دانشآموزان کم جرأت در گروه آزمایشی به طور معناداری افزایش یافته است. این یافتهها، احتمالاً بیانگر این است که اجرای برنامه آموزش مهارتهای جرأتورزی به دانشآموزان گروه آزمایشی کمک کرده است تا در تعامل با همسالان خود، جرأتمندانه و با عزتنفس بالایی رفتار کنند.
غباری بناب و حجازی(1386)، در تحقیقی به بررسی رابطه جرأتورزی، عزتنفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تیزهوش و عادی و همچنین بررسی روابط موجود بین این متغیرها پرداختند. بدین منظور 60 دانشآموز تیزهوش(30 پسر و 30 دختر) و 60 دانشآموز عادی(30 پسر و 30 دختر) به صورت تصادفی انتخاب شدهاند و با استفاده از پرسشنامه جرأتورزی گمبریل و ریچی و پرسشنامه عزتنفس کوپراسمیت و همین طور معدل درسی مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل دادهها از روشهای آماری تحلیل واریانس چند متغیره، ضریب همبستگی دو متغیره و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داده است که دانشآموزان تیزهوش در هر سه متغیر جرأتورزی، عزتنفس و پیشرفت تحصیلی بر دانش آموزان عادی برتری داشتند، اما تفاوتی بین متغیرهای فوق در دو جنس ملاحظه نشد. از سوی دیگر هر سه متغیر جرأتورزی، عزتنفس و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان عادی دارای رابطه معنادار بودند، اما در دانش آموزان تیزهوش تنها بین دو متغیر جرأتورزی و عزتنفس رابطه وجود داشت. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که جرأتورزی و عزتنفس، توانایی پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان عادی را داشتند. این پژوهش نشان داده است که برتری دانشآموزان تیزهوش بر دانش آموزان عادی در سه متغیر جرأتورزی، عزتنفس و پیشرفت تحصیلی مورد تأیید قرار گرفته است. بعلاوه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از روی دادههای جرأتورزی و عزتنفس قابل پیش بینی میباشد.
وکیلیان و همکاران(1387)، به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای اجتماعی بر گروه درمانی شناختی رفتاری در درمان اضطراب اجتماعی دانشجویان پرداختند. این پژوهش از نوع آزمایشی(طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل و گمارش تصادفی) بود. آزمودنیها پس از انجام مصاحبهی بالینی ساختیافته بر اساس راهنمای تشخیصی آماری اختلالات روانی(ویرایش چهارم) و اجرای آزمون هراس و اضطراب اجتماعی با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس(13 نفر برای هر گروه) انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش با مداخلهی تلفیق گروه درمانی شناختی رفتاری و آموزش مهارتهای اجتماعی و گروه کنترل(گروه درمانی شناختی رفتاری) قرار گرفتند. بعد از اتمام دورهی12جلسهای(سه ماه و هفتهای یک جلسه دو ساعته) درمان در گروهها، به منظور سنجش متغیر وابسته(هراس اجتماعی)، مجدداً آزمون هراس و اضطراب اجتماعی به عنوان پسآزمون در هر دو گروه اجرا شده است. نتایج تحلیلهای آماری آزمون t نشان داده است که افزودن گروه درمانی شناختی رفتاری و آموزش مهارتهای اجتماعی در مقایسه با گروه درمانی شناختی رفتاری سبب کاهش معنیدار هراس اجتماعی در دانشجویان گردیده است.
ساجدی و همکاران(1388)، به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر روابط بین فردی، عزتنفس و ابراز وجود دختران نابینا مرکز فاطمه زهرا(س) اصفهان پرداختند. پژوهش از نوع تجربی بوده و در آن از طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دختران نابینای این مرکز تشکیل میدادند که از بین آنها دختران بین 20 تا 40 سال به دلیل توانایی درک بهتر برای تحقیق مدنظر قرار گرفتند. از میان آنها 26 نفر به طور تصادفی انتخاب و در 2 گروه 13 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت 9 جلسه 2 ساعته و 2 روز در هفته تحت آموزش مهارتهای زندگی قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق زیرمقیاس روابط بینفردی از پرسشنامه هوش هیجانی برادبری- گریوز(1384)، پرسشنامه عزتنفس روزنبرگ(1965) و پرسشنامه ابراز وجود آلبرتی و آمونز151(1374) بود. نتایج این پژوهش با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی بر عزتنفس و ابراز وجود دختران گروه آزمایش تأثیر مثبت معنادار داشته است ولی بر روابط بینفردی آنها تأثیر معناداری نداشته است.
کایوند و همکاران(1388)، در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارتباطی بر روی اضطراب اجتماعی دانشآموزان پسر سال اول متوسطه ناحیه 4 آموزش و پرورش شهر اهواز پرداختند. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پسر سال اول متوسطه شهر اهواز در سال تحصیلی86-85 بودند و نمونه آن تعداد 60 دانش آموز از این جامعه که ابتدا به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای و سپس تصادفی ساده انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه 30 نفره آزمایشی و گواه تقسیم شدند. طرح پژوهش از نوع طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه است که پس از انتخاب تصادفی گروههای آزمایش و گواه، مداخله آزمایشی(آموزش مهارتهای ارتباطی) بر روی گروه آزمایش به مدت جلسهی 70 دقیقهای و 2 جلسه در هفته اجرا ، و پس از اتمام برنامهی آموزشی از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده علاوه بر آمار توصیفی از آمار استنباطی مانند آزمون t گروه مستقل و تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان میدهد که آموزش مهارتهای ارتباطی باعث کاهش اضطراب اجتماعی(و مؤلفههای آن، یعنی اجتناب و پریشانی اجتماعی و ترس از ارزیابی منفی) دانشآموزان گروه آزمایش در مقایسه بـــــا گروه گواه شده است.
تقوی لاریجانی و همکاران(
1388)، در پژوهشی به بررسی ارتباط قاطعیت و اضطراب در دانشجویان پرستاری و مامایی پرداخته است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی – تحلیلی از نوع همبستگی بوده است. 173 دانشجوی پرستاری(68 پسر، 105 دختر) و 77 دانشجوئی مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1386 به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از ابزار خود گزارشی شامل(فرم اطلاعات شخصی)، (پرسشنامه اضطراب نهان اشپیلبرگر) و (مقیاس سنجش قاطعیت گمبریل و ریجی) جمع آوری و با استفاده از روشهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیش از نیمی از دانشجویان پرستاری و مامایی(به ترتیب 5/59% و 7/59%) دارای قاطعیت متوسط بودند. همچنین در مجموع 3/43% دانشجویان پرستاری و 4/36% دانشجویان مامایی دارای اضطراب در سطوح متوسط و بالا بودند. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معکوس و معناداری را بین قاطعیت و اضطراب در دانشجویان پرستاری و مامایی نشان داده است. برخی از متغیرهای فردی و تحصیلی ارتباط معناداری با قاطعیت و اضطراب دانشجویان داشتند. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معکوس و معناداری را بین قاطعیت و اضطراب در دانشجویان پرستاری و مامایی نشان میدهد. و هر چه میزان قاطعیت بالاتر باشد میزان اضطراب دانشجویان پایینتر است.
مهرابی زاده هنرمند و همکاران(1388)، در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش جرأتورزی بر مهارتهای اجتماعی، اضطراب اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان دختر پایه اول مقطع متوسطه شهر بهمئی پرداختند. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دختر پایه اول متوسطه مشغول به تحصیل در سال 87-1386 و نمونه آن متشکل از 60 نفر دانشآموزان بوده است، که به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شده و در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. ابراز مورد استفاده شامل مقیاس اضطراب اجتماعی واتسون و فرند و مقیاس درجهبندی مهارتهای اجتماعی اسلر و میلر است. طرح پژوهش، از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه و دادههای به دست آمده با روش تحلیل واریانس چند متغیری(مانوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان میدهد که بین این دو گروه، حداقل یکی از متغیرهای وابسته مهارتها اجتماعی، اضطراب اجتماعی و عملکرد تحصیلی، تفاوت معنیداری وجود دارد. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه در مانوا نیز نشان داد که بین دو گروه از لحاظ هر سه متغیر وابسته تفاوت معنیداری وجود دارد. در این پژوهش آموزش جرأتورزی بر روی اضطراب اجتماعی، مهارتهای اجتماعی و عملکرد تحصیلی گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل تأثیر دارد و بین دو گروه از لحاظ این متغیرها تفاوت معنیداری مشاهده میشود. آموزش جرأتورزی باعث کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش مهارتهای اجتماعی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان گروه آزمایشی شده است.
