دانلود پایان نامه

دارای چهار حفره است و همین‌طور چهار دریچه. دهلیز هر سمت از طریق یک منفذ به بطن سمت خود متصل است. این منفذ با یک دریچه دهلیزی-بطنی12 کنترل می‌شود. دهلیز سمت راست از طریق دریچه سه لتی13 به بطن راست راه دارد. دهلیز سمت چپ از طریق دریچه میترال14 به بطن چپ راه دارد. این دو دریچه( دریچه سه لتی و دریچه میترال ) تنها به سمت بطن‌ها باز می‌شوند و همانند یک شیر یک طرفه عمل می‌کنند. بطن چپ از طریق دریچه آئورتی15 که یک دریچه سه لتی است، به سرخرگ آئورت راه دارد. به عبارتی دریچه میترال به منزله ورودی جریان خون و دریچه آئورتی به منزله خروجی جریان خون برای بطن چپ است. بطن راست از طریق دریچه ریوی که یک دریچه سه لتی است به شریان ریوی باز می‌شود. به عبارتی دریچه سه لتی بین دهلیز-بطنی راست به منزله ورودی جریان خون و دریچه ریوی16 به منزله خروجی جریان خون برای بطن راست است. دریچه آئورتی تنها به سمت آئورت و دریچه ریوی تنها به سمت شریان ریوی باز می‌شود. تنها دریچه میترال دولتی است و هر سه دریچه آئورتی، ریوی و دریچه بین دهلیز راست و بطن راست سه لتی است.
دهلیز راست

دهلیز راست وظیفه دریافت خون از اجوف فوقانی و اجوف تحتانی را داراست. خون سیاهرگی پس از گردش در سرتاسر بدن از طریق این دو سیاهرگ وارد دهلیز راست می‌شوند. خون وارد شده به دهلیز راست از طریق دریچه بطنی-دهلیزی وارد بطن راست می‌شود.
بطن راست

بطن راست به شکل هرم مثلث القاعده‌ای است که از طریق دریچه دهلیزی- بطنی، خون دهلیز راست را دریافت نموده و سپس از طریق شریان ریوی به سمت ریه‌ها می‌فرستد. در زندگی جنینی، ریه‌ها بر خلاف قلب فعالیت ندارند و خونی از بطن راست دریافت نمی‌کنند.( البته مانند زندگی پس از تولد، خون تغذیه کننده ریه‌ها از بطن چپ به ریه‌های جنینی تحویل می‌شود.). بنابراین در دوران جنینی، بین دهلیز راست و چپ قلب یک منفذ به نام دریچه بیضی17 وجود دارد که خون دهلیز عمدتاً به جای رفتن به بطن راست، مستقیما، از طریق این منفذ وارد دهلیز چپ می‌شود. با برقراری گردش خون ریوی در زمان پس از تولد، دریچه بیضی مدتی پس از تولد بسته می‌شود.
دهلیز چپ

دهلیز چپ خونی که از طریق بطن راست به سمت ریه‌ها فرستاده شده است را در بازگشت دریافت می‌کند. این خون از طریق دریچه میترال وارد بطن چپ می‌شود.
بطن چپ

بطن چپ وظیفه عمده خون رسانی به تمام اعضا و جوارح را بر عهده دارد. به عبارتی قسمت عمده و مهم قلب می‌باشد که خون دریافتی از دهلیز چپ، را از طریق سرخرگ آئورت به تمام بدن پمپ می‌کند.

شکل ‏1-4-نمایشی از دریچه های قلب[12]

سرخرگ ‌های کرونری18

سرخرگ‌های کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت سرخرگ اصلی بدن است که از بطن چپ خون را خارج می‌سازد. شریان‌های کرونری از ابتدای آئورت منشا می‌گیرد. بنابراین اولین شریان‌هایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌کنند.
دستگاه تحریکی- هدایتی قلب

ایجاد و حفظ ضربان ریتمیک نرمال قلب و برقراری نظم انقباض بین دهلیزها و بطن‌ها از وظایف این دستگاه محسوب می‌گردد. این دستگاه از عضلات تغییرشکل یافته‌ی قلبی تشکیل شده و شامل بخش‌های زیر است:
گره سینوسی- دهلیزی19 (ضربان‌ساز یا پیشآهنگ)
گره دهلیزی بطنی20
دسته ی دهلیزی بطنی( هیس )21
شاخه راست و چپ هیس22
از ویژگی‌های عضله قلب، حالت خود تحریکی آن است که مستقل از سیستم عصبی عمل می‌کند. به طوری که چنانچه قلب با محلول مناسبی در خارج از بدن تغذیه شود، می‌تواند در خارج از بدن برای مدتی همانند داخل بدن به حرکت ریتمیک خود ادامه دهد و زنده بماند.
منبع این حرکت ریتمیک کجاست؟! منبع اصلی آن گره سینوسی- دهلیزی است که در دیواره پشتی دهلیز راست و در قسمت فوقانی-جانبی آن زیر منفذ شریان اجوف فوقانی قرار دارد. حالت خود تحریک شوندگی زیاد و ریتم مشخص این گره باعث شده تا در اصطلاح آن را پیس میکر یا ضربان ساز گویند. برای انقباض ابتدا گره پیشآهنگ به صورت ریتم خود به خودی تحریک می‌شود و این پیام انقباض را از طریق سه رشته گرهی دهلیز راست به گره دهلیزی بطنی (که در حد فاصل بین دیواره دهلیزها و بطن‌ها و کمی متمایل به دهلیز راست قرار دارد) هدایت می‌کند. سپس بافت‌های گرهی داخل بطن‌ها از جمله باندل هیس این موج تحریک الکتریکی را در سراسر بطن‌ها منتشر می‌کنند.
گره دهلیزی-بطنی همانند گره سینوسی حالت خود تحریک شوندگی دارد ولی سرعت ذاتی تولید ایمپالس آن از گره سینوسی کمتر است. در نتیجه در صورت فعالیت گره سینوسی، گره دهلیزی-بطنی مجبور به تبعیت از آن می‌گردد. به طور کلی در حالت عادی، گره دهلیزی بطنی تنها راه گذر امواج از دهلیز به بطن‌ها است، زیرا بافت‌های همبندی که دهلیزها را از بطن‌ها جدا می‌کند عایق جریان الکتروفیزیولوژیک هستند مگر در گره دهلیزی-بطنی.
سرعت هدایت ایمپالس الکتروفیزیولوژیک در فیبرهای گره دهلیزی-بطنی آهسته تر از سایر نقاط سیستم هدایتی قلبی می‌باشد و در نتیجه ایمپالس با کمی تاخیر از دهلیزها به بطن‌ها منتقل می‌گردد. این پدیده اجازه می‌دهد تا تحریک بطن‌ها کمی دیرتر از تحریک دهلیزها باشد( حدود 1/6 ثانیه) و بنابراین انقباض دهلیزها قبل از انقباض بطن‌ها انجام می‌گیرد. بنابراین قبل از اینکه بطن‌ها منقبض شوند، دهلیزها در اثر انقباض خود از خون تخلیه می‌شوند و بطن‌ها در حالت کاملاً پر از خون منقبض می‌شوند. این تاخیر نقش بسیار مه
می در کارایی پمپ خون و برون‌ده قلبی دارد.
موج تحریک پس از گره دهلیزی-بطنی وارد دسته هیس یا دسته دهلیزی-بطنی می‌شود. این دسته در قسمت فوقانی دیواره بطنی قرار دارد و خود به شاخه‌های راست و چپ تقسیم می‌شود که به ترتیب نقش انتقال سریع ایمپالس الکتروفیزیولوژیک به بطن‌های راست و چپ را به عهده دارند. هریک از دو شاخه دسته‌ای مذکور در نهایت انشعابات زیادتری به نام فیبرهای پورکینه یا پورکینژ23 می دهند که ایمپالس را در سرتاسر عضله بطنی منتشر می‌سازند. از ویژگی‌های فیبرهای پورکینه آن است که ایمپالس را با سرعت شش برابر فیبرهای عادی عضلانی قلب هدایت می‌کند که در نتیجه سراسر بطن‌ها یک جا و در یک زمان منقبض می‌شوند. انقباض همزمان باعث افزایش فشار در داخل بطن‌ها می‌گردد. اگر فیبرهای پورکینه وجود نداشتند، تحریک از قاعده قلب به راس قلب طول می‌کشید و انقباض حاصله نمی‌توانست خون را از بطن‌ها خارج نماید. به عبارت دیگر، قسمت‌های مختلف هر بطن همزمان با هم منقبض نمی‌شد و بنابراین برون‌ده قلبی کاهش پیدا می‌کرد.

مطلب مشابه :  روشهای، ایمیدازول، تجربی، محاسباتی

شکل ‏1-5- مسیر انتقال جریان الکتریکی در قلب [9]

شکل ‏1-6-سیستم رسانش الکتریکی قلب[18]
سیکل قلبی

فاصله زمانی بین انتهای یک انقباض قلبی تا انتهای انقباض بعدی، که در آن خون فقط یک بار به بیرون از قلب پمپ می‌شود را، یک سیکل قلبی گویند. برای خالی شدن قلب از خون، نخست لازم است که قلب از خون پر شود. بنابراین، در سیکل قلبی تقدم با دیاستول است. بنابراین یک سیکل قلبی مجموعه یک دیاستول( مرحله انبساطی ) و یک سیستول( مرحله انقباضی ) است. چنانچه ضربان قلب طبیعی؛ یعنی 72 بار در دقیقه باشد؛ یک سیکل قلبی80/0 ثانیه به طول می‌انجامد. در طول یک سیکل قلبی، حفره‌های‌قلب با انبساط و انقباض خود و صرف انرژی باعث انجام کار می‌شوند. این انجام کار با تغییرات حجم و فشار در مجموعه حفره‌های قلبی همراه است. با وجود اینکه فشار در داخل بطن‌ها و دهلیزها یکسان نیست، اما برون‌ده تمامی حفره‌های‌ قلبی یکسان است. سمت چپ و راست قلب کاملاً جریان مستقلی از یکدیگر دارند و برون‌ده هردو یکسان می باشد.
در شکل ‏1-7 تغییرات فشار آئورت، فشار دهلیز، فشار بطن، الکتروکاردیوگرام و فونوکاردیوگرام مشاهده می‌شود. با شروع سیستول دهلیزی، که تمام خون دهلیزها به بطن‌ها رانده می‌شود، فشار نه تنها در داخل دهلیزها بلکه در داخل بطن‌ها نیز افزایش می‌یابد، بطوریکه فشار در داخل دهلیز راست به 4 تا 6 و در دهلیز چپ به 7 تا 8 میلی‌متر جیوه می‌رسد.(نقطه a، شکل ‏1-7). اما فشار آئورتی حالت نزولی دارد، زیرا خونی از قلب وارد آئورت نمی‌شود. در پایان سیستول دهلیزی و با شروع سیستول بطنی، در اثر افزایش فشار داخل بطن‌ها و زیادتر شدن فشار داخل بطن‌ها از فشار دهلیزها، دریچه‌های دهلیزی-بطنی بسته می‌شوند. صدای بسته شدن و ارتعاش خون در اطراف لت‌های بسته شده این دریچه‌ها شبیه “پوم” است و با گوشی پزشکی قابل شنیدن است.
وقتی دریچه‌های دهلیزی-بطنی بسته می‌شوند، هنوز دریچه‌های نیمه هلالی باز نشده‌اند و در حقیقت بطن در این زمان یک حفره مسدود است. برای باز شدن دریچه‌های نیمه هلالی باید فشار درون هر بطن، در اثر انقباض جدار عضلانی آن، به بیش از فشار درون شریان منشا گرفته از آن بطن افزایش یابد.( فشار درون بطن چپ و راست به ترتیب بیش از فشار درون شریان‌های آئورت و ریوی گردد.). این مرحله را، مرحله انقباض حجم ثابت گویند، یعنی انقباض در حین ثابت ماندن حجم خون. بنابراین مرحله انقباض حجم ثابت، مرحله بین بسته شدن دریچه‌های‌دهلیزی-بطنی و باز شدن دریچه‌های نیمه هلالی است که در اثر انقباض جدار عضلانی بطن‌ها فشار درون آنها بدون تغییر حجم افزایش می‌یابد. از آنجا که حداقل فشار داخل شریان آئورتی و شریان ریوی در حالت طبیعی به ترتیب 80 و 8 میلی‌متر جیوه است( فشارهای دیاستولی )، باید فشار خون در بطن چپ به کمی بیش از 80 و در بطن راست به کمی بیش از 8 میلی‌متر جیوه برسد تا دریچه‌های نیمه هلالی باز گردند.
در شکل ‏1-7 مشاهده می‌شود که در مرحله انقباض حجم ثابت، منحنی حجم بطنی کاملاً بدون تغییر است اما همین که دریچه نیمه هلالی آئورت باز شد، منحنی حجم کاهش می‌یابد و این کاهش حجم تا پایان سیستول ادامه پیدا می‌کند. اما به دلیل ادامه انقباض پر قدرت جدار عضلانی بطنی، فشار داخل بطن طی مدت کوتاهی پس از باز شدن دریچه آئورت باز هم زیادتر می‌شود و سپس رو به کاهش می‌گذارد. 60 الی 70 درصد کل خونی که باید در هر ضربه وارد آئورت شود(60 تا 70 درصد حجم ضربه‌ای) تقریباً در ربع اول سیستول از قلب خارج می‌شود. 30 الی 40 درصد باقیمانده حجم ضربه‌ای هم در ربع‌های دوم و سوم سیستول بطنی وارد آئورت می‌شود و در ربع چهارم سیستول هیچ خونی وارد آئورت نمی‌شود. مرحله چهارم سیستول بطنی را مرحله پرودیاستول یا پیش دیاستول گویند. وقتی فشار داخل بطن‌ها آنقدر کاهش یافت که از فشار درون شریان‌های آئورت و ریوی کمتر شد، دریچه‌های نیمه هلالی بسته می‌شوند. بسته شدن دریچه‌های نیمه هلالی صدایی شبیه “تاک” دارد. کاهش فشار داخل بطنی طی دیاستول یا شل شدن بطنی ادامه می‌یابد تا اینکه فشار داخل بطنی از فشار دهلیزی هم کمتر شود. در این هنگام دریچه‌های دهلیزی-بطنی باز شده و خون از دهلیزها وارد بطن‌ها می‌شود. بنابراین مشاهده می‌شود که طی دیاستول بطنی هم مرحله‌ای وجود دارد که حجم داخل بطن‌ها ثابت می‌ماند(زیرا در اثر بسته بود
ن تمامی دریچه‌های نیمه هلالی و دهلیزی-بطنی، ورود و خروج خون از بطن وجود ندارد)، ولی شل شدن جدار بطن‌ها ادامه دارد. این مرحله بین بسته شدن دریچه‌های نیمه هلالی تا باز شدن دریچه‌های دهلیزی-بطنی را مرحله شل شدن حجم ثابت گویند که نقطه مقابل انقباض حجم ثابت است. پس از باز شدن دریچه‌های دهلیزی-بطنی حدود 70 درصد خون به سرعت و بدون انقباض دهلیزها( ناشی از وزن خون) و 20 درصد در اثر انقباض دهلیزها به بطن‌ها رانده می‌شود. حدفاصل بین پر شدن سریع بطن‌ها از خون و انقباض دهلیزی را دیاستازیس گویند. در این مرحله نیز 10 درصد خون باقیمانده، به خون درون حفرات بطن‌ها اضافه می‌شود. حجم خونی که در پایان سیستولی در بطن‌ها باقی می‌ماند حدود 50 میلی‌لیتر است و حجم سیستولی نامیده می‌شود. حجم خونی که در پایان هر دیاستول در حفرات بطن جمع می‌گردد، حجم پایان دیاستولی نامیده می‌شود که برابر 110 تا 130 میلی‌لیتر و بطور میانگین 120 میلی‌لیتر است. تفاوت این دو حجم همان حجم ضربه‌ای است که برابر با 70 تا 75 میلی‌لیتر در یک ضربه است. حاصل ضرب تعداد ضربان قلب در حجم ضربه‌ای، مقدار برون‌ده قلبی در دقیقه را به دست می‌دهد.
برون‌ده قلبی=تعداد ضربان قلب × حجم ضربه

مطلب مشابه :  مقاله رایگان با موضوعانسان سالم

شکل ‏1-7-تغییرات فشار، فشار دهلیزی و بطنی، حجم بطن، الکتروکاردیوگرام و فونوکاردیوگرام در یک سیکل قلبی[15]

شکل ‏1-8-حرکت موج الکتریکی در قلب[9]

شکل ‏1-9-مراحل یک سیکل قلبی[17]
الکتروکاردیوگرام24

غشای هر سلول عضلانی در حالت استراحت پولاریزه است. بدین صورت که یک لایه بار الکتریکی منفی در داخل غشا جای دارد. دپولاریزاسیون( تحریک ) در حقیقت جابجایی این یون‌هاست، بطوری که داخل غشا مثبت و خارج آن منفی می‌گردد. غشا را در این حالت دپولاریزه گویند. وقتی یک پتانسیل عمل خودبخودی در گره سینوسی-دهلیزی تولید شد، بلافاصله این موج تحریک در سرتاسر دهلیزها منتشر می‌شود؛ همانند امواجی که در اثر انداختن یک سنگریزه در استخر آب منتشر می‌‌شوند. موج تحریک از طریق راه‌های بین گره‌ای به گره دهلیزی-بطنی می‌رسد، اما تفاوت انتشار آن در بطن‌ها با دهلیزها در این است که در بطن‌ها امواج نخست از گره دهلیزی-بطنی وارد دسته هیس می‌شود، به سرعت شاخه‌های دسته‌ای راست و چپ و انشعابات آن را می‌پیماید و از طریق فیبرهای پورکینه در سراسر عضله بطن‌ها منتشر می‌شود. از آنجایی که مایعات بدن به طور کلی هادی‌های بسیار خوبی برای جریان الکتریکی هستند و عضله قلب در میان این هادی‌ها آویزان است، مقداری از جریان الکتروفیزیولوژیک حاصل از پتانسیل عمل شده در عضلات قلبی به سطح بدن می‌رسد. ثبت این جریانات را الکتروکاردیوگرافی (ECG) نامند و توسط دستگاه ویژه‌ای که برای این کار طراحی شده امکان پذیر است. منحنی بدست آمده از این ثبت را الکترکادیوگرام گویند.

شکل ‏1-10-سیگنال‌های ECG ،[9]
امواجی که در یک الکتروکاردیوگرام طبیعی مشاهده می‌شوند عبارتند از:
موج P، مربوط به تحریک( دپلاریزاسیون ) دهلیزهاست. ولتاژ آن بین 1/0 تا 3/0 میلی‌ولت بوده و زمان آن 08/0 تا 12/0 ثانیه بطول می‌انجامد.( به طور متوسط 08/0 ثانیه ).
کمپلکس QRS، مربوط به تحریک بطن‌هاست و از سه موج Q، R و S تشکیل شده است. ولتاژ آن در اشتقاق‌های دو قطبی و یک قطبی حدود 1 میلی‌ولت و در اشتقاق‌های جلو قلبی 3 تا 4 میلی‌ولت است و 06/0 تا 08/0 ثانیه بطول می‌انجامد.
موج T مربوط به استراحت( رپولاریزاسیون ) بطن‌هاست. ولتاژ آن بین 2/0 تا 3/0 میلی ولت بوده، بطور متوسط 15/0 ثانیه به طو


دیدگاهتان را بنویسید