دانلود پایان نامه

فرانسیس و همکاران (2005 و 2004) پرتفوهایی بر مبنای شاخص کیفیت اقلام تعهدی تشکیل دادند و مستند کردند که به طور متوسط بازده شاخص کیفیت اقلام تعهدی با بازده های تحقق یافته سهام (به طور منفرد)، همبستگی مثبت دارند و همچنین نشان دادند که کیفیت اقلام تعهدی، رابطه معکوسی با هزینه سرمایه سهام دارد و نیکولز (2006) بازده های روزانه غیرعادی معنی داری برای شاخص کیفیت اقلام تعهدی مستند نمود، اما کور و همکاران (2008) خاطرنشان می کنند با وجود اینکه فرانسیس و همکاران (2005) نشان می دهند که متوسط بار شاخص کیفیت اقلام تعهدی مثبت است، اما نتیجه گیری در خصوص این که شاخص کیفیت اقلام تعهدی یک عامل خطرپذیری قیمت گذاری شده است، مستلزم تأیید این موضوع است که سهام دارای شاخص کیفیت اقلام تعهدی بزرگ تر، به طور متوسط بازده های تحقق یافته بیشتری نیز به همراه دارند. برای این منظور کور و همکاران (2008) آزمون های قیمت گذاری دارایی های دومرحله ای استاندارد (مانند فاما و مکبث 1973) را انجام دادند و فهمیدند که بار شاخص کیفیت اقلام تعهدی، تغییرات مقطعی در بازده را تبیین نمی کند و صرف شاخص کیفیت اقلام تعهدی هم از لحاظ آماری و هم از لحاظ اقتصادی با اهمیت نیست. به عبارت دیگر نتیجه گرفتند که شواهدی مبنی بر قیمت گذاری کیفیت اقلام تعهدی وجود ندارد. آن ها همچنین به طور مستند نشان دادند که شاخص کیفیت اقلام تعهدی، بازده های تحقق یافته آتی ماهانه سهام را پیش بینی نمی کند. بنابراین کور و همکاران (2008) استدلال کردند که بازده معنی دار شناسایی شده توسط نیکولز (2006) ناشی از مرتب سازی مجدد پرتفوی های روزانه است که به طور ضمنی تحت تأثیر سو گیری بازده های پرتفوی های روزانه با وزن یکسان هستند (اُگنوا 2010، ص8).
به طور خلاصه، درحالی که مدل های تحلیلی نشان می دهند که بین هزینه سرمایه شرکت و کیفیت اطلاعات رابطه وجود دارد، تحقیقات تجربی در خصوص رابطه کیفیت اقلام تعهدی (اندازه گیری شده با استفاده از شاخص کیفیت اقلام تعهدی) با هزینه سرمایه، شواهد متفاوتی ارائه می دهند. مخصوصاً این که آزمون های معمول قیمت گذاری دارایی های شواهد اندکی در خصوص قیمت گذاری کیفیت اقلام تعهدی توسط بازار سهام ارائه می دهند. لیکن با توجه به تعداد زیاد مطالعاتی که به طور ضمنی یا به صراحت بر وجود عامل کیفیت اقلام تعهدی تکیه می کنند، به دلیل نتایج تجربی متناقضی که در این زمینه وجود دارد هنوز اجماعی در مورد این که کیفیت اقلام تعهدی (به عنوان عامل خطرپذیری اطلاعاتی) یک عامل خطرپذیری است یا خیر وجود ندارد. لذا حل و فصل بحث در مورد وجود یک عامل خطرپذیری قیمت گذاری شده در رابطه با کیفیت اقلام تعهدی، مهم به نظر می رسد.
از طرفی نتایج مطالعات برشمرده شده در پیشینه تحقیق تنها مبتنی بر شرکت‏های آمریکایی است و تحقیقی در خصوص این که کیفیت اقلام تعهدی یک عامل خطرپذیری است یا خیر در ایران (با بازار سرمایه کمتر توسعه یافته و عدم تقارن اطلاعاتی بسیار شدید) صورت نگرفته است، لذا معلوم نیست که آیا این نتایج را می‏توان به دیگر کشورها نظیر ایران نیز تعمیم داد یا خیر. لذا این تحقیق برای ارائه درک بهتری از کیفیت اقلام تعهدی و این که کیفیت اقلام تعهدی توسط بازار سرمایه ایران قیمت گذاری می شود یا خیر صورت پذیرفته است.
فرضیه‏های تحقیق
فرانسیس و همکاران (2005)، ابودی و همکاران (2005)، اگنوا (2008)، کیم و کی (2010) نشان دادند که کیفیت اقلام تعهدی رابطه معکوسی با هزینه سرمایه سهام دارد و نتیجه‏گیری کردند که شاخص کیفیت اقلام تعهدی یک عامل خطرپذیری قیمت گذاری شده است، اما کور و همکاران (2008) و ماشرووالا و ماشرووالا (2011) دریافتند که هیچ ارتباطی بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده های آتی سهام وجود ندارد و از این رو نتیجه گرفتند که شواهدی مبنی بر وجود عامل کیفیت اقلام تعهدی قیمت گذاری شده وجود ندارد.
اگنوا (2010) از طرفی بیان می کند که پس از حذف شوک های جریان نقدی، بازده تحقق یافته آتی با کیفیت اقلام تعهدی همبستگی منفی دارد و این نتیجه را تأییدی برای آزمون های استاندارد قیمت گذاری دارایی ها و اهمیت کنترل شوک های جریان نقدی در آزمون های قیمت گذاری دارایی ها می داند و از طرف دیگر بیان می کند که کور و همکاران (2008) قادر به یافتن رابطه ای بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده های تحقق یافته آتی نبوده اند. زیرا شاخص کیفیت اقلام تعهدی آن ها (شاخص تعدیل شده کیفیت اقلام تعهدی دیچو و دچو (2002)) همبستگی منفی با شوک های جریان نقدی آتی دارد، یعنی شرکت هایی با کیفیت اقلام تعهدی کم (زیاد) در آینده شوک های جریان نقدی منفی (مثبت) بیشتری را تجربه می کنند. با توجه به این رابطه، بازده های مورد انتظار بیشتر (کمتر) وابسته به کیفیت اقلام تعهدی ضعیف (خوب) شرکت ها مرتباً با شوک های جریان نقدی منفی (مثبت) تهاتر می شود، در نتیجه منجر به عدم وجود رابطه ای بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده های تحقق یافته آتی شده است (اگنوا 2010، ص 2-1).
لذا ارائه درک بهتری از این که آیا قیمت‏گذاری شاخص کیفیت اقلام تعهدی با تفسیری بر مبنای خطرپذیری سازگار است، مهم به نظر می‏رسد و یکی از مسائل اساسی در این بحث این است که آیا رابطه مثبت و قوی بین بازده آتی و شاخص کیفیت اقلام تعهدی وجود دارد یا خیر. بنابراین فرضیه اول این تحقیق به بررسی این موضوع می پردازد که آیا بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام رابطه وجود دارد. در ادامه نیز برای بررسی این موضوع که کیفیت اقلام تعهدی (به عنوان عامل خطرپذیری اطلاعاتی) یک عامل خطرپذیری قیمت گذاری شده است یا خیر، فرضیه های 2و 3 تحقیق براساس تحقیقات کور و همکاران (2008) و ماشرووالا و ماشرووالا (2011) بیان و در بورس اوراق بهادار تهران (به عنوان بازار سرمایه ایران) مورد آزمون قرار گرفت.
بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام رابطه معنی داری وجود دارد.
حساسیت بازده آتی سهام به کیفیت اقلام تعهدی در طول زمان مشابه است.
شاخص کیفیت اقلام تعهدی معرف خطرپذیری است.
روش تحقیق
روش های پژوهش، در واقع ابزارهای دستیابی به واقعیت به شمار می رود. روش های پژوهش متعددند و هر روشی تا اندازه ای به کشف قوانین علمی کمک می کند. در هر پژوهش، پژوهشگر تلاش می کند تا مناسب ترین روش را انتخاب کند؛ و آن روشی است که دقیق تر از روش های دیگر قوانین واقعیت را کشف کند (دلاور، 1385، ص 25).
تحقیقات علمی را براساس هدف و ماهیت و روش می توان طبقه بندی نمود که بر اساس هدف، تحقیقات علمی به سه گروه بنیادی، کاربردی و علمی و بر اساس ماهیت و روش، به پنج گروه تحقیقات تاریخی، توصیفی، علّی (پس رویدادی)، همبستگی و تجربی (آزمایشگاهی) تقسیم می شوند. تحقیقات کاربردی، تحقیقاتی هستند که با استفاده از زمینه و بستر شناختی و معلوماتی که از طریق تحقیقات بنیادی فراهم شده برای رفع نیازمندی های بشر مورد استفاده قرار می گیرند (حافظ نیا، 1384، ص 76- 50).
روش تحقیق همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون، یکی از روش های تحقیق تحلیلی است که در آن رابطه میان متغیرها بر اساس هدف تحقیق تحلیل می شود. در روش تحقیق همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون، هدف پیش بینی تغییرات یک یا چند متغیر وابسته با توجه به تغییرات متغیرهای مستقل است. (طبیبی و همکاران، 1388 ص 153).
اگرچه روش های زیادی برای برآورد مدل های آزمون فرضیات مورد استفاده قرار می گیرد، شارپ و همکاران (1995) این روش ها را به سه گروه عمده زیر دسته بندی نمودند:
روش های مقطعی
روش های سری زمانی
روش های عاملی– تحلیلی
در روش های مقطعی، سازنده مدل ابتدا شروع به برآورد حساسیت سهام نسبت به عامل های معین می کند، سپس در یک دوره زمانی مشخص، مقادیر عامل ها بر مبنای بازده سهام و حساسیت آن ها نسبت به عامل ها، برآورد می شود. این فرآیند برای چندین دوره زمانی تکرار می شود. بنابراین برآوردی از انحراف معیار عامل ها و همبستگی آن ها تهیه می شود (درخشنده دشتی،1382، ص 41).
در روش سری زمانی حساسیت ها شناخته شده هستند و مقادیر عامل ها برآورد می شود. اساساً حساسیت ها در روش مقطعی برخی اوقات به ویژگی مربوط می شود. به علاوه تحلیل در طول یک دوره زمانی و برای گروهی از سهام اجرا می شود، سپس دوره زمانی دیگر برای همان گروه و سپس بعدی و الی آخر (همان منبع، ص 42).
در روش های عاملی- تحلیلی، سازنده مدل نه عوامل را می شناسد و نه حساسیت سهام به آن عوامل را، لذا از یک روش آماری به نام «تحلیل عامل» برای استخراج تعداد عوامل و حساسیت سهام استفاده می شود (همان منبع، ص 42)
بنابراین تحقیق حاضر یک تحقیق مقطعی و از نوع تحقیقات کاربردی و به روش همبستگی و به صورت تحلیل رگرسیون است.
روش گردآوری اطلاعات
در این پژوهش برای جمع آوری بخشی از اطلاعات که عمدتاً جهت تدوین مبانی نظری و ادبیات تحقیق (فصل دوم) مورد استفاده قرار گرفته است، از روش کتابخانه ای استفاده شده است که بدین منظور از کتب، مقالات و پایان نامه های تحصیلی داخلی و خارجی، جهت مطالعه ادبیات موضوع و بررسی پیشینه تحقیق استفاده شده است.