نتایج تحقیق نادری و همکاران(1388)، در تحقیق خود به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر اضطراب و ابراز وجود دانشآموزان دختر سال اول دبیرستانهای شهرستان بهبهان پرداختهاند. نمونه شامل 80 دانشآموز بوده که به صورت تصادفی مرحلهای انتخاب و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. از هر دو گروه به وسیله پرسشنامه اضطراب کتل و خودابرازی(A.S.A)، پیشآزمون به عمل آمده، سپس گروه آزمایش به مدت 18 هفته، هفتهای یک جلسه 90 دقیقهای در معرض متغیر مستقل(آموزش مهارتهای زندگی)، قرار گرفتهاند. بعد از هر دو گروه آزمایش و کنترل به پرسشنامههای اضطراب کتل و خودابرازی پاسخ دادهاند. این پژوهش از نوع تجربی(پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل) بوده و تحلیل دادهها با روش تحلیل واریانس چند متغیری(مانوا)، در سطح معناداری نشان داده است که بین دو گروه تفاوت معنا داری وجود داشته. یعنی آموزش مهارتهای زندگی در کاهش اضطراب و افزایش ابراز وجود تأثیر داشته است.
صاحب الزمانی و همکاران(1388)، در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش ابراز وجود بر عزتنفس و قاطعیت دانشآموزان دختر مقطع متوسطه پرداختهاند. این مطالعه نیمه تجربی روی 50 دانشآموز مشتمل بر دو(کلاس) گروه 25 نفری انجام گرفته است. در مرحله اول، اطلاعات مربوط به مشخصات فردی و میزان عزتنفس و قاطعیت واحدهای مورد پژوهش به وسیله پرسشنامه جمع آوری شد. سپس به هر دو گروه آموزش ابراز وجود، داده شده. مرحله دوم پژوهش یک جلسه پس از آخرین جلسه آموزش ابراز وجود، انجام و ارزیابی مجدد صورت گرفته است. نتایج نشان میدهد بین میانگین امتیازات کسب شده عزتنفس و قاطعیت واحدهای مورد پژوهش قبل و بعد از آموزش اختلاف آماری معنیداری وجود دارد. آزمون تی زوجی نیز نشان دهنده افزایش میزان عزتنفس و قاطعیت هر دو گروه بعد از آموزش نسبت به قبل از آموزش میباشد. آموزش ابراز وجود، منجر به افزایش میزان عزتنفس و قاطعیت در دانشآموزان شده است.
مسعود نیا(1388)، در پژوهشی به تعیین رابطه بین عزت‌نفس و اضطراب اجتماعی در میان دانشجویان پرداخته است. این تحقیق با شیوه پیمایشی و مقطعی انجام شده است. داده‌های این مطالعه از 220 نفر از دانشجویان دانشگاه یزد که با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب، از هفت گروه آموزشی، انتخاب شده بودند، و در آبان 1385 گردآوری شده است. این پاسخگویان، سپس به پرسش‌های مقیاس عزت‌نفس روزنبرگ152(RSES) و مقیاس فوبی اجتماعی153(SPIN) پاسخ دادند. براساس نتایج به‌دست آمده تفاوت معناداری بین پاسخگویان با سطوح مختلف عزت‌نفس از نظر اضطراب اجتماعی به‌طور کلی و مؤلفه ترس از افراد معتبر مشاهده شده است. تحلیل رگرسیون چندگا
نه سلسله مراتبی نیز نشان داد که مؤلفه‌های عزت‌نفس، 1/16 درصد از واریانس متغیر اضطراب اجتماعی را تبیین نموده است. رابطه معکوسی میان عزت‌نفس و نیز مؤلفه ارزیابی خود از سازه عزت‌نفس و اضطراب اجتماعی به‌ طور کلی و مؤلفه ترس از افراد معتبر از سازه اضطراب اجتماعی وجود داشته است. هر مقدار نمره افراد در مقیاس عزتنفس و مؤلفه ارزیابی خود بالاتر بوده، نمرات آنان در مقیاس اضطراب اجتماعی کاهش یافته است.
ساجدی و همکاران(1388)، در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش مهارتهای زندگی بر روابط بین فردی، عزتنفس و ابراز وجود دختران نابینای مرکز فاطمه زهرا(س) اصفهان در سال 1386پرداختند. این پژوهش از نوع تجربی بوده و در آن از طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دختران نابینای این مرکز تشکیل میدادند که از بین آنها دختران بین سنین 20 تا 40 سال به دلیل توانایی درک بهتر جلسات برای تحقیق مد نظر قرار گرفتند و از میان آنها 26

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید