی روشها و مهارتهای اصلی و ضروری برای یک زندگی سالم و سازنده است. این مهارتها، مجموعهای از تواناییها هستند که سبب سازگاری ما با محیط و شکلگیری رفتارهای مثبت و مفید میشوند. این تواناییها ما را قادر میسازند که نقش مناسب خود را در جامعه به خوبی ایفا کنیم و بدون آن که به خود و یا دیگران لطمهای بزنیم، با خواستهها، انتظارات، مسائل و مشکلات روزانه خصوصاً در روابط خود با دیگران، به شکل مؤثرتری رو به رو شویم. به عبارت دیگر، این مهارتها که اکتسابی و اغلب از طریق آموزش و تمرین ایجاد و تقویت میشوند، افراد را در مواجهه با نیازها و چالشهای زندگی روزمره توانمند میسازند(فولادی، 1383: 25). مهارتهای زندگی مجموعهای از تواناییها هستند که قدرت سازگاری و رفتار مثبت و کارآمد را افزایش میدهند. در نتیجه شخص قادر میشود بدون این که به خود یا دیگران صدمه بزند، مسئولیتهای مربوط به نقش اجتماعی خود را بپذیرد و با چالشها و مشکلات روزانه زندگی به شکل مؤثر رو به رو شود(کلینکه(؟)؛ ترجمه محمد خانی، 1384: 20). مهارتهای زندگی عبارتند از مجموعهای از تواناییها که زمینهی سازگاری، رفتار مثبت و مفید را در انسان فراهم میآورند. این تواناییها، فرد را قادر میسازد مسئولیتهای نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران، با خواستها، انتظارات و مشکلات روزانه، بهویژه در روابط بین فردی به شکل مؤثری روبهرو شود(کریم زاده، 1388: 10).
سازمان بهداشت جهانی(1993) مهارتهای زندگی را این گونه تعریف نموده است: مهارتهای زندگی، تواناییهای روانی – اجتماعی برای رفتار انطباقی و مؤثر هستند که افراد را قادر میسازند تا به طور مؤثری با مقتضیات و چالشهای روزمره مقابله کنند. آموزش این مهارتها موجب ارتقاء رشد شخصی و اجتماعی، محافظت از حقوق انسانها و پیشگیری از مشکلات روانی – اجتماعی میشود(اصلی نژاد، 1387: 22). مهارتهای زندگی اکستابی هستند و در زمان تولد ظاهر نمیشوند بلکه در نتیجه تعامل با دیگران تکامل مییابند. یکی از این مهارتها، مهارت ابراز وجود است. یادگیری این مهارت منجر به احسا
س توانمندی، اعتماد به نفس بیشتر، کاهش استرس میشود(حجازی و بهادرخان، 1383). یادگیری مهارتهای زندگی تنها یادگیری محض نیست، بلکه نگرشها و ارزشها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. افراد علاوه بر اینکه یاد میگیرند مهارتهای زندگی را در موقعیتهای واقعی به کار ببرند، حقایقی را نیز درباره موقعیتهای مختلف میآموزند(پورسید و همکاران، 1389). برای ایجاد و افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی و ارتقاء سطح سلامت، آموزش مهارتهای زندگی ضروری است. اگر ما دانش و اطلاعات لازم را در اختیار افراد قرار دهیم و موقعیتهایی را به وجود آوریم، که طی آن افراد بتوانند آموختههای خود را بصورت عملی تجربه کنند، آنگاه این دانش، ارزش و نگرش به تواناییهایی بالفعل، تبدیل خواهد شد. این توانمندی به افراد کمک میکند، تا بدانند در هر موقعیت چه کاری باید انجام دهند و چگونه آن را به انجام برسانند. آگاهی از این امر بر اعتماد به نفس و سلامت روان فرد میافزاید و این خود باعث تقویت انگیزههای سالم و سلامت رفتار فرد میشود و همراه با ارتقاء سطح بهداشت روان، انگیزههای فرد در مراقبت از خود و دیگران، پیشگیری از بیماریهای روانی، پیشگیری از مشکلات بهداشتی و مشکلات رفتاری افزایش مییابد(فلاح زاده، 1388).
2-1- 1- تاریخچهی مهارتهای زندگی
آموزش مهارتهای زندگی در سال 1979 و با اقدامات دکتر گیلبرت بوتوین آغاز گردید. وی در این سال یک مجموعه آموزش مهارتهای زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین نمود که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه گردید. این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد میداد که چگونه با استفاده از مهارتهای رفتار جرأتمندانه، تصمیمگیری و تفکر نقاد، در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوء مصرف مواد از سوی همسالان مقاومت کنند. هدف بوتوین طراحی یک برنامه واحد پیشگیری اولیه بود و مطالعات بعدی نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی تنها در صورتی به نتایج مورد نظر ختم میشود که همه مهارتها به فرد آموخته شود(فلاحزاده، 1389: 128). به دنبال این اقدام مقدماتی، از سال 1993 به بعد سازمان جهانی بهداشت با هماهنگی یونیسف، برنامه آموزش مهارتهای زندگی را به عنوان یک طرح جامع پیشگیری اولیه و ارتقاء سطح بهداشت روانی کودکان و نوجوانان معرفی نمود. این برنامه در کشورهای مختلف دنیا تجربه شد و گزارشهای امید بخشی از کارایی این برنامه منتشر گردید(پور سید و همکاران، 1389). اگر چه شروع تحقیقات منظم درباره مهارتهای زندگی را به دهه ١٩٧٠ نسبت میدهند، اما در سالهای اخیر این مهارتها بیشتر مورد توجه قرار گرفته و برای آموزش آنها اقدامات مختلفی انجام شده است. آموزش این مهارتها ابتدا بیشتر در حوزه تغییر رفتار و درمان بیماریهای مزمن همچون اسکیزوفرنی صورت میگرفت اما در طی دو دهه گذشته پیشرفتهای قابل توجهی در آن صورت گرفته است، به طوریکه تأثیر آن را در افزایش کارکردهای اجتماعی، کیفیت زندگی، سلامت روانشناختی و کاهش علائم بیماریهای روانشناختی مختلف، کارآمدتر از درمانهای دارویی گزارش کردهاند(باباپور، 1387).
در پژوهشهای مختلفی که پس از اجرای برنامه آموزش مهارتهای زندگی در مدارس صورت گرفت، مثلاً کاهش معنا دار اضطراب اجتماعی، تصور از خود و افزایش عزتنفس تأثیر این آموزش را بر ابعاد مختلف سلامت روان نشان میدهد. در بسیاری از بررسیهای انجام شده در این زمینه نتایجی دیگر از قبیل افزایش اعتماد به نفس کودکان، بهبود رابطه معلم و شاگرد، کاهش غیبت از مدرسه، و کاهش بد رفتاری آنان حاصل گردید(سازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی و محمد خانی، 1377: 24). طرح کشوری آموزش مهارتهای زندگی به دانش آموزان برای اولین بار با همکاری وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، آموزش و پرورش و تحت نظارت کمیته عالی سلامت مدارس ارائه شد. در راستای اجرای این طرح اولین کارگاه آموزش معلمین(در سطح کلاس چهارم) در بهمن ماه 1382 در سنندج برگزار شد. لازم به ذکر است که آموزش مهارتهای زندگی یک آموزش فعال و مبتنی بر تجربه بوده و از طریق بحث و مناظره گروهی، ارائه مقاله، بازی، ایفای نقش و بارش فکری انجام میشود. از آنجا که اساسیترین هدف و انگیزه جهت آموزش مهارتهای زندگی ایجاد رفتار سالم و مفید اجتماعی است برای رسیدن به چنین ایدهآلی آموزش مهارتهای زندگی باید برای چندین سال(حداقل 3 سال) ادامه داشته باشد. اجرای برنامه بمدت 3 ماه تنها تغییر در دانش و نگرش ایجاد میکند، تداوم آموزش بمدت یک سال تغییر در عملکرد تحصیلی و آمادگی رفتاری و بمدت طولانیتر منجر به رفتارهای سالم و مفید اجتماعی خواهد شد(مقدم و همکاران، 1385).

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان درموردمهارتهای زندگی، مهارتهای ارتباطی، آموزش مهارت، خودآگاهی

2-1-2- پیشینه نظری
2-1-2-1- نظریههای یادگیری و دلالتهای آن بر آموزش مهارتهای زندگی
به طور خلاصه هر یک از نظریهها مبنایی را برای توجیه توسعه مهارتهای زندگی فراهم میکنند. در زیر نمونههایی از نظریههای یادگیری و دلالتهای آنها بر آموزش مهارتهای زندگی آورده شده است.

2-1-2-1-1- نظریه یادگیری اجتماعی25
پایه مطالبی که در آموزش مهارتهای زندگی به کار برده میشود، اطلاعاتی است که از نحوه یادگیری کودکان و نوجوانان از طریق مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای آن به دست میآید و در واقع مبتنی بر نظریه یادگیری اجتماعی(بندورا)26(1977) میباشد. وی اعتقاد دارد که انسان موجودی اجتماعی است و رفتار او باید در پرتو روابط اجتماعی بررسی شود. از نظر بندورا یادگیری مشاهدهای، نوعی یادگیری شناختی است که فرآیندهای توجه، نگهداری، تولید و انگ
یزش را دربر میگیرد. بندورا معتقد است که بسیاری از رفتارهای بهنجار و نابهنجار مانند کشیدن سیگار، مصرف مواد و الکل بدان طریق آموخته میشوند. همچنین در نظریه یادگیری اجتماعی(خودکارآمدپنداری) نقش مهمی در عملکرد افراد دارد. خودکارآمدپنداری درباره توانایی فرد برای انجام موفقیت آمیز تکالیف خاص در موقعیتهای خاص دلالت دارد(ادیب، 1385). یکی از دلالتهای این نظریه به افزایش خودکارآمدپنداری مربوط میشود. بندورا معتقد است خودکارآمدپنداری را میتوان به شیوههای گوناگون تقویت کرد یا به دلیل عدم توجه به برخی اصول تربیتی و آموزشی آن را تضعیف نمود. دومین دلالت نظریه یادگیری اجتماعی بر اساس فرآیند یادگیری(یادگیری مشاهدهای) است. این نظریه به روشهای آموزش مهارتهای زندگی مربوط میشود. روشهای آموزشی همچون ایفای نقش و نمایشی که در آنها تأکید بر مشاهده عینی یا تصویری است در یادگیری بسیاری از مهارتهای زندگی مؤثرترین روشها به شمار میآیند(همان منبع). بر

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید