مفهوم استرس
با توجه به گستردگی و پراکندگی معنای استرس، بویژه استرس شغلی، تعاریف گوناگونی نیز از آن بعمل آمده است. ابتدا نگاهی به تعاریف بعمل آمده از این کلمه در دورانهای مختلف بیندازیم.
برای اولین بار در قرن پانزده میلادی لغتنامه انگلیسی آکسفورد این لغت را به معنای فشار یاکشش فیزیکی و بار تعریف کرد.
بطور مثال در سال 1704 فشار برای توصیف سختی، دشواری یا بدبختی بکار برده می شد. در فارسی نیز واژه فشار روانی به جای استرس به کار برده شده است و در این تحقیق هر جا که از کلمه¬های فشار روانی و فشار عصبی استفاده شده باشد معادل استرس در نظر گرفته شده است.
در مهندسی، استرس را حاصل جمع نیروهایی می¬دانند که چنانچه بر هر قطعه¬ای یا دستگاهی وارد شود، می¬تواند آن را در هم بشکند. بنابراین، وقتی فشار متراکم از میزان مقاومت جسمی بیشتر باشد آن جسم متلاشی می¬شود(راس وآلتایمر، 1377، 26).
بخش بزرگی از آنچه که ما امروزه درباره فشار عصبی می-دانیم حاصل کار دکتر هانس سلیه است. هانس سلیه را می-توان نخستین کسی دانست که در 1964 استرس را به عنوان پدیده تازه¬ای در نوع خود به طور کامل شرح می دهد. او این اصطلاح را برای توصیف یک سری از عکس العملهای فیزیکی و روانی نسبت به محرکها استفاده کرد (فور و دیگران، 2003، 727). او در تحقیقاتش در مورد یک هورمون جنسی، «پدیده انطباق عمومی» را به عنوان جریان ایجاد کننده استرس کشف نمود. سلیه عنوان می¬کند که تمامی عوامل استرسی آغازگر فرآیندهای مشابهی در بدن هستند، اگر این فرایندها مدت زمان زیادی به طول انجامند، مجموعه حالاتی را به وجود می¬آورند، که او آن¬ها را نشانگان انطباق عمومی نامید. یک دهه بعد وی در آثارش واژه استرس را به کار برد. منبع و منشاء عامل استرس¬زا می¬تواند بیماری یا آسیب جسمانی و یا قرا گرفتن در معرض سرما و گرما و فشارهای داخلی نظیر بیکاری یا تعارض در زناشویی باشد(راس، 1378، 259).
هر یک از انسانها در سطحی معمولی در برابر حوادثی که فشار عصبی همراه دارد از خود مقاومت نشان می¬دهند. بعضی از اشخاص می¬توانند تا حد زیادی در برابر فشار عصبی مقاومت کنند، حال آنکه گروه دیگر فاقد این تحمل و بردباری هستند. در هر حال هر یک از افراد بشر دارای مرزی هستند که بعد از آن فشار عصبی شروع به اثر گذاری می¬کند(مورهد و گریفین، 1384،252).
نشانه انطباق عمومی سه مرحله است: اعلام خطر ، مقاومت و درماندگی . در مرحله اعلام خطر، یک عامل خارجی سیستم داخلی روانی را تحت تاثیر قرار می¬دهد و باعث واکنش¬های فیزیولوژ‍یکی و شیمیایی در بدن می¬شود. اگر عامل ایجاد استرس ادامه یابد نشانه انطباق عمومی وارد مرحله مقاومت می¬شود که در این مرحله بدن برای مبارزه با فشار وارد عمل می¬شود. مرحله دوم (مقاومت) موجب شروع مرحله سوم و باعث درماندگی انسان می¬شود (لوتهانس ، 1992). به طورمثال مدیری را در نظر بگیرید که از او خواسته می¬شود یک گزارش طولانی را تهیه و روز بعد تحویل دهد. مدیر وقتی با چنین تقاضایی مواجه می¬شود ابتدا دچار هراس می¬شود و اعلام زنگ خطر در ایشان با گفتن این که چگونه می¬توانم تا فردا این گزارش را آماده نمایم پدیدار می¬شود. چنانچه مدیر شروع به پاسخگویی و مقابله با فشار وارده نماید به مرحله دوم یعنی مقاومت می¬رسد. اگر بگوید نمی¬توانم و توان تهیه گزارش تا فردا را ندارم در همان مرحله اول پدیده انطباق عمومی باقی مانده است. در مرحله مقاومت، مدیر شروع به تهیه گزارش می¬نماید و چنانچه در انجام آن موفق شود دیگر وارد مرحله سوم نمی¬شود. ولی اگر مدیر با تمام تلاشی که انجام داده است نتواند گزارش را تهیه نماید وارد مرحله سوم و درماندگی شده است(مورهد و گریفین، 1374).

مطلب مشابه :  انواع دیدگاه‌های مختلف در مورد رهبری تحول گرا
دسته بندی : باید ها و نباید ها