دانلود پایان نامه

شرکت تراکتورسازی ایران در سال 1347 به صورت شرکت سهامی خاص تاسیس شد و طی شماره 540/324 مورخ 26/02/1347 در اداره ثبت شرکتها در تبریز به ثبت رسید. این شرکت در تاریخ 21/01/1375 به شرکت سهامی عام تبدیل و در تاریخ 09/05/1375 در بورس اوراق بهادر پذیرفته شد. مرکز اصلی شرکت و کارخانه در شهر تبریز واقع است.
2-5-2) باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتورسازی تبریز
باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتورسازی تبریز، که بیشتر با نام تراکتورسازی یا به صورت مخفف تراکتور و در بین هواداران ترک خود به عنوان تیراختور شناخته میشود، یکی از پرهوادارترین باشگاههای فوتبال در ایران و آسیاست. این باشگاه فوتبال علاوه بر ایران در کشورهایی همچون جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز هوادارانی دارد. این تیم در سال 1349 شمسی با حمایت کارخانهی تراکتورسازی در شهر تبریز بنیانگذاری شد و هم اکنون تحت مسئولیت سپاه عاشورا است. سپاه عاشورا نقش مهمی در حل مسائل مالی باشگاه تراکتورسازی دارد و این تیم از امکانات ورزشی این ارگان استفاده میکند. همچنین 30 درصد سهام باشگاه متعلق به موسسه مالی و اعتباری کوثر میباشد. علاوه بر این موسسه مهر ایرانیان وابسته به سپاه پاسداران و شرکت سایپا از دیگر سهامداران و متولیان این باشگاه محسوب میشود. تیم تراکتورسازی تبریز تا فصل 81-1380 در سطح اول فوتبال ایران بازی میکرد اما در پایان آن فصل به دسته پایینتر سقوط کرد و پس از 8 سال تلاش ناموفق برای صعود، سرانجام در سال 1388 دوباره به لیگ برتر فوتبال ایران راه یافت. این تیم پس از صعود به لیگ برتر روند رو به رشدی داشته به طوری که در فصلهای 91-1390 و 92-1391 در جایگاه دوم جدول ایستاد تا اینکه در فصل 93-1392 در رقابتهای جام حذفی برای اولین بار به قهرمانی دست پیدا کرد. طبق آخرین ردهبندی برترین تیمهای باشگاهی جهان در 2014 میلادی که توسط پایگاه فوتبال دیتابیس صورت گرفته، تیم باشگاه تراکتورسازی تبریز با کسب 1448 امتیاز در ردهی پنجم ایران، سی و پنجم آسیا و چهارصدویکم جهان قرار دارد. طبق گفتهی فدراسیون بینالمللی تاریخ و آمار فوتبال بهترین رتبهای که تراکتورسازی تا به حال توانسته کسب کند رتبهی دویست و هشتم جهان، دهم آسیا و دوم ایران میباشد. باشگاه تراکتورسازی تبریز علاوه بر فوتبال، در رشتههای ورزشی فوتسال، سپک تاکرا و بسکتبال با ویلچر نیز فعالیت میکند(سایت فرهنگی ورزشی تراکتورسازی تبریز).
6-2) سابقه مطالعات پیشین
1-6-2)خارجی
ویچر و همکاران (1991)، و راجرتنام (1994)، در چند مطالعه موردی، به بررسی این موضوع پرداختهاند. یکی از این موارد شرکت کورنهیل، بود که به مدت 5 سال حمایت از لیگ کریکت انگلستان را با قراردادی 2 میلیون یورویی بر عهده گرفت. در نتیجه این کار، تشخیص شناسه شرکت کورنهیل، از 2 درصد به 21 درصد افزایش یافت. همچنین، نتایج حاصله نشان داد که فروش شرکت چیزی در حدود 15 الی 20 میلیون یورو افزایش داشته است.
راسل و استامینگر در سال 1988 بر اساس مصاحبهای که از 505 نفر از تماشاگران جام دیویس انجام داده بودند به این نتیجه رسیدند که برخی از صفات بازیکنان تنیس مانند اجتماعی بودن، صمیمی و دوست داشتنی بودن، میتواند به حامیان این بازیکنان منتقل شود.
استیپ و شیاون در تحقیقی در سال 1996 تحت عنوان “مدلسازی حمایت مالی المپیک روی تصویر شرکت” نشان دادند که نگرش نسبت به المپیک می تواند به حامیان المپیک نیز منتقل شود. این دو محقق از طریق تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه، به این نتیجه رسیدند که نگرش نسبت به المپیک، تاثیر معنیداری بر تصویر حامی دارد.
مادریگال 2000 در تحقیقی تحت عنوان “تاثیر اتحاد اجتماعی در ورزش در مقاصد خرید محصولات ورزشی” که بر روی تماشاگران یک بازی فوتبال انجام داد نشان داد که قصد خرید مصرفکنندگان از محصولات حامی رابطه مثبتی با تعلق به تیم دارد. وی همچنین در تحقیقی مشابه نشان داد که تعلق به تیم شدت رابطه میان نگرش نسبت به حامی و قصد خرید مصرفکنندگان از محصولات حامی را تحت تاثیر قرار میدهد.
پاپ و واگز در تحقیق جامعی تحت عنوان “تاثیر فعالیتهای حامیان مالی ورزشی، تصویر شناسه و استفاده از قبل روی قصد خرید مصرفکننده” در سال 2000، که بر روی 1136 نفر از دانشجویان یک دانشگاه استرالیایی انجام دادند، به بررسی اثرات حامیگری بر رفتارهای حمایتی هواداران در 7 رشته ورزشی پرداختند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، قصد خرید محصولات حامی در افرادی که تصویر مثبتی از شرکت در ذهنشان وجود دارد، نسبت به سایر افراد بیشتر است.
اسپید و تامسون(2000) در تحقیق خود به بررسی رابطه بین نگرش مصرفکنندگان به رویداد ورزشی، تناسب ادراک شده میان حامی و رویداد، و نگرش نسبت به حامی با نتایج حاصل از حامیگری پرداختند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که تناسب میان رویداد و حامی، حسن نیت حامی، حضور پر رنگ حامی و نگرش نسبت به حامی، از مهمترین عوامل تعیین کننده نتایج حاصل از حامیگری است. علاقه نسبت به رویداد و جایگاه رویداد از دیگر عوامل تعیین کننده نتایج حاصل از حامیگری است. تناسب میان حامی و رویداد، شدت رابطه میان علاقه به رویداد و جایگاه رویداد را تحت تاثیر قرار میدهد.
مادریگال در تحقیقی تحت عنوان “تاثیر شناسهی اجتماعی روی سلسله مراتب نگرش اهداف” در سال 2001 بر اساس نظریه هویت اجتماعی نشان داد که اگر طرفداران یک تیم ورزشی از تعلق تیمی بالایی برخوردار باشند، احتمال خرید آنان از محصولات حامی افزایش مییابد. این بدان معنی است که داشتن تعلق خاطر به یک تیم ورزشی، بیانگر جنبههایی از هویت اصلی فرد است که مقاصد رفتاری و نگرشی وی نسبت به حامی تیم را تحت تاثیر قرار میدهد.
گوینر و اسوانسون(2003) تاثیر تعلق هواداران به تیم ورزشی را بر روی چهار مورد از نتایج حامیگری، از جمله تشخیص حامی، نگرش نسبت به حامی، حمایت و رضایت از حامی، سنجیدند. علاوه بر آن، این دو محقق از متغیرهای اعتبار، اشتیاق به ورزش و مشارکت هوادار، به عنوان عوامل اثر گذار بر تعلق به تیم استفاده کرده اند. با استفاده از الگوی معادلات ساختاری، این محققین به این نتیجه رسیدند که طرفدارانی که از تعلق تیمی بالایی برخوردارند، پاسخ مثبتی به نتایج حاصل از حامیگری دادهاند. همچنین نتایج حاصل نشان داد که پیشآیندهای مطرح شده میتواند عاملی در پیش بینی تعلق تیمی بهشمار رود. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که میزان تشخیص حامی، نگرش مثبت به حامی، حمایت از حامی و رضایت از آن در افرادی که از تعلق تیمی بالایی برخوردار بودهاند، نسبت به سایر افراد بسیار بالا بوده است. همچنین بیان شد که تعلق به تیم در افراد مختلف متفاوت است چراکه آن میتواند تحت تاثیر اعتبار تیم، اشتیاق به ورزش و میزان مشارکت در ورزش، قرار گیرد.
پیت و سلاتر در تحقیقی تحت عنوان “بررسی اثر زمان در میزان آگاهی از حمایت” در سال 2004، به بررسی رابطه بین حمایت از یک لیگ فوتبال و آگاهی از شناسه حامی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که رابطه مثبتی بین آن دو وجود دارد.
کارنول و کیوت در سال 2005 در تحقیقی تحت عنوان “علت حمایتهای شرکتهای بزرگ: شناسایی نقش قصد خرید” به بررسی تاثیر حامیگری سازمان های غیر انتفاعی از رویدادهای ورزشی بر قصد خرید مصرفکنندگان پرداختند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که تعلق به رویداد ورزشی تاثیر مثبتی بر قصد خرید مصرفکنندگان از محصولات حامی دارد.
هاروی و همکاران در تحقیقی تحت عنوان “اندازهگیری پیامدهای حامیگری” در سال 2006 بیان کردهاند که حامیگری میتواند واکنش مصرفکنندگان نسبت به حامی را تغیر داده و موجب ایجاد نگرشهای مثبت نسبت به حامی شود، که این امر در نهایت منجر به افزایش تمایل مصرفکنندگان به خرید محصولات حامی میشود. به طور مشابه، کو و همکاران (2008)، نتیجهگیری کردهاند که تمایل به خرید محصولات حامی در مصرفکنندگانی که تصویر مثبتی از حامی دارند، بیشتر است.
الکساندر و همکاران در سال 2007 به بررسی رابطه بین نگرش نسبت به رویداد، اشتیاق به ورزش و نگرش نسبت به حامی با تصویر شناسه، قصد خرید و تبلیغات توصیهای محصولات حامی پرداختند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل الکساندر و همکاران نشاد داد که قصد خرید مصرف کنندگان از محصولات حامی شدیداً تحت تاثیر نگرش نسبت به رویداد، اشتیاق به ورزش و نگرش نسبت به حامی قرار دارد. تبلیغات توصیهای و تصویر شناسه نیز رابطه معنیداری با نگرش نسبت به حامی و اشتیاق به ورزش دارد. همچنین نتایج حاصله نشان داد که 73 درصد از پاسخ دهندگان از حامی رویداد آگاهی داشتهاند.
کو و همکاران در تحقیقی تحت عنوان “اثر ورزش در حمایت و آگاهی از تصویر شناسهی شرکتها و قصد خرید محصولات حامیان مالی” در سال 2008، به این نتیجه رسیدند که اشتیاق به ورزش روی آگاهی از شناسه تاثیر دارد و آگاهی از شناسه، تصویر شناسه و قصد خرید را تحت تاثیر قرار میدهد.
گوینر و بنت در تحقیقی تحت عنوان “تاثیر نام تجاری منسجم و شناسهی ورزشی روی برند مناسب در یک زمینهی حمایتی مالی” در سال 2008 همچنین نشان دادند که نگرش مثبت نسبت به حامی و قصد خرید از محصولات حامی رابطه معنیداری با یکدیگر دارند.
در تحقیقی سرگی و همکاران (2008) با بسط دادن مفهوم «تناسب ادراک شده» به حوزه حامیگری و ارتباطات بازاریابی، مدلی را توسعه دادهاند که در آن تناسب ادراک شده فرد از رویداد بر میزان وفاداری نسبت به شناسه حامی رویداد تأثیر میگذارد. نتایج حاصل از این تحقیق که بر روی 1588 نفر از هواداران مسابقات ناسکار انجام گرفت، نشان داد که تناسب ادراک شده از رویداد تأثیر مثبتی بر وفاداری فرد به شناسه دارد. همچنین این محققین نشان دادند که هرچه میزان اشتیاق فرد نسبت به رویداد و آگاهی از حامی بیشتر باشد، این تأثیر بیشتر میشود.
فیلو و همکاران در سال 2010 در مطالعهای تحت عنوان “سابقه و پیامدهای تعلق و تصویر حامیان در رویدادهای خیریهی ورزشی” که بر روی 672 نفر از مخاطبان دوی ماراتون در استرالیا انجام گرفته بود، به این نتیجه رسیدند که تعلق به رویداد و تصویر حامی، تاثیر مثبتی بر قصد خرید محصولات حامی داشته است. همچنین الکساندر و همکاران (2007)، در تحقیقی که بر روی یک تیم بسکتبال انجام داده بودند، به این نتیجه رسیدند که تمایل به خرید محصولات حامی در افرادی که از نگرش مثبتی نسبت به حامی برخوردارند، بیشتر است.
در تحقیقی ونتورا و دداوغلو (2013) به بررسی تاثیر اجرای برنامههای بازاریابی بر طرز تفکر مشتریان در تیمهای فوتبال ترکیه پرداختند و در این زمینه مدلی را ارائه دادند. نتایج حاصل از این تحقیق که بر روی تیمهای فوتبال ترکیه انجام گرفت، نشان داد که هواداران در تیمهای فوتبال ترکیه به نشان تجاری صاحبان برند خیلی شدید متعصب هستند و بازیکنان ستاره و دستاوردهای تیم به ترتیب در ردههای بعدی بودند. و همچنین نشان داده شد که طرز تفکر مشتریان(آگاهی، انجمنها، رفتار و وابستگی) نتایج رضایتبخشی را روی فعالیت مشتریان(بلیط و قصد خرید) نداشتند.
1-1-6-2) الگوی اسپید و تامپسون (2000)
عنوان: بررسی عوامل اثر گذار بر نتایج حاصل از حامیگری ورزشی