دانلود پایان نامه

پژوهش های انجام شده در ایران
در پژوهش هایی که در مورد اضطراب در ایران انجام شده، بیشتر در حیطه مداخلات بوده و تحقیقات اندکی به مسائل آسیب شناسی پرداخته است.
پژوهش خداپناهی و همکاران(1391) با هدف بررسی رابطه بین مولفه های روابط مادر- کودک و نشانگان اضطرابی در کودکان پیش دبستانی، تعداد 291زن از بین مادران کودکان 2تا6سال شهر تهران انتخاب کردند، در این پژوهش روابط مثبت مادر-کودک، پیش بین منفی نشانه های اختلالات اضطراب اجتماعی، وسواس بی اختیاری و ترس از جراحت جسمانی است. در حالی که تعارض مادر-کودک یک پیش بینی کننده مثبت نشانگان اضطرابی به ویژه اضطراب تعمیم یافته، اضطراب اجتماعی و ترس از جراحت جسمانی در کودکان است. همچنین وابستگی مادر کودک پیش بینی کننده مثبت نشانگان اضطرابی به ویژه در مورد اضطراب جدایی است.
در پژوهش ذوالفقاری مطلق و همکاران(1386) با هدف بررسی تاثیر ویژگی های مادر بر اضطراب اجتماعی و سطح رشد اجتماعی کودک ویژگی های مادر(سبک دلبستگی، ویژگی شخصیتی و اضطراب صفت) در دو گروه مادران دارای کودک اضطراب جدایی و کودک سالم مورد مقایسه قرار گرفت، نتایج حاصل شده نشانگر آن بود که دلبستگی ناایمن اضطرابی –دوسوگرا، اضطراب صفت می توان پیش بینی کننده اضطراب جدایی و سطح رشد اجتماعی کودک باشند.
در پژوهش غمخوار فرد و همکاران، (1391) با هدف پیش بینی اضطراب دوره کودکی بر اساس طرحواره های ناسازگار کودک و سبک های فرزند پروری مادر؛ نمونه ای متشکل از 152کودک که به روش تصادفی از مقاطع ابتدایی و راهنمایی شهر تهران انتخاب شده بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که طرحواره های نسبت به سبک های فرزند پروری مادر، نقش برجسته ای در پیش بینی اضطراب دوره کودکی ایفا می کند. علاوه بر این یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که اضطراب در دوره کودکی توسط طرحواره شکست، آسیب پذیری، تنهایی و سلطه پذیری کودکان پیش بینی می شود در این پژوهش هیچ کدام از سبک های فرزند پروری مادر با علائم اضطرابی کودک همراه نبود.
نتیجه گیری:
همانطور که در مقدمه ذکر شد اختلالات اضطرابی شایعترین مشکلات روانشناختی در کودکان و نوجوانان می باشد. تقریبا یک کودک از هر ده کودک واجد معیار ها ی اختلالات اضطرابی نامیده است.
در مجموع نتایج نشان می دهد که در پژوهش های صورت گرفته اعتقاد بر این است که شکل گیری اضطراب، در دوره کودکی شروع می شود، یا آمادگی برای ابتلا به اختلال اضطرابی در دوره کودکی آغاز می شود. عوامل متعددی می تواند در علائم اضطرابی کودک نقش داشته باشد که یکی ازاین عوامل مربوط به برخی ویژگی ها و الگوهای ارتباطی والدین می باشد. اغلب والدین در واقع ترس ها، نگرانی ها و اضطراب کودکشان را جزء شخصیت او می دانند و به صورت غیر قابل تغییر فرض می کنند و عده ای به خاطر این که خودشان این ترس ها و نگرانی ها را تجربه می کنند این به کودکانشان انتقال می دهند و این طور فرض می کنند که در این جهان تهدید کننده این سبک زندگی طبیعی است. اکثر پژوهشها نقش عوامل والدینی را در ایجاد و تداوم علائم اضطرابی کودکان غیر قابل انکار می دانند. این در اهمیت متغیر های مربوط به والدین را در اضطراب کودکان در ارزیابی، تشخیص، درمان، پیش آگهی درمان نشان می دهد از طرفی دیگر اضطراب دارای هزینه هایی برای کودکان، خانواده ها و نهاد هایی مثل آموزش و پرورش است. وقتی کودک با مهارت های ناکافی ارتباطی پرورش می یابد، از برقراری روابط نزدیک و صمیمانه می ترسد. این کودکان در خانواده مشکلاتی را برای خانواده شان به وجود می آورد. همچنین برای یک معلم، آموزش و همچنین ارتباط با یک کودک مضطرب مشکل است. لزوم ارزیابی جامع هر کدام از این مولفه ها برای خانواده ها و کودک، بی شک ما را به سمت رهنمود های درمانی مناسب با مراجع یاری می دهد، برای هر کدام از این متغیر هایی که پیشتر به تفصیل توضیح داده شد و به صورت جداگانه ای در پژوهش های پیشین به کار گرفته شده و مورد بررسی قرار گرفته در پژوهش حاضر به صورت یکپارچه مورد بررسی قرار می گیرد. عدم بررسی ارتباط کمال گرایی والدین و خود کارامدی والدینی با علائم اضطرابی کودک در نمونه کودکان ایرانی، ناهمخوانی پژوهش های انجام شده در ایران همچنین عدم بررسی ابعاد فرهنگی- اجتماعی، ما را با این سوال مواجه می سازد که آیا تفاوتی بین کمال گرایی، سبک های والدگری،خود کارامدی والدینی،اضطراب صفت- حالت در والدین کودکان مضطرب با کودکان عادی وجود دارد؟
پژوهشها نشان می دهد می دهد که برای برنامه ریزی مداخلات درمانی اگر میزان خودکارامدی والدینی کمال گرایی والدینی، سبک والد گری، آسیب شناسی والدین در نظر گرفته شود با نتایج مطلوب تری همراه است و همچنین اگر مداخلات روی سبک والد گری(گرمی هیجانی، پذیرش ) متمرکز شود با پیامد درمانی مطلوبی همراه می باشد. به نظر می رسد که والدین با کودکان مضطرب تابلو بالینی متمایزی را نسبت به والدین کودکان غیرمضطرب به خود اختصاص دهند. از این رو بررسی بیشتر عوامل والدینی کودکان مضطرب ما را در شناخت هر چه بهتر اضطراب کودکان یاری می نماید و ما را به سمت راهبرد های درمانی مناسب سوق می دهد.
فصل سوم:
فرایند روش شناختی پژوهش
فصل سوم:
فرایند روش شناختی پژوهش
فرایند روش شناختی پژوهش
هدف اساسی پژوهش حاضر تعیین تفاوت میزان اضطراب ، سبک های والد گری، کمال گرایی و خود کارامدی در والدین کودکان مضطرب و غیر مضطرب بوده است. بدین خاطر در این فصل به نوع تحقیق، شیوه انتخاب آزمودنی ها، ابزار های مورد استفاده و شیوه تحلیل داده ها پرداخته می شود.
نوع پژوهش:
پژوهش حاضر پیرو طرحی از نوع علی مقایسه ای و پس رویدادی می باشد.
آزمودنی ها:
الف ) جامعه آماری: جامعه آماری پژوهش حاضر در بر گیرنده دو گروه بوده است :1.کودکان 7-12 ساله مبتلا به اختلالات اضطرابی و والدین آنها در مشهد 2. کودکان7-12 بهنجار و والدین آنها در شهر مشهد.
نمونه تحقیق:
نمونه تحقیق حاضردر بر گیرنده دو گروه از آزمودنی هاست:
کودکان دارای علائم اضطرابی و والدین آنها: آزمودنی ها در این گروه با روش نمونه گیری در دسترس از سه مرکز کلینیک ویژه کودکان بیمارستان ابن سینا، بیمارستان تخصصی کودکان دکتر شیخ، کلینیک سلامت کودک و همچنین دانش آموزان 7 تا 12ساله مدارس ابتدایی شهر مشهد که بر اساس غربالگری اولیه و مصاحبه با معلم و والدین دارای علائم اضطرابی بوده اند، انتخاب شدند.نمونه بالینی شامل 50 مبتلا به اختلالات اضطرابی و والدین آنها می باشد که در پژوهش حاضر شرکت کرده اند.در زیر به به معیار های ورود و خروج آزمودنی ها می پردازیم:
الف) معیار های ورود
دریافت تشخیص یک اختلال اضطرابی توسط روانپزشک یا روانشناس برای کودک مورد نظر در کلینیک .
کسب نمره خام حداقل 10در خرده مقیاس اختلال اضطرابی از فرم والد نظام سنجش آخنباخ
دارا بودن سن 7 تا 12سال